پاتریک بیوکنن
ترجمه: سیدعماد رضوی
روز بعد از انتخاب باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا، پیام تبریکی که از مسکو ارسال شد، سردترین لحن دوران جنگ سرد را داشت.
رئیس جمهور روسیه در آن پیام گفته بود:”امیدوارم با شما بر اساس اعتماد و رعایت منافع یکدیگر با شما گفتگوی سازنده کنم.”
دیمیتری مدودف همان روز در اولین سخنرانی سالانه خود آمریکا را متهم ساخت که باعث تحریک جنگ میان روسیه و گرجستان شده و گفت مجبور شده است برای مقابله با سیستم سپر دفاع موشکی ای که آمریکا قول داده است در لهستان مستقر کند، موشکهای “اسکندر” را در کالینینگراد مستقر کند.
مدودف با آن پیام و این سخنرانی اوباما را در یک گوشه میخکوب کرد. هیچ رئیس جمهور تازه آمریکا نمی خواهد مردم فکر کنند که در چالش با روسیه عقب نشینی کرده است.
سه روز بعد از آن، لخ کاژنیفسکی، رئیس جمهور لهستان، سعی کرد اوباما را وارد گود کند. دفتر وی اعلام کرد که اوباما طی تماسی تلفنی با کاژنیفسکی قول داده است که موشکهای ضد موشک را در خاک لهستان مستقر کند.
اما دنیس مک دونا این حرف را تکذیب کرد.
اما یک هفته بعد مدودف به طور عاقلانه دوباره موضوع را مطرح کرد. او در حاشیه اجلاس گروه 20 در واشنگتن به هنگام سخنرانی در شورای روابط خارجی آمریکا گفت موضوع موشکهای روسیه در کالینین گراد بسته نشده است. وی گفت من شخصا آماده ام تا این موضوع را مورد بحث قرار بدهم و امیدوارم که رئیس جمهور جدید آمریکا و دولت تازه این کشور تمایل داشته باشند تا در این باره بحث کنند.
رئیس جمهور منتخب آمریکا نباید بگذارد که این فرصت از دست برود، چون اخیرا روسیه یک علامت دیگر فرستاد که نشان می دهد روسیه خواستار به راه افتادن جنگ سرد سومی نیست که نومحافظه کاران در این روزهای آخر از دوران تصدی شان می خواهند در کاسه اوباما بگذارند.
مسکو به اسپانیا و آلمان پیشنهاد کرد برای ارسال تدارکات برای نیروهای ناتو در افغانستان از خاک روسیه استفاده کنند. با توجه به اینکه جاده ارتباطی ما که از بندر کراچی آغاز و با عبور از گذرگاه خیبر به کابل می رسد روز به روز خطرناک تر می شود، این پیشنهاد مسکو اشاره به دوستی روسیه ای دارد که به عنوان یکی دیگر از قربانیان ترور در تنفر ایالات متحده از القاعده سهیم است.
در گزارش سازمان امنیت و همکاری اروپا در باره جنگ ماه اوت روسیه و گرجستان هم یک فرصت دیگر خودنمایی کرد. به گزارش نیویورک تایمز، این سازمان در گزارش خود در تائید ادعاهای مسکو آورده است که گرجستان در روز هفتم اوت تسخینوالی مرکز دورافتاده استان جدایی طلب اوستیای جنوبی را با آتش انبوه توپخانه و راکت مورد حمله قرار داد و غیرنظامیان و صلح بانان روس و ناظران غیر مسلح را در معرض این حملات قرار داد.
پاسخ روسیه به این اقدام - یعنی عقب راندن ارتش گرجستان از اوستیای جنوبی، اشغال آبخازیا و به رسمیت شناسی هر دو منطقه به عنوان کشورهای مستقل - شاید نامناسب و تندروی به حساب آید. اما بر خلاف جان مک کین که گفت:”حالاهمه ما گرجستانی هستیم”، مسکو مدرک قانع کننده ای در دست دارد که نشان می دهد میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهور گرجستان آتش آن جنگ را روشن کرده است.
مدودف به تازگی به چهار کشور آمریکای لاتین سفر کرد. او در این سفر به دیدار هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلاو فیدل کاسترو رئیس جمهور کوبا رفت. اما به نظر می رسد این سفر بیشتر یک اقدام تلافی جویانه در مقابل سفر مقامات آمریکا به تفلیس و دیگر جمهوری های سابق شوروی باشد تا پی ریزی ائتلافی ضد آمریکائی.
چون به همان خاطر که برای واشنگتن رابطه با مسکو بسیار پر اهمیت تر از هرگونه رابطه با تفلیس است، رابطه مسکو با واشنگتن قطعا برای روسیه پر اهمیت تر از هرگونه رابطه با کاراکاس یا هاوانا است.
با این حرکات گشایشی، اوباما چطور باید اوضاع را برای برقراری روابطی بهتر با روسیه مدودف و ولادیمیر پوتین بسنجد؟
اول اینکه اوباما باید دوباره همان موضع روزهای مبارزات انتخاباتی اش را تکرار کند و اعلام کند که هیچ سیستم ضد موشکی از در لهستان مستقر نخواهد شد تا اینکه آن سیستم کاملا آزمایش شود.
دوم اینکه، وی باید اعلام کند از آنجا که این سیستم قرار است برای دفاع در مقابل موشکهای بالستیکی قاره پیمای ایرانی دارای کلاهک های هسته ای! مورد استفاده قرار گیرد، پس مادامی که ایران موشکهای بالستیکی قاره پیما و یک وسیله انفجاری اتمی آزمایش نکرده، چنین سیستمی در لهستان مستقر نخواهد شد.
مادامیکه این خطر ادعایی آمریکا از جانب ایران بالقوه است و نه واقعی، نیازی به استقرار یک سیستم دفاع موشکی آمریکا در لهستان وجود ندارد.
سوم اینکه او باید مدودف را به کمپ دیوید دعوت کند تا در مورد ایران با هم گفتگو کنند. چون اگر ایرانی ها موشکهای بالستیکی قاره پیما و وسیله انفجاری اتمی آزمایش نکنند، دیگر چه نیازی به استقرار سیستم دفاع ضد موشکی در اروپای شرقی وجود دارد؟
اوباما باید با نشان دادن اینکه می تواند خودش برای خودش تصمیم گیری کند، می تواند پیشنهاد دهد که در آبخازیا و دیگر نقاط جدایی طلب گرجستان همه پرسی شود تا معلوم شود آیا مردم آن مناطق می خواهند به زیر حکومت تفلیس باز گردند یا نه.
دومین مانع نفاق میان ما و آنها (آمریکا و روسیه) عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو است.
از آنجایی که ناتو یک ائتلاف نظامی است که در قلب آن بند پنجمی وجود دارد که هر کشور عضو را ملزم می سازد تا در صورت مورد حمله قرار گرفتن عضوی دیگر به دفاع از آن برود، وارد ساختن گرجستان در این ائتلاف دیوانگی است.
واگذاری این اختیار به گرجستان که ما را به رویارویی با روسیه بکشاند مانند حماقت بریتانیا در دادن اختیار به سرهنگهای لهستان برای کشاندن آن امپراتوری به جنگ با آلمان بر سر دانتسیگ خواهد بود و این دقیقا همان کاری بود که سرهنگهای لهستانی در سال 1939 انجام دادند.
اوباما باید به ناتو و دولت بوش بفهماند که کار قرار دادن اوکراین و گرجستان در مسیر عضویت در ناتو نباید کار غیرقابل بازگشتی صورت بگیرد.
اول به خاطر اینکه رئیس جمهور منتخب آمریکا باید در وحله اول خودش در مورد دادن تضمینهای جدید جنگی به کشورهای اروپای شرقی و قفقاز تصمیم گیری کند. ثانیا به خاطر اینکه این موضوعات باید در اجلاسی میان مدودف و اوباما حل و فصل شود نه اینکه نومحافظه کاران که در حال بازگشت به منزلگاههای خود در موسسات نظریه پردازی هستند این حق را از وی صلب کرده و قبل از ترک صحنه اینها را برایش ببرند و بدوزند.