تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۶۹۸۸۵

اما و اگرهای روابط آینده روسیه و آمریکا


روابط روسیه و امریکا در دورة پس از شوروی مراحل و دوره‌های مختلفی را پشت سر گذاشته و هیچ‌گاه شکل منسجمی به خود نگرفته است. در طول این دوره، به ‌رغم مزایای بسیار ناشی از همکاری، به واسطة استمرار تفکرات جنگ سردی میان استراتژیست‌های دو کشور، دوره‌های تنش وجه غالب‌‌تر روابط دو کشور بوده‌ است. با التفات تشدید اختلافات دو کشور به تبع تحولات اخیر در قفقاز جنوبی به نظر می‌رسد سردی روابط فعلی حداقل تا سال‌های ابتدایی ریاست‌جمهوری آتی امریکا ادامه داشته باشد.با توجه به نزدیک شدن زمان انتقال قدرت در کاخ سفید از هم اکنون گمانه‌زنی‌های بسیاری در خصوص نوع رابطة امریکا و روسیه در دورة ریاست جمهوری آتی این کشور آغاز شده است. تحولات قفقاز جنوبی و استمرار رویکرد تهاجمی روسیه در سیاست خارجی خود به ویژه در خارج نزدیک که طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر به تکرار مورد انتقاد هر دو نامزد دموکرات و جمهوری‌خواه ریاست جمهوری آمریکا قرار گرفته، فرض‌های بسیاری را در مورد ادامه تنش‌های میان روسیه و امریکا در دورة آیندة ریاست‌جمهوری امریکا، صرفه‌نظر از دموکرات و یا جمهوری‌خواه‌ بودن وی دامن شده است.به اعتقاد تحلیل‌گران دوره‌های نزدیکی روابط دو کشور طی نزدیک به دو دهة گذشته تا حدود زیادی متأثر از روابط شخصی میان رؤسای جمهور دو کشور (یلتسین و کلینتون – پوتین و بوش)، به صورت مقطعی بوده و هیچگاه یک روند ثابت را طی نکرده است.با التفات به تحولات اخیر به ویژه رویکرد تهاجمی روسیه در خارجی نزدیک از جمله تنش‌های نظامی میان این کشور و گرجستان، جدی شدن موضوع موج سوم گسترش ناتو به شرق (با احتمال عضویت اکراین و گرجستان در این نهاد) و اصرار امریکا به استقرار بخشی از سپر موشکی خود در اروپای شرقی، به نظر می‌رسد این فرض دور از واقعیت نباشد و نباید به دورنمای این روابط چندان امیدوار بود.
با این وجود تحلیل‌گران با اشاره به مزیت‌های همکاری میان واشنگتن و مسکو در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی امیدوارند با شکل‌گیری دور جدیدی از این روابط در دورة ریاست‌جمهوری آینده امریکا هر دو کشور و همچنین جامعة بین‌الملل از این همکاری‌ها منتفع شوند.با این وجود به نظر می‌رسد بهبود روابط میان این دو کشور، همانند هر رابطة دیگری مستلزم تحقق پیش‌شرطهایی و در وهلة نخست احترام طرفین به منافع یکدیگر در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است.به عنوان مثال رویکرد قاطع روسیه در خصوص تحولات در گرجستان تا حدود زیادی ناشی از حساسیت‌های این کشور به جلوگیری از انقباض بیشتر ژئوپولیتیکی خود است و این که نمی‌خواهد همانند دهة 1990 تنها نظاره‌گر منفعل پیش‌روی‌های غرب در حوزة نفوذ خود باشد. بر همین اساس تعامل مثبت بین دو کشور تنها زمانی مقدور خواهد شد که امریکا و سایر کشورهای غربی به حساسیت‌های ژئوپولیتیکی روسیه احترام بگذارند.در سوی مقابل، اصرار روسیه بر استمرار رفتارهای تهاجمی در سیاست خارجی خود از جمله در خصوص اکراین و مولداوی (پس از گرجستان) به هیچ وجه مطلوب امریکا و کشورهای غربی نیست. آنها این رفتارها را اسبابی برای تغییر ساختارهای ژئوپولیتیکی و ژئوراهبردی منطقه می‌دانند که می‌تواند آثار زیانباری بر امنیت منطقه‌ای و همچنین امنیت اروپا داشته باشد.با این ملاحظه و با توجه به اختلاف دو کشور بر سر موضوعات ژئوپولیتیکی به نظر می‌رسد این امر حائز تأثیر دوگانه بر روابط است. از یک سو و در صورتی که موضوعات ژئوپولیتیکی می‌تواند مبنایی برای تعامل آینده دو کشور و موضوع مناسبی برای توافق باشد و از سوی دیگر اصرار هر یک به پی‌گیری منافع خود در این حوزه بدون توجه به حساسیت‌های طرف مقابل می‌تواند به تشدید اختلافات و طولانی شدن دوره‌های تنش میان دو کشور بینجامد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات