تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۱  ، 
کد خبر : ۷۰۸۳۰

مدیریت دفاع فرهنگی (بخش دوم و پایانی)


 نویسنده: عباس تولیت
مدیریت و مقاومت در مقابل تهاجم فرهنگی، باید از پشتوانه‏ای وحیانی و عقبه‏ای عقلانی و فطری، بهره‏مند و بهره‏ور باشد.
برخی از اهم نقاط ضعف و مواضع آسیب‏پذیری فرهنگی را مرورکردیم. بدیهی است در اتخاذ سیاستهای دفاع فرهنگی باید نقاط ضعف تبدیل به نقاط قوت گردد:می‏کوشیم که با استفاده از نقطه نظرات و ارشادات مقام معظم رهبری، سیاستهای مقابله با تهاجم فرهنگی را به دست آوریم:
1- دانستیم که اختلاف میان نظریه پردازان و ضعف در ناحیه نظریه‏پردازی، و نیز ضعف نظام پژوهش و آموزش کشور، جامعه علمی و فنی کشور را در برابر غرب منفعل نموده است. برای مقابله با تهاجم فرهنگی برخوردار بودن از دانش پیشرفته کافی نیست بلکه باید در تولید علم و فناوری توانا بوده و نواندیشی و پویایی فکری مورد اهتمام تام قرار داد. به همین دلیل مقام معظم رهبری، سازماندهی و بسیج امکانات و ظرفیتهای کشور در جهت افزایش سهم کشور در تولیدات علمی جهان و تقویت نهضت نرم افزاری و ترویج پژوهش، و نیز کسب فن‏آوریهای نو شامل ریز فن‏آوری و فن‏آوری زیستی، اطلاعات و ارتباطات، زیست محیطی، هوافضا و فن‏آوری هسته‏ای را ضروری دانسته‏اند. نیز ایشان ضرورت اصلاح نظام آموزشی کشور و کارآمد کردن آن و ارتقاء سطح شاخص آموزش کشور را برای تأمین نیروی انسانی توسعه پایدار، مورد تصریح قرار داده‏اند. تقویت نهضت نرم‏افزاری و تولید فکر، اختصاص به علوم تجربی ندارد بلکه علوم انسانی و اسلامی را نیز در بر می‏گیرد به همین دلیل معظم له در بند 1 و بند 11 سیاستهای کلی برنامه توسعه، کوشش در جهت اعتلاء و عمق و گسترش دادن معرفت و بصیرت دینی و تلاش در جهت تبیین و استحکام مبانی مردم سالاری دینی و نهادینه کردن آزادیهای مشروع را از وظایف حکومت اسلامی معرفی نموده‏اند. سیاست سالم سازی فضای فرهنگی و رشد آگاهیها که در بند هفتم مورد تصریح قرار گرفته سیاستی است که به منظور ایجاد حسن ظن و تعامل مؤثر میان حوزویان و دانشگاهیان و برطرف کردن اختلافهای سیاسی مؤثر بر فرهنگ اتخاذ شده است. به منظور تحقق سیاستهای یاد شده، ابتداء باید مصوبه «سیاستهای تحقیقاتی کشور» و نیز مصوبه «تعاریف و ضوابط تأسیس مراکز تحقیقاتی»مورد بازنگری قرار گرفته تا تغییرات و اصلاحات احتمالی در آن انجام گیرد.
همچنین میان شوراهای ذیل هماهنگی صورت گیرد:
1- شورای عالی آموزشهای علمی ـ کاربردی
2- شورای پژوهشهای علمی کشور
3- مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‏ریزی و توسعه
4- شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش
5- کمیته بررسی و ارزیابی دائمی وضع آموزش کشور
6- فرهنگستان علوم
7- فرهنگستان علوم پزشکی
8- دفتر جذب نخبگان
9- شورای هدایت استعدادهای درخشان
10- جهاد دانشگاهی
11- معاونت پژوهشی مجلس شورای اسلامی
12- معاونتهای پژوهشی وزارت خانه‏ها و نیز ضروری است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، شورای اسلامی شدن مراکز آموزشی، ستاد گسترش و تعمیق اسلام در مراکز آموزشی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشگاهها، شورای تدوین کتابهای تعلیمات دینی مدارس، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و اسلامی دانشگاهها (سمت)، مرکز نشر دانشگاهی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان صدا و سیما، سازمان میراث فرهنگی، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم و سایر نهادهای آموزش، پژوهش، نشر و گسترش فرهنگ اسلامی، با هماهنگی تمام و با شرح وظایف تعمیق و بدون انجام فعالیتهای موازی به کار تحقیق، تعمیق و گسترش فرهنگ اسلامی بپردازند.
آنچه آوردیم مربوط به ساماندهی فعالیتهای پژوهشی و آموزشی بود. لکن پیش از این دانستیم که در مدیریت دفاع فرهنگی، علاوه بر تحقیق و تعلیم و از جهتی مهمتر از آندو، مسئله تبلیغات است. و همانگونه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرموده‏اند: هیچ انقلابی تاکنون به اندازه انقلاب اسلامی مورد هجوم تبلیغاتی و تسلیحاتی واقع نشده است.(صحیفه نور، ج 16، تاریخ 26/12/61): نظر به اهمیت موضوع، امام خمینی (ره) در وصیت نامه سیاسی الهی خود تصریح فرموده‏اند که «ما اکنون در این زمان که دست ابر قدرتها را از کشور خود کوتاه کردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‏های گروهی وابسته به قدرتهای بزرگ هستیم چه دروغها و تهمتها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرتها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی‏زنند... می‏دانید که امروز جهان روی تبلیغات می‏چرخد» حال که دشمنِ غدّار بیشترین حجم هجوم خود را در تبلیغات علیه فرهنگ، نظام اسلامی ایران گذارده است بدیهی است که مقابله با این تبلیغات از اهم وظایف و مسئولیتهای مدیران فرهنگی است و همانگونه که مقام معظم رهبری تصریح فرموده‏اند «مسأله تبلیغات از مسائل بسیار مهم این کشور و انقلاب و موضوع آن اشرف موضوعات است» (تاریخ 27/2/62) اشرفیت تبلیغات خودی دقیقاً ناشی از وظیفه‏ای است که مدیران و مجریان تبلیغاتی نسبت به دفاع از اندیشه الهی و فرهنگ و حیانی دارند خوشبختانه اصول سیاستهای فرهنگی نظام که همه مراکز و سازمانهای تبلیغی در محتوا و روش تبلیغات خود ملزم به رعایت آن هستند سالها است که به تصویب رسیده است. لکن جای تأسف است که بخش قابل توجهی از مراکز تبلیغاتِ داخلی نه تنها به تبلیغ فکر و فرهنگ الهی نمی‏پردازند بلکه خود مروج و مبلغ فرهنگ بیگانه شده‏اند. کافی است مطبوعات، نشر کتاب، کانونهای فرهنگی و هنری، سینما و تئاتر و تبلیغاتِ تجاری شهری را در نظر آورید.رسالت مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی ایران، روشن ساختن افکار عمومی و بالابردن سطح معلومات و دانش مردم در زمینه تحقق و پیشبرد تمام اهدافی است که در قانون اساسی بیان شده است از جمله این رسالتها، تلاش برای نفی مرزبندی‏های کاذب و تفرقه‏انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر و نیز مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف، تبذیر، لغو، تجمل‏پرستی، اشاعه فحشا و...) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضائل اخلاقی و حفظ و تحکیم استقلال کشور در همه ابعاد است حدود مطبوعات نیز مشخص شده است؛ تبلیغات مطبوعات نباید مخل به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی باشد به این ترتیب نشر مطالب الحادی و مخالف با موازین اسلامی و اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکسها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی، ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی، استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) در تصاویر و محتوا و تحقیر و توهین به جنس زن و تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیرقانونی، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و یا تحریف مطالب دیگران به حکم قانون مطبوعات ممنوع است. البته تعیین حدود مطبوعات هرگز به معنای نفی آزادی بیان و ممنوعیت نقد و انتقاد نیست.
مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادات، پیشنهادها و خواسته‏های مردم و توضیحات مسئولین را به اطلاع عموم برسانند لکن تمام این امور باید با رعایت امنیت ملی و به منظور تعالی افکار عمومی باشد. سازنده بودن، مستند بودن و مستدل بودن سه اصلی است که رعایت آن لازمه حفظ امنیت ملی و تعالی فرهنگ عمومی است.دانستیم که مطبوعات رسالتی دارند و حدودی. حدود مطبوعات جنبه سلبی حقوق مطبوعات است لکن حقوق عمومی صرفاً با رعایت حدود مطبوعات تأمین نمی‏شود بلکه علاوه بر آن باید رسالت‏های مطبوعات نیز رعایت شود و همانگونه که در قانون تصریح شده است هر یک از مطبوعات باید حداقل در تحقق یکی از اهداف و رسالتهای مذکور نقش مثبت و مؤثر داشته باشد و با سایر اهداف و رسالتها در تضاد نباشد. اگر چه مطبوعات در معنای عامّ کلمه شامل نشر کتاب نیز می‏شود لکن از آنجا که در جهان ارتباطات، کتاب یکی از وسایل مهم و مؤثر در انتشار و انتقال سریع و وسیع افکار و اندیشه‏ها به شمار می‏رود شورای عالی انقلاب فرهنگ طی مصوبه‏ای تدوین و اجرای سیاستهای هدایتی و حمایتی نظام جمهوری اسلامی ایران درخصوص کتاب و نشریات را مشروط و مقید نموده به اینکه اهل قلم را به تألیف و انتشار کتابهای متناسب با نیازهای جامعه امروز در جهت اهداف و اصول ذیل تشویق و ترغیب نماید:
الف) تقویت و رواج امر پژوهش به عنوان یکی از مهمترین طرق تحقق استقلال فرهنگی و افزایش قدرت انتخاب و آگاهی مردم در همه زمینه‏ها
ب) دفاع منطقی و محققانه از استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، بویژه با عنایت به اصل «نه شرقی ـ نه غربی»
ج) نگاهبانی از دستاوردهای انقلاب اسلامی و تلاش برای تقویت و توسعه آن در قلمرو کتاب و کتابت
د) معرفی انقلاب اسلامی از راه تألیف و نشر آثار ارزشمند علمی و فرهنگی
هـ) تجدید حیات و مجد و جلال فرهنگی و سیاسی و اجتماعی اسلام از طریق انتشار کتابهای مناسب
و) مقابله مؤثر و مفید با تهاجمات سیاسی و فرهنگی خارجی و داخلی به ارزشها و اهداف اسلامی
ز) کوشش در راه حفظ میراث زبان و ادب فارسی و تقویت و گسترش آن از راه تصحیح انتقادی و تحقیق دربارة متون فارسی و نشر آنها و همچنین بهره‏گیری مفید از دانش و اندیشه بشری و تجربیات علمی و فنی دیگران از طریق ترجمه سنجیده و مناسب به این زبان و به این ترتیب رسالتهای کتب و نشریات را شفافتر نموده و گسترش داده است.
با کمال تأسف باید گفت که تعداد کثیری از کتب و مطبوعات، التزامی به تحقق اهداف قانون اساسی و رسالتهای مصرح در مصوبات و مقررات ندارند. این در حالی است که شمار تخلفات از «حدود مطبوعات» نیز قابل ملاحظه است. با چنین وضعی چگونه می‏توان در نشان دادن نقاط قوت خودی و مواضع هجوم بیگانه توفیق یافت. بسیاری از مطبوعات ورزشی و هنری، به الگو سازی غربی و ستاره‏سازی و استفاده ابزاری از زنان می‏پردازند و برخی از آنان نیز که نام فرهنگی ـ علمی را با خود یدک می‏کشند، تفکر فمینیستی را ترویج می‏نمایند. و تمام آنها نیز به نام فعالیت در عرصه ارتقاء فرهنگ، ادب، هنر و علم، متوقع حمایت مالی دولت‏اند. علیهذا هیأت نظارت بر مطبوعات باید بر حجم فعالیت کمی و کیفی خود بیافزاید، نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وظیفه دارد در امر نظارت بر حسن اجرای ضوابط نشر کتاب و نظارت بر تحقق سیاستهای نشر کتاب و نیز نظارت بر تحقق اصول سیاستهای فرنگی بر تعداد صاحب‏نظران و شخصیتهای علمی و فرهنگی که عضو هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب هستند، بیافزاید و شورای فرهنگ عمومی نیز اشخاص پیشنهادی را با مطالعه و مداقه فراوان به عضویت شورای مذکور بپذیرد. تلاش در جهت تطبیق اهداف و عملکرد نشریات با سیاستهای کلان نظام از وظایف خطیر معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است نیز مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‏ها وابسته به وزارت ارشاد، وظیفه تدوین طرحها و پیشنهادهای سازنده برای مقابله با ترفندهای تهاجم فرهنگی در بخش نشریات را بر عهده دارد.نکته دیگری که در امر تبلیغات فرهنگی از کمال اهمیت برخوردار است این است که امروزه بخش معتنابهی از تبلیغات فرهنگی کشور در دست کانونهای فرهنگی غیر دولتی است. به همین دلیل تقویت «هیأت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی» بسیار ضروری است. پیشنهاد می‏گردد که ترکیب هیأت یاد شده با افزودن رئیس و یا نماینده تام‏الاختیار سازمانها و نهادهای انقلابی مسئول در نشر فرهنگ اسلامی تقویت شود به علاوه می‏توان با افزودن نمایندگانی از شورای عالی حوزه علمیه قم که متخصص در امور فرهنگی و هنری هستند توانایی نظارت و ارزیابی این هیأت را گسترش و افزایش داد آنچه تغییر و تقویت هیأت یاد شده را ضروری می‏سازد این است که اعضای این شورا تماماً از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز می‏تواند اجرای تمام یا قسمتی از ضوابط نظارت بر مراکز فرهنگی را به معاونتها یا ادارات کل ستادی یا اجرایی در تهران یا مراکز استانها محول نموده و قسمتی از وظایف و اختیارات هیأت نظارت و دبیرخانه هیأت را به آنها تفویض نماید (ماده 25 ضوابط و مقررات تأسیس مراکز، مؤسسات، کانونها و انجمنهای فرهنگی و نظارت بر فعالیت آنها) در غیر اینصورت وجهه اجرائی فعالیتهای هیأت رسیدگی، غالب و غلیظ خواهد شد در حالیکه ماهیت فعالیت هیأت مذکور اقتضاء دارد که اعضای هیأت عمدتاً افرادی باشند که متخصص در فرهنگ الهی و اسلامیند.
نقش شورای عالی جوانان را که بالاترین مرجع سیاستگذاری و تصمیم‏گیری در سازمان ملی جوانان است نباید فراموش کرد در بخش فعالیتهای فرهنگی و هنری و فعالیتهای اقتصادی بخش فرهنگ و هنر مربوط به جوانان، شورای عالی جوانان علی‏القاعده بایستی قویترین بازوی فکری شورایعالی انقلاب فرهنگی باشد کمااینکه سازمان ملی جوانان باید قویترین بازوی اجرایی نظام دربخش تحقق‏اهداف فرهنگی،اجتماعی‏واقتصادی‏کشور باشد.اصولاً این جهت باید تضمین و محرز شود که انجمن‏ها و کانونهای فرهنگی هنری غیر دولتی در جهت تحقق اهداف قانون اساسی و اصول سیاستهای فرهنگی نظام گام بر می‏دارند.قشر دیگری از اقشار جامعه که شدیداً در معرض اثرپذیری از فرهنگ بیگانه هستند زنان‏اند. این قشر هم به دلیل عواطف و احساسات لطیف و هم به دلیل اینکه می‏توانند عامل مؤثری در فضاسازی فرهنگی و یا ضدفرهنگی باشند، باید در امر توسعه فرهنگ عفاف و مقابله با فرهنگ مهاجم مورد هدایت و حمایت قرار گیرند. وزارت کار، وزارت کشور، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات و فنآوری، سازمان بهزیستی، سازمان تربیت بدنی، دفتر امور زنان در نهاد ریاست جمهوری از جمله نهادهایی هستند که دخیل در اجرای ضوابط و مقررات مربوط به زنان هستند آنچه باید در ذهن و ضمیر ما تثبیت و نهادینه شود این است که تنها مرجع ذی‏صلاح برای تدوین سیاستها و برنامه‏ریزیها در امور مربوط به زنان شورای فرهنگی اجتماعی زنان است این شورا از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگ است و علاوه بر اینکه کار تدوین سیاستهای مربوط به زنان را بر عهده دارد و تصویب آن سیاستها را به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد می‏نماید، می‏تواند در مواردی که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تفویض شده است، تصمیم‏گیری نماید. تمامی نهادها و مراکز دولتی مربوط به زنان ملزمند که در امر مقابله با تهاجم فرهنگی، آئین نامه‏ها و مقررات و برنامه‏های خود را با رعایت مضامین و سیاستهایی که از سوی شورای فرهنگی اجتماعی زنان به شورای عالی پیشنهاد و تصویب می‏گردد تنظیم نمایند. مطابق اصول قانون اساسی و اصول سیاستهای فرهنگی نظام و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، اصل ذیل در رأس هرم سیاستهای مربوط به زنان است: تقویت شخصیت و جایگاه واقعی زن مسلمان به عنوان «مادر» و ترویج و فراهم آوردن زمینه‏های لازم برای ایفای نقش و رسالت اساسی خود به عنوان «مربی نسل آینده» و تدوین برنامه‏های کارآمد به منظور «تحکیم بنیان خانواده» بر پایه فکر و فرهنگ اسلامی.دانستیم که بیشترین حجم حمله علیه اسلام و انقلاب اسلامی، از ناحیه تبلیغات غربی صورت گرفته و از آنجا که هنر، مؤثرترین و کارسازترین وسیله تبلیغ است، مهاجمان فرهنگی بیشترین حجم حمله علیه اسلام و انقلاب اسلامی را از طریق تبلیغات هنری انجام داده‏اند. فن‏آوری جدید نیز که بر سرعت ارتباطات افزوده، اگر ارتباطات را با هنر آمیخته نسازد، اثر نمی‏بخشد و در یک سخن، هنرِ غربیِ، هنری است که در اسارت انحطاط، فساد و افسارگسیختگی قرار دارد.
تزِ «هنر برای هنر» از دروغهای فاحشی است که مروّجان آن، خود به این تز باور ندارند.مادامی که یک فرهنگ و یک تمدن و یک حقیقت به حوزه هنر راه نیابد و از شیوه‏های هنری بهره‏گیری نکند آن فرهنگ و تمدن در جامعه ریشه نخواهد گرفت و رشد نخواهد کرد. فرهنگ اسلامی و مجالی و مجاری تجلی آن که تمدن اسلامی باشد، جز در پرتوی هنر فاخر، تثبیت نمی‏گردد و توسعه نمی‏یابد. بهترین و بالاترین ثمره ابزارها و شیوه‏های هنری، احیاء و تقویت روح تقوی و طهارت نفس است. و همانگونه که رهبر فرزانه انقلاب فرموده‏اند: «هنرمند متعهد، حلّه فاخر خلاقیت را جز بر اندام ارزشها و اصالت‏ها نمی‏پوشاند و این همان معرفت درست از لطیفترین نمودهای روح آدمی است.» نظر به تأثیر عمیق و گسترده هنر بر اندیشه و انگیزه بشر، سیاستگذاران فرهنگی نظام، دو اصل ذیل را از اصول سیاستهای فرهنگی قرار داده‏اند 1- «تقویت و احیاء و معرفی هنر اصیل و سازنده در تمامی عرصه‏ها و زمینه‏های سازگار با روح تعالیم اسلامی» و 2- «توسعه و اعتلای تبلیغات فرهنگی و هنری به نحو مناسب به منظور ترویج و تحکیم فضایل اخلاقی»؛ لکن این مهم تحقق نمی‏یابد مگر آنکه:
1- سیاستهای کلان هنری جمهوری اسلامی تدوین گردد.
2- جنبه‏های نظری هنر در زمینه‏هایی چون زیبایی شناسی، عرفان، فلسفه تبیین شود.
3- راهکارهای ارتقاء فرهنگ مکتوب هنر مذهبی تعیین شود.
4- جریانات هنری مورد شناسایی و ارزیابی قرار گیرد.
5- در تولیدات هنری، اولویت‏ها مشخص شود.
متأسفانه شورای هنر و فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران که مرجع اصلی در امر تحقیق، تدوین و تصویب مبانی و مقررات هنر هستند تاکنون حضور فعالی در عرصه هنر نداشته‏اند. معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، معاونت تحقیقات و برنامه‏ریزی سازمان صدا و سیما، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، نیز مرکز مطالعات و تحقیقات هنری وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان میراث فرهنگی از اهم مراکز و مراجعی هستند که می‏توانند با ساماندهی و هماهنگی لازم در حوزه پژوهشهای نظری و کاربردی هنر فعالیت مثبت و مؤثر داشته باشند. موسیقی و سینما از بارزترین وجوهِ هنری محسوب می‏گردند علی القاعده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی موظف‏اند نسبت به طراحی و ایجاد نظامنامه و آئین نامه راهبردی سینمایی، ویدئویی و تلویزیونی اقدامات لازم را به عمل آورند.مناسب می‏نماید موارد و موادی از مصوبه «سیاستهای مقابله با تهاجم فرهنگی» که مستقیماً مربوط به هنر می‏شود از نظر بگذرانیم
حوزه اول: آسیب پذیریهای ناشی از مشکلات نظری
1- آسیب‏پذیری در فهم و درک مسائل فرهنگی و هنری بین صاحب‏نظران غیر حکومتی و مسئولان نظام که موجب تعارض در معیارها و ارزش‏های فرهنگی جامعه شده است.
2- عدم تبیین مبانی و سیاستهای اصولی نظام در عرصه فرهنگ و هنر (ادبیات، فیلم، تئاتر، موسیقی، نقاشی و غیره)
حوزه دوم: آسیب‏پذیریهای اقتصادی
1- نارسایی در رویکرد اقتصاد فرهنگ و هنر کشور
الف) سیاستهای کلی مقابله با تهاجم فرهنگی
1- ایجاد زمینه‏های مناسب برای شناسایی، هدایت استعدادهای و حمایت از خلاقیتهای انسانی و کوشش برای شکوفاشدن روحیه ابداع هنری و نوآوری در حوزه‏های مختلف.
2- توجه به اهمیت و نقش ابزارهای هنری و به کارگیری شیوه‏ها و بیان هنری در ترویج مفاهیم و معارف اسلامی، ایرانی و تعمیق و اصلاح فرهنگ عمومی.
ب) راهبردهای اجرایی مقابله با تهاجم فرهنگی
1- معرفی هنر اصیل و سازنده به جوانان
2- وظیفه حوزه‏های علمیه مبنی بر تبیین مبانی نظری مسائل فرهنگی و هنری (ادبیات، فیلم، تئاتر، موسیقی...) متناسب با مقتضیات روز.
3- بهره‏گیری از هنر مشروع و مؤثر در تبلیغ دینی
ج) دستگاههای تبلیغی و رسانه‏های گروهی
1- برنامه‏های فرهنگی و هنری
1-1- به کارگیری قالبهای متنوع هنری برای عرضه مفاهیم فرهنگ اسلامی
2-1- تقویت مراکز فرهنگی و هنری و کمک به افزایش تولیدات این مراکز
2- صدا و سیما
1-2- تلاش در جهت تبیین و تعمیق بخشیدن ایمان مذهبی مخاطبان با بهره‏گیری از بهترین ابزارهای هنری در کلیه برنامه‏های صدا و سیما
2-2- بهره‏گیری از نظریات و تجربیات مسئولان، اساتید و کارشناسان امور فرهنگی و هنری و ارتباط جمعی
3-2- ایجاد زمینه‏های مناسب برای بهره‏گیری مطلوب و متعادل فرهنگی و هنری از اوقات فراغت و تفریح
در خاتمه تذکر این نکته را ضروری می‏دانیم که مدیریت صحیح دفاع فرهنگی، صرفاً متوقف بر شناخت منویات و نقاط ضعف فرهنگ بیگانه نیست بلکه علاوه بر آن، نقاط ضعف و موارد انحطاط فرهنگ و تمدن مهاجم نیز باید مورد هجوم قرار گیرد. معنای دفاع این نیست که تنها جنبه انفعالی داشته باشیم بلکه عقل سلیم اقتضاء می‏کند که عقبه و پل‏های ارتباطی عوامل و تدارکاتی دشمن نیز در بخش فرهنگ، هدف قرار گیرد. رهبر فرزانه انقلاب در سال 1364 در پاسخ به سئوالات کارشناسان روابط عمومی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی فرمودند: «ما احتیاج داریم به این که به آن مظاهر غلطی که از آن فرهنگ (فرهنگ غربی) بر ما تحمیل کرده‏اند بتازیم. احتیاج به یک تهاجم فرهنگی داریم»باید بدانیم که دشمن در تهاجم فرهنگی خود علیه اسلام و انقلاب اسلامی حدّ یقف نمی‏شناسد. به این ترتیب ما نیز وظیفه داریم که لاینقطع مترصد به رفع و دفع و قطعِ ریشه‏ها و نشانه‏های فرهنگ مهاجم باشیم. «تعمیق روحیه دشمن‏شناسی و شناخت ترفندها و توطئه‏های دشمنان علیه انقلاب اسلامی و منافع ملی» و «مقابله با تهاجم فرهنگی و گسترش فعالیت رسانه‏های ملی در جهت تبیین اهداف و دستاوردهای ایران اسلامی برای جهانیان» از سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه است که از سوی مقام رهبری به سرای قوای سه‏گانه ابلاغ شده است. بدیهی است شناخت زمینه‏های اقتصادی گسترش فرهنگ مهاجم و تأثیر نابسامانیهای اقتصادی بر فرهنگ عمومی، به نوبه خود حایز اهمیت است و بررسی آن مجال دیگری را می‏طلبد از حضرت حق توفیق روزافزون سیاستگذاران فرهنگی را در جهت ساماندهی مدیریت دفاع فرهنگی مسئلت می‏نماییم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات