تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۵  ، 
کد خبر : ۶۹۷۰۶

بررسی زندگینامه رییس‌جمهور منتخب


دکتر انور خامه‌ای
آقای مهندس گلباف در دو شماره گذشته مجله گزارش (شماره 165 ویژه تیرماه 84) به‌راستی سنگ تمام برای رئیس‌جمهور منتخب محترم گذاشته و 12 صفحه از اوراق گرانبهای مجله گزارش را با عکس‌های متعدد و تفصیلات به ایشان تخصیص داده بودید که شامل یک گزارش تخیلی به قلم شریف خودتان درباره دولت آینده جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد می‌شد. افزون بر این در صفحه اول هم به جای اینکه طبق معمول تصویر روی جلد را چاپ کنید و توضیح دهید عکس رئیس‌جمهور منتخب را چاپ کرده و خوانندگان را به قرائت مطالبی که مربوط به ایشان است توصیه فرموده‌اید.
جناب آقای مهندس، نگارنده این سطور هم بنا به توصیه جنابعالی تمام این چهار مقاله و گزارش را با دقت خواندم حتی آن گزارش تخیلی خودتان را. همه چیز درباره رئیس‌جمهور محترم آینده در آنها بود جز یک مسئله که علاقه خاصی به داشتن آن داشتم یعنی زندگینامه ایشان. به عبارت دیگر می‌خواستم بدانم رئیس‌جمهور محترم آینده کشورمان چگونه مردمی است؟ معلوماتش چقدر است؟ چه کارهایی کرده است؟ مجرد است یا متاهل؟ آیا فرزند دارد یا ندارد؟ اگر دارد چند تا هستند و پسرند یا دختر؟ دارایی‌ ایشان چقدر است؟ درآمدش از شهرداری چه اندازه بوده است و از دانشگاه علم و صنعت چقدر؟
در مقابل تمام این پرسش‌ها تنها چیزی که من از مقالات و گزارش‌های شما کشف کردم این بود که ایشان:
1- همسر و سه فرزند دارند؛ 2- در یک خانه 110 متری در نارمک سکونت دارند (البته مشخص نکرده‌اید که ملکی است یا اجاره‌ای!) و 3- مالک یک پژو 504 هستند (معلوم نکرده‌اید که راننده شخصی دارند یا خودشان رانندگی می‌کنند!)
چون این اندازه از معلومات برای ارضای حس کنجکاوی من و شاید بسیاری از خوانندگان دیگر گزارش کافی نیست، لذا به جستجو پرداختم و از لابه‌لای روزنامه‌ها سرانجام زندگینامه نسبتاً مبسوطی از رئیس‌جمهور منتخب محترم به دست آوردم. این زندگینامه در روزنامه "آفتاب" شماره 1542 به تاریخ 5 تیر 84 صفحه 5 به چاپ رسیده و کسی هم به آن اعتراضی نکرده است.
تمام دلایل من از نوشتن این مختصر عبارت این است که پس از خواندن این زندگینامه سوال‌هایی برای حقیر مطرح شده است که می‌خواهم با شما و خوانندگانتان در میان بگذارم تا در حل و پاسخ آنها به من کمک کنید. امیدوارم از چاپ این نامه خودداری نفرمایید. ضمناً اضافه کنم که هرگونه مسئولیت احتمالی که در مورد این زندگینامه پیش بیاید متوجه حقیر نیست بلکه برعهده‌ی روزنامه آفتاب است.
این روزنامه نخست به ذکر تاریخ و محل تولد و وضع خانوادگی رئیس‌جمهور منتخب محترم می‌پردازد و سپس دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه ایشان را شرح می‌دهد که منجر به قبولی با «کسب رتبه 130 از کنکور سراسری در سال 1354" و "شروع تحصیلات در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت" در همان سال می‌شود. تا اینجا زندگی ایشان کاملاً طبیعی و مانند بسیاری از جوانان با استعداد کشورمان بوده است.
از هفت سالگی تا نوزده سالگی یعنی در عرض 12 سال دبستان، راهنمایی و دبیرستان را گذرانده، در نخستین در کنکور با رتبه ممتاز موفق شده و به دانشگاه راه‌یافته است.
اما از اینجا به بعد دوران پرتلاطم زندگی رئیس‌جمهور آغاز می‌شود. اگر به سیاق گذشته تحصیلات خود را دنبال کرده بود باید در عرض سه یا چهار سال یعنی حداکثر در 1358 دوره کارشناسی را تمام کرده و مهندس می‌شد و به کار می‌پرداخت یا تحصیلات خود را برای نیل به کارشناسی ارشد ادامه می‌داد. لیکن متاسفانه چنین نیست و او یازده سال در این مقطع از تحصیلات (شاید به دلیل انقلاب فرهنگی) در جا می‌زند و تنها «در سال 1365 در مقطع کار‌شناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته می‌شود.» اگر منصفانه داوری کنیم او یگانه مقصر این طولانی شدن نبوده و علل دیگری در این امر دخالت داشته است. این 11 سال دوران انقلاب، اعتصاب‌های مکرر، کشمکش و زد و خورد میان گروه‌های مختلف‌العقیده دانشجویان، غیبت بسیاری از استادان، خلاصه بی‌نظمی، ناامنی و فقدان مدیریت در دانشگاهها بوده است.
خوشبختانه از سال 1365 جبران مافات و دوران پیشرفت سریع علمی و موفقیت‌های دانشگاهی آقای احمدی‌نژاد آغاز می‌شود. او دوره کارشناسی ارشد را به گونه‌ای ادامه می‌دهد که «در سال 1368 به عضویت دو هیئت علمی در دانشگاه علم و صنعت درآمده و در سال 1376 نیز موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای «مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک» شد. وی ضمن تدریس در دانشگاه مذکور، استاد راهنمای ده‌ها پایان‌نامه معتبر و علمی کارشناسی ارشد در زمینه‌های مختلف مهندسی بوده است.» تا اینجا ما مواجه با دوران کامل و منظم یک عضو هیات علمی هستیم. هر استاد هر دانشیار، هر استادیار و هر مدرس این مراحل را به ترتیب طی کرده و زندگی شغلی او عمدتاً صرف طی این مراحل و انجام وظایف و کوشش‌های مربوط به آنها بوده است. از سد کنکور که خود مستلزم زحمت و دود چراغ خوردن فراوانی است بگذریم. کسب مدرک کارشناسی، آنهم در رشته مهندسی کاری دشوار و طاقت‌فرسا است که درس خواندن، تحقیق کردن و تجربه فنی آموختن روز و شب را می‌طلبد. پذیرش در کارشناسی ارشد و گذراندن این دوره و مدرک کارشناسی ارشد در مهندسی گرفتن یعنی یک مهندس تمام عیارشدن، کار حضرت فیل است. اگر بیست و چهار ساعت در روز جزوه‌های استادان را بیاموزی و افزون بر آن در آزمایشگاه و کارگاه به تمرین و تجربه بپردازی، باز ممکن است وقت کم بیاوری. از گذراندن دوره دکترا که دیگر چه عرض کنم. مگر نوشتن رساله دکترا کار هر کسی است؟ باید واردکتابخانه بشوی و صدها کتاب را زیر و رو کنی تا بتوانی یک صفحه مطلب از میان آنها در بیاوری! حالا اگر این کار همراه با تدریس هم باشد و سر و کله زدن با دانشجویان و کارهای تحقیقاتی و اوراق آزمونهای آنها را خواندن و تصحیح کردن را به همراه داشته باشد که کاری کمرشکن است. این توضیحات را برای آن آوردم که بدانید همین اندازه از زندگینامه آقای دکتر مهندس احمدی‌نژاد اگر درست باشد که هست به زحمت به ایشان اجازه فعالیت دیگری را می‌داده است.
ما، در این زندگینامه با آقای محمود احمدی‌نژادی رو به رو می‌شویم که در همین برهه زمانی یعنی از 1365 تا 1376 علاوه بر تحصیل و تدریس در جاهای دیگری نیز بوده و کارهای دیگری هم کرده است. در این زندگی‌نامه می‌خوانیم: «وی با شروع جنگ تحمیلی به منطقه غرب شتافت و تا سال 1364 در فعالیت‌های پشتیبانی منطقه تلاش کرد و در سال 1365 داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوسته و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عملیات برون‌مرزی کرکوک شرکت نمود و بعد از‌ آن نیز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشگر 6 ویژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استانهای غربی کشور به خدمت پرداخت. احمدی‌نژاد در دهه‌ی 60 چهار سال به عنوان معاون و فرماندار ماکو و خوی و همچنین دو سال به عنوان مشاور استاندار کردستان خدمت به مردم استانهای آذربایجان و کردستان را نیز پشت سر گذاشته و از سال 1372 در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی(وقت) فعالیت می‌کرد، به عنوان اولین استاندار استان جدید‌التاسیس اردبیل نیز منصوب شد. «استانداری اردبیل در زمان مدیریت ایشان به رغم محدود بودن فصل کار عمرانی به دلیل سردسیری منطقه در سالهای 74 و 75 طبق رده‌بندی سازمان برنامه و بودجه در زمینه‌ی فعالیت عمرانی به عنوان استانداری برتر شناخته شد."
آقای احمدی‌نژاد در همان زمانی که در تهران در آزمون کارشناسی ارشد شرکت داشته و موفق هم شده و این دوره از تحصیلات خود را آغاز کرده است(1365 و بعد از آن) در جبهه‌ی غرب (کردستان و آذربایجان غربی) به تیپ ویژه پاسداران می‌پیوندد و در قرارگاه رمضان، یک دوره آموزش رزمی و نظامی را می‌گذراند و پس از فراگرفتن مهارت جنگی برای عملیات برون مرزی یعنی پشت جبهه دشمن به کرکوک در عراق می‌رود و این عملیات بسیار خطر‌ناک را پیروز‌مندانه انجام می‌دهد
در سالهای 1366 تا 1368 در حالی که ایشان عضو هیات علمی و مشغول تدریس در دانشگاه علم و صنعت بوده و رساله‌های کارشناسی دانشجویان را بررسی می‌کرده است همزمان مسئولیت مهندسی رزمی لشگر 6 ویژه‌ی سپاه و سپس ریاست ستاد جنگ در استانهای غربی کشور را برعهده داشته است!
علاوه بر آن در این سال‌های دهه‌ی 60 که مشغول تحصیل و تدریس در دانشگاه علم و صنعت تهران بوده افزون بر دوره آموزش رزمی در قرارگاه رمضان و ماموریت خطرناک برون‌مرزی و مسئولیت‌های مهمی که در لشگر 6 ویژه و ستاد استانهای غرب برعهده داشته«چهارسال فرماندار و معاون فرماندار ماکو و خوی و دو سال مشاور استاندار کردستان» نیز بوده است. یعنی در یک برهه از زمان ایشان هم کار تحصیل و تدریس هم ماموریت‌های جنگی در سپاه پاسداران و هم وظایف مهمی در وزارت کشور (فرماندار و معاون فرماندار) را انجام می‌داده است!!
این وضع در سالهای دهه‌ی 70 ادامه پیدا می‌کند و آقای احمدی‌نژاد در حالی که افزون بر تدریس در دانشگاه گرفتار نگارش رساله دکترای خویش در رشته«مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک» است، ناگهان از سمت مشاور استاندار کردستان به وزارت فرهنگ و علوم و آموزش عالی منتقل می‌شود و مشاور وزیر می‌شود. و این سمت را تا سال 1372 ادامه می‌دهد که در این سال مجدداً به وزارت کشور باز می‌گردد و استاندار اردبیل می‌شود.
با آنکه استانداری استان جدیدالتاسیس اردبیل کاری دشوار است آقای احمدی‌نژاد تا سال 1376 همچنان به رتق و فتق امور این استان مشغول است بدون آنکه عضویت هیات علمی دانشگاه علم و صنعت و کار تدوین رساله دکترای خود را فراموش کند. بدین‌سان در همة جبهه‌های فعالیت خویش یعنی دانشگاه(هم تدریس هم تحصیل)، سپاه پاسداران، وزارت کشور، و وزارت فرهنگ و علوم و آموزش عالی موفق و پیروز بیرون می‌آید. بیهوده نیست که در اردیبهشت 1382 شورای شهر تهران کسی را لایق‌تر از آقای دکتر مهندس محمود احمدی‌نژاد برای شهرداری تهران نمی‌یابد و دیده‌ایم که ایشان در دوران کوتاه شهرداری خود چه‌ها کرده است! بعضی از مردم تهران تاسف می‌خورند که پس از تصدی ریاست جمهوری از سوی آقای دکتر مهندس احمدی‌نژاد، وضع شهرداری چه خواهد شد و چه به سر اصلاحات او در شهر تهران خواهد آمد؟حقیر هیچ دل واپسی ندارم و چنانچه شهرداری معرفی نشود ایشان به خوبی به هر دو کار یعنی هم ریاست جمهوری و هم شهرداری تهران را تواماً و به نحو اتمم و اکمل انجام خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات