تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۷۰۰۰۵

وقت خروج آمریکا از عراق فرا رسیده است


دوگ بندو
 ترجمه: عرفان بابایی
دوران تصدی دولت بوش رو به اتمام است. ظاهرا بوش معتقد است که تاریخ سیاستهایش را توجیه خواهد کرد، اما احتمال اینکه از وی میراث سیاسی مثبتی در تاریخ بر جا بماند وجود ندارد. به لحاظ سیاستهای داخلی، کارنامه بوش شله قلمکاری نفرت انگیز از صرف لجام گسیخته هزینه ها، دادن یارانه های هنگفت دولتی به شرکتهای خصوصی، نقض آزادی های مدنی، و فربه سازی دستگاه اجرایی آمریکا است. به لحاظ خارجی هم سیاستهای وی به عراق، ایران و چند موضوع جزیی محدود می شود.
دلیلی که دولت بوش برای تعرض به عراق آورد سراسر نادرست از آب درآمد. صدام سلاحهای کشتار جمعی نداشت، هیچ ارتباطی با حملات یازده سپتامبر نداشت، و هم اینکه مانند دیکتاتورهای بدتر از او یعنی جوزف استالین، و مائو تستونگ می شد او را با فشارهای نظامی تحت کنترل درآورد.
بعد از اشغال عراق، استدلالات بشر دوستانه نیز بواسطه در میان خشونتهای وحشتناک قومی ذوب شد و از بین رفت.
اما حتی بعد از فروپاشی جامعه مدنی عراق، بوش از اعتراف به اشتباه و یا حتی ابراز تردید در باره منطق سیاست متزلزل خود در باره اشغال خودداری کرد. با وجود این او تلاش داشته اشغال عراق را با حفظ دهها پایگاه نظامی - که به گفته نمایندگان مجلس عراق تعدادشان به 58 پایگاه می رسد - دائمی ساخته و از این پایگاهها برای دخالت نظامی در کشورهای منطقه خاورمیانه استفاده کند. جان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز همین هدف را در ذهن داشت. او حتی علنا اعلام کرد ممکن است که اشغال عراق 100 یا 1000 سال دیگر طول بکشد.
با اینکه بوش امیدوار بود اشغال عراق را طوری دائمی کند که دولتهای بعدی آمریکا نتوانند از آن کشور خارج شوند، اما عراقی ها تصمیم دیگری گرفتند.
امید دولت بوش وابستگی دولت مالکی به حمایت نظامی واشنگتن بود اما دولت عراق در واقع به حمایت مردمی ملت عراق وابسته است و اکثریت مردم آن کشور خواستار این هستند که نیروهای آمریکایی کشورشان را ترک کنند. تلاشهای دولت بوش برای وارد آوردن به بغداد به منظور پذیرش حضور طولانی پرسنل نظامی و مقاطعه کاران غیرنظامی آمریکایی در خاک آن کشور نتیجه معکوس داد و عراقیها بر ضد واشنگتن با هم متحد شدند.
بعد از ماهها چانه زنی، دولتهای آمریکا و عراق، بر سر امکان جایگزینی برنامه “توافق وضعیت نیروها” (SOFA) به جای ماموریت سازمان ملل مذاکره کردند که تاریخ اعتبار آن در روز 31 دسامبر سال جاری به اتمام می رسد. اما حتی بعد از آنکه بعد از مذاکرات پیش نویس توافقنامه ای در این خصوص تهیه گردید، افزایش مخالفتهای مردمی در عراق نوری المالکی نخست وزیر آن کشور را متقاعد ساخت که تلاش برای قبول این پیمان - به قول خود مالکی - “خودکشی سیاسی” است.
مالکی به یکی از سیاستمداران عراقی گفته است: “ما این توافق را یک پیمان امنیتی نمی خوانیم، بلکه توافقی برای خروج نیروها و سازماندهی اقداماتشان طی دوره حضورشان در عراق می دانیم.” حمله آمریکا از داخل خاک عراق به منطقه ای در سوریه در ماه اکتبر گذشته، بر نگرانی های مردمی عراق از مخاطرات حضور طولانی مدت ارتش آمریکا در کشورشان افزود.
