خلیل فلیحان - النهار
دیدگاههاى رسمى و مردمى در لبنان حاکى از این است که پیروزى باراک اوباما در رسیدن به کاخ سفید ناشى از این است که مردم آمریکا قواعد دموکراسى را به نحو احسن انتخاب کردهاند و اینکه میزان مشارکت سفیدپوستها در این انتخابات بیش از مشارکت آنها در انتخاب جورج بوش است نشان مىدهد که رنگ پوست نقش اساسى را انتخاب اوباما و پیروزى وى بر مککین نداشته است و کسانى که به مککین راى ندادهاند دلایل متنوعى براى این کار داشتهاند که مىتوان شکستهاى مکرر بوش در سیاست خارجی خود را در زمره آنها نام نهاد. سیاستهایى که قربانیان زیادى را از بین فرزندان همین شرکتکنندگان در انتخابات در عراق و افغانستان برجاى گذاشت و باعث شد که تعداد زیادى از اینها کشته یا زخمى شوند.
بحرانهاى متعددى نیز در این دوره رخ داد که بحران مالى بانکها نمونهاى از آن است که فقط چند هفته قبل از انتخابات عیان شد. درست است که خیلى از مردم لبنان (مسیحیان) در داخل و یا آنهایى که در سرتاسر آمریکا پراکنده هستند، مککین را بر اوباما ترجیح مىدادند؛ زیرا از این امر نگران بودند که وى سیاستهاى نرمترى را در قبال سیاستهاى سوریه در لبنان اعمال نماید. ولى تعداد زیادى هم از اوباما، کاندیداى تغییر در ایالات متحده و دنیا حمایت کردند؛ زیرا وى اولین آمریکائى آفریقائىالاصلى است که پایش به کاخ سفید باز شده و توقع دارند که سیاستهاى جدیدى را براى جبران اشتباهات گذشته در داخل و خارج آمریکا اعمال نماید. در این میان بخش زیادى از ساکنان بنت جبیل و در راس آنها على بزى نماینده شیعى لبنان در این انتخابات شرکت کردند. على بزى گفت که حدود 70% فرزندان این شهر مقیم شهر میشیگان هستند. تعداد زیادى از شهروندانى که داراى تابعیت آمریکائى هستند از این شهر اتوبوسهایى را کرایه کرده و به امید اعمال تغییرى در جهان سعى کردند اوباما را انتخاب کنند.
عدم تغییر
باید توقع داشت که سیاستهاى اوباما در مورد لبنان در حقیقت همین سیاست اخیرى است که در مورد لبنان اعمال شده و سیاستهاى وى تغییرى در وضعیت کنونى نخواهد داشت. برخى از آمریکائىهاى لبنانىالاصلى که در ستاد انتخاباتى آمریکا فعالیت داشتند این موضوع را تایید کردند که در آینده نزدیک تغییرى در سیاستهاى آمریکا در قبال لبنان وجود ندارد. آنها کاملا مطمئن هستند که تحت هیچ بهانه و تحت هیچ شرایطى اوباما اجازه نخواهد داد که ارتش سوریه دوباره وارد خاک لبنان شود. همچنان که به هیچ ارتش دیگرى نیز اجازه نخواهد داد وارد لبنان شود. وى تاکید دارد که سلاح مشروع تنها سلاحى است که در دست نیروهاى انتظامى قرار دارد. وى بر مبارزه با تروریسم و ریشهکن کردن سازمانهاى اصولگراى مسلح تندرو و هستههاى خفته آن تاکید کرد، خواه این سازمانها لبنانى باشند یا غیر لبنانى (فلسطینى). وى بدون شک از تاسیس و ادامه کار دادگاه مخصوص محاکه قاتلان و حامیان و اجراکنندگان ترور رفیق حریرى به شدت حمایت مىکند. اوباما به هیچ وجه اسرائیل را مجبور نخواهد کرد که از مزارع شبعا عقبنشینى کرده و آن را زیر قیمومیت نیروهاى یونیفل وابسته به سازمان ملل قرار بدهد تا بعد از سازشى در منطقه وضعیت آن به طور کامل و نهائى مشخص گردد. وى همچنان اسرائیل را به عقبنشینى از بلندیهاى کفر شوبا و واگذارى آن به لبنان مجبور نخواهد کرد؛ مگر با موافقت اسرائیل و بر طبق شرط و شروطى که اسرائیل تعیین مىکند. وى حکومت لبنان را به انجام گفتگو با رژیم صهیونیستى فرا خواهد خواند. اوباما به هیچ وجه از اسرائیل نخواهد خواست که تجاوزهاى هوائى خود را به تمامیت ارضى لبنان متوقف سازد؛ همان تجاوزهاى که بطور روزانه در جنوب و شرق لبنان رخ مىدهد، مگر اینکه لبنان به دقت خواستههاى شوراى امنیت و قطعنامههاى مربوطه را رعایت کند. این دستورالعملها در واقع دستورالعمل وزیر خارجه جدید ایالات متحده خواهد بود تا اینکه سیاستهاى جدیدى در قبال لبنان اتخاذ شود. گفته مى شود که باراک اوباما بیان داشته که در صورت تعرض لبنان به حمله دیگرى از طرف اسرائیل، موضع جدیدى را اتخاذ خواهد کرد. وى تاکید دارد که روابط دیپلماتیک بین سوریه و لبنان باید به طور عملى ترجمه شود. باید دو سفارتخانه در دو کشور ایجاد شود و روابط بین دو حکومت روابط بین دو کشور مستقل باشد و هر دو کشور باید از دخالت در مسائل داخلى خود خوددارى کرده و از ورود سلاح به سرزمینهاى دیگری جلوگیرى نمایند؛ اما موضع وى در مورد حزبالله و طبقهبندى آن در سازمانهاى تروریستى هیچ تغییرى نکرده است.
چگونگی تفسیر پیروزی اوباما
مردم لبنان با دقت زیاد اخبار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دنبال میکردند و به تناسب گرایشهای سیاسی خود در این موضوع نیز با یکدیگر اختلافنظر پیدا کردند. به نظر میرسد که گروه 14 مارس از نامزدی جان مککین حمایت کردند و گروه 8 مارس نیز از نامزدی باراک اوباما حمایت کردند؛ هر چند شخصیتها و سران هر دو گروه از ابراز تمایلات قلبی خود در این مورد خودداری میکردند. براساس این جبههبندیها میتوان گفت که لبنان برای انتخابات داخلی ایالات متحده، فقط یک تماشاچی نبود بلکه همه جزئیات این رقابت انتخاباتی را مورد توجه قرار داده بود؛ زیرا آن را در سیاستهای ایالات متحده در قبال لبنان و منطقه مؤثر میدانست. تا آنجا که با بالا و پایین رفتن آمار این دو کاندیدا به دنبال ظهور شواهد و قرائن متناقض، فشار خون برخی از شهروندان نیز بالا و پایین میرفت؛ ولی خیلی زود پیروز میدان معرفی شد و صبح جدیدی را به همه خبر داد، صبحی که پایان دوره بوشی نام دارد.
اهتمام و توجه زایدالوصف همپیمانان حکومت سابق ایالات متحده بیشتر به این موضوع برمیگردد که آنها در ساحل دریای برنامههای سیاسی خود قصرها و ویلاهای زیادی را بنا کرده بودند که با پایان یافتن دوره بوش این ترس را داشتند که موج اوباما که همواره دم از گفتوگوی با ایران و سوریه میزد، این بناها و قصرها را ویران کند. این افراد که در دوره بوش، همواره درهای کاخ سفید را به روی خود باز میدیدند، اکنون غمازی و عشوه خود را بیخریدار دیده و از الان به بعد باید تأسف ایامی که گذشت را بخورند. گروه 14 مارس اگرچه تلاش میکرد که خود را بیطرف نشان بدهد و احساسات و تمایلات خود را بروز ندهد؛ ولی ستاد انتخاباتی این گروه در ایالات متحده کاملا علنی و به صراحت این موضوع را مطرح کرده و سعی میکرد همه آمریکاییها به خصوص آنهایی که لبنانالاصل بودند را به حمایت از جان مککین بسیج کنند، زیرا وی را ادامهدهنده سیاستهای بوش در قبال انقلاب آرزو و حامیان این گروه در اخراج نیروهای سوریه از لبنان و حامی آنها در تصویب و پیشبرد دادگاه بینالمللی میدانند، همان سیاستهایی که با کشتار اخیر در منطقه مرزی سوریه نشان میداد که در صورت پیروزی میتوانند این روند جنگافروزی را به صورت تصاعدی ادامه بدهند. طرفداران گروه 14 مارس نیز به صراحت از تمایلات سازشکارانه اوباما در رابطه با مسائل خاورمیانه ابراز نگرانی میکردند. همان تمایلی که براساس آن خواهان بستن پروندههای عراق بوده و خواهان انجام گفتوگوهایی با دمشق و تهران بوده؛ زیرا این تمایل به نحوی منجر میشود پرونده لبنان کنار گذاشته شود یا اینکه با برخی پروندههای مهمتر دادوستد شود و عموما از این امر نگرانند که ممکن است آمریکاییها برسر لبنان معامله کنند؛ در حالی که به نظر گروه 14 مارس جمهوریخواهان جنگ علیه عراق را بسیار ضروری دانسته و تلاش میکنند مقدمات مربوط به جنگ جدیدی علیه ایران را تهیه کنند. جمهوریخواهان به لبنان به عنوان یکی از ایالاتهای خود نگاه میکردند و محال بود در مقابل هر بها و هر پروندهای از همپیمانان خود در لبنان دست بکشند.
موضع ثابت
یکی از شخصیتهای 14 مارسی که روابط خوبی با مسئولان حکومت بوش داشت، عقیده دارد که سیاستهای کلان آمریکا در مورد لبنان با پیروزی اوباما بر مککین تغییری نمیکند و این ضربالمثل را یادآوری میکند که همواره زمین با همان سرعت به دور خورشید میشود. یک: تغییرات اساسی در سیاستهای اصلی آمریکا در قبال لبنان ثابت خواهد ماند. مسائلی مانند ضرورت شروع به کار دادگاه بینالمللی رسیدگی به قاتلان ترور رفیق حریری، استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشوری مانند لبنان که سوریه و اسرائیل آن را محاصره کردهاند؛ به هیچ وجه با تغییر شخصیتهای کاخ سفید و تیم همکاران آنها تغییر نخواهد کرد. دو: گروه 14 مارس با ستاد انتخاباتی و تیم همکار هر دو کاندیدا روابط خوبی را ایجاد کردهاند که با پیروزی هر یک، تمام امید و آرزوهای خود را از دست ندهند. آنها روابط خود را از همین الان گسترده کردهاند: هم با اعضای فعال تیم اوباما و هم با اعضای فعال تیم مککین. برخی از فعالان لبنانی در ایالات متحده مدتی پیش مراسمی را برای استقبال از وی تشکیل دادند. «بایدن»، معاون اوباما نیز از قبل به لبنان آمده بود و با مقامات لبنانی دیدار و گفتوگو کرده است. دنیس روس که توقع میرود نقش مهمی در تیم اوباما داشته باشد نیز از نزدیک با لبنان آشناست. در مورد مککین باید گفت که وی قبلا به لبنان نیز آمده و در مراسمی در سفارت آمریکا در بیروت حضور داشته و در آنجا با ولید جنبلاط، نایله معوض، پطرس حرب و غطاس خوری نیز دیدار کرده است. حتی میشل عون نیز که هنوز تفاهمنامه خود را حزبالله امضاء نکرده بود در این جلسه حضور داشت. این شخصیت 14 مارسی این نگرانی موجود مبنی بر اینکه ممکن است اوباما بر سر لبنان بخواهد با سوریه معامله کند را بسیار نابجا دانست. وی در عمل با یکدندگی سوریه در مذاکره با دیگران آشنا خواهد شد و شاید نقاط قوت بسیاری را که این گروه در برابر گروه دیگر از آن استفاده میکرد را یکی بعد از دیگری از دست خواهد داد. به خصوص با توجه به تغییر چهرههای اروپایی طرفدار 14 مارسیها مانند ژاک شیراک و تونی بلر و سپس بوش، ولی همه اینها به این معنی نیست که حکومت آینده بخواهد کشوری را فدای کشور دیگر کند. این تغییر شخصیتها در واقع به نظر وی تنها نشاندهنده این است که قدرت در غرب و حتی در کشوری مانند ایران نیز تغییر میکند ولی البته در سوریه همچنان ثابت میماند. ما نگاه اپوزیسیون به این انتخابات چه بود؟ یکی از شخصیتهای هشت مارسی به شوخی میگوید که 14 مارس در فاصله نزدیکی متحمل دو شکست سنگین شدند. اول شکست در انتخابات اتحادیه وکلای دادگستری و شکست دوم، شکست کاندیدای آنها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. این شخصیت اپوزیسیون عقیده دارد که گروه هشت مارس منتظر پیروزی اوباما نبود تا شکست سیاستهای بوش را اعلام کند، بلکه عقیده دارد که شکست این سیاستها از دو سال پیش، با پیروزی استراتژیک و تعیینکننده تابستان 2006 و با پیروزی سیاسی ـ نظامی هفت می در غرب بیروت و در جبل و تحمیل شرایط خود در معاهده دوحه به این موضوع رسیده بودند. به عبارتی دیگر اپوزیسیون توانست بر بوش پیروز شود و به دنبال آن بود که اوباما بر بوش پیروز شود.