تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۶  ، 
کد خبر : ۶۹۷۳۷

نفت از سعودی، بحران اقتصادی از آمریکا


سیمون هندرسون از پژوهشگران موسسه واشنگتن
ترجمه: امیر ایرانشهر
پادشاه عربستان چندی پیش برای گفت‌وگو درخصوص منافع قابل ملاحظه‌ دو کشور عربستان و آمریکا در کشور ما بود. در ابتدا در کنفرانس بین‌‌الادیان که خودش حامی آن بود شرکت کرد و سپس از نیویورک به واشنگتن رفت تا به‌عنوان تنها رهبر عربی در اجلاس 20 کشور عمده اقتصادی دنیا برای گفت‌وگو بر سر بحران مالی جهانی شرکت کند. اگرچه او در دیدار خصوصی با بوش درخصوص گزارش‌های منتشر شده در زمینه میانجیگری در افغانستان با بوش سخن گفت اما در مواردی چون قیمت نفت و اسلام رادیکال با آمریکا تفاوت نظر داشته و دارد. آمریکا به‌ویژه در این ایام انتقال قدرت نباید به زمینه‌های اختلاف نظر میان دو کشور تداوم بخشد.
کنفرانس بین‌الادیان
کنفرانس بین‌‌الادیان نیویورک که به میزبانی پادشاه سعودی برگزار شد پس از کنفرانس‌های مکه که برای رهبران اسلامی به طور انحصاری برگزار شد و نیز کنفرانس مادرید که برای همه رهبران مذهبی دنیا بود سومین کنفرانس از این دست بود. همچون کنفرانس مادرید نکته جالب کنفرانس این بود که عربستان سعودی در حالی میزبانی اجلاس را داشت که در درون پادشاهی خود تمام ناظران عمومی غیراسلامی را غیرقانونی می‌داند. نکته بسیار بدیع دیگر کنفرانس، حضور شیمون پرز رئیس‌جمهور و تزیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل به همراه هیاتی از رهبران از گرایش‌های مختلف یهودیت بود. حضور سران اسرائیل که برای نخستین بار در مراسم ضیافت شام دبیر کل سازمان ملل در یک محل با پادشاه سعودی آن هم پس از شصت سال مشاهده شدند، در جهان عرب واکنش‌هایی را برانگیخت. سفیر عربستان در لبنان آن دسته از سیاستمداران محلی لبنان که پادشاه عربستان را به خاطر میزبانی به باد انتقاد می‌گرفتند تخطئه کرد و به آنها گفت: «واقعیات خود را دوباره بررسی کنید.» در این کنفرانس علاوه بر رهبران اسرائیل و عربستان روسای جمهور لبنان و پاکستان، پادشاه اردن و اسپانیا و امیر کویت نیز حضور داشتند.
عربستان و بحران مالی جهان
حضور عربستان سعودی به‌عنوان تنها کشور عرب شرکت‌کننده در اجلاس 20 کشور عمده اقتصادی دنیا در واشنگتن از این رو اهمیت دارد که این کشور بزرگ‌ترین صادرکننده نفت است و رهبری موثر گروه کشورهای صادرکننده نفت موسوم به اوپک را دارد. عربستان که علاوه بر هشت کشور صنعتی کشورهایی چون برزیل، هند، چین، ترکیه و آفریقای جنوبی را نیز در کنار خود در این کنفرانس می‌دید مورد این سوال و درخواست قرار گرفته بود که در راه برون‌رفت اقتصاد جهانی از بحران آستین بالا زده و ضمانت‌ مالی دهد. عربستان که به‌درخواست‌های بوش مبنی بر تلاش در راستای متوقف کردن قیمت‌های فزاینده نفت در ماه‌های قبل از بحران اقتصادی پاسخ منفی داده بود و از ناحیه این درآمدها تنها در سال گذشته 300 میلیارد دلار نصیب خود کرده بود هم‌اکنون با خواهش دیگری مواجه شده بود. پیش‌تر از این و در اوایل ماه نوامبر نیز گوردون براون نخست‌وزیر بریتانیا طی سفری به منطقه از جمله ریاض مرکز عربستان ادعا کرد که توانسته است تعهد عربستان برای کمک به بحران مالی جهانی را از طریق حمایت این کشور از صندوق بین‌المللی پول (IMF) جلب کند. آینده اما نحوه مشارکت عربستان برای حل بحران مالی جهانی که انتظار می‌رود کماکان ادامه یافته و به‌طور همزمان کشورهای صنعتی و صادرکننده نفت را متضرر سازد به وضوح نشان خواهد داد.
عربستان و افغانستان
عربستان سعودی همچنین دارای یک نقش محوری در دیپلماسی در دست انجام کنونی برای به شکست کشاندن بن‌بست فعلی در افغانستان است. این نقش اما در حالی محوری است که شمار مجروحان نیروهای ناتو و ایالات‌متحده در افغانستان فزونی می‌گیرد و امکان حصول راه‌حلی برای این بحران هر روز ضعیف‌تر می‌شود. پادشاهی سعودی یکی از معدود کشورهایی بود که در دهه 1990 رژیم طالبان را به رسمیت شناخت و در تعریف خاص این گروه از اسلام با آنها شریک بود. گزارش‌هایی منتشر شده که اشاره به حضور رهبران طالبان و سایر احزاب اسلامی افغانستان به‌دعوت عربستان و در این کشور برای گفت‌وگو در ماه سپتامبر گذشته دارد. روایت‌های این گفت‌وگوها اگرچه متفاوت است اما مصادف بود با اذعان مقام‌های آمریکایی و بریتانیایی درخصوص حصول پیروزی نظامی در افغانستان در کنار سازش سیاسی با توجه به شهرت طالبان در مقوله تروریسم، تخریب مجسمه‌های بودا و انکار حقوق زنان. تصور اینکه هر دولتی در آمریکا بتواند برای طالبان نقشی در دولت افغانستان قائل باشد بسیار سخت است. اما همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که بیانگر این هستند که طالبان دیگر مأمن رهبران القاعده همچون اسامه بن‌لادن و ایمن‌الظواهری نیستند که گمان می‌رود در نقاط دوردست افغانستان یا در مناطق تحت کنترل این گروه‌ در مرزهای پاکستان هستند. نقش فعال عربستان در افغانستان با توجه به روابط دیرپایش با پاکستان تقویت می‌شود. اما ایالات‌متحده درخصوص این روابط دغدغه‌هایی دارد. یکی از این دغدغه‌ها کمک‌های مالی عربستان به مدارس مذهبی در پاکستان و دیگری قابلیت دستیابی عربستان به تسلیحات هسته‌ای پاکستان است چرا که پرنس سلطان در سال 1999 در کنار یکی از بمب‌های پاکستانی مشاهده شده است.
اوباما و عربستان
اگرچه پادشاه عربستان در زمان حضور در آمریکا با اوباما دیدار نکرد اما به محض ورود به آمریکا با رئیس‌جمهور منتخب آمریکا تلفنی گفت‌وگو کرد. یکی از شعارهای تبلیغاتی اوباما که حتی پس از پیروزی چهار نوامبر نیز آن را تکرار کرد بحث استقلال انرژی آمریکا بود که به‌طور مبهم این گونه تعریف می‌شد، جایگزین شدن منابع جدید به جای نفت وارداتی از خاورمیانه و ونزوئلا در مدت 10 سال. آمریکا هم‌اکنون سالیانه حدود 55 میلیارد دلار نفت از عربستان می‌خرد. این موضع تهاجمی اوباما اما سعودی‌ها را نیازرد به‌گونه‌ای که پس از پیروزی اوباما به او تبریک گفتند و اظهار امیدواری کردند که روابط دو کشور در دوره اوباما به جایگاهی بالاتر ارتقا یابد. بحران مالی جهانی اما ممکن است به رکودی بلندمدت و عمیق بینجامد که این خود بسیاری از چشم‌اندازها را تغییر می‌دهد. ثروت برخاسته از نفت عربستان و سایر کشورهای عربی تولیدکننده نفت هم اکنون بیش از آنکه منبع تغذیه‌کننده اسلام ستیزه‌جو باشد به عنوان منبعی برای رهایی اقتصاد جهانی از بحران نگریسته می‌شود. تلاش‌های عربستان برای رادیکال‌زدایی از جوانان افراطی حتی توسط ناظرانی چون نخست‌وزیر بریتانیا نیز تحسین شده است. تلاش‌های پادشاه سعودی در برگزاری کنفرانس بین‌الادیان نیز در این راستا قابل تفسیر است. با وجود موفقیت و تلاش کنونی دیپلماسی سعودی اما مبانی آن، قابل تردید است. اما نگرش باز پادشاه 85 ساله عربستان که مسافرت برایش خسته‌کننده است توسط تمام سعودی‌ها حمایت نمی‌شود و حتی شاید پرنس سلطان جانشین وی هم در این نگرش باز به جهان با او شریک نباشد. ملک عبدالله در سخنانی با روزنامه‌نگاران سعودی در ماه گذشته هشدار داد که کشورش در یک جنگ اقتصادی و پنهان به سر می‌برد که ممکن است کشور را به بی‌ثباتی بکشاند. او همچنین گفت سازش با سایر ادیان بهترین راه تامین منافع اسلام و سرزمین عربستان است. در سال‌های کنونی که قیمت نفت به شدت افزایش یافته به وضوح رفاه فزاینده در کشورش را شاهد بوده است. کاهش کنونی قیمت نفت که به تبع بحران مالی جهانی ایجاد شده است و تداوم نیز خواهد داشت ممکن است به عدم توازن در انتظارات مردمی در این کشور منجر شود که این خود انسجام سیاسی و اجتماعی پادشاهی را به چالش می‌کشد و برای ملک عبدالله و جانشین‌اش می‌تواند دردسرساز باشد. سه هفته پیش گروهی از سعودی‌ها به خاطر فقدان آزادی‌های سیاسی در کشور دست به اعتصاب غذا زدند. جورج بوش اما نباید تمام مسائل مرتبط به روابط دوجانبه با عربستان را به رئیس‌جمهور بعدی احاله دهد که خود دغدغه‌های فراوانی دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات