تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۷۰۸۸۶
تحول در ایالات متحده و تبعات آن در خاورمیانه

تاثیرپذیری لبنان از انتخابات آمریکا

جان عزیز اشاره: با کمی دقت در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده متوجه این امر می‌شویم که وضعیت لبنان بسیار تابع سیاست‌های خارجی ایالات متحده در قبال لبنان است و به محض تغییر چهره‌ها در کاخ سفید، سیاست‌های خرد و کلان در رابطه با لبنان نیز فورا تغییر می‌کند.

دیپلمات‌هاى آمریکائى همانند دیپلمات‌هاى کشورهایى که از سیاست‌هاى آمریکا بسیار تاثیر پذیرفته، به صورت مکرر این موضوع را یادآورى مى‌کنند که در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده تنها افراد هستند که در کاخ سفید تغییر مى‌کنند و دولت‌ها و سیاست‌های خارجى این کشور هیچ تغییرى نخواهد کرد.
تکرار این مقوله در بیروت بیش از هر جاى دیگرى است. همه اعم از دوستان یا دشمنان آمریکا این جمله را تکرار مى‌کنند. دوستانش این موضوع را تکرار مى‌کنند که در حمایت آمریکا از کشورشان تغییرى حاصل نخواهد شد و دشمنان نیز این مسئله را به صورت مکرر یادآورى مى‌کنند که هر کسى که در کاخ سفید روى کار بیاید، باعث نخواهد شد که آمریکا نماد امپریالیسم نباشد.
ولى با کمى دقت در تاریخ انتخابات ریاست جمهورى ایالات متحده متوجه این امر می‌شویم که وضعیت لبنان بسیار تابع سیاست‌هاى خارجی ایالات متحده در قبال لبنان است و به محض تغییر چهره‌ها در کاخ سفید، سیاست‌هاى خرد و کلان در رابطه با لبنان نیز فورا تغییر مى‌کند. در این میان دوره ریاست جمهورى جورج دبلیو بوش بیش از همه به این وضعیت اشاره دارد. هر چند که وى در پاییز 2000 وارد کاخ سفید شد ولى عملا بعد از 11 سپتامبر 2001 قدرت را بدست گرفت و دوره جدید خود را بعد از فروپاشى دو برج نیویورک آغاز کرد. دوره‌اى در حقیقت با زایمان اندیشه جدیدى بنام نومحافظه‌کاران بوجود آمد.
مى‌گویند که برنارد لویس همان شب به کاخ سفید رفت تا تحقیقات مشهور خود با عنوان «آنچه که روى داد، اشتباه بود» را ارائه بدهد و از همان شب نظریه‌پردازى براى جنگ علیه این غول دینى جدید شروع شد. در آن موقع سیاست خارجی آمریکا؛ بلکه سیاست کلی آمریکا پیرامون دو محور مى‌گشت: امنیت ایالات متحده و دموکراتیک کردن جوامع اسلامى.
فعالیت دستگاه عظیم رسانه‌ای و سیاسى ایالات متحده نیز براى بازاریابى و تبلیغ این دو محور شروع به کار کرد. در آن موقع سیاست خارجی آمریکا تبدیل به یک موضوع داخلى شد که مجلس سناى آمریکا در کاپیتول بیش از مثلث فدرالى یعنى وزارت خارجه و پنتاگون و کاخ سفید بر آن مؤثر بود.
در سیاست مفاهیم دینى رایج شده که همه به آن بیش از شاخص‌هاى بورس و وال استریت اهمیت مى‌دادند.
نو محافظه‌کاران و در مدت کوتاهى موفق شدند این مفاهیم را در میان همه مردم جهان تبلیغ کرده تا اینکه انتخابات سال 2004 روى داد که 53% از مردم آمریکا بر اساس این دو محور یعنی امنیت سرزمین مادرى و ارزش‌هاى اخلافى به بوش راى دادند و اقلیتى نیز بر اساس ملاک‌هایى مانند وضعیت معیشتى آمریکائى‌ها و وضعیت عراق به سایر نامزدها راى دادند.
راى بالایى که جورج دبلیو بوش در این انتخابات به دست آورد، به هیچ وجه امرى اتفاقى نبود. هنگامى که اقلیتى از راى‌دهندگان به نفع جان کرى راى دادند، بوش توانست به نحو کاملى از احساسات انجیلى آمریکائى‌هاى میانه علیه روحیه‌هاى پراگماتى شرقى و غربى استفاده کند و در نتیجه در دور جدید برنده انتخابات بشود.
خلاصه اینکه در سایه این تغییر و تحولات بود که سیاست لبنانى واشنگتن ترسیم شد و به دنبال آن قانون بازخواست سوریه و قطعنامه 1559 و همه تغییر و تحول‌هاى سال‌هاى بعد رخ داد. بوش در این موقع بود که طرح خاورمیانه جدید را مطرح کرد و به دنبال آن انقلاب‌هاى نارنجى و مخملى در جهان گسترش یافت و تا بیروت ادامه یافت. امروز همه مى‌دانند که نه تنها رییس‌جمهور آن بلکه همه آمریکا در حال تغییر و تحول است و به دنبال آن خیلى چیزها در این جهان نیز دچار تغییر و تحول خواهد شد. امروزه آمریکائى‌ها بخاطر امنیت نظام و اطلاعات خود در انتخابات شرکت نمى‌کنند؛ بلکه بخاطر امنیت مالى و معیشتى خود به سمت صندوق‌هاى راى خواهند رفت و هیچ گاه بخاطر مفاهیم دینى و ارزش‌هاى اخلاقى با هم رقابت نخواهند کرد؛ بلکه با هر تغییرى که نتایج تضمین نشده‌اى داشته باشد، مخالفت می‌کرد.
از امروز خیلى از مسائل تغییر خواهد کرد. همان تغییرى که از دو سال پیش شروع شده است. هیچکس رضایت نخواهد داد که واشنگتن به رم جدیدى تبدیل شود و دموکراسى تحمیلى را هیچ کسى نخواهد پذیرفت. جهان تک قطبى را همه رد خواهند کرد و چیزى به نام «اسلام ترسی» وجود ندارد و خبرى از کارتل‌هاى صنعتى و تسلیحاتى نخواهد بود که تحت عنوان آزادى ملل، چشم به ثروت‌هاى ملى آنها بدوزند.
موضع آمریکا
در عین حال معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک تاکید کرد که سیاست‌های کشورش در قبال منطقه خاورمیانه با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا هرگز تغییر نخواهد کرد. جفری ویلتمن معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک که به عنوان سفیر آمریکا در بیروت نیز فعالیت داشته است، در گفت‌وگو با روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در خصوص امکان تغییر در سیاست‌های آمریکا در قبال لبنان با روی کار آمدن دولت جدید در این کشور اظهار کرد: هیچ گونه تغییری در سیاست هر یک از دولت‌های آمریکا در قبال بیروت انجام نشد و مطمئن هستم، پایبندی آمریکا به حمایت از لبنان و موسسات آن از جمله ارتش و پایبندی به حمایت از وحدت، حاکمیت و استقلال لبنان همچون گذشته باقی خواهد ماند، هر چند که ممکن است برخی تغییرات در تاکتیک‌ها و اشخاص ایجاد شود یا اینکه تفکرات جدیدی ارائه شود اما سیاست‌ها به منوال گذشته باقی خواهد ماند.
همانطور که سناتور جان مک کین، نامزد جمهوری‌خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پابندی‌اش را به حاکمیت لبنان اعلام کرد، رئیس‌جمهور منتخب کشور نیز در دیدار با اقلیت‌های لبنانی بر پابندی به این حمایت‌ها تاکید کرد و این امر نشان می‌دهد که ممکن است اشخاص تغییر کنند اما سیاست‌های ما در قبال لبنان ثابت است.
روی کارآمدن باراک اوباما
هر رئیس‌جمهوری خط‌مشی ویژه خودش را در اداره امور کشور دارد اما چنانچه به موضعگیری‌های ما در قبال خاورمیانه بنگرید، می‌بینید که ما از حاکمیت و استقلال لبنان دفاع می‌کنیم، به دنبال حل و فصل بحران فلسطین و اسرائیل بر اساس تشکیل دو کشور مستقل هستیم، خواهان ایجاد عراقی با ثبات و شکوفا هستیم و به ایران به عنوان یک کشور همسایه مسئول می‌نگریم.
این اصول هرگز با روی کار آمدن هر دولت جدیدی در آمریکا تغییر نخواهد کرد زیرا سازمان‌هایی که این سیاست‌ها را ترسیم و اداره می‌کنند، ثابت هستند. میشل سلیمان رئیس‌جمهور لبنان، اکنون ریاست مذاکرات ملی در این کشور را بر عهده دارد و پارلمان لبنان نیز فعالیتش را از سر گرفته است، همانطور که دولت لبنان نیز تشکیل شده و فعالیت می‌کند.
آنچه که برای ما مهم است این است که لبنانی‌ها خود از طریق موسسات و سازمان‌های سیاسی‌شان به حل مشکلات بپردازند به طوری که دو سال پیش در ماه می شاهد جنگ و نزاع در خیابان‌های لبنان بوده‌ایم اما امروز با فعالیت‌ گسترده‌تر موسسات و سازمان‌های قانونی اوضاع این کشور بهبود یافته است. چند ماه دیگر نیز انتخابات پارلمانی لبنان برگزار می‌شود و لبنانی‌ها می‌توانند نمایندگان منتخب خود را انتخاب کنند. همه ما می‌دانیم شکاف‌های عمیقی در لبنان وجود دارد که تنها با این انتخابات پر نخواهد شد اما آنچه که انتظار داریم این است که انتخابات در فضایی سالم برگزار شود. مطمئن هستم جامعه بین‌المللی و آمریکا به منافع عالی لبنان پایبند هستند و طبعا خواهان پارلمانی در این کشور هستند که به قطعنامه های بین‌المللی احترام بگذارد و در راستای منحصر ساختن سلاح به دست دولت و سازمان‌های رسمی لبنان تلاش کند و این همان چیزی است که ما از هر دولت جدید در لبنان نیز انتظار داریم.
استراتژی‌ دفاعی بدون سلاح حزب‌الله
این مسئله بسیار سخت و دشوار است، حامیان خارجی لبنان همواره امید دارند دولتی در این کشور روی کار آید که بتواند از تمامی خاک لبنان با استفاده از نیروهای مشروعش حمایت کند، هیچ یک از ما انتظار نداریم مسئله سلاح حزب‌الله لبنان در فردایی نزدیک حل و فصل شود و معتقدیم که بهترین راه بررسی این موضوع مذاکرات داخلی است اما آنچه که برای ما اهمیت دارد این است که لبنانی‌ها بدانند سلاح حزب‌الله به جای آنکه از آنها حمایت کند، آنها را با حملات مواجه می‌سازد.
از سویی دیگر هنگامی که دبیر کل سازمان ملل متحد در سال 2000 گزارشش را در خصوص خط آبی بین لبنان و اسرائیل صادر کرد، موضوع بررسی مزارع شبعا نیز مطرح شد.
این گزارش مرز سوریه و لبنان را مشخص نکرد اما سوالی که این جا مطرح است این است که چرا سوریه برای ترسیم این مرزها اقدام نکرد. سوری‌ها عدم توانایی برای رسیدن به این منطقه را بهانه کردند اما با پیشرفت تکنولوژی و با توجه به اینکه این اقدام از طریق ماهواره‌ها نیز قابل انجام است، دیگر بهانه‌ای وجود ندارد. به نظر ما سوری‌ها می خواهند این پرونده همچنان باز بماند تا بهانه‌ای برای حزب‌الله جهت حفظ سلاحش وجود داشته باشد.
وی تاکید کرد: سوریه باید در راستای ترسیم مرزهایش با لبنان وارد عمل شود و با لبنان در حفظ و کنترل مرزهایش از شمال تا مزارع شبعا همکاری کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات