نوشته: هلن ویسیر
ترجمه: پرویز علمایی
رانندگی کمتر، سفر کمتر، مصرف کمتر: آمریکاییها، به دلیل بحران اقتصادی و همچنین زیر سوال رفتن عمیق ارزشهای جامعهای که در گذشته طرفدار <غولآسایی> بود، روال زندگی خود را تغییر دادهاند.
از ماه ژانویه گذشته که اتومبیل برقی <اسمارت> وارد بازار آمریکا شده، بیش از 18 هزار نمونه آن به فروش رفته است. مهلت دریافت آن هم دست کم به یک سال افزایش پیدا کرده است. <گاروین هندلی> ساکن آتلانتا، مالک خوشبخت یک اسمارت که جایگزین جاگوارش کرده، میگوید: <مردم مرا مرتب متوقف میسازند تا سوالاتی را درباره این اتومبیل مطرح سازند. برخی از آنها حتی تا منزل مرا دنبال میکنند. بخصوص در پمپ بنزین این تفاوت بیشتر نمایان است. <همیشه یک کسی هست که از من درباره مصرف اتومبیل بپرسد. حتی یک خانم پیشنهاد کرد که اسمارت مرا با اتومبیل بسیار شیک اش عوض کند.>
مدتهای مدید، شعار آمریکاییها <بزرگ، زیبااست> بود. به علاوه هر چیز بزرگ، زود و خوب فروخته میشد. خانههای بزرگ قصر مانند با ماشینهای چمنزنی غولآسا و کبابپزهای <باربکیو>یی که در آن میشد یک گاو را بریان کرد، طرفداران زیادی داشتند، ولی امروزه دیگر این <بزرگ گرایی> مطرح نیست. نگرانی از تخریب محیط زیست و تمایل به سادهتر کردن زندگی و بخصوص بحران اقتصادی ناگهانی، آمریکا را این بار، دچار بیماری انقباض کرده است.
بعد از سوءقصدهای 11 سپتامبر، جرج بوش مردم را به مصرفگرایی تشویق کرد: <به دیسنی لند فلوریدا بروید. خانوادههای خود را همراه ببرید و از زندگی استفاده کنید.> این بار ولی هیچ درخواستی در مورد خریدهای وطنپرستانه مطرح نیست. باید گفت که بانکها، دست کم آنهایی که سرپا ماندهاند، دیگر یک شاهی هم وام نمیدهند و آمریکاییها ناچار شدهاند که کمربندهایشان را محکمتر ببندند.
حدود 71 درصد آمریکاییها دیگر به رستوران نمیروند و در خانههایشان آشپزی میکنند. مردم معمولا برای خرید به مغازههایی میروند که اجناس خود را با تخفیفهای کلی بفروشند. برخی هم اتومبیل خود را در منزل میگذارند تا از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند. بهطوری که تعداد استفاده از این وسایل به مرز بیسابقهای رسیده است. به نوشته نشریه <آسوسیشن> بهرهبرداری از وسایل نقلیه عمومی در سه ماهه دوم سال جاری، نسبت به سهماهه مشابه در سال 2007 به میزان 2/5 درصد افزایش یافته است. در شهر <بوفالو> در ایالت نیویورک، ترامواها باافزایش مسافر، به میزان 46 درصد و در فیلادلفیا به میزان 35 درصد مواجه شدهاند. در عوض فروش کپسولهای ضد کلسترول به میزان 13 درصد در سه ماهه سوم سال جاری کم شده که علت آن مطمئنا این بوده که تعداد زیادی از بیماران، قادر به پرداخت بهای داروها نبودهاند.
حتی ثروتمندان نیز، سطح زندگی خود را تقلیل دادهاند. <ژوزف گریگوری> از مدیران سابق <لهمان برادرز> یکی از بانکهای معتبر، منزل 32 میلیون دلاری خود و هلیکوپترش را به فروش رساند. <ژوزف تود> متخصص برگزاری جشن باریتسوا (جشن تکلیف پسران یهودی) در خانوادههای ثروتمند یهودی به نیویورک تایمز توضیح میدهد؛ تفاخر و خودنمایی در حال حاضر به مذاق عمومی خوشآیند نیست. فروشگاههای بزرگ هم قناعت و صرفهجویی را تبلیغ میکنند. فروشگاه زنجیرهای <استیپ اندشاپ> هنر صرفهجویی را به مشتریان خود میآموزد. مشتریانی که به دلیل دسترسی به اعتبارهای آسان و عادت به آن، قادر به اداره بودجه خانوادگی نیستند. فروشگاه بزرگ <وال مارت> یک کارشناس مالی را به خدمت گرفته که به خانوادهها کمک کند تا بتوانند خود را از زیر بار قرض رها سازند.
آیا این یک صرفهجویی موقت به امید بهبود وضع بازار بورس است؟ <جرالد سیلنته> استاد بزرگ گرایشهای آیندهنگری در انستیتوی <ترندریسرچ> پاسخ میدهد: <نه. این یک آمریکای جدید است که دارد به فضیلت <کوچک> پی میبرد. این نوعی بازسازی اساسی جامعه است.>
سازندگان اتومبیل هم آگاه شدهاند. اتومبیلهای <هامر>، این تانکهای تهاجمی شهری و حتی <بلیزرها> را فراموش کنید. آمریکا محاسن اتومبیلهای کوچک را کشف کرده است. ارقام بیانگر این تغییر هستند. فروش اتومبیلهای بزرگ طی یک سال اخیر 8/28 درصد کاهش یافته است. در عوض فروش اتومبیلهای کوچک به میزان 1/6 درصد افزایش یافته است، فاجعه برای سه سازنده اتومبیلی که وضعیت آینده را پیشبینی نکردهاند. آنها مطمئن بودند که آمریکاییها دوستدار اتومبیلهای <بلعنده انرژی> باقی خواهند ماند.
مغازهها و انتخاب کوچکترها
تنها اتومبیلها جمع و جور نشدهاند. همه چیز کوچکتر شده است؛ اتومبیلهای مخصوص کمپینگ، پاکتهای کورن فلکس، پرس غذای رستورانها، سوپر مارکتها و... تاکنون همه به دنبال فروشگاههای وسیع و بزرگ، همچون زمین فوتبال بودند که مثلا 120 نوع سس کچاپ در قفسههای آن ردیف میشد، ولی این مسئله دیگر تمام شده است.
سوپرمارکتهای بزرگ <وال مارت> و <تسکو> مغازههای کوچکتر برپا کردهاند و محوریت این مغازهها، محصولات تازه است.
حاکمیت <قطع کوچک> به بخش مسکن هم سرایت کرده است. بنزین ارزان قیمت، حومه شهرها را که مظهر رویای آمریکایی است، پررونق کرده بود، به طوری که بعد از حومهها، <سوپر حومهها> را در فاصله 40 تا 60 کیلومتری مراکز شهر ساختند. هنوز بیشتر آمریکاییها، دور از مراکز شهرها زندگی میکنند و 99 درصد آنها با اتومبیل شخصی رفت و آمد میکنند، ولی طولانی بودن راه و گران شدن بهای سوخت، جنبش مهاجرت به مراکز شهرها و در پی آن، گران شدن آپارتمانها را به وجود آورد. <کندی اسپلینگ> بیوه تولید کننده ثروتمند برنامههای تلویزیونی تاکنون در لسآنجلس در مزرعهاش در ساختمانی قصر مانند با سالن بولینگ و اتاقهای بیشمار زندگی میکرد؛ اما در حال حاضر در آپارتمانی شیک در قله یک برج لوکس در مرکز لسآنجلس اقامت دارد.
البته کندی در مضیقه نیست. آپارتمان او با 1650 مترمربع مساحت، یک استخر خصوصی دارد.
<دولورس کانوی> مدیر یک بخش اقتصادی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی توضیح میدهد: <این یک دگرگونی فرهنگی است. دیگر زمینی وجود ندارد. همه جا را ساختهاند. دیگر یافتن خانهای با قیمت مناسب تقریبا غیرممکن است. بدین جهت بیشتر مردم ترجیح میدهند که در آپارتمانهای نزدیک به ایستگاههای حمل و نقل عمومی و مراکز خرید زندگی کنند.
در دو سال اخیر، در ناحیه لسآنجلس، آپارتمانها، خیلی بهتر از خانههای شخصی به فروش میروند. <گلادستون> یکی از بنگاههای معاملاتی برای فروش خانههای خود در حومه شیکاگو 2هزار دلار کوپن بنزین هدیه میدهد. دو لورس کانوی در ادامه میگوید: <لسآنجلس عمودیتر میشود. آپارتمانهای مسکونی زیادتر میشوند و این امر چشمانداز لسآنجلس را تغییر داده است.>
گرایش به <کوچکی> تا سطح قد و قواره آدمها نیز پیش رفته است.
نمیتوانید تلویزیونی را باز کنید، بدون آنکه آدم چاقی را نبینید که تا حد شکنجه، مشغول پیادهروی یا بالا رفتن از پلهها برای لاغر شدن است. کالیفرنیا به همه رستورانهای خود دستور داده که تا سال 2010 برخی انواع چربیها را از فهرست غذایی خود، حذف کنند. برخی از شرکتها هم برای کاستن از هزینههای سلامت و بهداشت، کارمندان خود را وادار کردهاند که از وزن خود بکاهند و در قبال آن، وعده جایزه یا افزایش سهم بیمه دادهاند. این آمریکایی است که بحران اقتصادی، او را وادار به کوچک شدن کرده است.