* در ابتدا به عنوان فعالی سیاسی که این بار در انتخابات شرکت نداشتید و وقایع را از خارج و به شکلی دقیق تر تحت نظر داشتید ویژگیهای این انتخابات را تشریح کنید؟
** جامعه لبنان نسبت به تحولات سیاسی به ویژه تحولات منطقهای بسیار حساس هستند. بی شک باید این انتخابات را تحت تأثیر شدید ترور تراژیک «رفیق حریری» توصیف کرد. حذف ناباورانه حریری موقعیت برخی از گروههای حاضر در این انتخابات به ویژه سنیها را تقویت کرد. از سوی دیگر جنبشی فعال با هدف متهم کردن سوریه در وقوع این حادثه به راه افتاد. رویکرد این جنبش به همراه اظهارات برخی کشورهای غربی و حتی منطقه سرانجام به خروج نیروهای سوری از لبنان منجر شد.
همچنین خروج سریع سوریه از لبنان تأثیر چشم گیری بر موقعیت گروه هایی چون «قرنه شهوان»، «سعد حریری» و «ولید جنبلاط» داشت. در واقع مرگ رفیق حریری از یک سو و خروج نیروهای سوری از سوی دیگر تأثیرات شگرفی بر موقعیت و میزان محبوبیت گروههای متفاوت حاضر در انتخابات داشت تا سرانجام گروه حریری و متحدانش توانستند حائز اکثریت در پارلمان لبنان شوند. همچنین «جنبش امل» ، «حزبالله »و متحدان آنها نیز توانستند با پیروزی در مناطقی از لبنان جایگاهی را برای خود در آینده سیاسی کشورشان دست و پا کنند.
اما شرایط پس از انتخابات آبستن حوادث بسیاری است. برای مثال انتخاب مجدد» «نبیل بری »به عنوان رئیس پارلمان که بسیار هم محتمل است با چالشهای بسیاری مواجه است. هم چنین از گروههای پیروز و راه یافته به پارلمان خواسته خواهد شد تا به سرعت مسئولیت اعمال تغییرات سیاسی در حکومت آینده لبنان را بر عهده بگیرند و این مهم که این نمایندگان و گروههای جدید تا چه اندازه خواهند توانست برنامهها و وعدههای خود را عملی کنند.
* به عقیده شما مهمترین عوامل تأثیرگذار در انتخابات این دوره جدای از ترور ناگوار رفیق چه بوده است؟
** هیچ تردیدی نیست مهمترین عامل ترور آقای حریری بود. انزجاری که در مردم از این ترور ایجاد شد، احساساتی را تهییج کرد همگی بر روند انتخابات تأثیرگذار بوده است. بنا بر این چندان دور از واقعیت نیست اگر بگوییم مهمترین عامل ترور آقای حریری بود.
اما در پاسخ به سئوال شما نبرد برای قدرت« بین گروههای مختلف حاضر در لبنان،» موقعیت سوریه در لبنان، چالشهای منطقه ای، قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت، خلع سلاح حزبالله و بحث اردوگاههای فلسطینی نشین را میتوان به عنوان عوامل مؤثر در نتیجه انتخاباتی نام برد.
* مداخلات خارجی را تا چه اندازه در سرنوشت این انتخابات مهم ارزیابی میکنید؟
** موقعیت و زمینههای بسیاری برای مداخله و اعمال نفوذ جامعه بین المللی در انتخابات این دوره مهیا بود. مهمترین آنها قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت سازمان ملل است. از طرفی بسیاری از گروههای حاضر در انتخابات سعی در جلب حمایت دوست و متحدان آمریکایی و یا فرانسوی خود داشتند که این موضوع بستر را برای اعمال نفوذ بیشتر غرب در لبنان فراهم کرد.
در واقع میتوان گفت مداخلهای مستقیم از جانب غرب با هدف شکل گیری جایگزینی برای نظام سیاسی لبنان وجود داشته و هیچ کس نمی تواند منکر این نقش مستقیم شود و این اعمال نظرها و حمایت گروههای داخلی بی تردید در جهت تأمین منافع همین کشورهای غربی بوده است.
* به نظر میرسید گروههای مختلف سیاسی _ مذهبی و حتی منطقهای لبنان پیش از انتخابات از اتحاد کافی برخوردار نبودند، همبستگی مردم لبنان را پس از انتخابات چگونه ارزیابی میکنید؟
** اکنون ما شاهد گروههای جدیدی در رأس قدرت لبنان هستیم. گروه هایی قدرتمند چون گروه «حریری» ، «جنبلاط» و هواداران حزبالله و امل. با وجود این گستردگی تقسیم قدرت معتقدم برای هر یک از گروههای موجود بسیار دشوار خواهد بود تا به تنهایی بر نابسامانیهای سیاسی لبنان فائق آمده و کشور را از طریق اجماع به سوی مسیرهای مشخص هدایت کنند. همچنین راضی کردن و در نهایت مطیع ساختن رهبران مقاومت و از سوی دیگر تغییر دیدگاه و نگرش مردم در قبال گروههای مقاومت همچون حزبالله کار آسانی نیست.
این یک موضوع است اما در مورد سوریه فکر میکنم خوشبختانه تمامی گروهها توانستهاند به موضعی واحد دست پیدا کنند.
* لبنانیهای بسیاری در انتخابات شرکت نکردند. دلایل اصلی تحریم انتخابات از سوی این عده چه بوده است؟
** خب این موضوع از منطقهای به منطقه دیگر متفاوت بود. برای مثال برخی از گروههای مسیحی در بیروت و دیگر مناطق لبنان بر این باور بودند که سیستمهای انتخاباتی فعلی در لبنان امتیازی برابر را برای تمامی اقشار و فرقههای مختلف فراهم نکرده است. از طرف دیگر برخی از گروهها از ائتلاف سعد حریری و عدهای خاص ناراضی بودند و با تحریم انتخابات نارضایتی خود را نشان دادند.
* اما سوریه با توجه به خروج از لبنان همچنان از سوی غرب به مداخله در امور لبنان متهم است و از این منظر تحت فشار قرار دارد. تا چه اندازه این ادعاها را درست ارزیابی میکنید؟
** فکر میکنم غرب هنوز خواستار اقدامات بیشتری از جانب سوریه است. کشورهای غربی بنا بر همان منافعی که به آنها اشاره شد خواهان آنند که سوریه و لبنان بیش از پیش از یکدیگر جدا شوند. در واقع غرب خواستار تفرقه کشورهای منطقه از یکدیگر است تا بتوانند از این طریق کنترل منطقه را درست گیرد، بنابراین به خروج کامل سوریه از لبنان نیز اکتفا نخواهد کرد و مایل است روابط دو کشور را اگر نگوییم قطع دست کم بسیار محدود شود.
* سئوالی در مورد اسرائیل. اقدامات و فتنه انگیزیهای تحریکآمیز اسرائیل را در منطقه چگونه ارزیابی میکنید و این اقدامات را در بی ثباتی و ناامنی بیشتر منطقه تا چه اندازه مؤثر میبینید؟
** حفظ ناامنی و بی ثباتی در خاورمیانه از استراتژیهای حکومت اسرائیل است. این فتنه انگیزیها از سیاستهای دنباله دار اسرائیل از روز اول پیدایش این رژیم اشغالگر بوده است و سیاست بی ثبات سازی نیز از همین دست راهبردهای است. بی شک اینگونه اقدامات برای اسرائیل مزایایی در بردارد و نباید در کوتاه مدت انتظار توقف اینگونه راهبردها را داشت.
با ادامه اینگونه سیاستها و حمایتهای مالی لابیهای یهودی و ایالات متحده و ادامه حضور نظامی اسرائیل بی شک صلح و امنیت خاورمیانه تهدید خواهد شد؛ آن هم در شرایطی که عراق و اوضاع نابسامان امنیتی این کشور نیز چالشی جدی برای منطقه است.
در پایان معتقدم اسرائیل در منطقه حضور دارد تا منافع ایالات متحده را نه تنها در دنیای عرب بلکه در کل خاورمیانه تأمین کند و زمانی که به تل آویو و فتنه انگیزیهای این رژیم اشاره میشود نباید جایگاه آمریکا را نادیده گرفت.
* خاورمیانه ایده آل را چگونه منطقهای توصیف میکنید؟
** واضح است همانطور که کشور شما برای نخستین بار بیان کرد منطقهای عاری از تسلیحات کشتار جمعی به ویژه تسلیحات هستهای به نفع همگان است همچنین منطقهای باثبات و امنیت که چالشی امنیتی در آن وجود نداشته باشد، منطقهای دمکراتیک و پایبند به قطعنامههای سازمان ملل، منطقهای متحد و قدرتمند که اجازه دخالت بیگانگان را در تعیین سرنوشت خود ندهد و در عین حال مناسباتی سازنده با جامعه بینالمللی دارد را میتوان خاورمیانه ایدهآل توصیف کرد.
* بزرگترین تهدیدات امروز خاورمیانه چه مواردی هستند؟
** بزرگترین تهدید، تهدید اسرائیل است. اما بزرگترین تهدید مقطعی فعلی اشغال عراق توسط آمریکا است که جز بیثباتی و ناامنی برای منطقه دستاورد دیگری به همراه نداشته است. از سوی دیگر زرادخانههای هستهای اسرائیل را باید به فهرست مهمترین تهدیدات امروز خاورمیانه اضافه کرد.
* خلع سلاح حزبالله از محورهای اصلی گفتگو در دولت جدید لبنان خواهد بود. اساساً این طرح تا چه اندازه عملی است؟
** از نگاه لبنانیها حزبالله لبنان و خلع سلاح این گروه مسئلهای داخلی است که خود کشور قادر به حل آن است. افکار عمومی لبنان به ویژه در جنوب اهتمام ویژهای به حزبالله دارد و وجود این گروه را برای مقابله با خصومتهای اسرائیل لازم میدانند. در واقع بسیاری از لبنانیها وجود چنین گروههای مقاومی را برای حفظ امنیت لبنان ضروری میدانند و درست به همین خاطر بود که آن اجلاس و گردهماییهای ۳ روزه را در بیروت در حمایت از حزبالله برپا کردند.
اما جدای از این موضوع لبنان نیازی به اعمال نظر واشنگتن و هیچ کشور غربی دیگری برای حل بحث حزبالله و خلع سلاح این کشور ندارد و این موضوعی است که راهحل آن را باید در دولت آینده لبنان جستجو کرد و نه کاخ سفید.
* ملاقات و دیدارهای اخیر مقامات ایران و لبنان به ویژه دیدار آقای خرازی و نبیل بری را چگونه ارزیابی میکنید؟
** فکر میکنم ملاقاتها سودمند بوده است. اینگونه دیدارها و مناسبات بر روابط ایران و لبنان در تمامی سطوح تأثیرات مثبت بسیاری خواهد داشت. باید تأکید کنم مردم لبنان علاقه بسیاری به ایران و ملت ایران کشور دارند و بهبود روابط و گسترش آن به نفع هر دو کشور است و اساساً وحدت و یکپارچگی کشورهای خاورمیانه است. بنابراین با توجه به موقعیت ممتاز ایران در منطقه دولت آینده لبنان از وجود روابطی پرسود و خوب با ایران استقبال خواهد کرد.
* استعفای امیل لحود تا چه اندازه محتمل است؟
** این سئوالی است که طی چند ماه اخیر موضوع بحث بسیاری از محافل سیاسی لبنان است. برخی گروههای قدرت در لبنان خواستار استعفای لحود هستند اما هنوز اجماعی جامع در داخل لبنان و در بین این گروههای قدرت در این زمینه شکل نگرفته است به ویژه آن که جنبشهایی چون حزبالله از لحود حمایت میکند.