تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۷۰۰۰۷

چالش عراق برای دولت جدید آمریکا


نویسنده: رابرت دریفوس
ترجمه: جمشید سلمانیان
درست است که باراک اوباما اصلامثل جرج بوش نیست، اما آیا سیاست خارجی او می تواند آمریکایی ها را به دوران اجماع تشکیلاتی هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در باره امور مختلف بازگرداند؟
تردیدی نیست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا، بسیاری از رای دهندگان اوباما را نامزدی تلقی می کردند که مخالف جنگ بود. در سراسر مبارزات انتخاباتی، وی بارها گفت:”من این جنگ را خاتمه خواهم داد،” و بر لزوم ایجاد یک جدول زمانی شانزده ماهه برای خروج بی قید وشرط نیروهای رزمی آمریکا از عراق تاکید می کرد.
بر اساس نظر سنجی ای که از رای دهندگان به محض خروج از حوزه های رای گیری صورت گرفت، مشخص شد که دو سوم آنها مخالف جنگ در عراق بوده و از هر نه نفری که به شدت مخالف این جنگ بودند، هشت نفرشان به اوباما رای داده اند.
با این وجود زمانی که بحران مالی آمریکا در ماه سپتامبر ناگهان گسترش یافت، عراق دیگر موضوع حاد مبارزات انتخاباتی نبود. در همان نظر سنجی از کسانی که در انتخابات شرکت کردند، تنها یک نفر از هر ده نفر عراق را نگرانی اصلی خود معرفی نمودند. همین ممکن است باعث شود اوباما دشوار بتواند ادعا کند که از طرف مردم حکم دارد که به این جنگ خاتمه بدهد. اما به هر حال این یک ادعا است، چرا که به عنوان رئیس جمهور منتخب و بعد به عنوان رئیس جمهور وی تحت فشار عظیمی قرار خواهد گرفت تا وعده خود مبنی بر خروج از عراق را رها کند.این فشار از جانب حلقه مشاوران خودش اعمال خواهد شد که برخی از آنان موضع ضد جنگ وی را دیپلماسی ای خوب اما سیاستی بد قلمداد می کردند. این فشار از جانب دموکراتهای جنگ طلب خارج از حلقه مشاوران وی نیز وارد خواهد شد که تلاش خواهند کرد به زور خود را به وی نزدیک کنند، مثلاافرادی مانند ریچارد هولبروک، که بعد از حمایت از هیلاری کلینتون در انتخابات مقدماتی تعیین کاندیدای حزب دموکرات، از جمع نزدیکان اوباما ترد شد.
این فشار ممکن است از جانب جنگ طلبان نزدیک به جوزف بایدن معاون رئیس جمهور منتخب اعمال شود که در سال 2002 به جنگ عراق رای داد.
این فشار قطعا از جانب محافظه کاران، نومحافظه کاران و صفحات سرمقاله واشنگتن پست و والستریت ژورنال وارد خواهد شد. این فشار از جانب موسسات سیاسی مانند “انستیتو بروکینگز” و “مرکز امنیت جدید آمریکایی” وارد خواهد شد که با اوباما و تشکیلات حزب دموکرات روابط نزدیک دارند.
بیش از همه، فشار بر اوباما برای رها کردن وعده خاتمه جنگ از جانب ارتش آمریکا وارد خواهد شد که کادر فرماندهی آن به سادگی پذیرای دولتی نخواهد بود که می خواهد مسیر آن را تغییر دهد. در واقع رویارویی با فرماندهی ارتش ممکن است مهیج ترین رخداد هفته های اول تصدی اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا باشد.
این رویاروئی وی را مستقیما با دریاسالار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک، ژنرال دیوید پترائوس، رئیس سرفرماندهی مرکزی، و ژنرال ری اودیرنو، فرمانده نیروهای مسلح ایالات متحده در عراق در خواهد انداخت، که همگی مصرانه با هر چیزی به جز عقب نشینی محدود از عراق آن هم بسته به شرایط موجود، مخالفت خواهند کرد.
پترائوس یک ژنرال سیاست دان است و شایعه شده است که خودش به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری می اندیشد و از نورچشمی های جنبش محافظه کاری آمریکا است. ممکن است اوباما در اوایل تصدی خود با وی جلسه ای تشکیل داده و به وی بگوید که قصد دارد بلافاصله برنامه ای را برای خروج ماهانه یک یا دو گردان رزمی را از عراق خارج سازد.
و او باید در این جلسه به این سو و آن سو - به مولن، اودیرنو، رئیس ستاد مشترک و دیگر فرماندهان نظامی، تک به تک نگاه کند.
هر یک از این افراد از فشاری که از جانب جنگ طلبان و راست گرایان متوجه اوباما خواهد بود آگاه خواهند بود و در پشت صحنه هر کاری از دستشان بر آید انجام خواهند داد تا آن فشار تشدید شود.
قانون اساسی آمریکا به اوباما این اختیار را می دهد که به آنها دستور دهد تا چه دلشان بخواهد و چه نخواهد، سیاست جدید را اجرا کنند. اگر آنها این دستور را اجرا نکنند، اوباما می تواند به آنها بگوید اخراج هستند و وقتی می روند در را آن قدر محکم به هم نکوبند که مدالهایشان را بلرزاند.
ممکن است این کار معادل اخراج ژنرال داگلاس مک آرتور توسط ترومن رئیس جمهور اسبق آمریکا نباشد، اما ممکن است اوباما مجبور به خانه تکانی شود و ژنرالهایی را روی کار بیاورد که آماده خدمت به فرمانده کل قوای جدید باشند.
ژنرالهای بسیاری هستند مثل، ژنرال جورج کیسی، فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق، و ژنرال جان ابی زید رئیس سابق مرکز سرفرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، که در سالهای 2005 و 2006 خواستار عقب نشینی از عراق شدند و این افراد ممکن است با سیاست اوباما برای خروج نیروهای نظامی از عراق همراهی کنند.
اوباما همچنین به هنگام برخورد با ژنرالهای خود، ممکن است خاطر نشان سازد که دولت عراق از جدول زمانی وی برای خروج نیروها از آن کشور حمایت می کند و اینکه بغداد از امضای توافقی بر سر وضعیت نیروهای نظامی خودداری کرد که به آمریکا برای ماندن در آن کشور چک سفید امضا می داد.
با این وجود نشانه های نگران کننده ای وجود دارد که نشان می دهد اوباما برای رها کردن سیاست خود در قبال عراق احساس فشار می کند. طی ماههای سپتامبر و اکتبر، او تصمیم گرفت تبلیغ در باره طرح خود برای پایان دادن به اشغال عراق را متوقف کند و به نظر می رسد که این کار یک تصمیم تاکتیکی بود.
در جریان مناظره ها میان اوباما و مک کین این موضوع به ندرت مطرح شد هر چند اوباما مک کین را به خاطر قضاوت ضعیف و حمایت از جنگ در سال 2003 مورد حمله قرار داد. با این حال اوباما در جریان آن مناظرات طرح خود را به طور جدی مطرح نکرد و مضحک اینکه هرگاه مک کین اوباما را بر سر موضوع افزایش نیروهای آمریکایی در عراق به چالش می کشید، وی موضعی دفاعی می گرفت.
چیزی که به همین اندازه نگران کننده است این است که اوباما در سراسر مبارزات انتخاباتی خود زیاد راجع به طرح اش برای عراق حرف نزد. وی همچنین در باره عقب نشینی و اینکه بقیه نیروهایی که در عراق خواهند ماند چگونه خواهند بود، یعنی بعد از عقب نشینی واحد های رزمی، چه تعداد از این نیروها در عراق باقی خواهند ماند و وظیفه شان چه خواهد بود زیاد حرف نزد.
(لازم به ذکر است که در تابستان، مشاوران اوباما می خواستند که بر سر عراق تفاوت بیشتری میان سیاست اوباما و سیاست مک کین به نمایش در آید، اما برخی از آنها می خواستند که این تفاوت چندان قابل تشخیص نباشد. به نظر می رسد که این گروه دوم حرف خود را به کرسی نشانده اند.)
موضوع نگران کننده دیگر، حمایت اردوگاه اوباما از ابقای رابرت گیتس، وزیر دفاع دولت بوش است. این تصمیم از حمایت خیلی ها در تشکیلات واشنگتن برخوردار شده است.
گیتس هم مانند پترائوس به طرفداری از افزایش نیروهای رزمی آمریکا در عراق معروف است و احتمالابه اوباما توصیه خواهد کرد که فکر عقب کشیدن بی قید و شرط نیروهای رزمی از عراق را مورد تجدید نظر قرار دهد.
اوباما همچنین با معرفی یک جمهوریخواه به عنوان وزیر دفاع، خطر تائید شدن این شایعه را به وجود می آورد که دموکراتها نمی توانند از عهده تصدی امور مربوط به امنیت ملی بر آیند و هم اینکه وی با این کار فرصت تزریق تفکر شجاعانه و کاهش بودجه را از دست خواهد داد که پنتاگون به شدت به هر دو نیاز دارد.
اشتباه نکنید: عراق برای اوباما مسئله دشواری خواهد بود. بوش به اوباما کشوری تحویل داده است که هنوز در آستانه جنگ داخلی قرار دارد و هر لحظه ممکن است دوباره شعله ور شود. اگر خشونتها در عراق افزایش یابد، اوباما ممکن است هزینه ای سیاسی متحمل شود، اما باید از آن کشور خارج شود. انجام این کار شجاعت، اقدام قاطعانه، و دیپلماسی منطقه ای و بین المللی ماهرانه ای می خواهد.
غرایز محتاط اوباما ممکن است باعث شود که او توصیه کسانی را که به وی اصرار می کنند، قبول کرده و در اجرای سیاستش در خصوص عراق تسریع نکند. برای مقابله با آن فشار، بسیج عمومی مداوم بر ضد جنگ لازم است.
دست اندر کاران مبارزات انتخاباتی اوباما طی دو سال توانستند از طریق ایمیل 10 حامی برای وی پیدا کنند. از این 10 میلیون آدرس ایمیل خیلی استفاده ها می توان کرد، از جمله بسیج حمایت از سیاستهای رئیس جمهور اوباما.
اما ایمیل یک وسیله دو سره است. آن 10 میلیون حامی اوباما باید کار نوشتن ایمیل و به جریان انداخت سیل نامه در باره عراق به سوی کاخ سفید را آغاز کنند. این در مورد جنبش سازمان یافته صلح و عدالت هم صدق می کند که نباید دست از فعالیت بر دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات