به گزارش خبرگزاری فارس، اگر دائی جان ناپلئون رنجور از بیماری «آنگولوفوبیا» یا انگلیس ترسی هر اتفاقی را که در خانهاش میافتاد ناشی از توطئهای انگلیسی میدانست اما به واقع در بیش از 380 سالی که انگلستان در ایران سفارتخانه دایر کرده است، این استعمار پیر بوده که در بخش اعظمی از این سالها سرنوشت کشورمان را رقم زده است.از هنگامی که پیش از تسلط آقا محمد خان قاجار در ایران پای وزارت آدمیرالی بریتانیا به آبهای خلیج فارس باز شد شاهد تسلط تدریجی و بی سر و صدای قوای انگلیسی بر جزایر ایرانی خلیج فارس هستیم. اصولا یکی از ویژگیهای حضور انگلیس در خلیج فارس اینگونه بود که در ابتدا آرام و بدون بر انگیختن هرگونه واکنشی از سوی ایران بود. از آن پس برای بسط حضور و نفوذ انگلیس در ایران شاهد رسوخ انها در ارکان سیاسی ایران هستیم.از دخالت در عزل و قتل قائم مقام فراهانی صدراعظم دانشمند ایرانی و رقم زدن سرنوشتی مشابه برای فرزند خوانده و دست پروردهاش امیرکبیر، جداسازی هرات و بحرین از ایران و اشغال ایران از سوی نیروهای ارتش انگلیس در میانه جنگ بینالملل اول، غارت منابع نفت ایران، طرح تقسیم ایران میان بریتانیا و روسیه، اشغال ایران در عین بی طرفی در جنگ بین الملل دوم، کودتای ضد ایرانی برای سرنگون کردن دولت مردمی دکتر محمد مصدق و... لیست بلند بالایی از اقدامات ضد منافع ملی مردم و کشور ایران در کارنامه انگلیسیها در ایران ثبت شده است.امروز بیش از 100 سال از امضای قرارداد 1907 بین بریتانیا و روسیه تزاری که ایران را به سه بخش تقسیم میکرد، میگذرد و اگر امروز روابط ایران و انگلیس سردترین روزهای خود را میگذراند، به یاد ایرانیها میآورد که در یک سده اخیر انگلستان ضد ایرانیترین سیاست را در قبال کشورشان در پیش گرفته است.و البته این مسئله ارتباطی با دولت و رژیم سیاسی جدید ایران پس از انقلاب اسلامی سال 1357 ندارد و زمانی که حکومت برآمده از انقلاب مشروطه مجاهدین ایرانی بهترین روابط را با انگلیس به خاطر نقشی که سفارت بریتانیا در تهران در حمایت از مشروطه طلبان ایفا کرد داشت نیز این کشور سودای تقسیم و استعمار سیاسی ایران را مانند هند در سر میپرورداند. آن هم در دورانی که اعتماد مشروطهخواهان و به زعم "سر دنیس رایت" سفیر وقت بریتانیا در تهران، سرمایه بزرگ و جاودانهای برای "دولت فخیمه" فراهم آورده بود. وی به نمایندگی از این کشور با همراهی دولت ترازی روسیه نقشه تقسیم ایران را ترسیم میکردند.بررسی تاریخ دو سده اخیر ایران و همچنین اسناد منتشره وزارت امور خارجه انگلیس نشان میدهد که در بیشتر وقایع مهم قرن نوزدهم و بیستم ایران، آنچه رخ داده با مصالح تعیین شده این کشور همخوانی داشت و تنها چیزی که در این میان کمترین اهمیتی نداشت منافع ایران و مردم این کشور بود. تا زمانی که سلطنت قاجار برپا بود، هر شاه و شاهزادهای که در این کشور حکمرانی میکرد سر در آبشخور سیاستهای انگلیس داشت و در دوره پهلوی پدر و پسر نیز مقدرات این مملکت را عمدتا انگلیس رقم میزد.حتی در زمانی که روابط حسنه با انگلیس در بالاترین سطوح بود این کشور لحظهای در تصمیم گیری بر خلاف منافع ملی ایران اقدامی نکرد و به این ترتیب انگلیس تبدیل به یگانه کشوری شد که از او خاطرهای بد در اذهان مردم ایران زمین برجای مانده است، تصویری بسیار بدتر از آمریکا که ایران هیچ گونه روابط سیاسی با آن ندارد.اگر چه "ایرج پزشکزاد" نتیجه اجتماعی این سیاست بریتانیا در قبال ایران را به شکل بیماری «آنگولومانیای» دایی جان ناپلئون به تصویر کشیده است اما به واقع اگر امروز سیاستهای این کشور در نگاه مردم ایران منفور باشد اصلا جای تعجبی ندارد که ما هر حرکت ضد ایرانی را دارای مبداء انگلیسی بدانیم و برخی نیز بگویند که: "کار، کار انگلیسیها است".در روابط دو کشور اگر چه افرادی مانند سر دنیس رایت در نیمه دوم قرن بیستم مجری سیاستهای استعمار انگلیس در ایران بودند اما معدود شخصیتهای انگلیسی هم مانند دکتر ادوارد براون که به عنوان یک فعال فرهنگی فاقد وجهه دیپلماتیک در ایران حضور یافته بود، وجود داشتند که خدمات شایانی به ایرانیان، فرهنگ و تاریخ این کشور کردند و به پاس این خدمات نیز خیابانی در پایتخت ایران به نام وی نامگذاری شده است.
به جز این در عرصه روابط سیاسی دو کشور ما نکته روشنی که بدان اشاره کنیم نخواهیم دید، چه زمانی که سر سسیل اسپرینگ به عنوان نماینده تام الاختیار بریتانیا نقشه سرزمین ایران را به ناصرالدین شاه قاجار تقدیم کرد و همه جزایر خلیج فارس را به وی نشان و گفت: «از نظر بریتانیای کبیر همه اینها جزء خاک امپراتوری ایران است» و چه هنگامی که در سال 1971مذاکرات بر سر مالکیت ایران بر بحرین و جزایر ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ در جریان بود انگلیسیها از یک راهبرد پیروی میکردند.با استقرار سلطنت قاجاریه در ایران و مضمحل شدن حضور دریایی پرتغال و اسپانیا در خلیج فارس و به دنبال نگاه این دو کشور به غرب به جای آسیا، این دو استعمارگر جای خود را به بریتانیا دادند که در اوایل سده هجدهم میلادی ناوگان دریایی نوبنیادی را راهی آبهای گرم آسیایی کرده بود.
ابتدای حضور انگلیس در خلیج فارس و همسایگی ایران چندان با تنش همراه نبود و انگلسیها همچون یک شبح وارد عرصه شدند به طوری که تقریبا هیچ واکنشی را در میان ایرانیان برنیانگیزند به این دلیل که مردم خطه جنوب و فارس در آن سالها هنوز خاطره مبازره جانانه با قدرتهای خارجی و متجاوز را در ذهن داشتند و هر خطایی در این مقطع از سوی انگلیسیها میتوانست برای همیشه طومار حضور آینده آنها در این منطقه را در هم بپیچد.نخستین اقدامی که انگلیسیها در بدو ورود به جنوب ایران انجام دادند برپایی بندرگاههای تجاری اختصاصی برای داد و ستد با بازرگانان ایرانی بود. آنها محصولات کمپانی هند شرقی را در خلیج فارس عرضه میکردند و به نوعی میتوان استمرار حضور و استعمار انگلیس در هند را به دلیل همین تبادلات دانست. در کمتر از یک سده بعد یعنی در اوایل سده هجدهم میلادی انگلیسیها جای پایی در خلیج فارس باز کرده بودند و مناسباتی با اعراب راهزن دریایی برقرار کردند تا منافع انگلیس در خلیج فارس را به خطر نیاندازند. این همان زمانی است که زمزمه اشغال جزایر ایرانی همچون بحرین و مناطقی که امروز امارات متحده عربی خوانده میشود با عنوان تحت الحمایگی انگلیس شنیده شد.سده نوزدهم به گونهای سپری شد که انگلیسیها جای پای خود را در هند باز کرده بودند و تقریبا با کمترین مقاومتی در شبه قاره هند مواجه بودند. در این قرن آفتاب در امپراتوری بریتانیا غروب نمیکرد و اگر چه ایران رسما به اشغال نظامی درنیامده بود اما حکومت مرکزی ایران عملا بر بخشهای وسیعی از امپراتوری خود تسلط چندانی نداشت و اگر به مرور حاکمیت ایران بر هرات و بحرین کمرنگ شد به این دلیل بود که انگلیسیها از بابت تهدید روسیه و عثمانی نسبت به هند در هراس بودند.در یک نگاه کوتاه سیاست انگلیس در قرون نوزدهم و بیستم در قبال ایران شامل سه محور اصلی کمرنگ کردن نقش حاکمیت مرکزی و تسلط بر بخشهایی از خاک ایران و جدا کردن آنها از سرزمین اصلی ایران، استعمار اقتصادی و دخالتهای سیاسی است. در بخش اول انگلیس بخشهای وسیعی از هرات و جزیره استراتژیک بحرین از از ایران جدا ساخت، در عرصه استعمار اقتصادی نیز قراردادهای اقتصادی فراوانی با ایران بسته شد که نفع و سود آن سراسر نصیب کارتلهای اقتصادی انگلیسی میشد و همچنین برای نزدیک به هفتاد سال شیر نفت این کشور در اختیار انگلیس بود. در عرصه سیاسی نیز عملا ایران را بر اساس مقدرات انگلیس اداره میکردند.برای درک و شناخت دیدگاه مجریان دستگاه دیپلماسی انگلیس نسبت به روابط دو کشور بد نیست نقل قولی از ریچارد دالتون سفیر سابق این کشور در تهران را بخوانیم.او در پاسخ به انتقاداتی که ایرانیها از سیاستهای انگلیس دارند با نادیده انگاشتن چند سده روابط دو کشور میگوید: "باورها و تصوراتی که از دیرباز در ایران درباره بریتانیا و نقش آن در امور داخلی ایران و دیگر کشورها وجود دارد اشتباه است، این تصور که ما تاثیرگذار هستیم البته مایه تفاخر است و البته که ما تلاش داریم در ... [همه جا] نقش مهمی ایفا کنیم اما اغراق کردن در خصوص نقش بریتانیا پسندیده نیست زیرا این خود ایرانیاناند که فرجام خود را تعیین میکنند، اینکه کشور و جامعه آنها چگونه توسعه خواهد یافت و چگونه مناسباتشان با جامعه جهانی تعریف خواهد شد را خود آنها تعیین میکنند، آنها قربانیان قدرتهای عظیم جهانی نیستند، کسی به آنها زور نمیگوید و تحت فشارهای غیر منصفانه نیستند". (بیبیسی:13آوریل2006) در یک بررسی اجمالی از روابط ایران و انگلیس سه دوره شاخص را شاهدیم:
1- پایان سلسله صفویه در ایران که آغاز حضور سیاسی انگلیس در ایران و دایر کردن نمایندگی سیاسی در کشورمان است تا زمان انقلاب مشروطه در ایران و سالهای پایانی حاکمیت سلسله قاجار در ایران بخش اول است که در این دوره شاهد تحولات فراوانی در سیاستهای انگلیس در مقابل ایران هستیم.
2- دوره دوم به دوره سلطنت پهلوی اختصاص دارد که حکومتی برآمده از خواست و نظر این کشور در ایران بر سر کار بود و در این دوره به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران ایران تبدیل به «ایرانستان» [کشوری تحت الحمایه انگلیس] شده بود. در این دوره حتی محمدرضا پهلوی در میانه دهه پنجاه در یکی از سخنرانیهای خود ضمن حمله به سیاستهای انگلیس در جهان به این مطلب اشاره کرد که: "آنها میخواهند ایران را تبدیل به ایرانستان کنند".
3- پس از انقلاب اسلامی دور جدیدی از روابط ایران و انگلیس آغاز شد. انقلاب اسلامی رژیم سلطنتی مورد حمایت انگلیس و آمریکا را در ایران برچیده بود و طبیعی بود که انگلیس روابط سیاسی خود با ایران را قطع کند.
روابط دو کشور بعد از انقلاب اسلامی دچار فراز و نشیبهای بسیاری شد. روابط سیاسی ایران و انگلیس پس از انقلاب اسلامی 1357 به دلیل مخالفت دولت کارگری انگلیس با این انقلاب هر روز سردتر از روز پیش شد. از آن پس بود که ساختمان تاریخی سفارت انگلیس در خیابان فردوسی تهران دیگر محل نمایندگی سیاسی این کشور در ایران نبود و در سال 1358 سفارت سوئد حافظ منافع بریتانیا در ایران اعلام شد.
تا زمان پایان جنگ ایران و عراق در پاییز سال 1367، سفارت ایران در لندن نیز همچنان بسته بود.با قبول قطعنامه 598 از سوی ایران و عراق روابط دو کشور ایران و انگلیس بار دیگر از سر گرفته شد اما پس از چند ماه روابط دو کشور بر سر نشر کتاب "آیات شیطانی" سلمان رشدی و فتوای امام خمینی (ره) در مورد واجب القتل بودن سلمان رشدی، دوباره قطع شد.در بهار 1368روابط دیپلماتیک از جانب ایران قطع شد. در سال 1369 به دنبال تصرف کویت توسط عراق که بهانهای برای مذاکرات میان دو کشور شد، روابط دیپلماتیک تهران - لندن از سر گرفته شد.در این زمان ایران و انگلیس همچنین مذاکراتی برای اطلاع از سرنوشت انگلیسیهای ربوده شده در لبنان و همچنین مساله بازداشت راجر کوپر بازرگان بریتانیایی انجام دادند که در مورد نخست میانجیگری ایران به آزادی گروگانهای انگلیسی در لبنان منجر شد و بازرگان انگلیسی بازداشت شده در ایرن در زمانی زودتر از موعد آزاد شد.در این گفتگوها ایران نیز در مورد مسائلی همچون حمایت انگلیس از اقدامات ضد اسلامی همچون نشر رمان آیات شیطانی و پناه دادن به نویسنده مرتد آن سلمان رشدی با طرف انگلیسی گفتگو کرد و انتقادات شدیدی را از آنها به دلیل پناه دادن به اعضای گروه مجاهدین خلق و برخورد دوگانه انگلیس در قبال ایران از یک سو و شیخ نشینهای خلیج فارس مطرح کرد.فراز و نشیبها در روابط دو جانبه به شدت ادامه داشت و موضوع میکونوس که در روابط ایران و اتحادیه اروپا به وجود آمد نیز سبب شد برقراری روابط دو کشور به حدود یک دهه بعد موکول شود.با انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران دستگاه دیپلماسی کشورمان سیاست تنش زدایی با کشورهای جهان را به عنوان رویکرد اصلی خود اعلام کرد و بر این اساس روابط ایران و انگلیس بهبود یافت.در شهریور 1377وزیران خارجه دو کشور در ملاقاتی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد توافق کردند تا روابط دیپلماتیک خود را به سطح کاردار ارتقا دهند. در بهار 1378، مبادله سفیر بین دو کشور صورت گرفت. کمال خرازی وزیر امور خارجه ایران در زمستان 1379 به لندن سفر کرد که نخستین سفر یک وزیر ایرانی به بریتانیا از زمان پیروزی انقلاب اسلامی بود.از آن پس در دوره دوم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی ایران و انگلیس همکاریهایی را در عرصههای مختلف آغاز کردند که از جمله آنها میتوان به همکاری در زمینه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و برنامههای رسیدگی به پناهندگان اشاره کرد.پس از ماجرای 11 سپتامبر آمریکا، همراهی دولت بلر با سیاستهای جنگ طلبانه جورج بوش موجب تیره شدن روابط دو کشور ایران و انگلیس شد. در این زمان آمریکا اتهاماتی را علیه ایران مطرح میکرد و همراهی انگلیس با این کشور مورد قبول ایران نبود اگر چه جک استراو وزیر خارجه انگلیس برای جلب نظر ایران چند بار به تهران سفر کرد اما لحن و شیوه برخورد بلر علیه ایران آنقدر تند و خصمانه بود که به هیچ رو قابل توجیه نبود.ایران در بهار 1381 از پذیرش "دیوید رداوی" به دلیل سوابق منفی او به عنوان سفیر جدید بریتانیا در تهران خودداری کرد. این مساله برای چند هفته روابط دو کشور را دچار مشکل کرد اما معرفی ریچارد دالتون، (سفیر فعلی بریتانیا در تهران) این مناقشه را پایان داد.پیوستن بریتانیا به صف کشورهایی که از ایران خواسته اند پروتکل الحاقی به پیمان منع تولید سلاح های اتمی را امضا کند، موجب کاهش سطح روابط شد اما بزرگترین مناقشه در روابط دو کشور در سال های اخیر، در نتیجه بازداشت هادی سلیمانپور، سفیر سابق ایران در آرژانتین که برای ادامه تحصیل در بریتانیا بسر می برد، بروز کرد. سلیمانپور روز 30 مرداد 1382 به درخواست دادگاهی در آرژانتین که به پرونده انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس در سال 1373رسیدگی می کند و به اتهام دست داشتن در این انفجار بازداشت شد. پس از اینکه سفر معاون وزیر خارجه ایران به لندن و تامین وثیقه نیم میلیون پوندی توسط دولت ایران نیز آزادی مشروط آقای سلیمانپور را به دنبال نیاورد، وزارت خارجه ایران سفیر خود را "برای پارهای مشاورهها" به تهران فراخواند.
از پی آن و ماجرای اشغال عراق از سوی آمریکا و انگلیس روابط دو کشور به دلیل اقدامات دولت بلر به تیرگی گرائید و هر چند دو کشور همچنان سفرای خود را در پایتختهای یکدیگر نگه داشتند اما روابط مخدوش شد. با طرح اتهاماتی از سوی انگلیس مبنی بر اینکه ایران فعالانه در حمله به سربازان انگلیس در بصره و جنوب عراق نقش داشته است روابط باز هم محدودتر شد. انگلیسیها با طرح این سوء ظن که هشت نظامی بریتانیایی کشته شده در شهر بصره در جنوب عراق هدف سلاحهایی قرار گرفتهاند که با کمک ایران به عراق قاچاق شده است، نیات سوء خود را به رخ کشیدند.چند ماه پس از طرح این اتهامات بود که سلسله انفجارهایی در استان خوزستان ایران در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری نهم رخ داد که نشانههایی از دست داشتن انگلیس در آن دیده شد. در این زمان بود که وزیر خارجه انگلیس با رهبر گروهک جدایی طلبی که انفجارهای خوزستان از سوی آنها هدایت میشد، دیدار کرد.پس از به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد در ایران یک مساله کهنه شده در روابط دو کشور نیز بار دیگر سرباز کرد، باغ قلهک؛ این باغ زمینی به وسعت 20 هکتار در منطقه ای به همین نام در شمال تهران است که در زمان ناصرالدین شاه برای سکونت سفیر وقت به انگلیس اجاره داده شده بود و با پایان مهلت اجاره تاکنون تخلیه نشده است.این باغ هم اکنون اقامتگاه کارکنان سفارت بریتانیا در تهران است و بخشی از آن نیز به دفتر شورای فرهنگی بریتانیا (British Council) اختصاص داده شده است. نمایندگان مجلس هفتم نیز که در این زمینه فعال شده بودند در نامه خود به اسناد و مدارکی استناد کرده اند که بنابر آنها، باغ قلهک به عنوان سکونتگاه ییلاقی به سفارت وقت بریتانیا به صورت "سکنی" واگذار شده است. سکنی در حقوق ایران به این معنی است که مالک حق سکونت در ملک خود و نه مالکیت آن را به شخصی حقیقی یا حقوقی واگذار کند. در قوانین حقوقی مدت اعطای این حق میتواند معین باشد یا اینکه به مدت عمر شخص سکونت کننده یا مالک تعیین شود اما به هر حال هنگامی که هم مالک و هم فردی که حق سکونت در ملک به او واگذار شده مرده باشند، حق سکنی به پایان میرسد.در نامه نمایندگان مجلس هفتم به حداد عادل رئیس وقت مجلس آمده بود که در سال 1313 خورشیدی (1934 میلادی) سفارت انگلیس در تهران بر خلاف قوانین ایران که مالکیت دولتها و اتباع بیگانه را بر اموال غیرمنقول ممنوع میسازد، با آنچه "کلاهبرداری" و "تبانی با مأموران وقت ثبت اسناد" خوانده شده، باغ قلهک را به نام دولت بریتانیا به ثبت میرساند و باغ را به مالکیت خود در میآورد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی همچنین در این نامه نوشتند که برخی از فعالیتهای انگلیسیها در باغ قلهک تخلف به شمار میرود و با قانون مدنی ایران و کنوانسیون بینالمللی وین در امور کنسولی مغایرت دارد.با گذشت بیش از سه سال از اشغال عراق از سوی انگلیس و آمریکا و حضور نیروهای انگلیسی در شهر بصره و جنوب این کشور مسئولان ایرانی شواهد و مدارکی ارائه کردند که حاکی از سازماندهی 'نیروهای منطقهای' در مرزهای ایران از سوی انگلیس بود. در این زمان برخی مسؤلین با اشاره به مرزهای غربی ایران اعلام کردند که بسیاری از سرقتهای مسلحانه و قتلها در مناطق مرزی ایران با سلاحهایی صورت میگیرد که از مرزهای غربی وارد کشور میشود.روابط ایران و انگلیس با واگذاری تصدی پست نخست وزیری از سوی بلر به براون و کاسته شدن از شدت همراهی انگلیس با آمریکا در برخی عرصهها برخی را بر آن داشت که اینگونه شرایط روابط دو کشور ایران و انگلیس را تحلیل کنند که دور جدیدی در روابط دو کشور آغاز میشود اما این خیالی بیش نبود و اگرچه براون توجه خود را در دوره نخست وزیری بیش از بلر متوجه شرایط داخلی انگلیس کرده است اما همراهی این کشور با سیاستهای ضد ایرانی بوش در شورای امنیت سازمان ملل و در گروه کشورهای 1+5 تغییری نکرده است.پس چندان بیراه نیست اگر گاهی زمزمههایی میشنویم مبنی بر اینکه چرا با وجود این سابقه از روابط خصمانه انگلیس با ایران اصراری بر حفظ روابط با این کشور صورت میگیرد این سوالی است که چندی قبل یکی از خبرنگاران از رئیس جمهور احمدی نژاد نیز پرسید.در این رابطه نظر علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شنیدنی است. او اعتقاد دارد "افکار عمومی ایران نسبت به انگلیس مثبت نیست". او با اشاره به اینکه "انگلیس یک کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد است و ما باید با این کشور در ارتباط باشیم،" افزود: "در یک مقطع که اختلاف ایران و انگلیس در موضوع هستهای بالا گرفته بود بحث کاهش روابط اقتصادی با انگلیس مطرح شد".
بروجردی اینگونه به سخنان خود ادامه داد که "ما با انگلستان روابط رسمی داریم و دو کشور در پایتختهای یکدیگر سفیر دارند و ما با این کشور در عالیترین سطوح روابط رسمی داریم و بر اساس منافع مشترک این روابط تعریف میشود و این موضوع تابعی از جریانات و تحولات دیگر نیست".بروجردی تصریح میکند: "روابط ایران و انگلیس شکل خاص خود را دارد و روابط دو کشور همیشه فراز و نشیبهای خود را داشته است اما واقعیت این است که بر خلاف همه آوازه انگلیس، این کشور در عرصه جهانی مستقل از دیگر قدرتها تصمیم نمیگیرد و به خصوص در دوران بلر ما شاهد یک نوع دنباله روی از سیاستهای ایالات متحده در این کشور بودیم و این وضعیت همچنان استمرار دارد.بروجردی درباره این خواست افکار عمومی ایران برای انجام اقدامات تنبیهی در مقابل انگلیسیها گفت: مردم ما ذهنیت بسیار منفی از انگلیس دارند و انگلیس به هیچ وجه موفق نبوده که این ذهنیت منفی را در میان ایرانیان پاک کند".رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس خاطر نشان کرد: "در هر صورت رابطه ما با انگلیس قطعا متاثر از افکار عمومی کشورمان است و افکار عمومی نسبت به انگلیس به هیچ وجه مثبت نیست و طبیعتا با توجه به این نگرش مردم و مسئولین به میزانی که سیاستهای غیر منطقی انگلیس در قبال ایران استمرار داشته باشد طبیعتا تاثیر منفی بیشتری بر روابط دو کشور خواهد گذاشت".امروز بسیاری در ایران انگلیس را به همراه اسرائیل و آمریکا یکی از سه ضلع مثلث شرارت میداند. این اعتقاد که سه کشور آمریکا، بریتانیا و اسرائیل امروز تمام تلاش خود را به کار میگیرند که انقلاب اسلامی ایران را ساقط کنند، اندیشهای قوی و بسیار تاثیرگذار است که متاسفانه دولتمردان این کشور هیچ تلاشی در راستای زدودن تصویری که از انگلیس به عنوان راس این هرم شکل گرفته، به کار نمیگیرند. در عوض هر روزه به لیست اتهامات آنها علیه جمهوری اسلامی افزوده می شود.در بررسی روابط ایران و انگلیس پس از انقلاب لیست بلند بالایی از اقدامات ضد ایرانی انگلیسیها را شاهدیم که اگر چه نخستین آنها مسامحه در جریان حمله بهار 1359 به سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن و آخرین آنها تا به حال نیز احتمال استرداد تاجیک یک دیپلمات سابق جمهوری اسلامی به ایالات متحده که کشور متخاصم با ایران محسوب میشود است اما ذکر همه آنها در حوصله و مجال این نوشته نیست. برخی روزها در تاریخ روابط دو کشور حائز اهمیت بسیار است که لیستی از آنها در زیر از نظر میگذرد.
رویدادهای مهم در ایران و انگلیس پس از انقلاب اسلامی
- فروردین 1358: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بریتانیا سفارت خود در تهران را تعطیل کرد و دیپلماتهایش را به دفتر حفاظت منافع خود در سفارت سوئد منتقل کرد.
- اردیبهشت 1359: 6 تروریست مرتبط با عراق سفارت جمهوری اسلامی در لندن را به اشغال خود درآوردند و 26 نفر را به گروگان گرفتند. در این ماجرا دو دیپلمات ایرانی از جمله عباس لواسانی به شهادت رسیدند و بخش اعظم سفارت ایران به آتش کشیده و ویران شد.
- در فاصله سالهای 59 تا 67 که ایران با عراق درگیر جنگی تحمیلی است روابط دو کشور تحت تاثیر حمایتهای پیدا و پنهان انگلیس از عراق است.
- 1367: سفارت بریتانیا در تهران مجددا باز شد.
- 29 بهمن 1367: امام خمینی(ره)، فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی را به اتهام ارتداد علیه اسلام صادر کرد. این موضوع به قطع روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا منجر شد.
- شهریور 1369: روابط دو کشور مجددا برقرار شد اما در سطح کاردار محدود ماند.
- مرداد 1377: یک سال پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران روابط ایران و انگلیس به سطح معرفی سفیر در پایتختهای دو کشور ارتقاء یافت.
- بهمن 1379: کمال خرازی، وزیر خارجه ایران به لندن رفت و با نخست وزیر، وزیر امورخارجه و وزیر بازرگانی این کشور دیدار و گفتگو کرد. این نخستین دیدار یک وزیر خارجه جمهوری اسلامی از انگلیس بود.
- شهریور 1380: در پی حادثه 11سپتامبر در ایالات متحده آمریکا جک استراو وزیر خارجه بریتانیا به ایران سفر کرد. این نخستین سفر یک وزیر انگلیسی به ایران پس از انقلاب 1357 بود.
- اسفند 1381: روابط رو به بهبود بریتانیا با ایران پس از آنکه تهران دیوید ردووی را به عنوان سفیر جدید بریتانیا رد کرده و او را جاسوس خواند، متحمل ضربهای عمده شد.
- خرداد 1382: وزیر خارجه انگلیس در قالب یک تروئیکای اروپایی به تهران سفر کرد و طی مذاکراتی با مسؤلان شورای امنیت ملی کشورمان، در ازای تعلیق غنی سازی اورانیوم تعهد کرد که در زمینه توسعه دانش هستهای به کشورمان کمک کند.
- 30 مرداد 1382: انگلیس هادی سلیمان پور دیپلمات ایرانی را به اتهام ارتباط با بمب گذاری در آرژانتین بازداشت کرد. ایران خواستار آزادی فوری آقای سلیمان پور و عذرخواهی دولت بریتانیا شد.
- 5 شهریور 1382: علی آهنی، معاون وزارت خارجه ایران، برای ملاقات با جک استرا به بریتانیا سفر کرد.
- 7 شهریور 1382: ایران سفیر خود را "برای رایزنی" از لندن فراخواند.
- 28 آبان 1382: سفیر سابق ایران در آرژانتین، که اخیرا درخواست استرداد او از بریتانیا به آرژانتین توسط وزارت کشور بریتانیا رد شد، به ایران بازگشت.
- خرداد 1383: اقشار مختلف مردم با برپایی رشتهای تظاهرات نسبت به اقدامات خصمانه انگلیس علیه شهروندان ایران و تجاوزات سربازان انگلیسی در عراق، در مقابل سفارت این کشور در تهران تجمع کرده و خواستار تعطیلی این سفارتخانه شدند.
- 28 خرداد 1383: انگلیس با همراهی آلمان و فرانسه پیش نویس قطعنامهای را در آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران تنظیم کرد که موفق به کسب اجماع کشورها برای تصویب آن نشدند.
- 31 خرداد1383: هشت ملوان بریتانیایی پس از آنکه به آبهای ایران تجاوز کردند توسط نیروی دریایی سپاه بازداشت شدند. آنها سه روز بعد در پی مذاکره دیپلماتهای سفارت انگلیس با مقامهای ایرانی آزاد شدند.
- بهمن 1383: ولیعهد بریتانیا که مقامی غیر رسمی دارد در پی وقوع زلزله در شهر بم به ایران سفر کرد و کمکهای انگلیس را به مردم زلزله زده این شهر تقدیم کرد. وی همچنین با سید محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران نیز به طور غیر رسمی ملاقات و گفتگو کرد.
- 5 اردیبهشت 1384: جک استراو وزیر امورخارجه وقت انگلیس با رهبر یک گروه خواهان جدایی خوزستان از ایران ملاقات کرد. انگلیس همچنین در اقدامی مداخله جویانه ایران را متهم به نقض حقوق اعراب و ساکنان منطقه خوزستان کرد.
- 6 مهر1384: دانشجویان ایرانی در اعتراض به نحوه عملکرد دولت انگلیس نسبت به برنامه اتمی ایران، در مقابل سفارت این کشور تظاهرات کرده و خواستار تعطیلی سفارت انگلیس در تهران شدند.
- 13مهر 1384: انگلیس اتهاماتی را به ایران مبنی بر کمک به شورشیان جنوب عراق وارد کرد.
- 23 مهر 1384: انفجارهایی در شهر اهواز در جنوب غربی ایران باعث مرگ چهار نفر شد. ایران عوامل اطلاعاتی بریتانیا را در این مورد متهم و بریتانیا این اتهام را رد کرد.
- 29 شهریور 1385: آخرین ملاقات مسؤلان دو کشور ایران و انگلیس در سطح وزیر؛ متکی در ملاقات با مارگارت بکت در نیویورک اقدامات خصمانه دولت متبوع وی علیه ایران را متذکر شد و خواهان اصلاح این روش از سوی انگلیسیها گردید.
- 5 مهر 1385: دولت انگلیس اعلام کرد فوزی بداوی نژاد سازماندهنده حمله به سفارت ایران در لندن در سال 1359 را که منجر به کشته شدن دو دیپلمات ایرانی شد، از زندان آزاد میکند. سخنگوی وزارت امورخارجه کشورمان به این تصمیم انگلیس به شدت اعتراض کرد.
- 30 آبان 1385: 162 نماینده مجلس شورای اسلامی ایران طی نامهای به رئیس مجلس خواستار بررسی موضوع تصرف غیرقانونی باغ قلهک از سوی دولت انگلیس شدند.
- 3 دی 1385: شورای امنیت سازمان ملل با تصویب یک قطعنامه، تحریمهایی را به خاطر برنامه اتمی ایران بر آن کشور تحمیل میکند. بریتانیا از نویسندگان پیش نویس این قطعنامه بود.
- 4 بهمن 1385: بازداشت نصرت الله تاجیک دیپلمات سابق ایرانی در بریتانیا به درخواست آمریکا.
- 5 بهمن 1385: ایران گفت بمبگذارانی که هشت نفر را در بمبگذاریهای دیگر در اهواز کشتند، با سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا ارتباط داشتند.
- 24 بهمن 1385: متکی خواستار پاسخگویی دولت بریتانیا شد. متکی دولت بریتانیا را به دست داشتن در نا آرامیهای خوزستان هم متهم کرده است. منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، در سخنانی دولت بریتانیا را به شدت مورد انتقاد قرار داده است.
- 3 فروردین 1386: 15 تن از پرسنل نیروی دریایی انگلیس پس از تجاوز به آبهای سرزمینی ایران توسط نیروهای دریایی کشورمان بازداشت شدند.
- 26 خرداد 1386: ملکه انگلیس به خاطر نوشتن آیات شیطانی به سلمان رشدی مدال شوالیه داد. سخنگوی وزارت خارجه ایران با محکوم کردن این اقدام گفت: مدال دادن به یکی از منفورترین چهرهها در جهان اسلام، نمونه بارز ضدیت مقامات ارشد بریتانیا با اسلام است.
- 30 دی 1386: دادگاهی در انگلیس درخواست ایران برای استرداد سرباز هخامنشی از آثار باستانی متعلق به تخت جمشید را رد کرد.
- 4 تیر 1387: دادگاهی در انگلیس درپی فرجام خواهی وکلای منافقین نام این گروهک تروریستی را پی از 15 سال از لیست گروههای تروریستی خارج کرد.
- 20 مهر 1387: انگلیس فوزی بداوینژاد تنها عامل باقیمانده از حمله تروریستی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن را شامل عفو مشروط کرد.