تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۷۰۷۳۵

یک عرب غیرقابل اعتماد

برنهارد زند مترجم: محمدعلی فیروزآبادی اشاره: خاورمیانه چالش پیچیده یی است که رئیس جمهور آینده امریکا را به شدت با خود درگیر خواهد کرد.بازی قطب های نیرومند منطقه پازل گیج کننده یی است که طی چهار دهه گذشته روسای جمهوری امریکا را به خود مشغول کرده است. سفیر سابق اسرائیل در آلمان معضلات خاورمیانه یی رئیس جمهور جدید امریکا را بدون ارائه هیچ راه حلی برشمرده است. انتشار این مقاله صرفاً به دلیل آشنایی با دیدگاه های این قبیل افراد است و بدیهی است به هیچ وجه این نظریات مورد تایید روزنامه نیست.

فاصله 120 کیلومتری دوبی تا ابوظبی تقریباً همان فاصله میان سانتامونیکا و سانتاباربارا است. امارات متحده عربی برای اعراب حکم همان کالیفرنیای صد سال پیش برای امریکایی ها را دارد یعنی یک الدورادو: سرزمینی در افق و خارج از حاشیه نقشه که البته در حکم مرکز همه رویاهای آنها قرار دارد. سرزمینی که به جای سر خم کردن در مقابل سنت های واپسگرایانه، ویژگی هایی چون ثروت، نوگرایی ، جسارت و خوش فکری و روشن بینی را در خود جای داده است. نشستن در این اتومبیل های استیشن و فارغ و آزاد راندن از دوبی به ابوظبی، برای آن مردان جوان محلات فقیرنشین مصر و جوانان زندانی بغداد و فلسطینیان محصور در پشت آن دیوارها، در حکم یک رویا است. این اتوبان ساحلی که به نام «شماره 11» معروف است بر اساس یک الگوی امریکایی ساخته شده و دو باند شمالی و جنوبی دارد. اعراب به اصطلاح مدرن خلیج فارس با وجود آنکه چندین قرن تحت کنترل بریتانیا بودند اما همواره برای حفظ خود به امریکا و آن سرمایه داری و جنون خودبزرگ بینی امریکایی نظر داشته و دارند. آن آسمانخراش های دوبی و آن طرح شطرنجی شهرهای دوحه و کویت در واقع اعترافی است به این الگوبرداری.
«شیخ محمد بن رشید آل مکتوم» دو سال پیش می گفت: «من همه چیز امریکا را دوست دارم.» او این سخن را برای طبقه در حال رشد اعراب جاه طلبی می گفت که همواره به خاطر تصویر تاریخی خود به عنوان بازندگان همیشگی در رنج هستند. مخاطبان شیخ کسانی بودند که مدت ها است نسبت به آن ایدئولوژی ناسیونالیستی پان عربیسم احساس غریبگی دارند تنها به فکر تجارت هستند. اما در خلال این جهش عطش آلود هشت ساله به سوی «منطقه یی متعلق به آینده»، دولتی در امریکا بر سر کار بود که وضعیت را برای این اعراب مدرن دشوار می کرد و به همین خاطر بود که شیخ دوبی آن جمله خود را به این صورت تکمیل کرد: «من همه چیز امریکا را دوست دارم به استثنای سیاست خارجی آن.»
و حال مردی به کاخ سفید خواهد رفت که از پدری مسلمان و کنیایی بوده و نام دوم «حسین» را در شناسنامه خود دارد. اگرچه اوباما در آغاز کار تنها یک غیرخودی سیاهپوست بود اما بعدها برای اولین بار از سوی یکی از هواداران مک کین از وی به عنوان «یک عرب غیرقابل اعتماد» یاد شد. عرب ها که نامشان به عنوان هواداران پروپا قرص اوباما ثبت شده است اعلام کرده اند حاضر به همکاری با همه کسانی هستند که قادر به حل مشکلات این منطقه پرآشوب از فلسطین و عراق گرفته تا سوریه باشند. البته اعراب از پایان عصر بوش خشنودند زیرا دیگر مجبور به تحمل موعظه های دموکراسی و آزادی وی نیستند اما با نوعی نگاه دوگانه به اوباما می نگرند و او را رئیس جمهور یک قدرت جهانی تضعیف شده می پندارند.
«اوباما؟ البته سخنران خوبی است اما خودش به حرف هایش باور ندارد.» این جمله از زبان «سلطان آل قاسمی» سی ساله شنیده می شود. او که دشداشه یی سفید به تن دارد در لابی هتل «مینا السالم» دوبی نشسته و هر لحظه لبه های چفیه اش را به چپ و راست می اندازد. روی میز مقابل وی دو گوشی موبایل و یک تسبیح قرار دارد و نظرش در مورد رئیس جمهور امریکا را به این صورت می گوید: «اوباما برای پروتکل کیوتو برهان و استدلال آورده است اما چگونه می تواند بدون رنجاندن هموطنانش این پروتکل را عملی کند؟ او می خواهد ظرف 16 ماه نیروهای امریکایی را از عراق خارج کند اما چگونه، معلوم نیست. او خواهان گفت وگو با ایران است اما حاضر نیست حتی یک متر از اورشلیم به فلسطینی ها تعلق بگیرد. این چه معنایی می دهد؟»
قاسمی به خاندان حاکم امارت کوچک شارجه تعلق دارد و در بریتانیا تحصیل کرده و دنیا را می شناسد. مقاله های پرطرفدار او هر یکشنبه در روزنامه «نشنال» منتشر می شود: رسانه یی که به نوعی نسخه چاپی همان تلویزیون الجزیره به شمار می آید و به عبارتی تریبونی آزاد در منطقه یی از جهان که تا به امروز با افکار عمومی آزاد چندان رابطه یی نداشته است. قاسمی اعراب را متهم می کند که اصلاً در فکر سرمایه گذاری کلان در فلسطین نیستند. از طرفی فلسطینی ها را هم به این خاطر سرزنش می کند که هیچ فکر درستی برای به دست گرفتن سرنوشت خود به جای قربانی اسرائیل شدن ندارند. او به شدت خواهان کنار گذاشتن تئوری توطئه از سوی اعراب است و در مقاله هایش می نویسد: «راندن یهودیان از متروپل های عربی اشتباهی بزرگ و آزار و اذیت رساندن به مسیحیان عراقی مایه شرمساری است.» قاسمی به شدت از آن به اصطلاح فرمول هایی که بسان در و گوهر از میان لبانش بیرون می ریزد، به وجد می آید، دیپلمات ها و خارجی های مقیم خلیج فارس عاشق مقاله های قاسمی هستند و آن روح پرنشاط او را می پسندند و وقتی وی می نویسد: «شاید اسد و مبارک قدرت بیشتری داشته باشند اما لاف زنان بزرگی نیستند» به وجد می آیند. او با لحنی طنزآلود در مورد اوباما می گوید: «موجودی پر راز و رمز است.»
در محافل عرب خلیج فارس این روزها و به خصوص پس از معرفی «رام امانوئل» به عنوان رئیس آینده کارکنان کاخ سفید از سوی اوباما، برخلاف دیگر نقاط جهان نسبت به این موضوع واکنش منفی نشان داده می شود و بار دیگر تئوری توطئه خود را نشان می دهد. این تئوری توطئه بیشتر در مورد بیوگرافی امانوئل مطرح می شود: آیا او یک اسرائیلی نیست؟ آیا در ارتش اسرائیل خدمت نکرده است؟ آیا برای منافع اسرائیل لابی نمی کند؟ آیا واشنگتن امروز هم مثل گذشته یکطرفه تصمیم می گیرد؟ البته رام امانوئل در شیکاگو متولد و بزرگ شده اما یک یهودی است که همسرش را هم به کیش خود درآورده است. بی اعتمادی اعراب در واقع متوجه پدر وی می شود زیرا او فرزند پزشکی بوده که قبل از تاسیس اسرائیل عضو گروه شبه نظامی «ایرگون» بوده و این گروه حملات به اعراب را برنامه ریزی می کرده اند.
«مرکز پژوهش های خلیج فارس» بانفوذترین تینک تنک دنیای عرب به شمار می آید و بنیادگذار آن تاجر سعودی یعنی «عبدالعزیز صغیر» است. هر کس که به این مرکز وارد شود، احساس می کند در انستیتوی لیبرال «بروکینگز» یا در «انستیتوی محافظه کاران پیشرو امریکا» در واشنگتن حضور دارد زیرا اینجا هم شرایط کاری راحتی دارد و از اتمسفری روشنفکرانه و محیطی طنزآلود و شاداب برخوردار است.
«مصطفی الآنی» متولد و بزرگ شده عراق بوده که در دوران صدام چند صباحی به زندان افتاده و سپس به عنوان تبعید به لندن آمده است. مسوولیت تحقیق و پژوهش در مورد سیاست امنیتی و تروریسم با او است. الآنی می گوید از نظر اعراب اوباما یک آدم بی تجربه است و این مساله آنها را نگران می کند. به عقیده وی به کار گرفتن امانوئل از سوی اوباما نیز گناهی بزرگ به شمار می آید زیرا والدین امانوئل در دهه 50 از اسرائیل به امریکا مهاجرت کردند: «این انتصاب از نظر اعراب نشانه خوبی برای حل مساله فلسطین نمی تواند باشد و آنچه امریکا و اروپا باید به تدریج درک کنند، این است که مناقشه فلسطین مادر همه مناقشات دیگر است. آیا اوباما واقعاً می خواهد خیلی سریع نیروهایش را از عراق خارج کند؟ او خواهان مذاکره با ایران است ولی به این مساله اشاره نمی کند که در چه مواردی حاضر به تفاهم است؟»
سیاستمداران عرب به طور رسمی در پاسخ به هر سوالی در مورد برنامه اتمی ایران همواره همان فرمول همیشگی را ارائه می کنند یعنی خلع سلاح اتمی اسرائیل. اما افرادی چون الآنی آشکارا با ایران مخالفت می کنند و نظر دیگری دارند: نظری که بوی نوعی تعصب نژادی از آن به مشام می رسد: این گروه از اعراب به رئیس جمهور آینده امریکا اطمینانی ندارند و به عقیده آنان هنوز تفاوتی میان او و اسلافش مشاهده نمی شود. هنگامی که رئیس آلمانی بخش اقتصاد این مرکز از الآنی می پرسد آیا واقعاً از اوباما وحشت دارید، الآنی در جواب همکارش می گوید: «بهتر است در مورد اقتصاد صحبت کنیم.»
گفتن اینکه آیا آنچه امروز نگرانی اعراب را افزایش می دهد، پرزیدنت اوباما است یا بحران جهانی اقتصاد، چندان ساده نیست. به احتمال زیاد فعالان بخش ساختمان دوبی که گستره فعالیت آنها از عربستان تا مصر را دربرمی گیرد، به مشکلاتی برخورد کرده اند. اگرچه امروزه صراحت، ویژگی غالب در کشورهای خلیج فارس است اما این به معنای وجود شفافیت در این کشور ها نیست. و از آنجایی که شیوخ اجازه نمی دهند کسی دست آنها را بخواند، رسیدن به یک حدس و گمان قابل قبول چندان کار راحتی نیست. در هفته های گذشته یکی از بانک های دوبی از گشایش اعتبار برای شرکت هایی چون «عمار و نخیل» که مجری پروژه هایی چون «برج دوبی» (بلند ترین ساختمان دنیا) به شمار می آیند، خودداری کرد. و حال خطر موج اخراج کارکنان این شرکت ها شدت خواهد گرفت و بر پایه اعلام شرکت حسابرسی «مودی» دوبی با وجود برخورداری از رشد 103 درصدی تولید ناخالص ملی ، در حال حاضر بدهکار است. وجود نفت در خلیج فارس علت اصلی مدرنیته و پیش شرط مهم برای ایجاد افکار آزاد به شمار می آید. تب نفت در دنیای عرب به مثابه همان تب طلای کالیفرنیا برای امریکایی ها در بیش از 100 سال پیش است و مدرکی تاریخی برای آنکه این سرزمین می تواند با گسترش قدرت اقتصادی تمدنی از نوع جدید را بسازد. امارت دوبی اگرچه به اندازه ابوظبی صادرات نفت ندارد اما در خطر سقوط هم قرار نمی گیرد. سلطان آل قاسمی به عنوان حسن ختامی بر گفته هایش می گوید آنها در اینجا مدل موفقی برای ثبات درازمدت ساخته اند و بحران سرمایه داری حداکثر برای چند سال می تواند این پروسه را با تردید مواجه کند نه بیشتر. به عقیده دیپلمات های غربی مقیم خلیج فارس امریکا ریشه هایی بس عمیق در این منطقه نفت خیز جهان دارد و البته در این هشت سال گذشته این روابط کمی دستخوش مشکلات شده است. به عقیده این دیپلمات ها تغییر و تحول همواره به صورت اصولی وجود داشته و دارد و چهل و چهارمین رئیس جمهور امریکا ابداع گر آن نیست. اوباما بارها وعده داده است که لحن امریکا را در خاورمیانه تغییر می دهد اما آیا این تغییر فقط در همین چارچوب صورت خواهد گرفت؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات