تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۳  ، 
کد خبر : ۷۰۸۷۸
تلاش اسرائیل برای انتقام از مقاومت

ترس همه احزاب اسرائیل از حزب‌الله


مهدی کورانی
بحران رهبرى در اسرائیل به اوج خود رسیده است. طمع و آز موجود در رهبران اسرائیل در زمان ایهود اولمرت دردسر زیادى را به بار آورد. اولمرت که جانشین ناخلف آخرین رهبران نسل اول اسرائیل یعنى شارون است، نتوانست انتظارات مردم را از خود بلکه از همه رهبران نسل دوم برآورده سازد.
اصرار اولمرت بر ماندن بر سر پست خود باعث شد که وی بجاى استفاده از فرصت شکست در جنگ تابستان 2006 براى رفع همه نقص‌ها و ضعف‌ها بر اساس گزارش وینوگراد، سناریویی براى خنثى کردن تاثیرات جنگ بر جایگاه خود تهیه کند. گزارش اول وینوگراد، ظاهری بسیار انتقادى و موشکافانه به خود گرفت و چند ماه بعد که به دنبال تهدیدهاى توخالى اولمرت علیه سوریه و لبنان، مردم خاطره جنگ را فراموش کرده بودند، فریبکارانه گزارش دومى بسیار کمرنگ ارائه شده و باعث شد علل و عوامل شکست در جنگ تبدیل به امرى فردى و سهوى شود و در نتیجه خطر از اولمرت رفع شد.
کار به اینجا ختم نشد. اولمرت بجاى اینکه از این فرصت استفاده کند و براى حفظ آبرو و اعتبار موجود از پست خود کنار برود تا دوباره بتواند در مرحله بعد با قدرت بیشترى وارد صحنه سیاسى و انتخاباتى بشود، اصرار کرد که در پست نخست‌وزیرى باقى بماند ولى رقباى وى وقتى طمع وى را دیدند با کمک پلیس، برخی از پرونده‌هاى فساد وى که اکنون در میان طبقه سیاسى امری رایج است را افشا کردند. ابتدا ماجراى بسته‌هاى پول دریافتی وی و سپس ماجراى بودجه سفرهایش را مطرح کرده و در نهایت اولمرت را مجبور کردند که عرش خود را به لیونى تحویل دهد.
بحران رهبرى به حدى در اسرائیل بالا گرفت که لیونى در چنین شرایط بحرانى نتوانست اوضاع را سامان دهد. وی دست به دامن شاس شد و بارها نزد بوسى میرتس رهبر این حزب رفت، ولى دیگر دیر شده بود و وی مجبور شد تن به انتخابات پیش از موعد بدهد. انتخابات پیش از موعد در دموکراسى یک طرفه اسرائیلى، همواره تکرار شده است و نشان مى‌دهد که طبقه سیاسى اسرائیل از بحران هویتى عمیقى برخوردار هستند. اکنون به طور یقین مى‌توان گفت که هیچ حزب اسرائیلی برنامه ثابت و معینى براى حل مشکلات اسراییل نداشته و طبقه سیاسى تنها به فکر گذراندن دوره حکومت خود هستند.
احزاب اکنون در شرایطى وارد صحنه انتخابات مى‌شوند که هر کدام با مشکلى روبرو هستند. موفاز بنا به نتایج انتخابات داخلى کادیما خواهان موقعیت دوم در حزب است و رقابت شدیدى را با گروه حامی لیونى دارد. لیکود و در راس آن نتانیاهو حزبى است که ظرف چند سال اخیر بنا به اینکه در حکومت نبوده و در جایگاه اپوزیسیون قرار داشته کم‌تر از هر حزب دیگرى از لحاظ مردمى آسیب دیده است و پشتوانه مردمى خوبى دارد ولى تنها مشکلى که با آن روبروست این است که لابى کاخ سفید در وزراتخانه‌هاى اسرائیل با این حزب میانه خوبى نداشته و از لیونى حمایت شدیدى مى‌کنند. حتى روزنامه‌هاى معاریو و هاآرتس نیز با این لابى همدم شده و تمایل ندارند که تندروهاى لیکود در چنین شرایطى بر عرصه قدرت ظاهر شوند.
باراک نیز برنامه سیاسى واضحى نداشته و حزبش روز به روز به سمت ذوب شدن حرکت مى‌کند. وى نمى‌تواند شعار انتخاباتى واضحى را ارائه کند که بتواند مردم سرگردان و متحیر اسرائیل را راضى کند. مردمى که در سایه بن‌بست سیاستمداران خود تنها اقدام ممکن را در رفتار خشونت‌آمیز علیه اقلیت‌هایی مى‌بینند که در میان شهرهاى آنها محاصره شده‌اند و راه فرارى ندارند. حکومت اسرائیل نیز در سایه این بحران ترجیح مى‌دهد شهروندان اسراییلی و شهرک‌نشینان تندرو را به حال خود رها کند تا در زمان مناسب جلو آن را بگیرند ولى قرائن و شواهد نشان مى‌دهد که این روحیه قانون شکنى از سطح مردم عادى فراتر رفته و به نهادهاى حکومتى و امنیتى نیز سرایت کرده که باید توقع داشت اقدامات خودسرانه افراد نیروى امنیتى در این برهه افزایش یافته و ایگال امیرهای [ضارب اسحاق رابین] زیادى در دخمه‌هاى خود مشغول روحیه گرفتن باشند.
به هر حال انتخابات ماه فوریه کنیست همه چیز را روشن خواهد کرد؛ ولى آیا اوضاع اسراییل تا آن موقع به همین وضع باقى خواهد ماند؟ پیروزى اوباما شکست سختى براى هوس‌هاى اسرائیل در منطقه است و اسرائیلى که کنترل بر منطقه را مى‌خواهد نمى تواند فقط به حفظ امنیت خود در سرزمین‌های اشغالی بسنده کند.
در همین زمان لبنان نیز به سمت انتخابات پارلمانى حرکت خواهد کرد که بر اساس پیمان دوحه مقرر شد رقابت انتخاباتى براى حفظ وضعیت امنیتى داخل کشور محدود به مناطق مسیحى‌نشین باشد و تقسیم‌بندى دوایر انتخاباتى در سایر مناطق و استان‌هاى لبنان به نحوى چیده شد که وضعیت سابق احزاب حفظ شده و تغییر خاصی در نتایج انتخاباتى بجز در مسئله ائتلاف‌ها بوجود نمی‌آید. این امر باعث مى‌شود آراى مسیحیت در لبنان تعیین کننده اکثریت و اقلیت باشد و هر کسى که میزان مسیحیان هم‌پیمانش بیشتر باشند، اکثریت را به دست مى‌آورد.
در یک نگاهى کلان‌تر می‌توان گفت منطقه وضعیت بی‌ثباتی دارد و قدرت‌هاى بزرگ تمایل دارند همین وضعیت بى‌ثبات را به نحوى تعریف کنند که با ثبات جلوه نمایند، بدون اینکه تغییر خاصی در توازن قواى گروه هاى مختلف و محورهاى مختلف بوجود آید تا اینکه جنگ منطقه‌اى یا جنگ بین‌المللى آینده، وضعیت منطقه را به طور کامل و یکسره مشخص کند.
در این راستا اسرائیل بعد از شکست در جنگ 2006 هنوز به فکر کسب اعتبار براى خود است. باید گفت هر دولتى که در اسرائیل روى کار بیاید، به یک شیوه خاص و بر اساس سیاست خاصى به فکر انتقام از حزب‌الله است. لیونى و چپى‌ها در صورت حصول درگیرى تمایل دارند این جنگ کوتاه مدت یک هفته اى بوده به نحوى که در کوتاه‌ترین مدت بیشترین ضربات را زده و کم‌ترین خسارت را دریافت کنند. این جنگ‌ها به نحوى اداره خواهد شد که در صورتیکه اسرائیل ضربات غیر قابل انتظار و بیش از قدرت تحملش دریافت کند به بهانه‌هاى مختلف و با میانجى‌گری‌ سیاستمداران عربی و بین‌المللی متوقف شود تا حزب‌الله نتواند در مرحله دوم جنگ ابتکار عمل را به دست گرفته و دست به عملیات‌هاى استراتژیک بزند. این امر به نفع قدرت بازدارندگى حزب‌الله نخواهد بود، اما در صورتى که احزاب دست راستى مانند روى کار بیایند و قدرت بگیرند از حمایت مردمى بسیار بیشترى برخوردار خواهند بود و با شعارهاى تند مى‌توانند مردم را بیشتر براى جنگ‌افروزى تحریک کنند که این امر باعث مى‌شود آنها در آغاز و ادامه جنگ از جرات بیشترى برخوردار باشند و در نتیجه حزب‌الله این فرصت را پیدا مى‌کند که بعد از مرحله خنثى کردن ضربه، وارد مرحله ابتکار عمل شده و نتایج جنگ را به نحو تعیین‌کننده‌ای به سود خود تغییر بدهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات