*شما در دو دوره متفاوت در معاونت هنری وزارت ارشاد فعالیت کردید؛ یکی در زمان احمد مسجد جامعی و اکنون نیز در دوره وزارت صفار هرندی. با توجه به این سابقه، تفاوت رویکردهای دو وزیر از دو دوره متفاوت این وزارتخانه را در چه میبینید؟
**بنده در اواخر دوره قبل بود که در این سمت قرار گرفتم و یقینا وقتی که دولتی در آستانه تعویض قرار دارد و دولتی دیگر جایگزین آن خواهد شد، شرایط خیلی مناسبی برای پیگیری طرحهای جدید و بلند مدت فراهم نیست.البته طبیعی است بنده در مدت کوتاهی که در دوره آقای مسجدجامعی فعالیت میکردم، میبایست یکسری از کارهای جاری را پیگیری و به سرانجام میرساندم؛ کارهایی از قبیل برنامههایی که جنبه ملی و بینالمللی داشت و در اجرایشان نباید وقفهای پیش میآمد اگر چه در بعضی از شاخهها هم بحثهای کلی در حوزه سیاستگذاری انجام شده بود.به طور کلی گستردگی مسائل فرهنگی و هنری به گونهای است که در کوتاه مدت نمیتواند مورد ارزیابی قرار گیرد و یا نتیجهاش مشخص شود. بنابراین شاید بهتر این باشد در دولت جدید و در حوزه سیاستگذاریهای کلان و در حوزه حمایتها، بیشتر روی شرایط حاضر کار و صحبت کنیم. در مورد اینکه سیاستگذاریهای کلی چیست و بیشتر به چه مسائلی توجه دارد؟ به بررسی شرایطی که در همین دولت گذشته است پرداخته و این که این روال را چگونه پیشبینی میکنیم،بپردازیم.
*سیاستهای معاونت هنری در دولت جدید چیست؟
** آنچه در این دولت به وضوح دیده میشود،بحث توسعه هنر است.درحوزه کار ما،هنر متکی به داشتههای فرهنگ خودی در رشتههای مختلف است. اگر چه بعضی از هنرها مانند تئاتر و موسیقی از آن طرف وارد شده، اما با این وجود با توجه به فرهنگ خودمان از آنها استفاده میکنیم.در این دوره ساماندهی شاخههای مختلف هنری مانند موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی از اصول اصلی کارمان است، مخصوصا برای جوانانی که در حیطه هنر کار میکنند ما سعی کردهایم در حوزه هنر ارتباط هنرمندان جوان را با پیشینه تاریخی خودمان و مضمونهای مختلفی که در بسیاری از شاخههای هنری است،آشنا کنیم و آنها را به هنرمندان پیشکسوتمان متصل کنیم.در این دوره تلاش کردهایم با سیاستهایی که اتخاذ میشود و با برنامهریزیهایی که انجام میگیرد، بتوانیم این اتصال را به جای گسست جایگزین کنیم.
*شما بحث توسعه هنر در دولت جدید را مطرح کردید.این ارتباط نسلها چه ارتباطی با توسعه هنر دارد؟
**بله. میخواستم به همین نکته اشاره کنم.نکته دومی که ما در این دوره خیلی مورد توجه قرار دادهایم،بحث شهرستانها است که ارتباط مستقیمی با توسعه هنر دارد.چرا که به دلایلی در گذشته بودجه هنری بیشتر در مرکز هزینه می شد.با این استدلال که چون بودجهها استانی است در حوزه هنر هم از سهم بودجههای استانی بیشتر باید استفاده شود.چون که اولویتهای استانها در هنر و فرهنگ کمتر در اولویتهای بالا دیده میشد و سهم هنرمندان شهرستانی از بودجه عمومی دولت کمتر میشد.دید ما در سالی که گذشت و همچنین سالی که در پیش رو داریم به گونهای دیگر است و این را به عنوان یکی از سیاستهای خودمان که در راستای سیاستهای عمومی دولت هم قرار دارد،مورد توجه قرار دادیم که تناسبی بین بهرهبرداری و استفاده هنرمندان شهرستانی از بودجه عمومی دولت و هنرمندان تهران ببینیم.
*با این اوصاف پیشبینی شما چیست؟
**پیش بینی ما این است که در بودجه سال 85 آن توجه به خوبی دیده شود و شاید نزدیک به 30 یا 40 درصد بودجه را صرف توسعه هنر در شهرستانها کنیم که مربوط میشود به حمایت از تولید هنر در شهرستانها و حمایت از جشنوارههای ملی که در شهرستانها برگزار میکنیم.به عنوان نمونه ما همین امسال جشنواره هنرهای تجسمی جوانان را در اردبیل داشتیم که با اعزام گروههای تئاتری شاخص به شهرستانها تلاش کردیم که کارهای تئاتری تماما در تهران انجام نشود و شهرستانها هم به عنوان یک کار الگویی بتوانند از این کارها استفاده کنند.به عنوان مثال کار آقای مرزبان در رشت و گرگان اجرا شد و در شیراز هم روی صحنه خواهد رفت.بحث سوم ما اعزام گروههای هنری به دیگر کشورهاست و تأکید میشود گروههایی که میروند در واقع با خودشان کاری را ببرند که این کار نشانگر فرهنگ ایرانی است و در این کار زمینههای فرهنگی و هنری کشور نمایان باشد و کاری نباشد که تکنیک و محتوایش مال آن طرف باشد.این جزو سیاستهای این دوره است که ما بیشتر کارهایی که بیانگر فرهنگ و هنر و تمدن ایران است را در کشورهای دیگر به اجرا در بیاوریم.حتی ارکستر سمفونیک تهران که یک ارکستر بینالمللی است و با این سیاست کار میکند، وقتی به آلمان میرود، آثاری با مایههای شرقی و ایرانی اجرا میکند.
*پس معاونت هنری در دوره جدید روی این سه محور کار خواهد کرد؟
**این سه زمینه شاید نکات بارزی است که در حوزه هنر در یک سال گذشته شروع شده و انشاءالله ادامه خواهد داشت تا بتواند به شکل همه جانبه در سطح ملی رشد داشته باشد.
*انشاءالله.اما نفرمودید تفاوت این دو وزیر در چیست؟
**ما بیشتر سعی میکنیم به آینده نگاه کنیم تا گذشته.این گونه بهتر است.
*یک اتفاقی که در دوره شما افتاد، تغییر در زیر مجموعههای معاونت هنری بود.منظورم بخش تئاتر و موسیقی است.این دو مرکز در دوره شما تبدیل به دفتر و اداره شد.این امر به نظر بسیاری از هنرمندان محدود کردن هنراست.در واقع این محدود کردن یا به نوعی تبدیل کردن، یکسری انتقادهایی را هم در پی داشت.
**سازمان مدیریت برنامهریزی وقتی که میخواهد تشکیلات اداره کشور را تدوین کند، اگر یک اداره کل تشکیلاتی و اجرایی تحت نظرش به شکل مستقل دیده شده باشد، آن جا را تبدیل به اداره کل میکند. مثلا در حوزه نمایش،بخش نظارت یا بخش شهرستانها لازم است که به شکل اداره دیده شود. بنابراین آن را اداره کل هنرهای نمایشی میگویند.ولی درحوزه موسیقی یا تجسمی بیشتر کار کارشناسی صورت میگیرد.بنابراین با پیشنهاداتی که این عزیزان داشتند و از چند سال قبل هم این امر در تشکیلات وزارتخانه دیده شده بود، نهایتا به نتیجه و به تایید رسید.این دو تا از ادارات ما اسما شدن دفتر و یکی از آنها به شکل اداره کل هنرهای نمایش باقی ماند.این تغییر نشانگر تنزل جایگاه و محدودیت فعالیت نیست.بنابراین دیگر اداراتی زیر نظر دفتر موسیقی نبوده و کارشناسانی وجود دارند که زیر نظر مدیر کل دفتر موسیقی فعالیت میکنند.واقع ماجرا این است که این تبدیل از لحاظ تنزل جایگاه و یا محدودیت هیچ محدودیتی را در پی نداشته است.همه آنها طبق تعریف جایگاهی،اداره کل هستند. ولی از لحاظ بافت، زیر مجموعه دو دفتر و یک اداره هستند.
* آقای دکتر کمیسیون فرهگنی مجلس گزارشی از تحقیق و تفحص از وزارت ارشاد در دوره قبل ارایه کرد،قطعا فکر میکنم آن گزارش را دیدید؟
**نه.آخر هفته بود. من دقیقا نخواندم،در آن زمان من در تهران نبودم.
*انتقادی بود به عملکرد وزیر سابق آقای مسجدجامعی،آن طور که خاطرم مانده در حوزه تئاتر هم ایراداتی گرفته شد که بیشتر به مربوط به محتوا ، مضمون و سیاستگذاری بود و در حوزه تجسمی هم آن طور که خاطرم است مواردی در گزارش عنوان شده بود که در صحن علنی قرائت شد. نظر شما راجع به این گزارش کمیسیون چیست؟
**این گزارش را دقیق نخواندم و بنابراین نمیتوانم نظری بدهم.اما این دقت مجلس، برای تمام نهادهای قانونی مختلف صورت میگیرد و این وظیفه قانونی مجلس است که تحقیق و تفحص کند و البته گزارش هم بدهد تا این گزارش در مراجع قضایی پیگیری شود.این روال کار مجلس است که در این گزارشها طی میشود.بنده در مدت زمانی که در دوره قبل حضور داشتم، سعی بر این بود که مطابق سیاستهای کلان کشور فعالیت شود و مطابق سیاستهای فرهنگی کشور کار کنیم و در آن مدت نیز به طور متناوب کمیسیون فرهنگی با ما جلسه داشت و نظرات این عزیزان را میشنیدیم.در حال حاضر نیز ارتباط نزدیکی با کمیسیون فرهنگی داریم.
*فکر نمیکنید مدیران این وزارتخانه باید پاسخ دهند؟
**البته طبیعی است زمانی که این گزارش منتشر شود، مدیران گذشته از عملکرد خود دفاع کنند و پاسخهای لازم را بدهند.در واقع به طور معمول مجلس با استفاده از اختیارات قانونی خودش بررسی و نتایج خودش را بیان میکند و در این سو هم، این حق مسئولان گذشته است که از حق خود دفاع کنند.البته به زعم من این در واقع یک تعامل بین مجلس و دولتهای گذشته است.بنده هم در حیطه اختیارات و مسئولیتهایی که در این دوره و یا دوره قبل داشتهام،یقینا اگر در جایی سؤالی باشد،پاسخگو هستم.
*در دولت نهم فعالیتهای هنری ما یک مقداری خاموش و راکت است.نظر شما چیست؟
**بنده فکر میکنم کسانی که در حیطه هنری کار میکنند،چنین احساسی را ندارند. شما وارد هر حوزه هنری که میشوید، میبینید که فعالیتها خیلی باشکوهتر از گذشته است.در همین شش هفت ماهی که گذشت،ما دو اتفاق مهم بینالمللی داشتیم و یا در سطح ملی خیلی اتفاقات خوبی افتاده است.به طور مثال،در حوزه تئاتر حتی در ماههایی مانند محرم و صفر که فعالیتها کمتر است در همه سالنها تئاتر اجرا میشد و در همین دوره ما سالنی را نداشتیم که تعطیل باشد.کارهای تئاتر طوری انتخاب شدند که حتی در مناسبتهای مذهبی هم امکان اجرا داشته باشند.جشنوارههای تئاتر هم کار خود را ادامه دادند.جشنواره تئاتر عروسکی هم که به تازگی پایان یافت.
*در حوزه موسیقی چطور؟
**در حوزه موسیقی،این تصور وجود دارد که محدودیتها بسیارند، اما گروههای موسیقی زیادی اکنون کار میکنند.جشنوارههای موسیقی هم برگزار شده و حتی ما در این بخش حضور بینالمللی داشتیم.برای اولین بار ارکستر ملی دو کار متناسب با شرایط روز انجام داد که درباره انرژی هستهای بود.سالنهای موسیقی ما اجراهایی را داشتند و یا به شکل عمومی در شهرستانها ارکسترها، کنسرتهایی را داشتند.در حوزه تجسمی هم شما میبینید،جشنوارههای مختلفی برگزار شد که امسال توجه بیشتری به آنها خواهد شد.بنابراین اگر یک ارزیابی دقیقی از عملکرد گروهها شود ما محدودیتی را نمیبینیم.این نشان دهنده آن است که در واقع در سیاستهای فرهنگی هنری، توجه به رشد و توسعه هنر است. البته ویژگیهای خاصی را که من در ابتدا گفتم، مدنظر مدیران هنری است که بتوانند با توجه به این ویژگیها در واقع به رشد و توسعه هنر بپردازند.
*در مورد موسیقی یک مقدار بیشتری صحبت کنید.چون نوک پیکان این انتقادات بیشتر سمت اوضاع موسیقی است.خاطرم است که شما در مصاحبهای در مورد موسیقی و حتی تئاتر گفته بودید که توقعی که از آنها میرفته را برآورده نکردند.میخواهم راجع به این موضوع یک مقداری صحبت کنید.این که اصلا فعالیتهای موسیقی ما چرا اینقدر خروجیاش کم است یا در واقع دیده نمیشود؟
**نگاه کنید. الان شما اگر راجع به وضعیت موسیقی نظر خواهی کنید،خود هنرمندان موسیقی هم که در شاخههای مختلف هستند از وضعیت فعلی موسیقی راضی نیستند و شاید نقطه مشترک همه انتقادات این باشد که موسیقی مان با وضعیت حاضر نمیتواند پاسخگوی مناسب نیازهای داخل کشور باشد.نکته مهم دیگر این است که ما برای سیاستگذاری واحد،یک وحدت رویهای برای هنر موسیقی در کشور نمیبینیم.دستگاههایی که در این حوزه کار میکنند در سیاستگذاریهایشان در یک جا هماهنگ نمیشوند.یک دستگاهی بیشتر موسیقی پاپ را حمایت میکند و در یک جای دیگر موسیقی سنتی را حمایت میکنند. این حمایت باعث بروز یک آشفتگی در حوزه موسیقی شده است.یقینا باید دستگاهی هماهنگ کننده همه سازمانها و بخشهای موسیقی باشد.مثل:شورای هنر، شورای عالی انقلاب فرهنگی و در شکل اجراییتر،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی رسمی فرهنگ و هنر در حوزه موسیقی میتواند،کارهایی را انجام دهند.ما در همین دوره بحثهایی راجع به موسیقی داشتیم اینکه چه کارهایی باید انجام شود تا حداقل در حوزه خود ما این آشفتگی تبدیل به یک نظم شود و انواع موسیقی مورد توجه قرار گیرد و متناسب با کارکرد و نوع جایگاه و نوع مخاطبی که دارد میتواند مورد حمایت قرار گیرد.شورای عالی سیاستگذاری موسیقی که در یکی دو سال گذشته فعالیت میکرد نیز هدفش همین بود.حالا در دوره جدید و مدیریت جدید مرکز موسیقی، ما تغییراتی دادیم و این کار را ادامه میدهیم.در دوره جدید دفتر موسیقی دنبال این هدف است که بین صدا و سیما، ارشاد و دیگر دستگاهها در قالب دعوت از کسانی که در این مجموعه نقش دارند،هماهنگی ایجاد کند تا این دستگاهها با هم بحثهای مشترکی داشته باشند و بتوانند به نظمی واحد دست یابند و مبنای کار را یکی کنند.
*این اختلاف نظر چگونه میتواند حل شود؟
**موسیقی ما شرایط ویژهای دارد.اگر مشکلی است، این مشکل ریشه طولانی دارد. این که گفته میشود،موسیقی سنتی به این شکل پاسخگوی نسل جوان نیست و نسل جوان ما به سوی موسیقی پاپ نزدیک میشود و یا این که موسیقی سنتی به دلیل نرمافزاری و سختافزاری با مشکل مواجه است و نمیتواند در جایگاه خودش قرار گیرد، مسائلی است که در حال حاضر ما داریم با آن روبرو میشویم و امیدواریم به شکل منطقی بتوانیم آن را حل کنیم که مانع از حرکت جدی موسیقی کشور نباشد.ما جلسات زیادی داشتیم که بتوانیم این دو نهاد مهم یعنی ارکستر ملی ایران و ارکستر سمفونیک تهران را از لحاظ مدیریت و از لحاظ تجهیزات سازماندهی کنیم یا در حوزه موسیقی پاپ که شاید آشفتگی آن بیشتر از رشتههای دیگر موسیقی است،بتوانیم با دستگاههای دیگر مثل صدا و سیما تعاملی داشته باشیم تا جایی که موسیقی پاپی که عرضه میشود،با فرهنگ ما بیگانه نباشد و اصلا پاپ یعنی همین،یعنی موسیقی مردمی،موسیقی که متناسب با روحیات عموم هر جامعه است.موسیقی پاپ غربی در واقع نمیتواند جایگزین موسیقی پاپ ایرانی باشد.
*منظورتان این است که دنبال یک تعریف جدید از این موسیقی هستید؟
**ما میتوانیم موسیقی پاپ خودی داشته باشیم.این که چگونه میتوانیم؟در این راه نقش اصلی را هنرمندان ایرانی باید ایفا کنند.خودشان به تولیداتی دست بزنند که این تولیدات در داخل همان جایگاه و پایگاه،خودش را داشته باشد یا در حوزه موسیقی سنتی،ما چطور میتوانیم نوعی از موسیقی سنتی را ارائه دهیم که برای نسل جوان ما هم جذابیت داشته باشد. چیزی که در سه دهه گذشته بود؛در حوزه موسیقی سنتی تولیداتی عرضه شد که هم متناسب با فرهنگ ما است و مردم راحت آن را پذیرفتهاند.ما از این تولیدات در دوران اخیر شاید کمتر داشته باشیم. بنابراین مسائل کلان موسیقی کشور،مسائلی است که جدیدا حادث نشده،بلکه ریشه در خیلی گذشته دارد.امیدواریم ما بتوانیم در دوره جدید حداقل بخش عمدهای از این مشکلات را با همکاری و همفکری هنرمندان موسیقی حل کنیم.علیرغم این همه مسائل و ابهاماتی که بوده،مشکلات جاری ما در واقع خیلی عمده نیست.
*پس باید در دوره جدید منتظر تحولات بزرگی باشیم.
**من فقط این را بگویم که در دوره جدید باید صبر کرد تا حرکتهای عمیقی که انجام شده به بار بنشینند و نباید انتظار داشت بسیار سریع و در یک مقطع زمانی کوتاه ناگهان در بخش فرهنگ یک تحول ایجاد شود.باید کمی سعه صدر داشت و منتظر بود.من به آینده فرهنگ خوشبین هستم.