ماه گذشته، دولت عراق درخواست کرد که در توافقنامه SOFA، 100 مورد اصلاحیه صورت بگیرد از جمله تاکید بیشتر بر قطعی بودن خروج نظامیان آمریکا از خاک عراق در روز 31 دسامبر سال 2011 و همچنین اعمال محدودیت بیشتر بر مصونیت قضائی پرسنل ارتش ایالات متحده و مقاطعه کاران غیرنظامی و امکان اعمال قوانین کشور عراق در باره آنها. با توجه به اینکه قرار است در ماه ژانویه انتخابات ایالتی در عراق برگزار شود، دولت بغداد بر زمان بحث در باره این توافقنامه امنیتی بطور خاصی حساسیت دارد: یعنی اینکه مالکی نمی خواهد مردم عراق تصور کنند که او به واشنگتن کرنش می کند.
هرچند که واشنگتن با مصالحه بیشتر بر سر این توافقنامه موافقت کرده است، اما پیمان مذکور با آینده نامعلومی مواجه است. با توجه به نزدیکی روزهای سوگواری (سالار شهیدان امام حسین (ع)) که روند تصمیم گیری دولت عراق را کند خواهد کرد، دو دولت آمریکا و عراق، ممکن از تا قبل از پایان تاریخ انقضای ماموریت سازمان ملل نتوانند بر سر پیمان امنیتی به توافق نهایی برسند.
یکی از گزینه های پیش رو تمدید حکم ماموریت سازمان ملل است اما روسیه و چین، ممکن است برای دادن رای مثبت در شورای امنیت به تمدید این دوره، خواستار دریافت امتیازاتی از آمریکا بشوند. واشنگتن و بغداد ممکن است بتوانند یک توافق موقف در باره پیمان امنیتی صورت بدهند اما این کار از مذاکره و توافق نهایی بر سر آن پیمان آسان تر نخواهد بود.
آمریکا تهدید کرده است در صورتی که نیروهایش برای عملیات در عراق اختیارات قانونی نداشته باشند، هرگونه همکاری با دولت عراق را متوقف خواهد کرد. (رابرت گیتس وزیر دفاع کنونی آمریکا گفت یعنی آمریکا بعد از انقضای حکم ماموریت سازمان ملل انجام هر کاری را در آن کشور متوقف خواهد کرد.) این بحث، آشفتگی دیگری را روی دست دولت آینده اوباما خواهد گذاشت.
سیاست درست خروج سریع نیروهای آمریکایی از عراق است. عمو سام نباید تعلل کند. واشنگتن باید کاهش سریع نیروهای نظامی خود و تعطیلی سریع پایگاههای نظامی خود در عراق را آغاز کند. همزمان، ایالات متحده باید موکدا از همسایگان عراق بخواهد که به منظور تقویت ثبات در آن کشور گردهم آمده و توافقهای منطقه ای تدوین و تصویب کنند. وقتی حضور نظامی طولانی و تهدید آمیز ارتش آمریکا در عراق وجود نداشته باشد، این کار مورد قبول عراق و سوریه قرار خواهد گرفت. موضوع مهم برای دولت آینده آمریکا باید منافع ایالات متحده باشد، و منافع این کشور ایجاب می کند که از عراق خارج شود.
اما، هنوز معلوم نیست که رئیس جمهور منتخب آمریکا چه قصدی دارد. تاکید سناتور باراک اوباما بر لزوم خروج نیروهای آمریکایی از عراق با ادامه مبارزات انتخاباتی و خروج موضوع عراق از صدر اخبار، رو به کاهش گذاشت و به آخر رسید. او زمانی پیشنهاد می کرد برای خروج آمریکا از عراق جدول زمانی 16 ماهه ای تدوین شود اما کالین کال، هماهنگ کننده گروههای کاری مربوط به عراق، “پایبندی به پیشرفت مداوم به سوی همسازی سیاسی” شده است. این حرف یعنی واشنگتن باید همچنان به مدیریت خرد در امور عراق ادامه دهد، برای دولت آن کشور معیار تعیین کند، برای تدوین و تصویب سیاستهای مختلف در آن کشور اعمال نفوذ کند و در سیاستگذاری های عراق دخالت کند.
این سیاستی است که درگذشته موفقیت چندانی نداشته و اگر بغداد احساس کند مقامات دولت جدید واشنگتن واقعا می خواهند نیروهایشان در عراق بمانند، احتمال ندارد که این سیاست موثرتر از قبل باشد. ریچارد دنزیگ، یکی از وزیران سابق نیروی دریایی آمریکا که در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری مشاور امور دفاعی اوباما بود، سخن از لزوم حفظ 55 هزار نیرو ی نظامی آمریکایی (از 146 هزار نفر کنونی) در عراق و در ارکان مختلف مستشاری سخن به میان آورده است. این یعنی همان ادامه اشغال کنونی عراق با قیافه مبدل.
لری کورب، از مقامات سابق پنتاگون، که اکنون با موسسه ای به نام “مرکز پیشرفت آمریکایی” همکاری دارد، اظهار کرده است که :”اگر ما زمان کاملامشخصی را برای خروج از عراق تعیین نکنیم، عراقی ها کارهایی را که باید انجام بدهند، جدی نخواهند گرفت.” حق با اوست. اما این حرف که مسئله خروج از عراق اهرم فشاری درمقابل دولت عراق به آمریکا می دهد مهمترین نکته این استدلال نیست.
آمریکا نباید دل مشغول به دست آوردن اهرم فشار در مقابل دولت عراق، وادار ساختن آن برای پرداخت بخش بیشتری از هزینه های اشغال عراق، ایجاد خصومت میان آن کشور و ایران و اصرار به دولت مالکی برای تقویت و کاهش روابط دولت عراق با این کشور و آن کشور باشد. واشنگتن صدام را برکنار کرده و اکنون وقت آن است که از عراق خارج شود و بگذارد که بغداد خودش در باره سیاستهایش تصمیم بگیرد.
دانستن آینده عراق شاهد افزایش ثبات و یا جنگ داخلی خواهد بود ممکن نیست و در کنترل واشنگتن هم، یکی از دلایل کاهش نسبی خشونتها برگشتن سنی ها بر علیه القاعده و دیگر گروههای مسلح به سوی فعالیتهای سیاسی است.
با این حال هنوز میلیونها عراقی همچنان در کشور خود و در خارج از آن آواره هستند و هنوز هم خشونت های ناراحت کننده ای در آن کشور بروز می کند. مثلاهمین اواخر در شهر موصل به عده ای از مسیحیان حمله شد. آرامش نسبی ای که در عراق برقرار شده ممکن است گذرا باشد. اینکه آمریکا به گروههای سنی مثل “شورای بیداری” برای توقف حملات بر علیه نیروهای اشغالگر پول و سلاح می دهد شاید بعدا به جای اینکه باعث برقراری صلح در عراق شود، باعث بروز درگیرهای قومی شدیدتری در این کشور شود.
بغداد با این شوراها رابطه خوشی ندارد و هرگونه تلاش دولت مرکزی بغداد برای اعمال اختیاراتش در قبال این گروهها ممکن است با مقاومت خشونت آمیز آنها روبه رو شود.
شورای سیاسی حاکم بر عراق دچار بدخویی و بی ثباتی است. اگر در انتخابات آتی احزاب تشکیل دهنده این حزب آرای خوبی نیاورند ممکن است به خشونت متوسل شوند.
یک دیپلمات غربی در مصاحبه با نشریه اسکاتسمن هشدار داد:”از حالابه بعد در عراق خشونت در پی سیاست می آید.” پس تعجبی ندارد که ژنرال دیوید پترائوس فرمانده ارتش ایالات متحده در عراق اعلام کرده است که دستاوردهای امنیتی آمریکا در آن کشور “شکننده و قابل برگشت” است. سیاست سازان واشنگتن باید برای عراق امید بهترین ها را داشته باشند اما در مورد نتیجه احتمالی اشغال آن کشور نباید دچار اشتباه شوند.
در هر صورت نقش آمریکا به پایان رسیده است. دولت مالکی به اندازه کافی نیروی نظامی دارد که بتواند از خود دفاع کند؛ به نحوی که در هرگونه درگیری در آینده، میان ارتش عراق و القاعده، القاعده شکست خواهد خورد، چرا که حتی سنی ها هم با سازمانهای تروریستی مخالف شده اند.
مشروعیت برای حکومت مالکی اهمیت فراوانی دارد اما واشنگتن نمی تواند برای دولت عراق مشروعیت بیشتری بیاورد. در واقع مجبور شدن به ایفای نقش ابزار دست واشنگتن کسب احترام ملت و کشورهای همسایه توسط هر دولتی در عراق را دشوار خواهد ساخت.
به همین دلیل است که مذاکرات بر سر ادامه حضور نیروهای آمریکایی در عراق این همه همراه با دعوا بوده است.
مهمترین دلیل برای خروج از عراق، این است که خارج شدن از آن کشور به نفع آمریکا خواهد بود. خوشبختانه میزان تلفات انسانی آمریکا و عراق طی سال گذشته به شدت کاهش یافته است، اما هزینه مالی ادامه اشغال همچنان روی هم انباشته می شود. در اثر حماقت بوش تا کنون 600 میلیارد دلار در عراق به هدر رفته و این جنگ همچنان سالی 145 میلیارد دلار خرج بر می دارد.
دفتر بودجه کنگره آمریکا تخمین زده است که هزینه نهایی اشغال عراق بالغ بر دو تریلیارد دلار خواهد بود. اما دو اقتصاد دان به نامهای ژوزف اشتیگلیتس و لیندا بیلمس هشدار می دهند که این رقم ممکن است به نحو چشمگیری بیشتر شده و شاید هم تا سه تریلیارد دلار برسد. واشنگتن هر چه سریعتر از عراق خارج شود، صورت حسابی که باید به خاطر اشغال آن کشور پرداخت کند زودتر کاهش خواهد یافت.
دولت آمریکا در تلاش برای ختم کردن مذاکرات تسلیم برخی درخواستهای بغداد برای انجام برخی تغییرات در مفاد این توافق امنیتی شد. ادامه مذاکرات به این خاطر دشوار شده است که دولت مالکی بر خلاف دولت بوش به لزوم جلب رضایت قوه مقننه کشورش در خصوص این توافقنامه پایبند است. اما باز در این قرار قید شده است که نیروهای آمریکا تا سال 2011 در عراق حضور خواهند داشت و بویژه به خاطر اینکه قرار است ارتش آمریکا نیروهای عراقی را آموزش بدهد، ممکن است این مدت طولانی تر نیز بشود.
اوباما، رئیس جمهور منتخب آمریکا باید اعلام کند که آن قرار داد چه امضاء شود و چه امضاء نشود، نیروهای ارتش آمریکا در سال 2009 از عراق به خانه های خود باز خواهند گشت. او همچنین باید قول بدهد که هرگونه توافق امنیتی با عراق را چه حاصل کار دولت بوش باشد و چه حاصل دولت وی، برای تصویب به کنگره تسلیم کند.
جنگ فجیع و غیرضروری است. اهداف اعلام شده آمریکا- یعنی: تضمین اینکه عراق عاری از سلاحهای کشتار جمعی و تروریست هایی است که علیه آمریکا عملیات می کنند - حتی قبل از تعرض ایالات متحده به آن کشور به دست آمده بود. آمریکا به محض نابودی رژیم صدام باید ادامه تغییرات در عراق را به دست ملت عراق می سپرد. ادامه اشغال که با فرض دخالت نظامی ایالات متحده در منطقه صورت می گیرد به نفع هیچ یک از دو کشور آمریکا و عراق نیست.
حرف اصلی مردم آمریکا در هنگام برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اخیر، “تغییر” بود. به غیر از نومحافظه کاران زمین خورده و آواره شده از دولت بوش، چه کسی تردید دارد که سیاستهای واشنگتن در قبال عراق باید تغییر کند؟ لازم است که نیروهای آمریکایی به خانه هایشان بازگردند. سریع و کامل.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات