سعید غفاری
راهبرد برای وسایل ارتباط جمعی و رسانهها به عنوان یک اصل جایگاهی ویژه را به خود اختصاص داده است.
این جایگاه از آن نظر ویژه و با اهمیت است که تاثیر، هویت و اعتبار یک رسانه وابسته به آن است و در چشمانداز آیندهگرا، حیات یا ممات رسانه به آن بستگی دارد.
تعیین روش، میزان بهرهمندی از خلاقیت، نوع و شیوه نگرش و تعریف از مخاطب بر اساس راهبردی که رسانه برای خود برمیگزیند، احصاء میشود و شکل میگیرد. دقایق و ظرایف ارائه اطلاعات و انتقال پیام که مهمترین وظیفه رسانهها بخصوص در دنیای پر رقابت امروز محسوب میشود، نکتهای است که متاثر از اتخاذ راهبرد حاکم بر یک رسانه پر رنگ یا کمرنگ به وقوع میپیوندد.
اما تاثیر اصلی و مهم اتخاذ راهبرد در فعالیتهای رسانهای مربوط به نوع، کیفیت و شیوه ارائه اطلاعات و روشهای انتقال آن به مخاطب است. در واقع راهبرد در فعالیتهای رسانهای تعیین میکند که رسانه چگونه اطلاعات را به مخاطب منتقل کند. به یقین هدف از ارائه اطلاعات نیز پراکندن اطلاعات در فضا نیست، بلکه قرار دادن مخاطب در زمان و فضای پیام است، به گونهای که تحت تاثیر پیام قرار گیرد و واکنش یا پاسخ لازم را نشان دهد.
راهبرد برای فعالیتهای رسانهها با توجه به گسترش و تنوعی که در رسانههای به وجود آمده است به عنوان یک موضوع مهم تلقی میشود؛ موضوعی که متاثر از آن اولویتها، نوع نگاه به مخاطب و اهداف ارتباط از آن استنتاج و رویکرد رسانه به واقعیات و برنامههایش تعیین میشود.
برنامهریزی ارتباطی و حتی تبلیغات چه در نوع اجتماعی یا سیاسی و حتی تجاری آن بشدت از نظر کیفیت و کمیت تحت تاثیر راهبرد حاکم بر آن است.
سهشنبه هفته گذشته با اعلام این خبر که ریاست محترم جمهوری در سفر به مشهد مقدس خبر خوشی را درباره انرژی هستهای به اطلاع مردم میرساند. نوعی راهبرد در ارائه اطلاعات اتخاذ شده در واقع از روز شنبه موضوع خبر خوش در سفر به مشهد در اخبار رسمی و غیررسمی طرح شد و صبح سهشنبه به اوج خود رسید. در پایان روز سهشنبه طی مراسمی اعلام شد ایران با همت متخصصان جوان کشور موفق به تکمیل چرخه سوخت هستهای شده است. طراحی انجام شده برای اعلام خبر خوش تعلیق لازم را میان مردم و رسانهها به وجود آورد و با بالا بردن انتظار مردم برای شنیدن خبر، بر جذابیت آن افزود. ضمن این که گمانهزنیهای فراوانی را در سطح اجتماع و میان اقشار مختلف مردم ایجاد کرد و تا مرز شایعه نیز پیش رفت؛ هر چند طبیعت طراحی فوق نتیجهای غیر از آنچه ذکر شد نمیتوانست داشته باشد.
به رغم سکوت نسبی که از روز شنبه تا سهشنبه در میان خبرگزاریها و رسانهها درباره خبر خوش به وجود آمد، چند خبرگزاری به تخمین و اعلان خبر خوش پرداختند که به دلیل محدود بودن اقدام آنها، نتوانست در میان عموم مردم جایی بیابد.
در راهبرد فوق فرستنده، دولت و گیرنده عموم مردم ایران بوده است. پیام با عنوان خبر خوش درباره مهمترین چالش ایران و آمریکا و اتحادیه اروپایی بوده که البته برای کشور و آینده آن بسیار مهم است. با توجه به رویکرد مردمی دکتر احمدینژاد در ارتباط با مخاطب، بستهبندی پیام نیز از صمیمیت لازم برخوردار بود؛ اما مراسمی که در انتهای روز سهشنبه برگزار شد به نظر میرسد از ویژگیهای کاملی که همشان با خبر خوش و یک جشن ملی باشد برخوردار نبود.
ضمن این که اقتضای راهبرد فوق پیگیری خبر خوش و تکمیل آن پس از اعلان و در روزهای بعد بود.
این مهم یعنی عدم پیگیری خبر خوش و تکمیل آن در روزهای آتی، نقص اصلی راهبرد خبر خوش بود.
به یقین تکمیل چرخه سوخت هستهای در کشور با موفقیت و اعلام آن به عنوان جشن ملی انرژی هستهای رویدادی است که باید بسیار جدی به آن نگاه و برای آن برنامهریزی کرد.
معرفی اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام. فرصت مغتنمی است که میتوانست تکمیل راهبرد خبر خوش در آن روی دهد. در واقع با اعلان خبر خوش در مشهد مقدس میتوانست برنامه جنبشی به مناسبت این رویداد ملی در پایتخت فرهنگی جهان اسالم طراحی شود و جشن ملی انرژی هستهای در اصفهان پیگیری شود؛ شهری که مانند شیخ بهاییها در آن زیستهاند و آثاری از خود بر جای گذاشتهاند.
اگر چنین مسیری دنبال میشد آثار خبرخوش بیشتر از آنچه روی داد پا برجا و در دل و ذهن افکار عمومی ماندگار میشد.
هر چند مدیریت پیام با این شکل در حوزه دولت سابقه نداشته و رویکردی نو به موضوع خبر و ارائه اطلاعات به افکار عمومی است و اقتضای آن، توجه به ویژگیهای افکار عمومی و دقت در هدایت و کنترل آن است.