در این راستا روسیه خواستار تعدیل یک جانبه گرایی ایالات متحده شده و به همین سبب در مواقع گوناگون از همراهی کامل با واشنگتن سر باز زده و برای تثبیت هژمونی آمریکا در سطوح منطقه ای و جهانی به ایجاد مانع پرداخته است. در این زمینه مخالفت روسیه با حمله یک جانبه آمریکا به عراق و همکاری های تسلیحاتی و هسته ای با ایران را میتوان از نمونه های مهم اتخاذ سیاست های چالش بر انگیز کرملین در قبال کاخ سفید به شمار آورد. از این رو در شرایطی که در حال حاضر گسترش ناتو به شرق و طرح سپر دفاع ضد موشکی از جمله مهمترین مباحث تشدید کنندهی اختلافها میان روسیه و آمریکا محسوب میشوند، روسیه سعی میکند در برنامه های هسته ای ایران به عنوان بازیگری قدرتمند و مقتدر میان ایران و غرب به ایفای نقش بپردازد. به نحوی که برنامه های هسته ای ایران و همکاری مسکو با تهران، از یک سو روابط کرملین و کاخ سفید را تحت تاثیر قرار داده و از سوی دیگر مسکو را به بازیگری مهم میان ایران و غرب مبدل کرده است.بر این اساس در حال حاضر برنامه های هسته ای ایران و همکاری های اتمی مسکو با تهران، یکی از مهمترین محورهای مناقشه میان روسیه و آمریکا را شکل میدهد. به نحوی که این همکاریها یکی از مهمترین توافقات مسکو و واشنگتن که در دوره ریاست جمهوری پوتین و بوش حاصل شده بود را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. چرا که مجلس نمایندگان کنگره آمریکا، تصویب قرارداد روسیه ـ آمریکا درباره همکاری های اتمی که در ماه مه سال 2008 از سوی مسکو و واشنگتن امضا شده بود (1) را مشروط به توقف همکاری های هستهای مسکو با تهران کرده است.از این رو در شرایطی که طبق روند تایید اسناد در آمریکا، در صورت عدم اعتراض نمایندگان سنا و یا مجلس نمایندگان، توافقنامهها 90 روز پس از ارائه به کنگره به اجرا در خواهند آمد، با این حال پیرامون این قرارداد، حاشیه های زیادی ایجاد شده است. به نحوی که قرارداد روسیه و آمریکا درباره همکاری صلح آمیز در زمینه انرژی اتمی که در آمریکا به «توافقنامه 123» نیز شهرت دارد، با نظر منفی اکثر نمایندگان مجلس مواجه شده است. بنابراین در حالی که توافقنامه فوق، منافع قابل توجهی هم برای روسیه و هم برای آمریکا در بر دارد و موجب فروش بالقوه سوخت و اجزای اصلی رآکتورهای روسی توسط کمپانی های آمریکایی و دستیابی آمریکا به فناوری های روسی سوخت هسته ای میگردد، با این حال به نظر میرسد تا زمانی که نگرانی های کنگره نسبت به همکاری های هسته ای روسیه و ایران رفع نشود، روند تصویب آن متوقف خواهد ماند.
از سوی دیگر روسیه در واکنش به اتهامات مجدد آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به جای انزوای تهران خواستار پیوستن این کشور به گفتگوهای بین المللی پیرامون مشکلات خاورمیانه از جمله عراق، لبنان، افغانستان و فلسطین شده است. بر این اساس وزیر خارجه روسیه، «سرگئی لاوروف» در کنفرانس بین المللی «روسیه در قرن21» اظهار داشت که «ما همواره از ایالات متحده آمریکا و اسرائیل که معتقدند ایران به تولید سلاح هسته ای مبادرت دارد، خواسته ایم که اگر دلیلی بر ادعای خود نسبت به ایران دارند، آن را ثابت کنند. ولی ما هنوز هیچ دلیل و مدرکی در این خصوص از آنها دریافت نکرده ایم.»علاوه بر این همزمان با پایان مانور نظامی اسرائیل که از سوی دو مقام رسمی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) به تمرینی برای حمله به تاسیسات هسته یی ایران تعبیر شد و همچنین طرح گمانهزنیهای برخی رسانه های آمریکایی درباره اقدام اسرائیل علیه ایران، روسیه نیز به ابراز واکنش پرداخت و هرگونه تلاش برای استفاده از زور در موقعیت فعلی را مترادف با بوجود آمدن نتایج معکوس خواند. بر این اساس «ویتالی چورکین» نماینده روسیه در سازمان ملل، تهدید ایران به اقدام نظامی را ایجاد اختلال در روند جدید مذاکرات گروه 1+5 برای حل بن بست پرونده هستهای ایران دانست. ضمن آنکه پیشتر نیز روسیه در واکنش به اظهارات «شائول موفاز» معاون نخست وزیر اسرائیل مبنی بر اجتناب ناپذیر بودن حمله به ایران، از این کشور خواسته بود که مسوولانهتر رفتار کند.در نتیجه مقامات روسیه ضمن آنکه از واشنگتن و تلآویو خواستهاند که برای اتهامات خود بر ضد ایران، دلایل قانع کنندهتری ارائه دهند، مخالفت خود با هرگونه اقدام نظامی و خودسرانه علیه ایران را نیز ابراز داشتهاند. همچنین طی روزهای گذشته روسیه نه تنها روابط خود با ایران را کاهش نداده و جهتگیری های سیاست خارجی آمریکا را نادیده گرفته، بلکه چند قرارداد تجاری و اقتصادی نیز با تهران منعقد کرده است. بر این اساس ایران و روسیه در روز 1 تیر 1387 اعلام کردند که در حال نهایی کردن توافقنامهای برای ساخت 100 هواپیمای مسافربری توپولف با ظرفیت 210 نفر هستند و این تعداد هواپیما باید در طول یک دوره زمانی 10 ساله ساخته شوند و در ناوگان هوایی ایران قرار گیرند. همچنین دو کشور در روز 2 تیر با هدف برقراری ارتباط ترانزیتی، تفاهم نامه همکاری امضا کردند. ضمن آنکه «محمد نهاودندیان» رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران نیز از سرمایه گذاری 570 میلیارد دلاری روسیه در بخش حمل و نقل ایران خبر داد. به طور کلی اقدامات فوق میتوانند از یک سو گامی جهت گسترش روابط دو جانبه میان مسکو و تهران و از سوی دیگر نشانهی بی توجهی کرملین به تهدیدهای کاخ سفید تلقی گردند. به همین سبب نیز در واکنش به اظهارات مقامات روسی و عقد قراردادهای تجاری میان مسکو و تهران، «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا به اعلام خبری مبنی بر امضاء قرارداد سپر ضد موشکی و ایجاد پایگاه رادار در جمهوری چک، در روز 8 جولای در پراگ پرداخت تا نشان دهد که آمریکا در برابر تحرکات روسها کاملا هوشیار عمل میکند. در نتیجه علیرغم آنکه مقامات آمریکایی بر این موضوع تاکید کردهاند که هدف اصلی طرح سپر دفاع موشکی، جلوگیری از پیامدهای خطرناک حملات موشکی و هسته ای از سوی کره شمالی و ایران است، با این حال کاملا روشن است که هدف آمریکا از استقرار سیستم سپر دفاع موشکی، از یک سو انباشت حداکثر قدرت و ارتقاء جایگاه خود در منطقه و از سوی دیگر جداسازی روسیه از حوزه نفوذ سنتی و جلوگیری از ظهور یک رقیب جهانی جدید است.این در حالی است که غرب و به خصوص آمریکا علاوه بر سپر دفاع موشکی، از پیوستن کشورهایی نظیر گرجستان و اوکراین به ناتو نیز به مثابه ابزاری جهت تهدید مسکو استفاده میکنند. به نحوی که هر گاه روسیه به قدرت نمایی در منطقه و جهان پرداخته، عملا تهدید گسترش ناتو به شرق و عضویت گرجستان و اوکراین در این پیمان نظامی ـ امنیتی نیز برجستهتر از پیش شده است. این مسئله که تهدیدی امنیتی علیه مسکو تلقی میشود، از چنان قوتی برخوردار است که رئیس جمهور روسیه، «دیمیتری مدودوف» هر گونه گسترش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به شرق را موجب تخریب روابط روسیه با کشورهای اروپایی عنوان کرده است.از این رو میتوان چنین اذعان داشت که غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا سعی دارند با تاکید بر مسائلی نظیر سپر دفاع موشکی و عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو، به نوعی در برابر سیاست های بلند پروازانه روسیه ایستادگی نمایند. چرا که انعقاد قرارداد سپر دفاع موشکی و یا پذیرش هر یک از کشورهای حوزه نفوذ روسیه در پیمان آتلانتیک شمالی، به منزله تلاش برای ضربه زدن به مسکو در جایگاه ابرقدرت جهانی و منزوی کردن این کشور در منطقه به شمار میآید. بر این اساس آمریکا سعی کرده با استفاده از ابزار فوق، همکاری های هسته ای ایران و روسیه را تحت تاثیر قرار دهد و مسکو را از ادامه ی همکاری با تهران باز دارد.
از سوی دیگر با توجه به روابط دوستانهای که میان بوش و پوتین وجود داشت، به نظر میرسد تغیر موقعیت پوتین از ریاست جمهوری به نخست وزیری و دگرگونی قدرت در آمریکا به واسطه انتخابات ریاست جمهوری و جایجایی در کاخ سفید، تا حد زیادی روابط دو کشور را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد. به خصوص که میتوان روابط فعلی دو کشور را نیز به روابط شخصی و دوستانهی بوش و پوتین نسبت داد. به نحوی که اگر میان آن دو روابط نزدیکی برقرار نبود، به احتمال زیاد مناسبات آمریکا و روسیه نیز به مراتب حادتر از وضعیت کنونی میشد. از این رو به نظر میرسد برقرای چنین روابطی میان «دیمیتری مدودوف» و «باراک اوباما» یا «جان مک کین» عملا غیر ممکن خواهد بود. به خصوص که هر دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا نیز خواستار اتخاذ روشهای غیر احساسی و غیرخصوصی نسبت به روسیه شدهاند و اعلام کردهاند که تلاش خود را جهت خارج نمودن روسیه از کشورهای گروه هشت «G8» به کار خواهند گرفت.بر این اساس میتوان چنین متصور شد که در آیندهی نزدیک، تعداد مناقشات میان روسیه و آمریکا افزایش یابد. به خصوص که از یک سو روسیه به نوعی اعتماد به نفس در دوران پوتین دست یافته و خود را بازیگری مهم در عرصه روابط بین الملل میداند و از سوی دیگر آمریکا نیز داعیه هژمونی بر جهان دارد. در این بین به نظر میرسد برنامهها و فعالیت های صلح آمیز هستهای ایران و همکاریهای اتمی تهران و مسکو، به مثابه ابزاری در دست کرملین برای اخذ امتیازات بیشتر از غرب و به خصوص آمریکا مبدل شده است. از این رو ایالات متحده آمریکا نیز سعی میکند با اقداماتی نظیر انعقاد قرارداد سپر دفاع موشکی و طرح مباحث مربوط به گسترش ناتو به شرق، روسها را تهدید نماید.در نتیجه نمی توان اقدامات روسها در خصوص حمایتهای موضعی از ایران در برابر غرب را سیاست استراتژیکی مسکو محسوب نمود. در واقع روسیه نیز همانند هر کشور دیگری صرفا در راستای منافع ملی خود عمل میکند و سعی دارد همچون بازیگری زیرک، از روابط خاص ایران با غرب، بیشترین بهره را ببرد. چنانکه در بسیاری از طرحهایی که در تعارض با منافع ملی ایران بوده، به مشارکت و همکاری با ایالات متحده آمریکا پرداخته است. از این رو همکاری روسها با تهران بیش از آنکه معلول مسائل استراتژیک باشد، به واسطه سیاست امتیازگیری از غرب و کسب منافع بیشتر صورت میگیرد. به عبارت دیگر آنچه باعث موضعگیری روسها به نفع تهران در برابر آمریکا شده، از یک سو در روابط خاص ایران و غرب و از سوی دیگر در سیاست خارجی فرصتطلبانهی روسها نهفته است. بر این اساس روسها برای آنکه از یک سو به تهدیدهای آمریکا در خصوص گسترش ناتو به شرق و طرح هایی نظیر سپر دفاع موشکی، پاسخ دهند و از سوی دیگر از عرصه تعاملات جهانی قدرتهای بزرگ خارج نشوند، با تاکید بر مسائلی نظیر برنامههای هستهای ایران، سعی در امتیازگیری از غرب دارند. از این رو میتوان روسیه را بازیگری میان ایران و غرب به خصوص آمریکا محسوب نمود که در مواضع اعلانی و اقدامات عملی خود، از یک سو رفع تهدیدهای امنیتی و از سوی دیگر کسب منافع بیشتر را دنبال میکند.در نتیجه تهران باید با تاکید بر این امر که در حال حاضر روسیه ابرقدرت جهانی و یا یکی از دو بازیگر اصلی صحنه جهانی نیست، از حرکت های تاکتیکی کوتاه مدت پرهیز نماید و به روابط خود با مسکو عمق استراتژیک ببخشد. به خصوص با افزایش احتمالی مناقشات میان روسیه و آمریکا به سبب امضای قرارداد سپر ضد موشکی و قوت گرفتن عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو، ایران باید با هوشمندی بیشتر از وجه المصالحه شدن میان روسیه و غرب، جلوگیری نماید و بیشترین بهره را از تعارضات آتی میان مسکو و غرب ببرد. به ویژه که ایران از تواناییها و ظرفیتهای بالقوهای جهت ایجاد روابط برابر با روسیه برخوردار است و میتواند روسیه را به متحد استراتژیکی خود مبدل نماید.