تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۷۰۴۷۶
تحلیل دیدگاه «سولانا» درباره بازی برد - برد در مناقشه هسته‌ای؛

سفسطه‌گری ممنوع!

آرش خلیل‌خانه مقدمه: گروه سیاسی - سخنان اخیر خاویر سولانا، مسؤول ارشد سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپایی در دیدار با هیأت رسانه ای ایرانی و اشاره او به راهکار «برد - برد» در مناقشه هسته ای با ایران، بار دیگر در کانون توجه تحلیلگران دیپلماسی هسته ای قرار گرفت. دیدگاه سولانا در نگاه اول، مثبت و عملیاتی به نظر می رسد؛ اما اگر آن را با تفسیر ایرانی تطبیق دهیم، آنگاه اختلاف نظر طرفین مناقشه آشکار می شود. خبرنگار سیاسی قدس این موضوع را در گفتگو با سیامک باقری تحلیلگر دیپلماسی هسته ای بررسی کرده است.

* آقای باقری !خاویر سولانا تعبیر کوتاهی از داشته های دو طرف مناقشه هسته ای برای معامله یا مصالحه داشته است که معنای خلاصه آن می شود نیاز ایران به دریافت تکنولوژی از غرب و به بیان وی، تأکید بر ناتوانی ایران در پیشبرد طرحهایش با تحریم غرب و البته نیاز به روابط اقتصادی و سیاسی با اروپا و در مقابل همکاری ایران در ایجاد ثبات منطقه ای و جهانی! این نگاه سولانا را چگونه تحلیل می کنید؟
** بحثی که سولانا مطرح کرده، در فضای اطلاعاتی و سیاسی خاصی است. او در چارچوب گفتمان غربی، مسأله برد- برد را تحلیل کرده است.
جالب اینکه انحراف مسأله نیز از همین نقطه آغاز می شود، زیرا آنها سیاست «برد - برد» را این گونه تعریف می کنند که ایران فقط انرژی برق هسته ای آن هم وابسته به آنها داشته باشد. به بیان دیگر، ایران وارد باشگاه هسته ای نشود بلکه در جمع متقاضیان و بازار خرید آن بماند. در مقابل، ایران به عنوان بهای این معامله در چند حوزه، نیازهای حیاتی اروپا را مانند انرژی فسیلی شامل نفت و گاز تأمین کند و افزون بر آن، در قالب پیشنهادی که امتیاز جلوه داده می شود، تهران به عنوان مقتدرترین کشور منطقه ابزارهای خود را در خدمت ثبات و آرامش منطقه آن گونه که غرب آن را تعریف می کند، قرار دهد.
وقتی این دو وجه را در کنار هم می گذاریم، هیچ برابری با هم ندارند. در حقیقت، معنای سخنان سولانا «برد - برد» نیست و آنچه وی می گوید «برد مطلق در برابر باخت مطلق» به سود غرب است.
در واقع، هیچ یک از دو وجه دیدگاه سولانا امتیازی برای ما نیست، ما نیاز چندانی به کمک آنها در پیشبرد انرژی صلح آمیز هسته ای نداریم، کمااینکه وی نیز اقرار کرده که ما این دانش را به دست آورده ایم و آن را حفظ می کنیم. مهمتر اینکه، نوع بومی و منحصر به فرد آن را هم داریم و برخلاف ادعای سولانا، دانشمندان ما توانایی ساخت راکتورهای هسته ای را دارند، چنانکه در اراک این پروژه در حال ساخت است. بنابراین آنها چیزی برای دادن به ما ندارند.
نکته دیگر این است که فرض بر اینکه یک بازی برد - برد با همان تصوری که سولانا مطرح می کند شکل بگیرد، تازه ما در برابر یک علامت سؤال بزرگ قرار می گیریم و آن پرسش، تضمین پایبندی غرب به هر توافقی است.
به بیان دیگر، در مقابل تضمینی که غربی ها از ما مطالبه می کنند که از نظر آنها توقف برنامه بومی هسته ای ماست، هیچ تضمین عملی در ادبیات آنها دیده نمی شود.
* آیا اصولاً چنین تضمینی به لحاظ عملی ممکن است؟
** براساس قاعده، در حوزه منابع حیاتی، هیچ کشوری نمی تواند و نباید به بیرون از مرزهایش متکی باشد.
ما این تجربه را به ویژه در 30 سال گذشته پس از انقلاب به خوبی با تحریمها لمس کرده ایم و بر این مبنا زیر بار آن نمی رویم. حتی کشورهای بزرگ و توانمند دنیا هم چنین ریسک و خطایی را انجام نمی دهند، زیرا آنها را در شرایط بسیار آسیب پذیری قرار می دهد. به عنوان نمونه، در همین ماههای اخیر و چالش روسیه با غرب بر سر گرجستان، شاهد بودیم کشوری مانند استرالیا که از تأمین کنندگان بیرونی اورانیوم برای روسیه است، این کشور را به تحریم سوخت تهدید کرد؛ کمااینکه روسها خود از تولیدکنندگان این ماده هستند و یا روسها هم با ابزار انرژی گاز، اروپا را زیر فشار گذاشتند. بنابراین، باید اذعان کرد در جهان واقعیتها و رئالیسم، نوعی آنارشیسم حکمفرماست و هیچ قانون متقن و دایمی وجود ندارد.
پس در نگاه واقع بینانه، سیاست «برد - برد» پیشنهادی ایران، تفسیری متفاوت از نگاه سولانا دارد و مبتنی بر مذاکره از موضع برابر، پیرامون پیشنهاد کنسرسیومی است که تهران مطرح کرد.
* موضعگیری سولانا در برابر از سرگیری مذاکرات هم جالب بود. وی تأکید دارد شروع مذاکره بدون تعلیق، موجب می شود اگر دو طرف به نتیجه ای نرسند، ایران چیزی را از دست نداده باشد !این گفته سولانا هم به نوعی اعتراف به حیله گری است و هم یک سفسطه گری آشکار! آنها هم دانه های درشت مطالبات خود را نشان می دهند و هم از ما امتیاز می خواهند، اما هر دو را برعکس جلوه می دهند. به نظر شما، این بازی آشکار چه معنایی دارد؟
** آنها بر مبنای یک تعریف غربی از منافع وارد مذاکره با ما می شوند. به عبارت دیگر، هیچ گاه دغدغه های ما و هیچ گاه تعریف منافع از نگاه ایران در ادبیات آنها مورد توجه نبوده است. نکته دوم اینکه، آنها هیچ وقت بر یک اصل قانونی و حقوقی استوار نبوده اند؛ نه مقررات ان.پی.تی، نه نتیجه گزارشهای آژانس و نه تعامل حقوقی ایران با پادمانهای آژانس، حتی توافقهای سیاسی دوجانبه هم هیچ گاه از سوی غرب مورد توجه و احترام نبوده است.
آنها همیشه با پیشنهادهایی سفسطه گونه، اصول حقوقی و قانونی را دور زده اند.
برای نمونه، تعلیق داوطلبانه یکی از همین سفسطه ها بود که با ادبیاتی زیبا وارد شد و پس از پذیرش از سوی ما، آن را به یک تعهد حقوقی تبدیل کردند و تخطی ایران از آن، نقض قواعد بین المللی تفسیر و بر مبنای آن علیه ما اقدام کردند.
واژه «فریز» کردن در پیشنهاد جدید هم سفسطه ای دیگر است که هیچ مبنای حقوقی ندارد و هدف از آن فقط تعطیلی فعالیتهای ایران است. در این صورت، باید گفت در ادبیات سولانا پیشاپیش درباره برنامه هسته ای ایران داوری و قضاوت شده و ناگفته پیداست که مذاکره در این شرایط بی معناست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات