سلیمان دعویسرا
هندى ها هنوز اجساد قربانیان غائله بمبئى از سنگ فرش خیابان ها و هتل هاى این کشور جمع آورى نشده بود که حکم خویش علیه متهم و مظنونان حادثه را صادر کردند. در حالى که بسیارى منتظر بودند با توجه به گستردگى و پیچیدگى این عملیات تروریستى تشکیلات امنیتى دهلى مدتى را به جست و جوى سرنخ هاى ماجرا بگذرانند اما ناگهان وزیر کشور و مقام هاى دست اندرکار با حضور در جمع خبرنگاران به طور رسمى جرم این واقعه تلخ را متوجه همسایه و رقیب سنتى خویش ساختند.
همه یافته هاى تیم هاى ضد تروریستى دهلى از این واقعه، نوار اعترافاتى است که از تنها بازمانده گروه مهاجم بمبئى در دست دارند که در این نوار او از تبار پاکستانى خویش و نیز نقش مشترک یک گروه تندرو مستقر در کشمیر و افسران اطلاعاتى اسلام آباد دراین واقعه سخن گفته است.
سخن در این باب که آیا جمعبندى سریع سران دهلى از واقعه پیچیده براى اقناع افکارعمومى کفایت مى کند یا نه فراوان است اما آنچه در شرایط فعلى مهم است بحران دیگرى است که از بطن بحران بمبئى سر برآورده و گریبان همه ساکنان دو سوى کشمیر را فرا گرفته است.
تا حدى که منابع خبرى منطقه اکنون از صف آرایى ارتش هاى دو کشور درمرزها خبر مى دهند.
نکته مهم این است هر دو کشور اکنون امنیت و وحدت را در اولویت برنامه هایشان قرار داده اند. براى آنها تنش و بحران یک سم مهلک است. هندى ها براى پیشبرد برنامه توسعه اقتصادى خویش و اجراى طرح هاى سرمایه گذارى به امنیت وابسته اند و پاکستانى ها براى دفع خطر شورش هاى شبه نظامیان و نیز دور کردن موج اثرات مخرب جنگ افغانستان.
اختلاف هاى دو کشور همسایه اکنون در حد جنگ روانى و لفظى ادامه دارد اما بدون شک در صورتى که این فضاى تنش تداوم یابد احتمال وقوع هر بحرانى وجود دارد بویژه این که علاوه بر مدیران و مقام هاى دولتى، افکارعمومى دو کشور نیز در این تنش مشارکت جسته اند و در چند روز اخیر چند رشته تظاهرات و تحصن در شهرهاى مختلف دو کشور برگزار شد و که آهنگ هند ستیزى و پاکستان ستیزى داشتند. سابقه تاریخى شبه قاره حکایت از آن دارد که این گونه خصومت ورزى ها منشأ حوادث ناگوارى مثل حمله به دیپلمات ها و اتباع دو کشور منجر مى شود و قبل از همه زندگى مردم عادى بویژه در نقاط مرزى به خطر مى افتد.
ابطال پروژه صلح
تصمیم گیران دو کشور کمابیش پى به این واقعیت برده اند که طراحان حمله ۲۶ نوامبر پروژه صلح دو کشور را هدف قرار داده بودند و یکى از قویترین فرضیه ها این است که معلمان حرفه اى این حمله با اندیشه جلوگیرى از اتفاقى که قرار بود در اتاق هاى مذاکره دهلى و اسلام آباد رخ دهد جلوگیرى کردند.
قراینى که این فرضیه را اثبات کند فراوان است که مهم ترین آن انتشار خبرهاى مربوط به دیدار قریب الوقوع سران دو کشور بود و این که آصف على زردارى از ابتداى روى کار آمدنش هدف خویش را سازش با همسایه اعلام کرده بود. مسئله اصلى این است که گروه هاى مخالف طرح سازش از اطلاعاتى که درباره کم و کیف طرح معامله تاریخى دو کشور مطرح مى شد نگران بودند زیرا این طرح ها حکایت از آن داشت که قرار است این معامله به بهاى جدایى دو پاره کشمیر یا حتى سه شقه شدن این ایالت انجام گیرد. افزون بر این مطرح شدن نام امریکا به عنوان یکى از میانجیان این طرح و حتى استقرار پایگاه احتمالى این کشور در این نقطه نیز بر نگرانى ها مى افزود.
در هر صورت آنچه مسلم است این حمله از سوى هر جریانى سازماندهى شده باشد، پروژه صلح دو کشور را تا مدتى نامعلوم به تأخیر انداخت.
فرضیه جنگ چهارم
مرزهاى دو کشور اکنون سرشار از جو تنش است هر چند مقام هاى دو کشور گفته اند هیچگونه تنشى در مرزها وجود ندارد.اما واقعیت این است که گزارش هایى درباره جابجایى و استقرار نیروهاى جدید هندى در مرز با پاکستان دریافت شده است که این جابه جایى ها در واقع به معناى آرایش تهاجمى است و در پى اصرار چندین باره دهلى نو مبنى بر دخالت اسلام آباد در حوادث اخیر بمبئى مقام هاى امنیتى پاکستان گفته اند که ممکن است ارتش نیروهاى بیشترى را به مرز با هند اعزام کند. اما اکنون سؤال این است که آیا بحران بمبئى ممکن است نایره جنگ تازه را در کشمیر شعله ور سازد و این موج تنش استعداد آن را دارد که به یک نزاع چهارم منتهى گردد.
در حال حاضر فرضیه جنگ چهارم را بیش از همه امریکایى ها مطرح کرده اند جان بولتون که به عنوان تئوریسین افراطى در تیم بوش شهرت دارد هم اکنون مدعى بروز جنگ جدید در شبه قاره شده است. بولتون گفته است پس از جدایى از انگلیس سه جنگ متعارف بین این دو کشور اتفاق افتاده است در بسیارى از مواردى که تنش بالاست درگیرى روى مى دهد او حتى تصویر فاجعه بارى ارائه کرده و گفته است که اگر این تنش افزایش یابد نه تنها با خطر جنگ متعارف دیگرى مواجه خواهیم بود بلکه مسئله این است که هر دو کشور از توان هسته اى برخوردارند اما واقعیت این است که فرضیه جنگ جدید در روابط دو کشور از هر حیث یک نظریه سست بنیاد است اول از این حیث که نظام تصمیم گیر دو کشور متفاوت از همه دوره هاى تاریخى مى اندیشد؛ هر دو جناح حاکم بر دهلى و اسلام آباد، دولت هاى اقتصاد محور هستند و بیش از همه منافع اقتصادى شان را در سیاست خارجى لحاظ مى کنند این دیدگاه در جبهه هندى ها قوت بیشترى دارد که در وضع فعلى امنیت را شاهرگ توسعه اقتصادى خویش مى دانند.
نکته قابل تأمل در باره تغییر تفکر رهبران دو کشور کاهش نقش ارتش در تصمیم گیرى هاى کلان است. هند و پاکستان در دوره اى به سوى سه جنگ خانمانسوز رفتند که نظام سیاسى بویژه پاکستان در سیطره ژنرال ها بود اما اکنون به نظر مى آید وزن و نفوذ احزاب سیاسى در پیشبرد سیاست خارجى دو کشور افزون شده است.
البته دور شدن فرضیه جنگ از روابط دو کشور به معناى این نیست که صلح و آشتى آنها نزدیک است. تحقق پدیده صلح کامل به اندازه همان فرضیه جنگ دشوار و پیچیده است.
پیامدهاى قطعى بحران
از آنچه در یک هفته اخیر بروز کرده مى توان دریافت که این بحران هیچ سودى براى دو کشور رقیب ندارد.در میان پیامدهاى گوناگونى که غائله بمبئى در پى دارد عاید دهلى و اسلام آباد از این بحران جز بى ثباتى و بالارفتن دیوار بى اعتمادى نیست لذا اکنون براى دو دولت حاکم بر دهلى و اسلام آباد عبور از این بحران جنبه حیاتى دارد و به نوعى بقاى سیاسى مان موهان سینگ و یوسف رضا گیلانى به نحوه مواجهه آنها با این حادثه گره خورده است. به باور ناظران این حادثه براى طرف پاکستانى دردسرهایى بیش از حریف هندى در بر خواهد داشت. فرض قریب به یقین این است که امریکا و شرکاى غربى آن از این بحران براى اعمال فشار بیشتر بر اسلام آباد و نفوذ بیشتر در نظام تصمیم گیرى این کشور بهره ببرند. این حادثه اکنون مجوزى طلایى براى امریکا فراهم کرده تا هر سه هدف خویش در ارتباط با پاکستان یعنى مداخله در نواحى قبایلى سرحدات، مهار سازمان هاى اطلاعاتى این کشور بویژه آى اس اى و بالاخره درگیر کردن پاکستان در پروژه انحلال گروه هاى مبارز کشمیر و شبه قاره را بر آورده سازد. نباید از نظر دور داشت که فرضیه دخالت گروه هاى وابسته به آى اس اى در بمبئى را اولین بار امریکایى ها مطرح کردند.
اکنون نیز محور گزارش رسانه هاى امریکایى این است که گروه لشگر طیبه عامل این حادثه است و عناصرى از دولت پاکستان ازجمله سرویس هاى اطلاعاتى یا دیگر بخش هاى نظامى در این حادثه نقش داشته اند.
امریکایى ها چنان که از موضع چند روز اخیرشان پیداست نه تنها تماشاچى بازى خونین بمبئى نبوده اند بلکه در نقش مشاور طرف هاى هندى ظاهر شده اند تاحدى که حتى کاندولیزا رایس تصمیم گرفته به عنوان اولین دیپلمات بلند پایه غرب به دهلى برود.