تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۸  ، 
کد خبر : ۷۰۵۶۳
راهکارهای 4 برنده جایزه نوبل اقتصاد برای نجات از بحران مالی

نابرابری، کار دست اقتصاد سرمایه‌داری داد

علی ایثاری‌کسمایی مقدمه: بحران مالی اقتصادی را بسیاری از کارشناسان از نظر عمق اثرگذاری و گستره توزیع در سراسر جهان شبیه دوران رکود بزرگ 1929 تا 1940 میلادی می دانند. با این حال، در آن سال ها اقتصاد سرمایه داری به کمک نظریه های نجات بخش افرادی همچون جان مینارد کینز، خود را از ورطه سقوط و فروپاشی نجات داد. اما در بحران کنونی تا امروز کسی نسخه شفابخش مکتب سرمایه داری را نپیچیده است. تمام دولت ها، نهادهای غیردولتی، موسسات تحقیقاتی و کارشناسان اقتصادی بسیج شده اند و هر کدام راهکاری ارائه می دهند، شاید موثر افتد. در همین رابطه دیدگاه های چهار اقتصاددان برنده جایزه نوبل را درخصوص بحران مالی و راهکارهای مهار آن تقدیم خوانندگان می کنیم.

ادموند اس فلپس 75 ساله: بانک ها بدترین دشمن خود بودند
صحبت کردن از «پایان سرمایه داری»، آن طور که بعضی از اروپایی ها صحبت کرده اند، غیرمعقول است. لازمه زندگی خوب داشتن کار خوب است، کاری متغیر و دارای چالش و این مستلزم نوعی کاپیتالیسم پویاست.
تردیدی نیست که صنعت بانکداری در آمریکا از مسیر درست منحرف شده است. بانک های آمریکایی دارایی های بسیاری را به بقیه جهان صادر کردند که شرکت های مالی خریدار آنها، قیمتی بیش از قیمت متعادل برای آنها تعیین کرده بودند. کارگزاری های قیمت گذار که محاسبات خود را فقط براساس پیش بینی های خوش بینانه انجام داده و هرگز فکر روزهای بدتر را نکرده بودند، در این اشتباه سهیم بودند. در فروش مشتقات این دارایی ها، بانک ها دارایی هایی را می فروختند که درک آنها برای بسیاری از سرمایه گذاران خیلی پیچیده بود. در نهایت باید گفت که بانک ها بدترین دشمن خود بودند. میزان وام های پرداختی و وام های دریافتی آنها برای پرداخت وام ها در رابطه با سرمایه یا سهام آنها، به چنان حدی افرایش یافت که بروز هر ناآرامی در زمینه قیمت دارایی ها می توانست آثاری ویرانگر روی سهام هر بانکی و توانایی ادامه کار و بقای آن داشته باشد. در بعضی از بانک ها فشار وارده چندان زیاد نبود، اما مبهم بودن دارایی ها و بی اعتمادی ناشی از آن نسبت به سودهای آتی آنها بسیار زیاد بود. علت این که بانک ها خطر کردن هر چه بیشتر را، بدون پایانی تا فروپاشی، برگزیدند این بود که برای هر روز فعالیت بیشتر به سود بیشتری دست یابند.
آیا در اینجا مقررات و نظارت لازم است؟ بی شک اینجا و آنجا مقررات و نظارت جدیدی لازم است.
با این حال، بسیاری از ناظران گفته اند که فقدان حد و مرز در فعالیت صنعت بانکداری بیشتر حاصل قصور نهادهای نظارتی برای اعمال اختیارات خود بود تا عدم وجود نهادهای نظارتی برای اقدام. مهم تر از همه این که یک ذهنیت جدید لازم است.
اما یک موضوع اساسی که بحث های مربوط به نظارت باید با آنها برخورد کنند این است که جامعه می خواهد صنعت بانکداری چه وظیفه ای را انجام دهد.
با این حال به نظر می رسد چنانچه بانک ها تحت نظارت شدید قرار بگیرند دیگر منابع ایده آل تامین مالی برای سرمایه گذاری تجاری، بویژه برای سرمایه گذاری های تجاری نوآورانه نخواهند بود. در این صورت یک منبع طبیعی تامین مالی برای شرکت های تازه کار، افراد ثروتمند معروف به <فرشتگان سرمایه گذار> هستند که بیشتر از بانکداران درباره کار آفرینان تازه کار می دانند. منبع طبیعی دیگر تامین سرمایه وسیله سرمایه دارانی هستند که به تازه کارها وام می دهند. کسانی که خود سابقه کار تجاری دارند و می توانند به شرکت های جوان علاوه بر تامین مالی مشورت نیز بدهند. بعضی از موسسات که توانایی های خود را در زمینه سرمایه گذاری در اختیار افراد بسیار ثروتمند یا سرمایه گذاران حرفه ای مانند شرکت های بیمه قرار می دهند نیز مشغول کار خلاقه در تامین سرمایه طرح های گوناگون نوآورانه هستند.
رابرت لوکاس 71 ساله: حالا خطر رکود بیشتر از تورم احساس می‌شود
مشکل اصلی رکود است. در یک بحران مالی اتفاقات سریع رخ می دهند به طوری که حالادیگر افزایش سریع در ساخت و تجارت مسکن و پرداخت وام های سریع و آسان برای خرید خانه جزو تاریخ باستان شده است.
مسئولیت بانک مرکزی (آمریکا) در این موقعیت فراهم کردن ذخایر نقد بیشتر است که در این زمینه دارند کار خود را انجام می دهند. در 10 سپتامبر مجموع ذخایر 47 میلیارد دلار، در 8 اکتبر 180 میلیارد دلار و در 22 اکتبر 329 میلیارد دلار بود. این یعنی اداره خوب بانک مرکزی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات