سرگه بارسقیان
رقیب، وزیر شد. باراک اوباما رئیسجمهور منتخب آمریکا در یک نشست خبری در شیکاگو به طور رسمی هیلاری رودهام کلینتون رقیب خود در اردوگاه دموکراتها در کارزار انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده را بهعنوان وزیر امور خارجه دولت خود معرفی کرد. به این ترتیب دو رقیبی که یکی (کلینتون)، دیگری (اوباما) را به دلیل موضعگیریهایش درباره گفتوگوی مستقیم با رهبران ایران، سادهلوح میخواند و اوباما سخنان کلینتون درباره ایران را یادآور سیاستهای جورج بوش میدانست، رئیس و وزیر دولت آینده ایالات متحده میشوند... کلینتون، سناتور ایالت نیویورک در دوره رقابتهای درونحزبی انتخابات ریاستجمهوری با سیاست اعلامی اوباما سناتور ایالت ایلینویز برای گفتوگوی بدون پیششرط و مستقیم با رهبران ایران مخالفت کرد، به قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یک سازمان تروریستی رای مثبت داد و معتقد بود دولت آمریکا باید آماده ارائه مشوقهای اقتصادی به ایران باشد، مشروط به آنکه این کشور برنامه اتمی خود را به حال تعلیق درآورده، حمایت از تروریسم را قطع کند، با صلح خاورمیانه همراهی کند و در ایجاد ثبات در عراق نقش سازندهای ایفا کند اما اوباما از ایجاد یک <دیپلماسی ریاستجمهوری> بیقید و شرط و رودررو با ایران حمایت کرده و گفته است: اگر دولت ایران دست از برنامه اتمی و حمایت خود از تروریسم بکشد، آنگاه به تهران مشوقهایی ازجمله عضویت در سازمان تجارت جهانی ارائه خواهد کرد که این گامی است بزرگ به سوی روابط عادی دیپلماتیک با ایران. از نشانههای علنی اختلاف این دو، رای مثبت کلینتون به طرح سنای آمریکا علیه سپاه پاسداران بود که اوباما این موضع رقیب سابقش را به باد انتقاد گرفت. درباره عراق نیز در سال 2002 رئیسجمهور جدید آمریکا با طرح مداخله نظامی در خاک عراق مخالفت کرد و این در حالی بود که کلینتون به این طرح رأی مثبت داد.
اوباما و کلینتون در جریان رقابتهای خود در انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده وجوه متفاوتی از اختلافنظر با یکدیگر درباره مسائل سیاست خارجی و بالاخص مساله ایران را عیان کردند و آن زمانی بود که اوایل اردیبهشت جاری، کلینتون گفت در صورت حمله هستهای ایران به اسرائیل در زمان ریاستجمهوری او، آمریکا به ایران حمله میکند و آمریکا این قدرت را دارد که ایران را <کاملا محو> کند. نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در نامهای به دبیرکل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت، این اظهارات را تهدیدآمیز خوانده و محکوم کرد و خواستار مقابله با این تهدیدها شد. این در حالی است که اوباما با انتقاد از کلینتون، سخنان او را مشابه دیپلماسی جورج بوش دانست و گفت: <این لحنی نیست که در حال حاضر به آن نیاز داریم، این لحن یادآورنده جورج بوش است، در دوران او سیاست خارجی ما سیاست شمشیرکشی و سخنان تند بود ولی مجموعهای از تصمیمگیریهای راهبردی در این دوره اتخاذ شد که در عمل ایران را تقویت کرد.>
سرنوشت گفتوگوی مستقیم با ایران
با مطرح شدن نام هیلاری کلینتون همسر رئیسجمهور سابق ایالات متحده بهعنوان وزیر خارجه احتمالی دولت اوباما، تحلیلگران و رسانههای آمریکایی به بررسی این سوال پرداختند که درصورت سکانداری دستگاه دیپلماسی توسط کلینتون، اختلافات این دو چه تاثیری در سیاست خارجی کاخ سفید خواهد داشت و کلینتون سیاست گفتوگو با ایران را که خود از منتقدان آن است، چگونه پیش خواهد برد؟ روزنامه واشنگتنپست در پاسخ به این سوال نظر مارتین ایندیک سفیر سابق ایالات متحده در اسرائیل را جویاشده و به نقل از وی مینویسد: <اختلافات این دو در زمینه مسائل مرتبط با سیاست خارجی در حوزه اهداف نبوده وصرفا در حد تاکتیکهای اعمالی برای رسیدن به اهداف مشترک است. باتوجه به اینکه اوباما یک دیپلماسی فعالانه و ابتکاری برای مقابله با برنامه هستهای ایران پیشنهاد داده است، این بسیار مهم است که وزیر امور خارجه کابینهاش، شخصیتی قوی و مجرب باشد تا بتواند این هدف را گام به گام ارزیابی کرده و به پیش برد. بنابراین از نظر من خانم کلینتون برای چنین کاری آمادگی دارد و این کار را به نحو احسن انجام خواهد داد.> روزنامه نیویورکتایمز هم با این تحلیل به این مساله میپردازد که: <مشاوران سیاست خارجی خانم کلینتون و آقای اوباما میگویند این دو در سیاست خارجی - بهویژه در رابطه با مسائل ایران و عراق - به آن اندازه که در طول مبارزات مقدماتی جهت تعیین نامزد حزب دموکرات برای ریاستجمهوری به نظر میرسید، از یکدیگر فاصله ندارند.> عباس میلانی، مدیر برنامه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد درباره سرنوشت سیاست گفتوگوی مستقیم با ایران به نیویورکتایمز میگوید: <فکر نمیکنم هیلاری کلینتون بتواند این کار را بکند. وقتی که فکر میکرد اوباما رقیب جدی او نیست، در رابطه با ایران شخصی بسیار منطقیتر بود ولی به محض آنکه وارد بازی تلاش برای آشفته کردن اوباما شد، شروع به گفتن حرفهایی کرد و حرفهایی که در طول مبارزه گفته میشود، معنا دارند.>
به نوشته این روزنامه، اوباما میتواند با انتصاب یک فرستاده عالیرتبه از کنار این مساله که چهکسی میتواند بهترین نماینده وی در گفتوگوهای مقدماتی با ایران باشد، رد شود یا میتواند این پرونده را به معاون خود جوزف بایدن که در سیاست خارجی به خوبی مهارت دارد، تحویل دهد یا به گفته مشاوران، اگر اوباما، کلینتون را برگزیند، میتواند مدیریت کار را در رابطه با ایران به وی محول کند و فرض بر این است که اگر وی بهعنوان فرستاده اوباما به ایران اعزام شود، میتواند بدون آنکه یک کلام چیزی بگوید، مردمسالاری آمریکایی را که رهبران واشنگتن سعی به پیشبرد آن داشتهاند، ترویج دهد، میتواند علامتی قوی به رئیسجمهور ایران محمود احمدینژاد بدهد که تا همین چند ماه پیش میگفت فکر نمیکند آقای اوباما یا خانم کلینتون شانسی برای پیروزی در این انتخابات داشته باشند. روزنامه والاستریتژورنال حتی فضا را برای اعمال سیاستهای آمریکا درباره ایران مناسب میبیند و مینویسد: <اوباما و نامزد پست وزارت خارجهاش سناتور هیلاری کلینتون برای افزایش فشار بر ایران و تغییر مسیر این کشور راههایی در اختیار دارند. قیمت نفت در ماههای اخیر به پایینترین حد خود رسیده است و از 140 دلار به 40 دلار افت کرده است. از اینرو دولت اوباما میتواند به موثر بودن بیش از پیش افزایش فشارهای اقتصادی به تهران امیدوار باشد. از سوی دیگر محبوبیت بالای بینالمللی اوباما بهویژه در میان متحدان غربی و اروپایی آمریکا، جلب نظر متحدان برای اعمال یک سیاست واحد در قبال برنامه هستهای ایران را آسانتر میسازد. خبر خوب برای اوباما این است که در حالی که نفت ایران چند ماه پیش بیش از 120 دلار فروش میرفت اما هماکنون قیمت هر بشکه نفت این کشور به 40 دلار رسیده است. با توجه به برآورد سازمانهای اطلاعاتی آمریکا حدود 85 درصد بودجه ایران، مستقیم و غیرمستقیم به نفت وابسته است. افزایش بهای نفت در سه سال گذشته این فرصت را فراهم کرد که دولت ایران افزایش درآمد فوقالعادهای داشته باشد و 70 میلیارد دلار بر ذخایر خارجی خود بیفزاید اما قطعا با کاهش شدید قیمت نفت، دولت ایران مجبور خواهد بود برای راضی نگه داشتن مردم هرچه در سه سال گذشته اندوخته است را سر سفره مردم ببرد و بهنظر نمیرسد اندوخته ایران هر چقدر هم باشد در این وضعیت دوام چندانی بیاورد.> از این تحلیل کارشناسان آمریکایی هم نمیتوان مغفول ماند که به دلیل مواضع سرسختانه وی در برابر ایران و نیز حمایت وی از جنگ عراق بسیاری بر این عقیدهاند که اوباما با انتخاب وی بهعنوان وزیر امور خارجه در واقع نشان داد که مایل به اعمال یک سیاست خارجی سرسختانهتر از آن چیزی است که در شعارهای انتخاباتی خود وعده انجام آن را میداد اما برخی رسانههای اروپایی مینویسند عراق، ایران، اسرائیل و برخی موضوعات دیگر از جمله مسائلی هستند که اوباما و کلینتون هرگز درباره آنها توافق نداشته و همواره از دو دیدگاه و نقطهنظر مختلف به آنها نگریستهاند و بهنظر میرسد این اختلافنظر و اختلاف عقیدهبازهم پابرجا بماند و به عبارتی میتوان گفت توافق میان این دو نسبتا بعید است. اوباما پس از پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا به وضوح و با صراحت تمام، خطاب به وزیر خارجه آمریکا یادآور شد: <رئیس من هستم.> اما باید دید آیا کلینتون در چنین مقام بلندپایهای در کاخ سفید از موضع خود در قبال مسائل مربوط به عراق و ایران پایین خواهد آمد یا مجبور به اطاعت از دستورات رئیسخود خواهد شد؟
خبر بد برای ایران و اعراب؟
انتخاب هیلاری کلینتون به سمت وزیر امور خارجه ایالات متحده خبر خوبی برای ایران است؟ خبرگزاری رویترز میگوید نه! به نوشته این خبرگزاری، این خبر باعث خوشحالی اسرائیل شده است و برعکس این خبر خوشحالکنندهای برای اعراب و ایرانیان که بعد از هشت سال مشتاق آغازی جدید در روابطشان با آمریکا بودند، نیست. خوشبینی عربستان نسبت به کلینتون طرفدار اسرائیل، به دلیل اظهارات شدیداللحنش در مورد ایران به وجود آمده است. زیرا ایران قدرت شیعه در منطقه محسوب میشود. خالد الدخیل، تحلیلگر سیاسی عربستانی معتقد است: <رفتار کلینتون در مورد ایران که مثل یک باز شکاری است، در مقابل رفتار اوباما که مثل یک کبوتر است، باعث خوشحالی عربستان است. بهنظر میرسد کلینتون یک وزیر امور خارجه مقتدر است. گمان نمیکنم سوریه و ایران از او خوششان بیاید.> با این حال روزنامه واشنگتنپست پیشتر نوشته بود: امجد عطاالله یکی از نمایندگان سابق فلسطینی در هیات مذاکرهکننده با اسرائیل درباره پیامدهای انتخاب خانم کلینتون به سمت وزارت امور خارجه ایالات متحده برای اعراب و دورنمای صلح در خاورمیانه، میگوید: <با توجه به حمایتهای بدون قید و شرط خانم کلینتون از اسرائیل و نیز حملات لفظی شدید وی علیه ایران، جهان عرب نگران تصدی سمت وزارت امور خارجه آمریکا از سوی وی هست.>