* هدف از سفر به تهران چه بود؟ آیا پیام خاصی از جانب آقای نوری المالکی نخستوزیر عراق برای مقامات ایرانی آورده بودید؟
**پیام خاصی نداشتم. هدف از این سفر، یکی صحبت درباره اجرایی شدن توافقاتی بود که میان جمهوری اسلامی ایران و آقای ابراهیم جعفری در زمان نخستوزیری وی امضاء شده بود، زیرا در برخی زمینهها کار جدی نشده است و دیگری انتقال سلام آقای نوری المالکی به مقامات ایرانی و صحبت در مورد سفر ایشان به تهران بر اساس دعوتی که از قبل از سوی مقامات ایرانی صورت گرفته است. آقای المالکی در نزدیکترین فرصت به ایران خواهند آمد. این دیدار در راستای سفرهای آقای مالکی از کشورهای همسایه است زیرا سیاست حکومت عراق سیاست همکاری با کل کشورهای همجوار است و آن سیاست ستیزه جویانهای که صدام اعمال میکرد را قبول نداریم.
*روابط تهران با دولت آقای نوریالمالکی چگونه است؟
**روابط خوبی میان دو کشور برقرار است و سفرای هر دو کشور فعال هستند ضمن اینکه سفیر ایران در عراق با کل مسئولین عراقی روابط مثبت دارد و هر دو حکومت نیز بر این روابط تاکید دارند و همکاری لازم در زمینههای اقتصادی هم وجود دارد.
* بحث برکناری یا کنارهگیری المشهدانی رئیس مجلس عراق یکی از مهمترین مباحث مطرح در پارلمان است. در این قضیه کدام بحث مطرح است، برکناری یا کنارهگیری؟
** این بحث میان برخی از اعضای مجلس و نیروهای سیاسی به ویژه ائتلاف التوافق (فراکسیون سنی پارلمان عراق) که المشهدانی را به عنوان نماینده خود برگزیدند،مطرح شده است اما هنوز به توافق نهایی در این زمینه نرسیدهاند.
* علت برکناری رئیس مجلس عراق چیست؟
**به نظرم مسئله کیفیت اداره مجلس است.المشهدانی مدیریتی ناپخته دارد و موفق نیست. وی زمانی که پشت میز ریاست مجلس قرار میگیرد ، به مجرد اینکه هر عضو مجلس نظری در مورد مسئلهای میدهد،خودش به طور مستقیم بعد از اتمام سخنان فرد و یا در میان صحبتهای نماینده، نظر خودش را ارائه میکند که اصلا این کار خلاف آییننامه مجلس است. وی در جایگاهی که نشسته حق بیان رای ندارد و برای اظهار نظر باید از جای خود برخواسته و به جایی رود که بقیه اعضای مجلس در آن قرار میگیرند و رای میدهند. هر عضو مجلس برای خود نظری دارد ضمن اینکه اعضای مجلس نماینده مجموعهای هستند. بعضا بحثها در مجلس بدون سقف زمانی است و میبایست تقسیم بندی شود زیرا مجلس برای تصویب کردن قوانین است.ما تا به حال نتوانستیم در طول چهار ماه گذشته که از تشکیل مجلس میگذرد، قانون مهمی را تصویب کنیم و همواره در بحث و جدل بودهایم.
*نظر گروههای دیگر نظیر ائتلاف واحد و کردها در این باره چیست؟
** همه از این وضع ناراحت هستند. البته نه از شخص ایشان بلکه از رفتار مدیریتیاش ناراحت هستند.
*بحث مطرح دیگر تغییر وزرای برخی از وزارتخانهها توسط آقای نوری المالکی است.این بحث چقدر جدی است؟
**خود آقای مالکی نمیخواهد این کار را انجام دهد اما هر وزیری تابع یک نیروی سیاسی است و نیروهای سیاسی که این افراد را کاندیدا کردند اکنون در مورد این افراد تغییر رای داده اند و از آنها خواستهاند که استعفاء دهند.
* چرا؟
**به نظرم به خاطر بیکفایتی وزراء است. زیرا این افراد با عجله انتخاب شدند و به آن شکلی که این شخصیتها باید بررسی میشدند، نشدند.
* مثلا کدام وزارتخانهها؟
** وزارت حمل و نقل، جهانگردی ، استانها و البته در مورد وزارت کشور نیز رسانهها مباحثی را مطرح کردند که حقیقت ندارد و اگر باشد هم اجرایی نشده است.
* چند روز قبل روزنامه الرای العام اعلام کرده بود آمریکا به علت ناخشنودی از دولت نوری المالکی در صدد براندازی دولت جدید عراق است. نظر شما چیست؟
**در این خصوص رسما چیزی اعلام نشده است اما اگر هم واقعیت داشته باشد آنها آشکار نمیکنند. شاید در این خصوص افراد دیگری سعی کنند چنین کاری را انجام دهند تا مورد تایید نظر آمریکا قرار گیرند.
* مثلا چه کسانی؟
** جبهه مرام طی اعلامیهای اعلام کرده به دنبال سرنگونی دولت مالکی و تشکیل دولت نجات ملی عراق است. در این جبهه ایاد علاوی نخستوزیر اسبق عراق نیز حضور دارد. او شیعه بعثی و اکنون نماینده مجلس است اما از همان ابتدای تشکیل مجلس یک روز هم در آن حاضر نشده و دنبال کارهای خودش بوده است. در آیین نامه مجلس نیز ثبت نشده که اگر نمایندهای غیبت دائم داشته باشد چه تصمیمی را در قبال آن باید اتخاذ کرد.
*رابطه آمریکاییها با دولت نوری المالکی چگونه است؟
**رابطه عالی است زیرا آنها شریک ما در حوزه امنیتی، نظامی و سیاسی هستند و حضور دارند.
* با توجه به افزایش درگیریها و خشونت در عراق این مسئله بر کار دولت نیز تاثیر داشته است؟
**درگیری مسلحانه وجود دارد و باعث کندی کار دولت شده است.برخی از وزرای دولت مسائلی را مطرح میکنند که بر خلاف توافق است و به عنوان مثال سلام الزبیعی قائم مقام سنی نخستوزیر حرفهایی میزند که بر خلاف صحبتهای نوری المالکی است.
* پیش از این رسانه های خبری و همچنین آمریکا ناآرامی ها و افزایش خشونتها در عراق را به زرقاوی نسبت می دادند اما به نظر می رسد حتی با کشته شدن او نیز خشونتهای فرقه ای در عراق کاهش نیافته و به همان شدت ادامه دارد.
**با کشته شدن زرقاوی هیچ چیز تغییر نکرده است. کار وی در عراق گسترده بود و خیلی از تروریستها توانستند خشونت را خودشان اداره کنند و جانشین زرقاوی نیز یک عراقی شد به نام عبدالله جنابی و اکنون خیلیها شبیه زرقاوی هستند.به نظر من کشتن زرقاوی فقط کاربرد تبلیغاتی داشت.
* به نظر شما علت شدت یافتن خشونتها چیست؟
** تروریستها میخواهند با این کار مردم را به این فکر وا دارند که این حکومت نمیتواند کاری برایشان انجام دهد و باید حکومت نجات ملی تشکیل شود. جبهه مرام که برای این منظور شکل گرفته، در حال کار کردن با بعثیون در همین زمینه است. بعثیها میخواهند بار دیگر به قدرت باز گردند. تعدادی از بعثیها دارند با این جبهه همکاری میکنند و معتقدند که ما نباید ضد بعث کار کنیم و آنها نیز باید به شکل یک حزب سیاسی دربیایند و در دولت مشارکت داشته باشند.در مجلس حاضر شوند و در وزارت باشند. اکثریت سنیهایی که درحکومت صدام جایگاهی داشتند و اکنون خارج از قدرت قرار دارند معتقدند باید حکومت نجات ملی در عراق تشکیل شود تا تصمیمگیریها در دستشان باشد.
*از سنیهایی که در دولت هستند چه کسانی گرایش به تشکیل دولت نجات ملی دارند؟
** امثال الزبیعی و طارق الهاشمی که صحبتهایشان با طرفداران تشکیل دولت نجات ملی همخوانی دارد از این جمله هستند. حتی المشهدانی نیز در مصاحبهای مطبوعاتی در مصر مطالبی را در این زمینه عنوان کرده است.
*برخی ادعا میکنند که المشهدانی از گروههای شبه نظامی سنی حمایت میکند. آیا این ادعا درست است؟
** این مسئله را از خود المشهدانی پرسیدند و او رد کرد اما گفت اگر بنده را متهم به حمایت از گروههای مقاومت میکنید،این برای من یک افتخار است.
*چه کسانی در پشت این خشونتها قرار دارند؟
** کل حکومتهای عربی از جمله مصریها و سعودیها زیرا آنها احساس میکنند که سنیهای عرب عراق از آنها هستند و آنها باید بر عراق حکومت کنند. از نظر کشورهای عربی منطقه، شیعیان هم بیگانه هستند و حکومت ایران بر روی آنها تاثیر گذار است. آنها آشکارا ما را متهم به حکومت طائفه ای میکنند و می گویند این حکومت برای شیعیان است و ما ضد سنی هستیم. در حالی که این چنین نیست.علاوه بر آنها بعثیهایی که در ارتش بوده و اغلب هم افسرهای عالیرتبه در سازمان امنیت بودند از عوامل موثر در خشونتها می باشند چرا که ما کل دستگاههای امنیتی آنها را منحل کردیم و ممکن نیست مجددا آنها روی کار آیند زیرا روی کار آمدن آنها باعث میشود دوباره رژیم سابق شکل گیرد.همچنین اعضای القاعده از دیگر کسانی هستند که در عراق دست به خشونت میزنند و شاخه عراقی القاعده در دست زرقاوی بود و آنها یک شورا تشکیل دادند که هشت گروه که نام آنها مشتقاتی از واژه اسلام است، در این تشکیلات عضو هستند مانند جیش محمد، جیش تحریر اسلامی یا انصار السنه.
* اما واقعا تا کی این خشونتها ادامه خواهد داشت؟ آیا هیچ چشم اندازی برای بازگشت آرامش به عراق وجود دارد؟
** دولت برای صلح میهنی پیشنهادی داده است و فعلا با کسانی که خشونت را در پیش گرفته اند صحبتهایی انجام شده است. اگر در این مذاکرات به توافقات سیاسی برسیم ممکن است، مسئله حل شود. اما تا این لحظه نتیجه عملی نداشته البته افرادی که در خشونتها دست داشتند، آمدند خودشان را معرفی کردند و اکنون میخواهند کار سیاسی انجام دهند.
* حل این قضیه چقدر طول میکشد؟
** به نظر من این خشونتها ادامه خواهد داشت زیرا برخی از کسانی که دست به خشونت میزنند اصلا دنبال حل قضیه نیستند.هر چند که خودشان میگویند دنبال حل هستیم.گروه زرقاوی از آن جمله است که میخواهد حکومتی در عراق شبیه طالبان در افغانستان تشکیل دهند.این گروه اصلا قابل گفتوگو نیستند، آنها همه را تکفیر میکنند.حتی سنیهایی را که با آنها منسجم نمیشوند.برخی هم هستند که آماده مذاکرهاند اما ما قبولشان نداریم و ممکن نیست که ملت عراق از جرم آنها چشم پوشی کنند.
*آمریکاییها همواره ایران را متهم به دست داشتن در خشونتهای عراق میکنند. این اتهامات تا چه اندازه صحت دارد و موضع دولت عراق در این خصوص چیست؟
** کل شیعیان متهم به این هستند که طرفدار ایران هستند و یا ایران کمکشان میکند و این ترفندی است تا شیعیان را به محاصره در آورده و آنها را از اکثریت بیاندازند.در دولت کنونی ما یک سوم را توانستیم به دست آوریم .در خصوص پستهایی مانند ریاست جمهوری، نخستوزیری و ریاست مجلس و معاونانشان در قانون اساسی عنوان نشده که این افراد باید از چه قومیتهایی باشند بلکه گروهی که بیشترین آرا را کسب کند همان میتواند تصدی پستها را داشته باشد. اما گروههای دیگر گفتند که اگر میخواهید به توافق برسیم باید پستها در این چهار سال در شکل کنونیاش باشد و بدین ترتیب بود که ما را از اکثریت انداختند.
*با افزایش خشونتها در عراق تحلیلگران آمریکایی از جمله گالبرایت اعلام کردند که عراق به سه بخش شیعه، سنی و کرد تجزیه شده است.آیا این تحلیل صحت دارد؟
**عراق اصلا در زمان صدام تجزیه شده بود.کردها از 1991 خودمختاری در پیش گرفته بودند و حتی ارتش عراق نمیتوانست در آن منطقه دخالت کند وقتی هم دخالت کرد به خواسته آقای مسعود بارزانی در سال 1996بود. خودشان پیشمرگ دارند، درآمد مالی دارند، گمرکات دارند.سنیهایی هم که مقاومت میکنند و خشونت در پیش گرفتند دنبال به دست آوردن جایگاه قبلی خود هستند و میخواهند حکومت را از آن خود کنند . آنها یاد گرفتند از طریق کودتای نظامی به خواستههایشان برسند.شیعهها نیز خواهان رژیم فدرالی هستند و اکنون 24 کشور در جهان دارای این رژیم هستند و نوع رژیم به معنای تجزیه نیست.
*با این صحبتها آیا واقعا عراق تجزیه شده است؟
**از همین لحاظی که گفتم (به لحاظ قومیتی) تجزیه شده است،وضع کردها امن است و کسی آنجا ماشین منفجر نمیکند. 17 درصد از بودجه عراق در دست آنهاست.منطقه شیعه و سنی مثل دیاله، صلاحالدین و بغداد در درگیری مستمر هستند و به دنبال آن هستند که شیعه را از این مناطق بیرون برانند و شیعه هم دارد از خود دفاع میکند.
* اگر بعضا شخصیتهایی از شیعه، سنی و کرد خواستار تجزیه عراق شوند، آیا ائتلاف واحد عراق با آن موافق است؟
**مطلقا کسی خواهان تجزیه نیست حتی آمریکا، اما در قانون اساسی بحث فدرالی اداره شدن عراق مطرح شده است.
*با افزایش درگیریها فکر میکنید امیدی به یکپارچه بودن کشورتان باشد؟
**ما سعی مان را میکنیم که عراق تجزیه نشود و کردها هم همین قول را دادهاند.میگویند ما جزء عراق هستیم و دارای حق مساوی و ما برتری نداریم.سنیها هم میخواهند شبیه به وضع سابق باشند.تا این لحظه تقریبا یکپارچگی زمینی عراق وجود دارد.اما در وحدت و انسجام یکپارچه نیستند و تجزیه شدهاند.
*نظر مراجع و کشورهای همسایه در مورد تجزیه عراق چیست؟
** همه کشورهای همسایه از تجزیه عراق هراس دارند و نمیخواهند عراق تجزیه شود و خواهان وحدت عراق به این شکل هستند.مراجع نیز خواستار پایان یافتن خشونت هستند و گروهها را دعوت به یکپارچگی میکنند.
*رابطه بین اعضای دولت کنونی که از گروههای مختلف هستند چگونه است؟
** انسجام دولت کنونی مرهون انسجام گروههای سیاسی است که این دولت را تشکیل دادند.اگر آنها منسجم شوند، دولت نیز منسجم خواهد بود.وحدت عراق به نفع همسایگان عراق است.هر کشوری که خشونتها را در عراق تایید و برای استمرار آن پولی میپردازد ،در آینده دچار این مشکلی مانند مشکل عراق خواهد شد.