تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۷۱۴۱۸
انتقاد اکبر گنجی از غرب و آمریکا

با حمله نظامی نمی‌شود دموکراسی ایجاد کرد


گروه سیاسی: اکبر گنجی در ادامه سخنرانی‌های خود در کانادا در جمع ایرانیان و دانشگاهیان تورنتو تاکید کرد: «آمریکا 4 مساله با ایران دارد که اولی مساله هسته‌یی است، دوم صلح اعراب و اسرائیل، سوم تروریسم و چهارم مساله حقوق بشر. البته مساله حقوق بشر به حاشیه رفته، اصلاً این مساله حقوق بشر و دموکراسی در گذشته هم که مطرح بوده برای اینها بیشتر همیشه هزینه منافع تجاری اینها بوده. اگر به روابط اروپا با ایران نگاه کنید می‌بینید اروپا در درجه اول همه چیز را فدای روابط تجاری و منافع اقتصادی خود می‌کند. حال در سه مساله‌یی که هست، آمریکا می‌گوید ایران به دنبال بمب اتمی است و مخفی‌کاری می‌کند و اگر ایران بمب‌ اتمی بسازد کل منافع جهان غرب به خطر می‌افتد و غرب به هر صورتی که شده باید مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌یی شود. در مورد تروریسم می‌گویند ایران حامی تروریسم است و از گروه‌های تروریستی پشتیبانی می‌کند و به آنها آموزش می‌دهد، سلاح می‌دهد و گروه‌های تروریستی درست می‌کند. در مورد مساله صلح اعراب و اسرائیل هم بحث‌شان این است که ایران مانع صلح می‌شود. از مساله آخر اگر نگاه کنیم می‌بینیم هیچ طرح صلحی وجود ندارد. دولت بیل‌کلینتون طرح صلحی داشت و دقیقاً مشخص کرده بود که بر اساس آن طرح صلح چطور باید بین اعراب و اسرائیل صلح شود. منتها طرحی را که کلینتون داشت نه فلسطینی‌ها پذیرفتند و نه اسرائیلی‌ها. اما امروز دولت بوش هیچ طرح صلحی ندارد و در واقع این مساله اصلاً چنان موضوعیتی برای بوش ندارد و آن را دنبال هم نمی‌کند. بنابراین وقتی گفته می‌شود دولت ایران و هر جای دیگری مانع صلح است باید پرسید این صلح چیست که دولت ایران مانع آن است. وقتی بحث صلح می‌شود یکی از حرف‌هایی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند این است که دولت ایران باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد.
اما این دولت اسرائیل چیست؟ وقتی ما از دولت سخن می‌گوییم یعنی یک مرزهای جغرافیایی مشخص دارد و در چارچوب آن مرزها حاکمیت بلامنازع دارد. خوب این دولت اسرائیل که آمریکا می‌گوید شما به عنوان دولت ایران و فلسطین آن را به رسمیت بشناسید، مرزهایش کجاست؟ این مرزهای 1948 است؟ یا 1968 و یا 1973؟ یا دولت کنونی اسرائیل؟ یا آن دیوارهای بتونی که آریل‌شارون بین فلسطین و اسرائیل کشیده؟ بنابراین میزان زیادی از نقدی که در این زمینه مطرح می‌شود به خود دولت ایالات‌متحده وارد است چون طرح صلحی ندارد و تا مشکلات این منطقه حل نشود،‌ بنیادگرایی در آن رشد خواهد کرد.» به گفته گنجی «بهترین راه حل این مساله برقراری یک صلح و تشکیل یک دولت مستقل است» تا: «تمام فلسطینی‌ها بتوانند به کشور مستقل خودشان بازگردند. اساساً مساله نابودی اسرائیل وجود ندارد، بحث بر سر نابودی فلسطینیان است که از سرزمین خود رانده و آواره شده‌اند. اما صورت مساله به گونه دیگری مطرح می‌شود. نکته بعدی تروریسم است. این منطقه مشکلاتی دارد که به این موضوع دامن می‌زند و تا مشکلات ریشه‌یی حل نشود تروریسم همچنان گسترش پیدا خواهد کرد. به طور طبیعی وقتی دولت آمریکا و اسرائیل و هر دولت دیگری در این منطقه منافع دارد، دولت جمهوری اسلامی ایران هم در این منطقه منافع دارد. شما اگر از یک موضع سیاسی واقع‌گرا به این مساله نگاه کنید هر دولتی که در ایران سر کار باشد در این منطقه منافع دارد و نمی‌توانید به حکم و فرمان و ایدئولوژی به این دولت بگویید منافعت را پیگیری نکن. این دولت به طور طبیعی منافع خود را تعقیب خواهد کرد.
نمی‌شود گفت کشوری که کیلومترها با منطقه خاورمیانه فاصله دارد منافع دارد اما این دولت ندارد. طبیعتاً کشورهای هم‌مرز ما هم در منطقه منافع دارند و اگر مسائل و مشکلات ریشه‌یی منطقه حل نشود این مشکل ادامه خواهد داشت.» گنجی سپس به مساله هسته‌یی پرداخت و گفت: «اگر فرض کنیم آمریکا و اسرائیل درست می‌گویند که ایران به دنبال سلاح هسته‌یی است، خوب الان وضعیت این منطقه خاورمیانه به چه شکلی است؟ ما در منطقه‌یی هستیم که طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دولت پاکستان 60 بمب‌اتمی دارد، دولت هند 50 بمب اتمی دارد و دولت اسرائیل بین 100 تا 200 بمب اتمی دارد. اگر دولت ایران حق ندارد بمب اتمی داشته باشد پس هیچ دولت دیگری هم چنین حقی ندارد. اگر حقی وجود دارد برای همه است و این می‌تواند سیاست اخلاقی باشد. بمب اتمی و سلاح‌های شیمیایی محیط زیست ما را نابود می‌کنند. مطابق گزارش سازمان ملل متحد این دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم 50 سال دیگر قابل دوام نیست چون بشر به شدت دارد محیط زیست را نابود می‌کند. خود دولت‌های آمریکا، چین و روسیه هنوز هم به پیمان کیوتو نپیوسته‌اند. این سلاح‌های شیمیایی در درجه اول طبیعت و در درجه دوم انسان‌ها را نابود می‌کند؛ لذا هر گونه سیاستی در خاورمیانه باید با این نگاه اخلاقی همراه باشد که به جای اتمیزه کردن منطقه به غیراتمی کردن منطقه معطوف شود. تنها راه نجات منطقه همین مساله است و ما انتخاب دیگری نداریم. یا باید جنگ و درگیری باشد که تا ابد ادامه خواهد داشت یا اینکه اگر می‌خواهیم در منطقه یک زندگی صلح‌آمیز داشته باشیم هیچ امکان دیگری وجود ندارد غیر از اینکه این منطقه را غیراتمی بکنیم. حالا دولت آمریکا می‌خواهد مسائل این منطقه را حل بکند در حالی که دولت‌های قبلی منطقه استبدادی بودند و دو سال قبل آقای بلر و بوش خودشان گفتند ما بودیم که تمام دولت‌های منطقه را سر کار آوردیم و این سیاست اشتباه بوده ـ که این حرف اینها درست است ـ می‌خواهند با روش‌های میلیتاریستی برای منطقه دموکراسی بیاورند و این نشدنی است. این محل نزاع است. هیچ کشوری با روش‌های نظامی به دموکراسی نرسیده و اینهایی که چنین ایده‌هایی را دنبال می‌کنند معلوم است که از حداقل‌های جامعه شناختی اطلاع ندارند. در جامعه‌یی که به دموکراسی نیاز دارد باید حداقلی از تساهل و مدارا و تحمل وجود داشته باشد. یعنی دموکراسی از پایین ساخته می‌شود و به بالا می‌رسد.
اگر ما در نهاد خانواده، دانشگاه، مدرسه و خیابان و همه جامعه نتوانیم همدیگر را تحمل بکنیم دیگر در بالا هم نمی‌توانیم یک حکومت دموکراتیک بسازیم. حالا اگر در جامعه‌یی چنین فرهنگی وجود نداشته باشد نمی‌شود با حمله نظامی دموکراسی ایجاد کرد. مثلاً در افغانستان و عراق چنین چیزی وجود نداشت و برای همین الان روزانه 100 نفر در عراق کشته می‌شوند و اگر آمریکا نیروهایش را از عراق بیرون بکشد ممکن است روزی هزار نفر کشته شوند و حتی عراق به تجزیه کشیده شود.» گنجی آن‌گاه با تاکید بر اینکه «ما باید صدای همدیگر را گوش و با هم گفت‌وگو کنیم» اضافه کرد: «وجود طبقه متوسط یکی از پیش شرط‌های دموکراسی است. اگر در جامعه‌یی طبقه متوسط وجود نداشته باشد هیچ دولتی نمی‌تواند با حمله نظامی به کشور دیگری، طبقه متوسط درست کند. حمله آمریکا به عراق و افغانستان نشان داد که طبقه متوسطی ساخته نشد و همان طبقه متوسطی هم که در عراق بود از بین رفت. یکی دیگر از پیش شرط‌های دموکراسی وجود اقتصاد بازار است. الان با وجود اینکه حدود 17 سال از آزادسازی اقتصادی می‌گذرد اما همچنان 85 درصد از اقتصاد ما وابسته به نفت است و اقتصاد ما کاملاً دولتی است. اگر این مشکل اقتصادی را نتوانید حل کنید نمی‌توانید دموکراسی داشته باشید. این مساله راه حل سیاسی ندارد آن وقت شما می‌خواهید راه حل نظامی بدهید؟ با حمله نظامی نمی‌شود پیش شرط‌های دموکراسی را ایجاد کرد و بدون این پیش شرط‌ها هم دموکراسی وجود نخواهد داشت بنابراین حمله به ایران فقط به رشد بنیادگرایی منتهی می‌شود همانطور که در افغانستان و عراق می‌بینیم. به همین جهت اسلام سازگار با دموکراسی در حاشیه قرار گرفته و اصلاً دیده نمی‌شود و صدای آن کسانی که به عنوان روشنفکر دینی سال‌ها تلاش کردند تا قرائتی از اسلام بدهند که با دموکراسی و آزادی و حقوق بشر سازگار باشد، حتی در ایران هم شنیده نمی‌شود؛ الان آمریکایی‌ها از ایرانی‌هایی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی و کانادا زندگی می‌کنند آمار بگیرند. اینها همه رادیکال شده‌اند؛ مساله‌شان شده اسرائیل و آمریکا. ایرانی‌ها امروز وقتی علیه آمریکا و اسرائیل برایشان حرف می‌زنیم، کف می‌زنند.
اما وقتی از اسلامی که با دموکراسی سازگار است صحبت می‌کنیم و قرائتی از اسلام را که دموکراتیک است ارائه می‌دهیم ما را محاکمه می‌کنند.» گنجی آنگاه با ذکر این نکته که «این مسئولیت اخلاقی تک تک ما است که در داخل و خارج کشور به صراحت مخالفت خود با حمله نظامی را بیان کنیم» افزود: «فکر نکنید سکوت چاره کار است و زورمان نمی‌رسد. به همان حدی که می‌شود بیان کرد باید مطرح شود. هرکس سکوت کند در آن جنایتی که اتفاق خواهد افتاد مسئولیت اخلاقی دارد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات