تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۷۰۰۰۲

آفات انقلاب اسلامی (بخش دوم و پایانی)

اشاره: در بخش اول این یادداشت به برخی دسته بندی ها از آفات انقلاب اسلامی اشاره شد. آنچه در ذیل به رویت ارباب نظر می رسد، بخش دوم و پایانی این یادداشت می باشد.

مصطفی فتحعلی خانی
2- نفوذ اندیشه های بیگانه
اندیشه های بیگانه از دو طریق می تواند نفوذ کند یکی از طریق دشمنان آگاه ودیگری از طریق دوستان نادان.
الف - دشمنان آگاه
هنگامی که یک نهضت اجتماعی اوج می گیرد و جاذبه پیدا می کند و مکتبهای دیگررا تحت الشعاع قرار می دهد پیروان مکاتب دیگر برای رخنه کردن در آن مکتب وپوساندن آن از درون اندیشه های بیگانه را که با روح آن مکتب سازگار نیست واردآن مکتب نموده و آن مکتب را به این ترتیب از اثر و خاصیت می اندازند و یا کم اثرمی کنند.
نمونه اش را در قرون اولیه اسلام دیده ایم پس از گستردگی و جهانگیری اسلام مخالفین اسلام مبارزه با اسلام را از طریق تحریف آغاز کرده اند اندیشه های خود رابا مارک تقلبی اسلام صادر نمودند، اسرائیلیات، مجوسیات، مانویات با مدارک اسلام وارد حدیث و تفسیر و افکار و اندیشه های مسلمانان گردید و بر سر اسلام آمد آنچه آمد.
خوشبختانه علما ی اسلام متوجه این جهت شده و تا حد زیادی آفت زدایی کرده وهنوز هم ادامه دارد.
ب - دوستان نادان
گاهی پیروان یک مکتب به علت ناآشنایی درست با مکتب مجذوب یک سلسه نظریات و اندیشه های بیگانه می گردند و آگاهانه یا ناآگاهانه به آن نظریات رنگ مکتب داده و عرضه می کنند.
متاسفانه این مسئله نیز در جریانات قرون اولیه اسلامیه دیده می شود که مثلامجذوب شدگان به فلسفه یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تصوف هندی نظریات واندیشه های را به عنوان خدمت نه به قصد خیانت وارد اندیشه های اسلامی کرده اند.
خوشبختانه این جهت نیز از چشم تیزبین علمای اسلامی دور نمانده و یک جریان((نقد اندیشه)) در این موضوعات پیدا شده که سیر تحولات آن نظریات در جهت حذف نظریات بیگانه هدایت شده است.
متاسفانه پس از انقلاب اسلامی ایران و اوج گرفتن آن به طوری که مکتبها و اسمهای دیگر را تحت الشعاع قرار داده است این هر دو جریان مشاهده می شود.
گروهی را می بینیم که وابسته به مکتبهای دیگر و بالخصوص مکتبهای ماتریالیستی هستند و چون می دانند با شعارها و مارکهای ماتریالیستی کمتر می توان جوان ایرانی را شکار کرد اندیشه های بیگانه را با مارک اسلامی عرضه می دارند بدیهی است اسلامی که با محتوای ماتریالیستی در مغز یک جوان فرو رود و تنها پوسته اسلامی داشته باشد به سرعت دور انداخته خواهد شد.
و گروهی دیگر را مشاهده می کنیم که افرادی مسلمان اما ناآشنا به معارف اسلامی وشیفته مکتب های بیگانه بنام اسلام اخلاق می نویسند و تبلیغ می کنند اما اخلاق بیگانه؛ فلسفه تاریخ می نویسند همان طور فلسفه دین و نبوت می نویسند همانطوراقتصاد می نویسند همان طور سیاست می نویسند همان طور جهان بنی می نویسندهمان طور تفسیر می نویسند و به خورد افراد ناآشنا می دهند همانطور ووو...
واینهامتاسفانه خطرشان بیشتر از گروه اولی است لذا باید کوشش شود که مبادا با وروداندیشه های بیگانه ضربه ای بر اسلام و انقلاب اسلامی وارد شود.
3- رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی طرد شده
بدیهی است که در هر جامعه انقلابی با سقوط سیستم سیاسی بلافاصله ارزشهای مسلط بر آن محو نمی گردند تاثیر ارزشهای مزبور به طول مدت سلطه آنها بر جامعه و نفوذ بر مسائل فرهنگی اجتماعی و تربیتی بستگی دارد هر چه طول مدت مبارزه برای پیروزی انقلاب کمتر باشد آثار ارزشهای نظام پیشین دوام بیشتری می یابد ازجمله این ارزشهای مذموم از نظر انقلابیون، راحت طلبی، فساد اخلاق رشوه خواری و... می باشد، در صورتی که یک مبارزه مستمر و طولانی با ارزشهای فرهنگی گذشته به عمل نیاید تدریجا با رشد مجدد آن ارزشها موجبات انحراف وآلوده کردن ارزشهای اصیل انقلابی را فراهم می سازد.
4- خستگی نیروهای انقلابی و از دست دادن روحیه انقلابی
یکی دیگر از آفتهای انقلابی سستی در جناح انقلابیون می باشد کناره گیری از صحنه به دلیل موفقیت انقلاب و به ثمر رسیدن آن خستگی و یا س از انقلاب به دلیل مواجه شدن با مشکلات و عدم موفقیت در حل آنها ناامیدی از پیاده شدن معیارهای ایدئولوژیکی و ...
همه اینها خود آفات انقلاب اند که باید نیروهای انقلابی توجه داشته باشند و همان شور و شوق زمان انقلاب را در خود حفظ نموده و در برابر مشکلات کمر خم نکرده و در مقابل همه شداد استقامت به خرج دهندتا انقلاب بطور کامل بثمر بنشیند و از خطر سقوط رهای یابد وگرنه با کمترین سستی و کناره گیری انقلاب با امواج خطرها مواجه خواهد شد.
5- کناره‌گیری و انزوا
یکی دیگر از آفات انقلاب کناره گیری و انزواطلبی مدیران لایق و متعهد به خاطر تنزه و قداست طلبی است چنین افرادی با احساس مسئولیت شرعی از برخورد بامشکلات و موانع و جوسازیهای غلط نباید بهراسند و کماکان باید در صحنه حضور داشته باشند وگرنه در غیر این صورت امکان نفوذ فرصت طلبها و عوامل ناصالح وجود خواهد داشت آن گاه است که انقلاب از مسیر اصلی منحرف شده وچه بسا به ضد خود تبدیل خواهد شد.
6- اختلاف
همانگونه که وحدت و یکپارچگی ملت و مسئولین و گردانندگان انقلاب مایه پیروزی انقلاب است اختلاف و تشتت ملت باهم و یا اختلاف مسئولین رده بالای نظام که قهرا موجب دو دستگی مردم نیز خواهد شد باعث شکست انقلاب و به سقوط کشیدن آن خواهد بود لذا برای حفظ انقلاب باید از هر نوع اختلاف و تشتت که به حق بدترین آفت انقلاب است پرهیز نمایند وگرنه با وجود اختلاف نفوذابرقدرتها و دشمنان در یک طرف درگیر آسان بوده و شکست انقلاب حتمی خواهدشد.
7- تخلف از اوامر رهبر
همان گونه که پیروزی از امر رهبری انقلاب مایه پیروزی بود یقینا تخلف از اوامر ودستورات رهبری نیز موجب شکست خواهد بود جالب اینجاست که قرآن به سهآفت از آفات یاد شده ((شماره 4 و 6 و 7)) در آیه ای اشاره می کند و شکست مسلمین را در جنگ ((احد)) به دست لشکریان قریش معلول همین سه عامل می داند چنانکه پیروزیشان را در جنگ ((بدر)) معلول خستگی ناپذیری و وحدت و اطاعت امررهبری ((رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) می داند لذا فرمود:
لقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتی اذا فشلتم و تنازعتم فی الامر وعصیتم من بعد ما اراکم ماتحبون...
(خداوند وعده خود را به شمار (درباره پیروزی بر دشمن در احد) راست گفت درآن هنگام که دشمنان را به فرمان او به قتل می رساندید تا اینکه سست شدید و درکار خود به نزاع پرداختید، و بعد از آنکه خداوند به شما نشان داد آنچه را که دوست داشتید (از غلبه بر دشمن) سر به نافرمانی گذاشته و عصیان کردید و...)
8 - ابهام طرحهای آینده
برای تخریب یک ساختمان و بنای مجدد آن دو احساس وجود دارد منفی و مثبت در احساس منفی یعنی تخریب مسئله آنچنان مشکل نیست بلکه با اندک توجه تخریب صورت می گیرد ولی این احساس مثبت است که نیاز به طرح و نقشه داردیعنی وقتی به طرف می گویی این خانه قدیمی را به هم می زنیم و سپس خانه به شک و شیوه جدید برایت می سازیم اگر طرح ساختمان جدید را کشیده و به او نشان بدهید او بدون هیچ دلهره ای حاضر به تخریب خانه موجود می شود ولی هر چندهم که شما مورد اعتماد باشید بدون طرح و نقشه قبلی فقط به او قول می دهید که من برای شما خانه خوبی می سازم آن شخص با یک دنیا دلهره خانه را تخریب می کند زیرا نمی داند خانه بعدی بهتر از خانه قبلی خواهد بود یا نه ؟ انقلاب نیز یک چنین حالتی را دارد باید سران نهضت به مردم طرح بدهند که پس ازانقلاب می خواهند چه کنند از نظر نظامی ، سیاسی اقتصادی ،اجتماعی وبالاخره شکل و شیوه حکومت چه جامعه ایده آلی را می خواهند تشکیل دهند؟ هرچند بحمدالله ما در اسلام مواد خام یک حکومت ایدهآل را به حد کافی در منابعمان داریم و نیازی به مکاتب دیگر نیست ولی باید آن را تصفیه و تبدیل به کالای موردنیاز کرد.
بنابراین طرح ونقشه نداشتن برای آینده خود از آفات انقلاب به حساب میاید.
9- خودباختگی
یکی دیگر از آفات انقلاب که مسیر انقلاب را عوض کرده و انقلابیون را از بین راه ازکارشان پشیمان و منصرف می کند خودباختگی در مقابل قدرتهای حاکم واستعماری است زیرا وقتی که یک مبارز انقلابی در برابر یک حکومت استعماریقیام کند و بعد در اثر مشاهده بعضی از پیشرفتهای آن حکومت استعماری خود راببازد دیگر توان مبارزه با او را نخواهد داشت می گویند : ((سر سید احمد خان هندی)) که در عصر خود رهبر مسلمانان هند به شمار می رفت و در ابتدا با استعمارانگلستان مبارزه میکرد در سال 1284 هجری سفری به انگلستان رفت آن سفر به اقرار دوست و دشمن در روحیه او اثر عمیق باقی گذاشت به طوری که برگشت نه تنهااز مبارزه با انگلستان صرف نظر کرده بلکه در ردیف مداحان انگلستان قرار گرفته ومبارزه حزب ((مسلم لیگ)) را نیز علیه انگلستان تخطئه کرد و به نظرش این چنین آمدتنها راه برای مسلمین جلب حمایت انگلستان است و او آنچنان مرعوب تمدن وقدرت سیاسی ،اقتصادی ، نظامی و فرهنگی انگلستان شده بود که می گفت ابدامبارزه با او صحیح نیست و او یک قدرت شکست ناپذیر است.
ولی سید جمال الدین اسدآبادی به عکس سید احمد خان هندی تمام همش راصرف این جهت می نمود که مسلمانان را از این خودباختگی و حس خود کم بینی نجات داده و قوی دل نماید و آنها را علیه انگلیس بشوراند.
بنابراین یکی از آفات انقلاب همین خودباختگی است مردم انقلابی نباید در برابرقدرتهای استعماری حس خفت و خواری نموده و خود را ذلیل بدانند و باید بدانندکه قدرت آنان مرهون ذلت ماست اگر ما در برابر آنان قد علم نمایم و آنان را ازاریکه قدرت به زمین بکشیم و خود را از تحت سلطه آنان بیرون آوریم آنان دیگر ازچنین قدرتی برخوردار نخواهند بود.
10- ناآگاهی و عدم توجه به حیله‌ها و نقشه‌های ضدانقلاب
زیرا اگر انقلابیون احزاب و گروههای مخالف را شناسایی نکرده و به طرحها ونقشه هایشان آگاهی نداشته باشند آنان به راحتی و بزودی انقلاب را از بین می برندلذا علم شناخت دشمن چه داخلی و چه خارجی و ناآگاهی نسبت به نقشه های شوم آنان یکی از آفتهای انقلاب است.
11- ناتمام گذاشتن انقلاب
ناتمام گذاشتن انقلاب یکی دیگر از آفاتی است که انقلاب را به عقب برگردانده وبی ثمر می نماید یعنی اگر رهبران دینی یا سیاسی انقلاب را رهبری نموده و بخش تخریبی آن را بخوبی به پایان برسانند و نظام حاکم را سرنگون نمایند ولی وقتی به بخش سازندگی رسیدند آن را رها کنند و به خیال آنکه انقلاب به پایان رسیده به دنبال کارهای خود بروند، اینجاست که میراث خواران فرصت طلب پیدا شده وزمینه را خالی و بلامعارض ببینند و زمام امور را در دست گرفته یا انقلاب را کلاازبین می برند و یا اگر اسمی از آن باقی بماند، از محتوا آن را تهی می کنند همانندانقلاب مشروطه و ...
12- بازگشت از معنویت
انقلابیون بخصوص در انقلاب اسلامی ایران با یک نیت خاص و معنویتی مخصوص انقلاب را آغاز کرده اند تا زمانی که به همان معنویتشان باقی بمانند و درصدد خدمت به بندگان خدا باشند انقلاب محفوظ خواهد ماند ولی اگر پس ازبه سدست گرفتن قدرت به فکر دنیا و امور مادی بیفتند و از آن حالت قداست زمان انقلاب بگذرند این اولین زنگ خطر برای آن انقلاب است.
شهید مطهری چند نمونه از آفت هایی را که ممکن است یک نهضت انقلابی به آنها دچار شود را ذکر می نماید.
1- ناتمام ماندن نهضت
استاد مطهری یکی از آفات مهم نهضت ها را عدم تحقق اهداف و آرمان های نهایی آنها ذکر می کند و این مشکل را ناشی از نقص در رهبری می داند. او می گوید که در صد سال اخیر نهضت هایی را که روحانیت آنها را رهبری کرده دارای یک نقیصه بوده اند و آن این است که تا مرحله پیروزی پیش رفته اند ولی پس از آن راه خود را ادامه نداده اند. لذا استاد نگران وقوع چنین مشکلی برای نهضت اسلامی مردم ایران است.
2- نفوذ اندیشه‌های بیگانه
هنگامی که یک نهضت اوج می گیرد و دشمن مشاهده می نماید که توان مقابله و مهار آن را ندارد سعی می کند تا روح مکتب را تغییر دهد و جهت آن را در مورد انقلاب اسلامی ایران که در کنار خود جریان ها و مکاتب گوناگون مارکسیستی و ماتریالیستی را که بعضا با مارک اسلامی هم عرضه می شوند مشاهده می نماید را بسیار زیاد می داند و نسبت به آن هشدار می دهد. او در کتاب نهضت های اسلامی در صد سال اخیر می گوید: “من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی، به رهبرای عظیم الشان نهضت اسلامی که برای همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می کنم که نفوذ و نشر اندیشه های بیگانه به نام اندیشه اسلامی و با مارک اسلامی اعم از آنکه از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد، خطری است که کیان اسلام را تهدید می کند”.
3- رخنه فرصت‌طلبان
افراد فرصت طلب و دشمنان دوست نما در هنگامه اوج گیری نهضت ها معمولابا همرنگ کردن خود با توده مردم در صدد دستیابی به اهداف خود هستند که همانا انحراف نهضت از مسیر اصلی خود است. استاد مطهری با بهره گیری از تجربه مشروطیت ، غفلت رهبران نهضت و پیروان آنان را عامل رخنه فرصت طلبان می داند و به رهبران انقلاب توصیه می کند که در تمام مراحل انقلاب هشیارانه به راه خود ادامه دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات