بررسی مفهوم جنگ شهرها
1- بحث لغوی و مفهومی
اصطلاح جنگ شهرها از دو واژه "جنگ" و "شهرها" تشکیل شده است. در تعریف جنگ گفتهاند: خصومت میان کشورها (دولتها) در درون یک دولت با یک سرزمین است که نیروهای مسلح عهدهدار آن میباشند. در مفهوم حقوقی، حالت جنگ زمانی وجود دارد که دو یا چند کشور رسما اعلام نمایند یک وضعیت خصومت بین آنها وجود دارد. تعاریف فوق، بیانگر دیدگاه سیاسی و نظامی جنگ است و از دیدگاه جامعه شناسی نیز "جنگ ستیزه خشن و منظمی است که بین دو یا چند اجتماع مستقل درمیگیرد. بنابر این واژه جنگ بیانگر خصومتی کلی میان دو دولت یا دو سرزمین یا دو گروه مستقل اجتماعی است که بوسیله نیروهای مسلح صورت میگیرد و در آن خشونت و نظم وجود دارد. اصطلاح "شهرها" بیانگر مناطق مسکونی، غیرنظامی، تجاری، فرهنگی است ولی در بیان دقیقتر منظور از شهرها، در اینجا منطقه غیرجنگی یا منطقهای است که در آن نیروهای مسلح درگیر نبرد نیستند. یعنی میتوان حوزه دولت در حال جنگ را به دو قسمت کرد:
الف- جبهه: بیانگر حوزهای از دولت است که در آن نیروهای متخاصم با یکدیگر برخورد و تماس دارند یعنی حوزه تماس و برخورد نیروهای مسلح متخاصم.
ب- پشت جبهه: سایر مناطق یک کشور یا دولت که در آن نیروهای متخاصم با هم تماس و برخورد ندارند. این حوزه شمال شهرها- به مفهوم خاص- روستاها،مناطق تجاری و اقتصادی، جنگلها، منابع طبیعی، رودخانهها و .. فضای آنها میشود. در این مقاله و نیز در اصطلاح رایج جنگ شهرها- منظور از شهرها، حوزه غیر جبهه دولتهای در حال جنگ است.
باتوجه به آنچه گذشت اصطلاح جنگ شهرها بیانگر نبردی است که در مناطق غیرجنگی و غیررزمی صورت میگیرد که کاملا مغایر با یکی از مهمترین اصول جنگ یعنی رزم در حوزه جبهه و جنگ میباشد. در جنگ شهرها قطعا یکی از طرفین، نیروهای مسلح (هواپیماهای بمبافکن، هلیکوپترها، توپخانهها و ..) هستندکه بیانگر چهره تجاوزگر جنگ شهرها است ولی طرف مقابل افراد و امکنه غیرمسلح و غیرنظامی میباشند که معمولا تحت تجاوز قرار میگیرند. به طور کلی و با توجه به ابعاد گوناگون جنگ در مناطق غیررزمی، در تعریف جنگ شهرها میتوان گفت: جنگ شهرها یکی از شیوههای بسیارموثر در اعمال تدبیر نظامی است که با بهرهگیری از نیروی هوایی (هواپیماهای شکاری بمبافکن، هلیکوپترها و ...) و توپخانههای دوربرد و گاه پایگاههای موشکی (اعم از کوتاهبرد، میانبرد یا دارای برد بلند) به منظور بمباران مناطق عمومی ومسکونی و اقتصادی نیروی مقابل در حوزه غیررزمی و با هدف فرسایش اراده طرف مقابل و تحمیل اراده به او (جنگ روانی- عصبی) صورت میگیرد.
2- مبنای جنگ شهرها
جنگ شهرها به منظور ایجاد رعب و وحشت و درنتیجه فرسایش و کاهش وتضعیف اراده نیروی مقابل و در نهایت تحمیل اراده خود بر او تحقق مییابد. بنابر این ریشه و مبنای روانی- یعنی ترس و احساس ناتوانی دارد. به همین جهت آن را نوعی جنگ روانی و در واقع بدترین نوع آن که همراه با خسارات و ضایعات شدید میباشد- دانستهاند در تعریف جنگ روانی گفتهاند: استفاده از تبلیغات یا سایر مفاهیم وابزار روانی به منظور زیر نفوذ قرار دادن یا در هم نمودن افکار، تحلیل روحیه و غیره از جانب دشمن. البته باید دانست که این تعریف رسایی کامل ندارد و بیشتر به تبلیغات، آموزش، پخش شایعات، ایجاد سر و صدا و هیاهو، غافلگیری و .. توجه دارد و حال آنکه جنگ روانی امروزه بیشتر با سلاحهای سنگین متعارف، موشکها، توپخانهها، هواپیماهای جنگی و بمبافکنها ، زیردریاییها، ناوهای جنگی و ... به صورت تهدید عملیاتی نظامی به خصوص در جاهایی که تبلیغات، شایعات، هیاهو و .. تاثیر کمتری دارند صورت میگیرد. به همین جهت در جنگ ایران و عراق هر چند تمام ابزارهای تبلیغاتی، آموزشی، صوتی، تصویری، ماهوارهای و .. در جنگ ایجاد رعب و ترس ووحشت در جنگ از سوی دشمن بکار گرفته شد ولی هیچیک از آنها تاثیر جنگ گسترده شهرها را به دنبال نداشت. لذا جنگ شهرها بعد دیگری از جنگ روانی است که علاوه بر گستردگی و شدت تاثیر، دارای تاثیرات دیرپاتری نیز هست به علاوه تمام وجود یک جامعه را هدف قرار میدهد و لذا با ایجاد ترس و رعب شدید همراه است. از سوی دیگر جنگ روانی به گونهای که در تعریف فوق میگنجد و مورد قبول اکثر نظریهپردازان نظامی و استراتژیستها است - تاریخی طولانی وقدمتی به قدمت تاریخ جنگ در جامعه بشری دارد. برای نمونه در جنگهای زمان پیامبر ص، مواردی چون حفر خندق در جنگ احزاب یا برافروختن آتش بر فراز بلندیهای اطراف شهر مکه در جنگ فتح مکه، مصادیق جنگها وعملیاتهای روانی هستند. توصیههای اکید "سونتزو" برای بکارگیری شایعه در جنگ، ایجاد ستون پنجم در میان دشمن و ... نیز بیانگر قدمت جنگ روانی است. هر چند دکتر گوبلز (وزیر تبلیغات آلمان نازی) را بانی و استاد جنگهای روانی دانستهاند. در حالی که جنگ شهرها نیز هر چند بارها به صورتهای جزیی و اتفاقی، نظیر کاربرد منجنیق در جنگ و.. صورت گرفته است ولی میتوان آن را در چه در مفهوم عام- بمبارانهای هوایی، توپخانهای و ... چه در مفهوم خاص- آنچه که فقط در جنگ ایران و عراق مصطلح شد- پدیدهای جدید دانست. همچنین در جنگ شهرها تقریبا تمام اهداف جنگ روانی موجود است عمده اهداف جنگ روانی را میتوان شامل این موارد دانست که از طریق جنگ شهرها قابل اکتساب است.
1) تضعیف روحیه نیروهای نظامی و مردم طرف مقابل از طریق ایجاد ترس و رعب.
2) وادار کردن دشمن (طرف مقابل) به تسلیم به عنوان تنها راه پایان جنگ.
3) کوتاه کردن زمان جنگ؛
4) تلاش در جهت وادار کردن طرف مقابل برای انجام مذاکرات صلح و پایان دادن
به جنگ؛
5) ناتوان ساختن طرف مقابل و انهدام امکانات و روحیه او؛
6) ایجاد عقیده به ناتوانی و ضعف در برخورد با طرف مقابل در جنگ .
بنابراین با توجه به آنچه گذشت مبنای جنگ شهرها را جنگ روانی و در نتیجه «رعب و ترس» و «احساس ضعف» و بزرگنمایی طرف مقابل تشکیل میدهد. لذا جنگ شهرها را میتوان جنگ نظامی - روانی دانست زیرا مبنای آنرا موضوعاتی روانی و ابزار و روش آنرا سلاحها و روشهای نظامی تشکیل میدهند.
3. مفهوم جنگ شهرها
واژه جنگ شهرها- به مفهومی که در این مقابله مورد نظر است - واژهای است که حیات خود را از جنگ ایران و عراق اخذ کرده است. البته به این مفهوم نیست که از نظر تاریخی نز کاملا همزمان با جنگ ایران و عراق باشد، بلکه در مفهوم خاص آن اصطلاحی است که در اسفند 1363 (فوریه 1984) بوجود آمد و رایج گردید. در حالی که تا قبل از این تاریخ - چه در جنگ ایران و عراق و چه در سایر جنگها - از آن تحت عنوان «بمباران هوایی» ،«بمباران مناطق مسکونین و .... یاد میشد. بنابراین جنگ شهرها دارای دو مفهوم عام و خاص میباشد.1) جنگ شهرها به مفهوم عام ؛ بیانگر نوعی عملیات نظامی است که با بکارگیری نیروی هوایی، هوا نیروز (هواپیماهای جنگی و بمب افکن ، هلی کوپترها و ...) توپخانههای سنگین - بویژه با برد بلند - پایگاههای موشکی، سلاح هستهای در مقابله با شهرها، مناطق مسکونی و سایر مناطق غیررزمی و با هدف ایجاد رعب و وحشت و گاه تخریب و ناتوان سازی طرف مقابل صورت میگیرد.
در این بعد میتوان به مواردی چند اشاره کرد:
1) پرواز هواپیماها و هلی کوپترهای دشمن بر فراز مناطق مسکونی ، فرهنگی و اقتصادی طرف مقابل؛
2) شکستن دیوار صوتی،
3) پخش اعلامیهها و شایعات از طریق هواپیماها، هلیکوپتر، توپخانه و ...،
4) بمباران هوایی؛
5)بکارگیری سلاح شیمیای؛
6) گلوله باران مناطق غیر نظامی از طریق توپخانه؛
7) پرتاب موشکها و بمبهای هدایت شونده و ....؛
8) بکارگیری سلاحهای هستهای .
بنابراین در این بیان جنگ شهرها صرفا جنگ هوایی نیسیت بلکه میتواند از روی زمین ( توپخانهها، سایتها و پایگاههای موشکی و ) و از دریا - از درون کشتیهای جنگی یا زیردریاییها - نیز صورت گیرد. همانگونه که تقریبا تمام این موارد در جنگ ایران وعراق مشاهده شد. بر اساس یان تعریف، جنگ شهرها - به مفهوم بمباران و گلوله باران مناطق مسکونی و غیر رزمی - از تاریخ 13 فروردین 1358 ( دوم آوریل 1979) یعنی حدود 50 روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تقریبا یکسال و نیم قبل از هجوم سراسر عراق به مرزهای ایران شروع شد. در این روز یک فروند هلی کوپتر عراقی به حریم هوایی شهر مهران و پست گمرکی بهرام آباد تجاوز نمود که در تاریخ 15/1/1358 (4آوریل 1979) مورد اعتراض جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. سلسله حملات هوایی و توپخانه همراه با درگیریهای مرزی بصورتی جزیی تا یک سال ادامه یافت ولی در تاریخ 17/1/1359 (9آوریل 1980)بود که آتش توپخانه سنگین عراق علیه ایرانیان، در منطقه قصر شیرین باعث مجروح شدن تعداد 15 نفر از غیر نظامیان ایران گردید. از این زمان حملات هوایی کیفیت و اهمیت خاصی مییابند بگونهای که مثلا در 8/3/1359 ( 29 مه 1980) حملات هوایی و توپخانه عراق باعث کشته شدن 12 نفر و مجروعح شدن 36 نفر دیگر در شهر مهران شد نویسنده کتاب جنگ ایران و عراق در مورد این روز مینویسد: «... اگر قرار باشد نقطه عطفی خطرناک و روزی را که در آن روال وقایع به طرز خطرناک دگرگون شد، در این مجموعه حوادث معلوم سازیم، باید به عنوان مثال تاریخ 29 مه 1980 (8/3/1359) را به ذهن بسپاریم، نه آنگونه که دولت عراق مدعی آن است یعنی 4 سپتامبر را ...» (12) بدینسان حملات هوایی و توپخانهای عراق علیه ایران تا آغاز هجوم سراسری ادامه یافت. ولی بمباران شدید و همه جانبه مناطقی از جمهوری اسلامی ایران از جمله فرودگاه مهرآباد در تهران همزمان با حرکت و هجوم زمینی گسترده در 31/6/1359 ( 22 سپتامبر 1980) آغاز شد ( 13) و تقریبا این تهاجمات هوایی تا اواخر جنگ 14/2/1367 ( 4 مه 1988)ادامه یافت.
2) جنگ شهرها به مفهوم خاص؛ در این مفهوم جنگ شهرها در مقطع و زمان احساس از جنگ ایران و عراق شروع میشود. اصطلاح «جنگ شهرها» در همین مقطع خاص جایگزین اصلاحاتی چون «بمباران هوایی»،«حملات هوایی» یا « جنگ هوایی» و ... میگردد. جنگ شهرها به این مفهوم تا اواخر جنگ ایران و عراق ( 31/2/1367)ادامه دادر. در این دیدگاه آغاز دوران جنگ شهرها به اسفند ماه 1363 ( فوریه 1984) برمیگردد (14) و از این زمان است که اصطلاح جنگ شهرها به سرزبانها میآفتد، اما اینکه کدامیک از دو طرف درگیر جنگ یا مجامع و دول دیگر برای اولین بار این اصطلاح را بکار گرفتند، جای تردید است. بطور کلی در مورد فلسفه بکارگیری واژه جنگ شهرها ، دو شان نزول مرتبط و هماهنگ وجود دارد:
الف - تاریخ جنگ شهرها به آغاز جنگ ایران وعراق و قبل از آن باز میگردد و علی الاصول رژیم بغداد تجاوز خود به سرزمین جمهوری اسلامی ایران را با «جنگ شهرها» شروع کرد ولی تا زمانی که جنگ شهرها بصورت یک طرفه و تنها از جانب رژیم عراق صورت میگرفت و عراق در این میدان یکه تاز بود و جمهوری اسلامی ایران اقدام به مقابله به مثل نمیکرد و لذا عراق در مقابل حملات هوایی خود به شهرها و مناطق مسکونی ایران واکنش متقابلی را دریافت نمینمود، در مجامع بینالمللی و حتی شهرها در هیچ موردی استعمال نمیشد و تنها به اصطلاحاتی چون بمبارانهای هوایی یا حملات هوایی و هلی کوپتری و ... بسنده میشد. ولی از زمانی که ایران درصدد مقابله به مثل برآمد، سخن از «جنگ شهرها» شروع شد. روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود در روز یکشنبه سوم اسفند 1365 تحت عنوان «جنگ شهرها و سقوط صدام» قسمت دوم مینویسد: «در واقع تاریخ شروع جنگ شهرها به آغاز جنگ تحمیلی باز میگردد و رژیم بغداد، تجاوز خود به سرزمین ایران اسلایم را با «جنگ شهرها» آغاز کرد، اما تا زمانیکه دشمن در این میدان یکه تاز بود و احساس میکرد که میتواند بهر جنایتی دست بزند و پاسخ متقابلی را دریافت نکند، سختی از «جنگ شهرها» به میان نیامده بود و اساسا واژه «جنگ شهرها» در هیچ مورد بکار گرفته نمیشد. بعبارت بهتر تا زمانیکه رژیم بغداد بطور یک طرفه جنگ شهرها را ادامه میداد، جنگ شهرها موضوعیت نداشت اما بمحض آنکه جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شد و پس از هشدار پیاپی به شرارتهای دشمن پاسخ گرفت، ناگهان در همه جا سخن از «جنگ شهرها» به میان آمد.» بر اساس این برداشت آغاز جنگ شهرها روز بیست و سوم بهمن ماه 1363 ( 12 فوریه 1984)میباشد. هر چند که درست یک سال قبل از این ماجرا و به دنبال عملیات خیبر ایران برای اولین بار با توپخانه و آتشبارهای خود شهرهای بصره، مندلی و خانقین را - که شهرهای جنگی محسوب میشدند- مورد حمله قرار داده، خبرگزاری ها در 23/11/1362 اعلام کردند: «ایران برای اولین بار شهرهای بصره، مندلی و خانقین را در هم کوبید.» لذا باید دانست که منظور خبرگزاریها از بیان این خبر، گلوله باران این شهرها با آتش توپخانه نیروهای ایران میباشد. به علاوه چنین عملی به عنوان مقابله به مثل و در قبال تجاوزات و بمبارانهای هوایی دشمن مطرح نیست. زیرا مقابله به مثل باید ویژگیهای حرکتی را که در جهت مقابله با آن بکار گرفته میشود، داشت باشد و حال آنکه این گلوله بارانها در مقابل بمبارانهای عراق ناچیز و مهمتر از آن بیشتر متوجه اهداف نظامی میباشد تا مناطق مسکونی. ماجرای شروع مقابله به مثل در جنگ هوایی از اینجا شروع شد که به مدت چهار سال و اندی از تاریخ آغاز جنگ تا این زمان هیچگونه اقدام جدی جهت حل منصفانه جنگ صورت نگرفته بود و هیچ تلاش جدی و عملی برای توقف حملات هوایی و شیمیایی عراق از سوی شخصیت ها، مجامع بینالمللی و حکومتها صورت نمیگرفت. حتی « در سیزدهم ژوئن 1383 ( 23 خرداد 1362)، 15 وکیل مسلمان - غالبا از وکلای ممالک مختلف - بمنظور تشکیل دادگاه اسلامی بینالمللی، در لاهور گرد هم آمدند، ریاست این دادگاه را محمد اسماعیل شواری، از دیوان عالی پاکستان عهدهدار بود که بانی آن نیز میباشد. پنج کنفرانس مطبوعاتی، در رابطه با جنایات جنگی قوای عراقی، توسط این دادگاه برگزار شد، که آخرین آنها در لندن، در 6 سپتامبر 1983 ( 15 شهریور 1362) صورت گرفت. با وجود آن که علاوه بر 7 عضو دادگاه، 50 خبرنگار نیز از سوی خبرگزاریهای جهانی در این جلسات شرکت نمودند، «قانون سکوت» عموما رعایت گردید. در نتیجه، سکوت و خاموشی رسانههای جمعی، در رابطه با جنایات نفرات انگیز و کراهت افزای رژیم عراق را نمیتوان به حساب عدم آشنایی و وقوف به جزییات مساله گذاشت، که موجب دلگیری و ایجاد تاثر و کراهت و تنفر میگردد.»
بطور کلی بعد از 41 ماه جنگ و بکارگیری 120 موشک زمین به زمین اسکاد - بی و فراگ ساخت شوروی و کشتار 4600 نفر غیر نظامی و مجروح شدن 22000 تن دیگر، شنیدن تحویل موشکهای اس اس 21 و روسی به عراق که برد آنها سه تا چهار برابر موشکهای اسکاد- بی میباشد و نیز شنیدن خبر بمباران آتی و حتمی یازده شهر ایران در اوایل دهه دوم بهمن 1363 (اوایل فوریه 1984 )از سوی صدام حسین، رئیس جمهوری عراق بود که رئیس جمهوری اسلامی ایرانی در 17 بهمن 1363 (6 فوریه 1984) اعلام کرد: « از این پس، در قبال هر حمله به مردم کشورمان، به همان گونه پاسخ خواهیم گفت و چنانچه صدام حسین تهدیدات خود را به اجرا درآورد، قطعا شهرهای خانقین، بصره و مندلی را بمباران خواهیم کرد. ما صادقانه مراتب تاسف خود را به اطلاع مردم این سه شهر میرسانیم و از آنان میخواهیم که به فوریت شهرهای مزبور را ترک نمایند.» ولی علیرغم این هشدارها صدام حسین به هیچ وجه دست از تصمیم خود برنداشت و لذا در 22 بهمن 1363 ( 11 فوریه 1984) 5 موشک زمین به زمین اسکاد - بی در مناطق مسکونی شهر دزفول فرود آمد و باعث ویرانی حدود 100 منزل مسکونی و آسیب دیدن 400 منزل دیگر، یک بیمارستان ، یک دبستان و صدها کشته و مجروح گردید، که بسیاری از آنها از کودکان بودند. در مقابل، نیروهای ایرانی چندین بار از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای مردم بصره، مندلی و خانقین پیام دادند که به فورتی این سه شهر را ترک گویند و ساعت حمله را 6 صبح فردای آن روز اعلام کردند و به همین جهت در روز 23 بهمن 1363 ( 12 فوریه 1984) آتشبارهای ایران وارد عمل شدند و اهدافی چون ادرات حزب بعث، پاسگاههای پلیس و پادگانهای نظامی را مورد حمله قرار دادند. البته صدام حسین فردای همان روز با 6 جنگنده عراقی نیز شهرهای ایلام، اسلام آباد، گیلانغرب ، آبادان و خرمشهر را بمباران کردند حاصل این بمبارانها یکی از سنگینترین آمارهای جنگ بود. رئیس جمهوری ایران نیز در مقابل عراق را به بمباران کلیه شهرهای این کشور به جز چهار شهر مقدس- کربلا، نجف اشرف، کاظمین و سامره - تهدید کرد و در نتیجه دو روز بعد ( 26 بهمن 1363) جنگندههای ایران وارد عمل شدند و برای نخستین بار پس از چهار سال و نیم صبر و بردباری، به بمباران چندین شهر عراق پرداختند و بدینسان جنگ شهرها به معنای خاص آن آغاز گردید و از این زمان به بعد بود که اصطلاح جنگ شهرها جایگزین حملات هوایی و موشکی و بمبارانهای هوایی شد.
ب- آنچه تعیین کننده چنگ شهرهاست، تبدیل شدن آن به یک استراتژی جنگی با هدف جنگ روانی و فشار بر مردم است که تقریبا همزمان با مقابله به مثل جمهوری اسلامی ایران یعنی در تاریخ سوم اسفند ماه 1363 - چند روز بعد از آغاز استراتژی مقابله به مثل در جنگ هوایی از سوی ایران - است. جنگ شهرها در این معنا از یک سو یک استراتژی مشخص و با اهداف روشن و مقاصد بارز است و از سوی دیگر، از این تاریخ به بعد یک طرفه و یک جانبه نیست بلکه جنگی دو طرفه است، یعنی هر دو طرف در حال جنگ در آن شرکت دارند. جنگ شهرها در این مقطع مقارن با عملیات بدر آغاز میشود و بیانگر ناتوانی عراق در استراتژی جنگ زمینی با نیروهای جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین مشخصات جنگ شهرها در مفهوم جدید خود عبارت است از:
1) استراتژی با هدف معین در جهت ایجاد فشار روانی، اقتصادی و اجتماعی برای کشاندن جمهوری اسلامی ایران به پای میز مذاکره و پایان دادن به جنگ ایران و عراق.
برای نمونه مجله داناس چاپ یوگسلاوی در تاریخ 1/111365 خودف حملات هوایی عراق به ایران را یک استراتژی نظامی دانسته است و در این مورد مینویسد: «عراق با بمباران شهرهای ایران همان اشتباهی را مرتکب میشود که آلمان نازی در جنگ با انگلستان مرتکب شد.»
بنابراین آنچه این مقطع از بمبارانهای هوایی را از قبل متمایز میسازد این است که این بمبارانها بصورتی گسترده و با هدفی از پیش تعیین شده که چیزی جز تلاش در جهت خاتمه دادن به جنگ نیست، صورت میگیرد. به بیان امام خمینی:
«... امروز هم در راستای همان سیاست ها (پذیرش صلح با صدام حسین) و در زیر بمابران مناطق مسکونی حمله شیمیایی و حمله به نفت کشها و هواپیماهای غیر نظامی و قطارهای مسافربی به زبان دیگری ما را به پذیرش حکومت زور و تجاوز صدامیان دعوت میکنند.»
2) ناتوانی و ضعف عراق از برخورد با ایران در جنگ زمینی و در میدان رزم.
جنگ شهرها در این مفهوم بعد از عملیات بزرگ آبی - خاکی خیبر که از تاریخ 3/12/1362 تا 22/12/1362 در منطقه هور الهویزه صورت گرفت و به آزادی منطقه به وسعت 2180 کیلومتر مربع و از آن جمله مجنون انجامید، تقریبا و همزمان با عملیات آبی - خاکی نیروهای خودی در منطقه هور الهویزه یعنی عملیات بدر منجر به آزادی 800 کیلومتر مربع از اراضی منطقه گردید؛ شروع شد. در کتاب از خرمشهر تا فاو در این مورد چنین آمده است: ... دشمن در واقع هدفی را که از به راه اندازی جنگ نفت کشها در خلیج فارس (از نظر اقتصادی)داشت، با تهاجم به شهرهای غیر نظامی (به نیت به زانو در آوردن جمهوری اسلامی از طریق برانگیختن مردم)،دنبال نمود، در مقطع یاد شده (جنگ بدر) انتقال از رزم زمینی به هوا در مناطق مسکون، نمایانگر شکلی جدید در جنگ بود. رویارویی با دشمن در ابعاد جدید طبعا نیازمند به حضور فعال مردم در صحنه و افزایش روحیه مقاومت در آنها بو از سوی دیگر ضرورت مقابله به مثل را ایجاد میکرد. بدین ترتیب، تدبیر مقابله به مثل با پرتاب موشک به عمق شهرهای عراق آغاز شد. بکارگیری موشک بمنزله ورودی عنصری جدید در معادله جنگ محسوب میشد...» دو عملیات خیبر و بدر علاوه بر آنکه نمایانگر ابتکار جنگی ایران بود، نشان داد که ایران توانسته است، ضمن تعیین منطقه نبرد و جنگ در این مناطق، بخشی از آنها را تصورف کرده و از مواضع جدید خود دفاع نماید. در این شرایط نیروهای عراق با انجام ضد حمله ها پر تلفات روحیه خود را بیش از گذشته از دست میدادند. و در پایان نیز بدون دست یابی به موفقیت کامل، برتری زمینی ایران را میپذیرفتند. در چنین وضعیتی در حالی که عراق دارای سیستمهای تسلیحاتی برتری بود، و برای تهیه نیروی بیشتر نیز اقدام به سربازگیری گسترده کرده بود، روحیه نیروهای این کشور بسیار ضعیف به نظر مییسید و مهمترین عامل آن ناتوانی این نیروها در مقابله با نیروهای ایرانی و غافلگیری و عدم آگاهی آنها از استراتژی جدید ایران بود. در این عملیاتها تقریبا عراق سه برابر بیشتر از ایرانی ها به اسارت در آمده بودند. در مقابل جمهوری اسلامی ایران بر تعهد و ایمان برتر نیروهایش تکیه داشت و دائما در صدد تقویت و بالا بردن روحیه نیروهای خود بود. این موضوع در سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در سال 1363 به خوبی آشکار است وی در این مورد گفت: «اعتقاد سربازان اسلام قویتر از قدرت آتش برتر سربازان عراقی است.» در چنین شرایطی است که جنگ شهرها به عنوان یک استراتژی از سوی عراق برای دو هدف اساسی پذیرفته و اعلام میشود؛ یکی از این اهداف جبران ضعف و ناتوانی نیروهای عراقی و بویژه تلاش در جهت بالا بردن روحیه نظامیان این کشور میباشد. دومین هدف نیز ایجاد فشار بر جمهوری اسلامی ایران برای نشستن در پشت میز مذاکره و بستن قرار داد صلح با عراق است.
3) بررسی تاریخ جنگ شهرها و تجاوزات هوایی دشمن نشان می دهد که نیروهای عراقی به دنبال انجام عملیات موفقیت آمیز نیروهای ایرانی در جبهه ها دچار یاس و شکست روحی میشدند و در چنین شرایطی ارتش عراق ناگهبان دور جدیدی از شرارت را آغاز کرده و با کشاندن جنگ به بیرون از جبهه ها سعی در جبران این ضعف نموده است. بدینسان عراق با حمله با مناطق مسکونی و قتل عام غیر نظامیان تلاش کرده است که انتقام این گونه عملیاتها را از مردم ایران بگیرد. در واقع به مثل نیست، بلکه مقابله به غیر مثل و انتقام از طریق ناشایت ترین روش ممکن است. بنابراین یکی از برجسته ترین جنبه های جنگ شهرها، جنبه انتقامی آن است.
4) یکی دیگر از برجستگی های جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ جنگ، اعزام گسترده نیروهای انسانی کار آمد و بکارگیری آنها در مقابله با نیروهای عراقی در مقاطعی خاص است. از آنجایی که عراق از نظر کیفیت نیروی انسانی نسبت به ایران در ضعف شدید قرار داشت، بنابراین سعی میکرد از هر وسیله ای برای جلوگیری از اعزام گسترده نیروهای بسیج به جبهه های نبرد جلوگیری نماید. یکی از وسایلی که در این جهت بکار گرفته شد، استراتژی جنگ شهرها بود. بر این اساس هر گاه سخن از اعزام گسترده نیروهای تازه نفس به میان میآمد، دشمن با بمبارانهای هوایی و جنگ شهرها در این امر اختلاف ایجاد می کرد.
5) پنجمین خصوصیت جنگ شهرها در این دوره که تا پایان جنگ نیز ادامه یافت، گستردگی، وسعت، شدت و حدت آن بود. هر چند جنگ شهرها به صورت حملاتی هوایی و بمبارانهای یک جانبه از سوی عراق در طول جنگ به کرات ادامه داشته است، ولی در این مقطع شدت، حدت، وسعت و گسترش خاصی پیدا کرد، به گونه ای که مثلا به مدت دو روز، 6 فروند موشکم از سوی عراق به طرف شهرهای اندیمشک، مسجد سلیمان و بهبهان پرتاب شد و در همین دو روز هواپیماهای جنگنده بمب افکن عراقی، شهرهای اسلام، اسلام آباد غرب، گیلانغرب، آبادان و خرمشهر را بمباران کردن که سنگین ترین تلفات و خسارات جنگ شهرها و حملات هوایی را آغاز جنگ تا این تاریخ در پی داشت.
6) یکی دیگر از خصوصیات جنگ شهرها در این دوره، بکار گیری موشک برای اولین بار در جنگ ایران و عراق بود که به منزله عنصر جدیدی در معادله جنگ مطرح شد.
بنابراین آنچه گذشت، از این دیدگاه نیز جنگ شهرها در اوائل اسفند ماه 1363 - ظاهرا سوم اسفند ماه 1363 و همزمان با شروع عملیات بدر در منطقه هویزه - شروع شد و به حرکت و جریانی که کاملا هدفدار، استراتژیک . تمام عیار و دو جانبه بود، تبدیل گردید.
مراحل تاریخی جنگ شهرها
بر اساس وقایع و حوادث متعددی که در طول جنگ ایران و عراق و نیز از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا آغاز تهاجم سراسری عراق به جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاد، بطور کلی میتوان بمبارانها و حملات هوایی و جنگ غیر زمینی دشمن را به دو مقطع اساسی تقسیم نمود.
الف) مقطع تهاجمات و بمبارانهای هوایی
این مقطع همانطور که گذشت از تاریخ دهم فرودین 1358 شمسی 2 آوریل 1979 یعنی پنجاه روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حدود یک سال و نیم قبل از هجوم سراسری عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران با تجاوز یک فروند هلی کوپتر عراقی به حریم هوایی شهر مهران و نیز پست کمرکی بهرام آباد آغاز شد و تقریبا تا اواخر بهمن 1363 (22 بهمن 136 شمسی، 12 فوریه 1984 میلادی) با ارسال پنج موشک اسکاد - بی عراقی به شهر دزفول، یا کمی بعد از آن ادامه یافت. بر این اساس این مقطع نزدیک به پنج سال طول کشید. از مهمترین ویژگیهای این مقطع جنبه تجاوزکارانه و یک جانبه بودن جنگ هوایی و بمبارانها است که عمدتا از سوی عراق انجام میگیرد و ایران بندرت و اتفاقی به مقابله به مثل پرداخته است.
ب) مقطع جنگ شهرها
آغاز جنگ شهرها بعنوان یک استراتژی نظامی - سیاسی و با هدف اعمال شدید فشارهای روانی در جهت وادار کردن ایران به تسلیم برای نشستن به پای میز مذاکره و پذیرش صلح و پایان دادن به جنگ ایران و عراق و بصورت جنگی دو جانبه از 23 بهمن 1363 یا به عبارت دقیقتر از سوم اسفند 1363 و همزمان با عملیاتب در (فوریه 1984) آغاز شد. جنگ شهرها به همین شکل و با افت و خیزهای تقریبی تا پایان جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس ادامه یافت. جنگ شهرها در این مقطع مراحلی چند را با توجه به مقتضیات و شرایط زمانی و برخوردهای طرفین جنگ - بویژه عراق - پشت سر گذاشت. این مراحل عبارت است از:
1) مرحله اول 4-1363(1985): این مرحله از سوم اسفند 1363 شمسی آغاز شد و تا هفدم فرودین 1364 یعنی بمدت یک ماه و نیم ادامه یافت. در این مدت 29 شهر و چندین روستای ایران 118 بار مورد اصابت بمبها و موشکهای عراقی قرار گرفت و حاصل آن 1227 نفر شهید و 4682 نفر مجروح و خسارات ملی فراوان بود.
2( مرحله دوم 1364 (1985: این مرحله از 5 خرداد تا 24 خرداد 1364 ادامه یافت و طی آن 27 شهر و چندین روستا، 105 بار مورد اصابت قرار گرفت، 26 که تلفات آن شامل 570 نفر شهید و 1332 نفر مجروح و خسارات فراوان مالی بود.
3) مرحله سوم 1365(1987) این مرحله مقارن عملیاتهای کربلای 4 و 5 یعنی بطور تقریبی از 19/10/1365 آغاز شد. 27 و تا ساعت 12 روز پنجشنبه سی ام بهمن 1365 به مدت 42 روز ادامه یافت. در این مرحله 66 شهر، بخش و تعدادی روستا مورد حمله موشکی و هوایی قرار گرفت. تعداد بمبارانتها 236 بار و تعداد موشکهای شلیک شده عراقی 28 فروند بود. آمار شهدا 3050 نفر و آمار محروحین 11163 نفر در این دوره میباشد. لازم به یاد آوری است که در این مدت 8 موشک نیز از سوی ایران به شهر بغداد شلیک شد. 28 بعلاوه در این مرحله بمدت 2 روز یعنی روزهای 27 و 28 بهمن 1365 جنگ شهرها متوقف گردید. بعد از این مرحله، قطع دو هفته ای جنگ شهرها از سوی صدام حسین اعلام گردید. در تاریخ 10/12/1365، بیانیه دبیر کل سازمان ملل متحد در مورد توقف جنگ شهرها صادر گردید. ریاست جمهوری اسلامی ایران در پیام نوروزی خود در سال 1366 در مورد این مرحله از جنگ شهرها گفت: «جنگ شهرها و بمباران وحشیانه وسیع تر با اینکه سابقه داشت هرگز به وسعت و به سیاهی و دهشتباری سال گذشته نبود... مردم عمق دشمنی و خصومت دشمنان را حس کردند و جبهه جنگ به اعمال شهرها کشیده شد....» البته علیرغم در خواست های مکرر جمهوری اسلامی ایران و برخی از مجامع و دولتها در سراسر جهان و نیز بیانیه دبیر کل سازمان ملل متحد جنگ شهرها بعد از این مرحله از تاریخ 18/181366 مجددابصورت منقطع آغاز گردید.
4) مرحله چهارم (بهار و تابستان 1366) این مرحله در تاریخ 18/1/1366 و همزمان با عملیات کربلای 8 شروع شد و بویژه در طول عملیاتهای کربلای 9، 10 و فتح 5 الی 7 و نصر 1 تا 4 ادامه یافت. در این مرحله جنگ شهرها به داخل خاک کردستان عراق نیز کشیده شد و نظامیان عراق، مردم در حال قیام شهرهای موصل، سید صادق و ... را با حملات هوایی به خاک و خون کشیدند. همچنین در این مرحله جنگ نفتکشها و جنگ شیمیایی به اوج خود رسید. این مرحله از جنگ شهرها بصورت مقطعی و غیر یکنواخت تا اوائل شهریور 1366 ادامه یافت.
5) مرحله پنجم (پائیز 1366) این مرحله از جنگ شهرها در تاریخ 18/6/1366 و در آستانه سفر دکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد به تهران - و در واقع برای وادار کردن ایران به پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان متحد - شروع شد و با شدت وحدت بیشتری نسبت به مراحل سابق ادامه یافت. شاید بتوان پایان این مرحله از جنگ شهرها را حملات هواپیماهای عراقی به نیروگاه بوشهر در تاریخ 27/8/1366 دانست. از این زمان تا اوائل اسفند ماه 1366، جنگ شهرها از شدت چندانی برخوردار نبود.
6) مرحله ششم (اسفند 1366): مرحله ششم جنگ شهرها در تاریخ 8/12/1366 و با بمباران شدید شهر تهران و حومه آن شروع شد. در تاریخ 10/12/1366 ایران با پرتاب موشک به بغداد به بمبارانهای شدید عراق پاسخ داد و یک روز بعد از آن، یعنی روز 11/12/1366 عراق نیز حملات موشکی خود را به تهران شروع کرد. در تاریخ 18/12/1366 شدت جنگ شهرها در این مرحله به حدی بود که اتحاد شوروی از شورای امنیت در خواست کرد که برای جلوگیری از جنگ اقدام کند. این مرحله از جنگ شهرها در روز 22/12/1366 متوقف شد.
7) مرحله هفتم (اواخر اسفند 66 و اوایل فرودین 1367): مرحله هفتم جنگ شهرها با شدت بیشتری در تاریخی 23/12/1366 آغاز شد وتا یازدهم فروردین 1367 ادامه یافت.
در 2 فروردین 1367 عراق اعلام کرد که 106 موشک علیه شهرهای ایران شلیک کرده است... در هفتم فرودین 1367 نیز ایران مطرح ساخت که عراق از موشکهای جدیدی استفاده کرده است و این امر موجب تقویت این خبر شد که عراق از موشکهای «ای اس 12» استفاده میکند. در تاریخ 15/2/1/1367 نیز دبیر کل سازمان ملل متحد از ایران و عراق خواست که از ادامه و از سرگیری جنگ شهرها خودداری کنند. لازم به یادآوری است که قطع جنگ شهرها در این مرحله از سوی عراق و بخاطر دیدار نخست وزیر ترکیه از آن کشور صورت گرفت.
8) مرحله پایانی جنگ شهرها: آخرین مرحله از جنگ شهرها در تاریخ بیست و یکم فرودین ماه 1370 از سوی عراق شروع شد و تا تاریخ 31/1/1367 (20 آوریل 1988) ادامه یافت. عراق در اول اردیبهشت 1367 (21 آوریل 1988) آتش بس یک جانبه ای را ظاهرا به اصرار مجاهدین خلق اعلام کرد و بدینسان جنگ شهرها به مفهوم خاص آن، پایان یافت. تا این زمان عراق بین 190 تا 200 فروند موشک به سوی شهرهای ایران و ایران نیز نزدیک به 50 فروند موشک به سوی شهرهای عراق شلیک کردند و در این میان نزدیک به 100 موشک عراقی در شهر تهران فرود آمد که تمام انها به مناطق مسکونی و پرجمعیت اصابت کرد. لازم به یادآوری است که آخرین حمله عراق مقارن ساعت 11:20 روز 14/2/1367 به حریم هوایی شیراز، پالایشگاه و پتروشیمی این شهر صورت گرفت ولی با توجه به اعلام قطعی پایان جنگ شهرها در تاریخ 1/2/1367، این مورد مرحلهای جدید در جنگ شهرها محسوب نشد. رادیو اسرائیل طی گزارش مفصلی در مورد این حمله گفت: «مقامات آگاه بغداد بطور غیررسمی میگویند که بمبارانهای امروز را نباید تجدید جنگ شهرها تقلی کرد زیرا هدفهای بمباران شده تاسیسات اقتصادی بوده که آتش بس در جنگ شهرها این تاسیسات را شامل نمیگردد.» خبرگزاری تانیوگ نیز در گزارش خبرنگار خود از بغداد خاطرنشان میسازد:«تعیین قطی نیت عراق برای آغاز مجدد جنگ شهرها با استناد به بیانیه نظامی آن کشور در مورد حمله به پالایشگاه و مجتمع پتروشیمی شیراز امری غیرممکن است....»
اهداف و مقاصد جنگ شهرها
علیرغم اینکه در حقوق بینالملل، گلولهباران و بمباران مناطق مسکونی ممنوع شده است، رژیم عراق از آنبه عنوان یک سیاست و استراتژی نظامی و در جهت تحقق اهدافی چند از این رفتار بهره گرفته است. به عنوان مثال: «در کیفر خواست منشور نورنبرگ و دادگاه توکیو صریحا ارتکاب، جرائم علیه افراد غیرنظامی، به عنوان جنایات جنگی ذکر گردیده است. مصوبات و تصممیات دادگاههای نورنبرگ و توکیو در سال 19850 میلادی در کمیسیون حقوق بینالملل مورد تایید قرار گرفت. این موضوع به کرات در کنوانسیونهای بینالمللی و از طریق قطعنامهها، اعلامیهها و پروتکلها و .... مطرح گردیده است که برخی از این موارد عبارتند از: «اعلامیههای لاهه مورخ 29 ژوئیه 1899 و 28 اکتبر 1907، قطعنامه کمیسیون عمومی کنفرانس خلع سلاح جامعه ملل (1932) و قطعنامه این جامعه (30 سپتامبر 1980)، کنوانسیوم چهارم ژنو (12اوت 1969 و پروتکلهای الحاقی 1977 و قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد...
1- تضعیف اراده مردمی
مهمترین هدف رژیم عراق از بکار گیری این استراتژی، پایین آوردن روحیه ملی مردم ایران و در نتیجه ضعیف ساختن اراده آنها بوده است. این موضوع به کرات در گفته ها و سخنان رهبران عراقی آمده است. بعلاوه جنگ شهرها خود بعنوان نوعی جنگ روانی، نه تنها با سایر ابعاد جنگهای روانی نظیر پخش شایعات و اخبار دروغین، هیاهو و جنجال، جاسوسی و ... هماهنگی دارد، بلکه تاثیرات آن به مراتب بیشتر و شدیتر میباشد به بیانی دیگر: «به طور کلی هدف عراق از دست زدن به این گونه اعمال ضد بشری و مغایر با اصول و قواعد بین الملل. خدشه دار ساختن اراده ملت ایران در مبارزه با متجاوز است...» به همین جهت دیده میشود که عراق در روزهای تاریخی و سرنوشت ساز برای مردم ایران، اقدام به بمباران و شلیک موشک به شهرها میکند. برای نمونه راهپیمایی پرشکوه روز جهانی قدس در تاریخ 24/3/136 از مواردی است که در زیر حملات شدید هوایی دشمن انجام گرفت.
2- تلاش در جهت درگیری ساختن قدرتهای بزرگ در جنگ ایران و عراق
یکی دیگر از اهدفا رژیم عراق از بکار گیری استراتژی جنگ شهرها و حملات هوایی و همگام و همراه با آن جنگ نفتکشها، تلاش این رژیم در جهت کشاندن پای قدرتهای بزرگ در جنگ بود. هر چند این موضوع بیشتر در مورد جنگ شهرها در حاشیه خلیج فارس و جزایر آن و نیز جنگ نفتکشها صدق میکند ولی در برخی مقاطع آغاز جنگ شهرها وسیله ای برای مداخله سایر قدرتها ارزیابی میشود. جیمزبیل در این زمینه مینویسد: «صدام حسین همواره در صدد بود قدرتهای بزرگ خارجی بخصوص ایالات متحده را درگیر جنگ سازد. با فرار رسیدن سال 1988 دی 1366 صدام تا تا اندازه ای موفق شد به این هدف برسد. جنگ شهرها در سال 1988 67-1366 وسیع تر و مخرب تر از جنگ شهرها در سال 1985 (64-1363) بود، لیکن عراق نتوانست موضع ایران در مورد جنگ را بطور بنیادی تغییر دهد. 1- تلاشی در جهت خنثی نمودن عملیاتهای رزمی ایران و یا جبران شکست یکی از مهمترین اهداف عراق در جنگ شهرها، سعی این کشور در جهت خنثی کردن عملیاتهای موفقیت آمیز ایران یا جبران ضعف و شکست ارتش عراق بود. این موضوع بویژه مراحل اول، دوم و سوم جنگ شهرها، آشکار دیده میشود.
4) کاهش توان اقتصادی کشور
یکی دیگر از اهداف عراق در شروع و ادامه جنگ شهرها که نه تنها در مناطق مسکونی شهرها بلکه در مناطق اقتصادی نظیر پالایشگاه های نفت، کارخانه ها و ... صورت گرفت. پائین آوردن توان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بود. جنگ شهرها همچنین بطور غیر مستقیم با بیکار کردن مردم، ایجاد ترس و دلهره و نیز کار انداختن نیروگاههای برق، خاموشیهای مکرر و ... ارتباط داشت و باعث افت جریان کار و در نتیجه کاهش تولید و خدمات میشد. به همین دلیل آسوشیتدپرس در تاریخ 11/5/165 طی گزارشی اعلام کرد: «بمباران هدفهای استراتژیک و صنعتی ایران توسط عراق فشار و تنگناهای اقتصادی را تشدید کرده است.»
5) تلاش در جهت وادار کردن ایران برای مذاکره و پایان دادن به جنگ
مهمترین و اساسی ترین هدف عراق در جنگ شهرها و اصولا اینکه بمبارانهای هوایی را تبدیل به یک جنگ تمام عیار غیر جبهه ای جنگ شهرها نمود، تلاش در جهت جلوگیری از پیشروهای نیروهای ایرانی در جنگ زمینی و در نتیجه کوشش برای این بود که ایران در اثر فشار روانی جنگ شهرها و آثار و تبعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن در برابر خواست عراق مبنی بر پایان دادن به جنگ ایستادگی نکند و حاضر به مذاکره برای آتش بس و پایان جنگ گردد. در این شرایط و با توجه به این هدف جنگ شهرها دقیقا در مرحله حساسی از جنگ یعنی در اواخر زمستان 1362 (فوریه 1984) بعنوان یک استراتیژی آغاز میشود. هر چند ایران علیرغم خسارت و تلفات سنگین جنگ شهرها توانست در برابر متجاوز بایستد و از آتشی با متجاوز بر اساس شرایطی که کشور متجاوز تعیین کره بود خودداری نماید، اما بطور کلی در 4 سال دوم جنگ، شعار صلح طلبی، با ابزار جنگ شهرها حمایت و پشتیبانی می شد.
6- کاهش اعزام و حرکت نیروهای مردمی به جبهه های جنگ
یکی دیگر از اهداف دشمن در جنگ شهرها بویژه در مرحله سوم آن کاهش حرکت نیروهای رزمنده مردمی به جبهه ها بود، زیرا توان عمده نیروهای ایرانی نه در سلاح بلکه در نیروهای انسانی و ایمان آنها نهفته بود و این موضوع در تمام طول جنگ از سوی مقامات عراق آشکارا احساس میشود.
7- تشدید جنبه فرسایشی جنگ
در صورتی که توان ایران و عراق با ادامه جنگ شهرها تحلیل میرفت، تزکسینجر مبنی بر بازنده ماندن طرفین جنگ و ایجاد حالت فرسایشی در آن به واقعیت نزدیک میشد. در چنین شرایطی جنگ بدون طرف پیروزی به پایان خود نزدیک میشد. این مساله در مراحل پایانی جنگ شهرها بشدت مورد توجه قدرتهای بزرگ بود.
8- جنگ شهرها اهرم قدرتهای بزرگ
قدرتهای بزرگ به منظور افزایش میزان نفوذ خود بر جنگ و یا تحت تاثیر قرار دادن اقدامات قدرت دیگر، از راهرمهای متعددی استفاده میکردند. یکی از این اهرمها بصورت عینی و عملی در جنگ شهرها ظهور مییافت بعنوان مثال شوروی برای خنثی نمودن تلاش های صلح سازمان ملل که به ابتکار غرب آغاز میشود، عراق را تشویق به آغاز جنگ شهرها میکرد. ورود موشکهای ساخت شوروی در مراحل پایانی جنگ، اقدام دیگری از سوی شوروی بود که نشان میداد این کشور (شوروی) مایل است با پیچیده تر ساختن جنگ و در اختیار گرفتن ابزار این پیچیدگی، این پیچیدگی میزان نفوذ خود را در به پایان رساندن این مناقشه افزایش دهد.
9- افزایش زمینه های مداخله در جنگ ایران و عراق
با شروع جنگ شهرها و گسترش دامنه جنگ به مناطق غیر نظامی عملا زمینه برای مداخله سازمانهای بین المللی و قدرتهای بزرگ فراهم تر از گذشته میشد. پس جنگ شهرها از این جنبه نیز میتوان مورد ارزیابی قرار گیرد. لازم به یاد آوری است که برخی از این اهداف از سوی عراق و برخی از سوی غرب اعمال میشد، هر چند، عمده آنها مورد تائید هر دو بود.