* آقای محمدی! شما به عنوان مسوول گروه سیاسی روزنامه کیهان که از بدو تشکیل جبهه مشارکت، مطالب فراوانی درباره این حزب منتشر کردهاید، تجربه فعالیت سیاسی جبهه مشارکت را چگونه ارزیابی میکنید؟
** تردیدی نیست که نهادمند شدن فعالیتهای سیاسی، کمکی است به قاعدهمند شدن آن، کارکرد حزب در تمام دنیا، تلاش برای انجام دادن فعالیتهای سیاسی در چارچوبهای قابل نظارت و پاسخگو کردن فعالان سیاسی نسبت به اظهارات و عملکردشان است. از سوی دیگر، احزاب شناختهشدهترین مکانیسم موجود در جوامع برای دستیابی به قدرت است. از دید من، حزب مشارکت یک ویژگی اصلی و یک ویژگی تبعی دارد که باعث شده این حزب نه از لحاظ رعایت قواعد عمومی بازی سیاسی در ایران و نه از حیث تلاش موفق برای رسیدن به قدرت، عملکرد موفقی نداشته باشد.
* این ویژگیها چه هستند؟
** اولین ویژگی دولتساخته بودن جبهه مشارکت است. در واقع حزبی است که دولت نساخت بلکه دولت آن را ساخت. این حزب با تجمع نیروهایی که به هر دلیل وارد ساخت دولت اصلاحات شده بودند، شکل گرفت و در عمل به نوعی رفتار کرد که به حزبی بیرقیب در جبهه اصلاحات تبدیل شود و بتواند نقش برادر بزرگتر را برای دیگر احزاب این جبهه ایفا کند، همانطور که این کار را کرد. هیچ نمونه موفقی از تلاش منفرد این حزب برای رقابت در صحنه سیاسی کشور در 10 سال اخیر که ما فعالیتهای این حزب را رصد میکردیم وجود ندارد. حزب مشارکت حتی باید به این فکر کند که تا چه حد توانایی شکل دادن به ساختهای سیاسی جدید را دارد نه به استخدام در آوردن ساختهای سیاسی که از قدیم وجود داشتهاند.
* منظور شما از شکلدهی به ساختهای سیاسی جدید چیست؟
** روشنتر این سخن این میشود که حزب مشارکت بتواند با استفاده از مکانیسمهایی که درون قوانین کشور تعبیه شده، امکانهای بیشتری را برای حضور در حاکمیت برای خود فراهم کند. این اتفاق تاکنون نیفتاده چون این دوستان نه پایبندی به قوانین فعالیت سیاسی در ایران داشتهاند و نه سن جبهه مشارکت به اندازهای است که بتوان چنین توقعاتی را از آن داشت.
* این قوانین بازی سیاسی در ایران که به اعتقاد شما جبهه مشارکت به آن عمل نکرده، چیستند و کجا نوشته شدهاند؟
** عرض میکنم! نکته کلیدی درباره جبهه مشارکت که به عقیده من باید به آن توجه کرد و قلب هرگونه ارزیابی درباره فعالیت سیاسی این حزب است، تبدیل شدن حزب مشارکت به محبوبترین جریان سیاسی برای غرب در داخل ایران است. من میتوانم ادعا کنم که حزب مشارکت عملا مجری برنامههایی شد که غربیها مایل به اجرای آن در ایران بودند اما بازوی اجرایی کردن آنها را در اختیار نداشتهاند.
* شواهد و اسناد شما برای اثبات این ادعا چیست؟
** من اندکی از آن را خدمتتان عرض میکنم و تفصیل آن به امانت نزد ما میماند تا سر وقتش انشاءالله. نگاهی اجمالی به اظهارنظرات و توصیفهایی که طرفهای غربی درباره جامعه سیاسی ایران انجام دادهاند، تردیدی در اینباره باقی نمیگذارد که آن بخش از جریان اصلاحطلب که درون حزب مشارکت سازماندهی شدهاند، نیروی سیاسی مطلوب غرب برای حاکمیت در ایران هستند.
* من از شما شواهد و اسناد خواستم ولی شما باز هم ادعای خودتان را تکرار کردید. بنده پرسیدم شما سندی برای اثبات این مسائل دارید یا نه؟
** غربیها تقریبا از هیچ امکانی برای کمک به این نیروها در راستای ورود به ساخت قدرت ایران دریغ نکردهاند و در مقابل در موارد متعدد سعی کردهاند رقبای آنها را محدود کنند یا وضعیتی به وجود بیاورند که نیروهای رقیب با نیروهای مطلوب آنها جایگزین شوند. من به طور مشخص فقط به یک مورد اشاره میکنم: از حدود دو سال پیش دولت آمریکا، استراتژی خود برای مهار نظام جمهوری اسلامی را در شبکهسازی از خردهجنبشهای اجتماعی ایران تعریف کرده است و ایدههایی مثل NGOسازی در ایران یا شکلگیری نوعی جامعه مدنی که ارتباط ارگانیکی با همتایان خود بیرون از ایران دارد که عملا به عنوان حائلی بین حاکمیت و مردم عمل کند، برنامه اصلی غرب برای مهار نظام جمهوری اسلامی از درون است.
* با استناد به این اسناد ارائه شده توسط شما، نقش جبهه مشارکت در این میان چه بوده است؟
** عرض میکنم! حزب مشارکت در فواصل زمانی کوتاه این استراتژی را تئوریزه میکند.
* مثال میزنید؟
** به عنوان مثال، اگرچه الان تاریخش را به خاطر ندارم اما فکر میکنم یک بیانیه از سوی حزب مشارکت که بلافاصله پس از دستگیری هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش منتشر شد، به تفصیل و با جزئیات ایدههای مربوط به تشکیل شبکه خرده جنبشهای اجتماعی در ایران را نه فقط تایید میکند بلکه به عنوان برنامههای آینده این حزب اعلام میکند.
* همان هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش که جاسوس بودند ولی آزاد شدند؟!
** من قصد ندارم شخص یا گروهی را متهم کنم که از آمریکا خط گرفته است.
* ولی شما گفتید جبهه مشارکت، جریان محبوب غرب برای حکومت در ایران است.
** حالا همینجوری که من گفتم شما بنویسید ایراد ندارد.
* بالاخره متهم میکنید یا نمیکنید؟
** حداقل چیزی که میتوان گفت این است که یک همزبانی و نوعی اشتراک تفکر استراتژیک بین حزب مشارکت و کسانی که بیرون از ایران به مهار ساخت سیاسی جمهوری اسلامی میاندیشند، وجود دارد. در نتیجه معتقدم حزب مشارکت بیش از آنکه برای تبدیل شدن به یک نیروی سیاسی بومی در ایران تلاش میکند، سعی کرد مجموعهای از برنامهها را تعقیب کند که این برنامهها در واقع از داخل جامعه سیاسی ایران نجوشیده بود. به همین دلیل گمان نمیکنم تا زمانی که این پیوند حداقل فکری بین گردانندگان این حزب و طرف خارجی قطع نشود، جبهه مشارکت بتواند توفیق سیاسی قابلتوجهی در رژیم حقوقی قدرت ایران به دست بیاورد.
* شما اصل لزوم توسعه سیاسی در ایران را پذیرفتید یا خیر؟
** من نمیدانم منظور شما از توسعه سیاسی چیست؟
* تعریف من از توسعه سیاسی، طی فرآیندی است که در پایان آن، شاهد برقراری دموکراسی در کشور و آزادی احزاب، سندیکاها، سازمانهای غیردولتی و آزادی بیان، عقیده و مطبوعات باشیم.
** من خیلی روشن به شما میگویم. من با کلمات بازی نمیکنم برادر عزیز! آنچه مشخص است این است که شبکهسازی از خرده جنبشهای اجتماعی و سازمان دادن آنها در قالب تشکلهای غیردولتی، قبل از اینکه پیشنیاز توسعه سیاسی در ایران باشد، یک برنامه امنیتی از ناحیه غربیها در داخل ایران است. با توجه به شفاف نبودن قوانین حاکم بر چنین فعالیتهایی در کشور، زمینههای وسیع سوءاستفاده از آنها وجود دارد و نمونههای بسیار زیادی از آنها همین حالا برای ما آشکار است. گمان میکنم تلاش برای چنین اقداماتی در حالیکه روشن است طرف غربی چه ایدهای را با طرح این مسائل تعقیب میکند، قابل شک است. ضمن اینکه قرائنی وجود دارد که بر منبای آن باید از شک فراتر رفت و به یک هماهنگی عملیاتی اندیشید.
* اگر شما میگویید چون برخی مواضع جبهه مشارکت و به طور کلی اصلاحطلبان در راستای اهداف غربیهاست، پس میان این دو اشتراک استراتژیک وجود دارد، پس میتوان گفت چون مواضع دولتمردان دولت نهم در حوزه سیاست خارجی، بهانه لازم را برای اتخاذ سیاست باب میل خود به کشورهای غربی میدهد، بین دولت آقای احمدینژاد و مثلا دولت آمریکا هم اشتراک استراتژیک وجود دارد؟
** عذرخواهی میکنم اما این یک سوءتفاهم کودکانه است که شما دوستان اصلاحطلب دچار آن هستید.
* اگر قرار باشد از اشتراکات استراتژیک نتیجه بگیریم که این مثال کاملا صادق است.
** به هیچوجه ادبیات به کار گرفته شده از سوی مسوولان سیاست خارجی دولت نهم به سیاستهای جنگافروزانه غرب کمک نکرده است بلکه برعکس من معتقدم کسانی به این سیاستهای غرب خصوصا آمریکا و اسرائیل کمک میکنند که از جانب ایران آدرسهای غلط مبنی بر ضعف و معامله به خارجیها میفرستند.
* اگر بحث معامله و سازش از جانب ایران باشد که دیگر صحبت از جنگ توجیهی ندارد.
** اتفاقات طرف غربی زمانی اراده خودش برای فشار به شما را تشدید میکند که بداند شما آمادگی کافی برای مقاومت در برابر فشارها را ندارید. به عقیده من غربیها در شرایط فعلی صرفا به علت اینکه فهمیدهاند رفتار ایران تابع تهدیدات آنها نیست، به الگوی غیر تهدیدآمیز خصوصا مذاکراتی روی آوردهاند و حجم پیشنهاداتی که آنها برای معالات سودمند به ما میدهند، غیرقابل مقایسه با دوران قدرت اصلاحطلبان است. الان پیشنهاداتی روی میز ایران است و منتظر یک بله از جانب ماست که دوستان اصلاحطلب حتی خوابش را هم نمیدیدند.
* نمیشود این پیشنهادات را بگویید تا حالا که در خواب ندیدیمشان در بیداری ببینیم.
** من الان در موقعیتی نیستم که در مورد جزئیات صحبت کنم. اگر از آقایان بپرسید به شما میگویند. ما الگوی رفتار غرب را تغییر دادیم.
* اما تهدیدات طرفهای خارجی که کماکان ادامه دارد.
** این تهدیدات در حد حرف است. من و شما باید بیش از آنکه به آنچه در رسانهها میگذرد توجه کنیم باید به واقعیات توجه کنیم.
* شما میگویید طرف غربی متوجه شده نمیتواند ایران را تهدید کند اما همین چند روز پیش بود که بیانیه تروئیکای اروپا علیه کشورمان با لحنی سراسر تهدید منتشر شد. پس این تهدیدات جدید به چه علت است؟
** کدام بیانیه؟
* همین بیانیهای که دو روز پیش توسط نمایندگان آلمان، فرانسه و بریتانیا در آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران منتشر شد.
** شما باید توجه کنید که ما و غربیها فقط در رسانهها با هم حرف نمیزنیم. آنچه در عالم واقع در جریان است این است که مجموعه دنیای غرب به این نتیجه رسیده که قدرت ایران غیرقابل مهار است.
* از بحث خارج نشویم. شما در نهایت هیچ سندی از ارتباط میان جبهه مشارکت با دولتهای غربی به جز تکرار سخنان خودتان ارائه نکردید.
** این خیلی پیچیده نیست. بخش عمدهای از کسانی که حزب مشارکت آنها را به عنوان ایدئولوژیگ فرهنگی خود میشناخت، امروز در سایتهای رسمی وابسته به سرویسهای اطلاعاتی غربی مشغول به کارند.
* مثلا کی؟
** مشخص است. شما یک نگاه به سایت گویانیوز بیندازید تا متوجه شوید.
* شما نام ببرید که کدام یک از اعضای رسمی جبهه مشارکت الان در سرویسهای جاسوسی غربی کار میکنند؟
** شما اگر به روزنامههای حزب مشارکت مراجعه کنید، میبینید ستوننویسان آنها چه کسانی بودند و الان کجا هستند.
* اگر قرار باشد انتشار اظهارنظر افراد در مطبوعات، نشاندهنده وابستگی متقابل آنها و گردانندگان رسانهها باشد، پس الان که ما سخنان شما را در روزنامه کارگزاران منتشر میکنیم، میتوان گفت که شما با این حزب ارتباط دارید؟
** به هر حال بخشی از کسانی که روزی حقیقتا لیدرهای ژورنالیسم اصلاحطلب بودند، امروز تکلیفشان را نهفقط با نظام جمهوری اسلامی بلکه با اصول و اعتقادات مردم مسلمان ایران روشن کردهاند. به همین دلیل است که آقای خاتمی امروزه علاوه بر مرزبندی با جریان اصولگرا، با این آدمها هم مرزبندی میکند و باید این مرزبندی را به فال نیک گرفت که آقایان پس از 10 سال به این فکر افتادهاند باید با امثال اکبر گنجی مرزبندی داشته باشند.
* آقای خاتمی گفتهاند که با آقای گنجی مرزبندی دارند؟
** همین اخیرا آقای حاجی گفتهاند کاری که آقای خاتمی در بنیاد باران میکند برای مرزبندی با دو دسته است: یک دسته اصولگرا و دسته دیگر جریانات تندروی اصلاحات.
* به عنوان یک روزنامهنگار اصلاحطلب لازم میدانم توضیح دهم که این مرزبندی از ابتدا بین اصلاحطلبان وجود داشته اما اصلاحطلبان عمیقا به آزادی اندیشه و بیان اعتقاد دارند و به همین علت است که رسانههای آنها در حد توان خود، فضا را برای اظهارنظر نمایندگان جریانات مختلف فکری باز گذاشتهاند و تاوان آن را هم دادهاند و میدهند. اما انتشار نقطهنظرات مختلف در مطبوعات اصلاحطلب، نشانه پذیرش آنها نیست. به عنوان مثال روزنامههای اصلاحطلب، نظرات افرادی مانند آقای حسنی و آقای مصباحیزدی را هم به طور مرتب منعکس میکردند و هنوز هم میکنند. آیا این به معنای قبول داشتن نظرات آنهاست؟
** به هر حال آنچه واضح است این است که در یک زمان طولانی، این آقایان گردانندگان اصلی ارگانهای فکری و مطبوعاتی نزدیک به احزابی مانند مشارکت بودند و امروز توسط این احزاب یا لااقل آقای خاتمی رانده میشوند. ما هم به زودی به تفصیل منتشر خواهیم کرد که تبارشناسی بعضی از آنهایی که امروز حقوقبگیر سازمان سیا هستند ما را به کجا میرساند.
* یعنی میخواهید بگویید روزنامه کیهان هنوز از این قبیل مسائل را منتشر نکرده است؟!
** خیر هنوز نکردیم.
* این سوال جدی برای مردم وجود دارد که اگر کیهان چنین اسناد و مدارک مهمی را در اختیار دارد، چرا آنها را به نهادهای مربوطه ارائه نمیکند تا مثلا تکلیف جبهه مشارکت را برای همیشه روشن کند؟
** این وظیفه ما نیست.
* شما ادعا میکنید اسناد ارتباط جریانات سیاسی داخل کشور با بیگانگان را در اختیار دارید و اگر اینگونه باشد، وظیفه ملی شماست که آنها را در اختیار نهادهای مسوول بگذارید.
** ما این اسناد را منتشر میکنیم آن وقت نهادهای مسوول تکلیف خودشان را میدانند.