نوام چامسکی در مقالهای در گاردین نوشت: آمریکا باید با دست برداشتن از تهدید نظامی علیه ایران، تعهد به اصل شش ان.پی.تی و پیوستن به معاهده توقف مواد شکافپذیر، از رویارویی به ویژه با ایران بپرهیزد.
به گزارش ایسنا، نوام چامسکی، استاد زبانشناسی و فلسفه موسسه تکنولوژی ماساچوست در این مقاله افزود: تقریبا مسلم است که شکست در برداشتن چنین قدمهایی به عواقب ناگواری منجر خواهد شد؛ اما به همان اندازه که این بحران تهدیدکننده است، ابزارهای امتناع از آن هم وجود دارد.
در مقاله تصریح شده است، به نظر میرسد که نزدیکترین چالش، بر سر ایران و برنامه هستهای این کشور باشد. پیش از 1979، زمانی که شاه ایران بر سر قدرت بود، واشنگتن به شدت از این برنامهها حمایت میکرد؛ اما امروز ادعای آمریکا این است که ایران نیازی به برق هستهای ندارد و به دنبال برنامه تسلیحات هستهای است!
چامسکی افزود، هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا، سال گذشته در واشنگتنپست نوشت، برای تولیدکننده بزرگ نفتی مثل ایران، انرژی هستهای اتلاف منابع است. اگرچه 30 سال قبل وقتی کیسینجر وزیر امور خارجه دوره ریاست جمهوری جرالد فورد بود، گفت: معرفی انرژی هستهای هم نیازهای فزاینده اقتصادی ایران را تامین میکند و هم ذخایر باقی مانده نفت این کشور را برای صدور یا تبدیل به تولیدات پتروشیمی آزاد میکند.
در ادامه این گزارش آمده است، سال گذشته خبرنگار روزنامه آمریکایی واشنگتنپست از کیسینجر درباره این ابطال عقیدهاش پرسید که وی با صراحت همیشگیاش پاسخ داد: آنها کشور متحد ما بودند.
براساس این گزارش، در سال 1976 دولت فورد طرحهای ایران را برای ایجاد صنعت انرژی هستهای در مقیاس عظیم تایید کرد و همچنین به سختی تلاش کرد که معاملهای چند میلیارد دلاری را تکمیل کند که به تهران امکان کنترل بر مقادیر گسترده پلوتونیم و اورانیوم غنی شده، دو مسیر به سوی بمب هستهای را بدهد.
طراحان ارشد دولت جورج بوش، رییسجمهور آمریکا، که اکنون چنین برنامههایی را محکوم میکنند در آن زمان در مقامهای امنیت ملی کلیدی آمریکا قرار داشتند یعنی افرادی مانند، دیک چنی (معاون بوش)، دونالد رامسفلد (وزیر دفاع کنونی آمریکا) پل ولفوویتز (معاون سابق وزیر دفاع و رییس کنونی بانک جهانی).
این دانشمند آمریکایی افزود: مسلما ایرانیان به اندازه غرب به چشمپوشی از تاریخ علاقمند نیستند، آنها میدانند که آمریکا در کنار متحدانش به مدت بیش از 50 سال حتی از زمان کودتای نظامی انگلیسی ـ آمریکایی که دولت انتخابی (دکتر مصدق) را برانداخت و شاه را بر کرسی نشاند، به ایرانیان آزار رساندهاند.
در ادامه این مقاله میخوانیم، دولت دونالد ریگان، رییسجمهور وقت آمریکا پس از تهاجم صدام به ایران با تامین کمکهای نظامی و غیره که به صدام کرد از کشتار صدها هزار ایرانی و کرد عراقی حمایت کرد.
سپس اعمال تحریمهای بیل کلینتون، رییسجمهور سابق آمریکا با تهدیدهای بوش برای حمله به ایران که خود نقض جدی منشور سازمان ملل بود، دنبال شد.
چامسکی ادامه داد: ماه گذشته دولت بوش به طور مشروط با پیوستن به متحدان غربیاش در گفتوگوهای مستقیم با تهران موافقت کرد، اما از دست کشیدن از تهدید به حمله که هرگونه پیشنهاد مذاکره با طرف ایرانی را که مطرح شود، بیمعنی میکند، امتناع کرده است. تاریخ اخیر دلایل بیشتری برای تردید نسبت به مقاصد واشنگتن نشان میدهد.
چامسکی همچنین با اشاره به مذاکره ایران و اروپا بر سر برنامه هستهای و پذیرش تعلیق غنیسازی اورانیوم از سوی ایران در آن مقطع زمانی فشار آمریکا را موجب عقبنشینی اروپا و متعاقب آن از سرگیری غنیسازی اورانیوم در ایران خواند.
چامسکی ادامه داد: برنامه هستهای ایران مبتنی بر حق این کشور براساس ماده چهار معاهده منع اشاعه تسلیحات هستهای (ان.پی.تی) است که حق کشورهای غیر هستهیی را برای تولید سوخت برای انرژی هستهای تضمین میکند.
این نویسنده آمریکایی ادامه داد: دولت بوش میگوید باید ماده چهار تقویت شود و من فکر میکنم این معنی دارد؛ وقتی در سال 1970 ان.پی.تی پدیدار شد، شکاف قابل توجهی میان تولید سوخت برای انرژی هستهای و برای تسلیحات هستهای وجود داشت، اما پیشرفت تکنولوژی این شکاف را نزدیک کرده است.
اگرچه چنین بازنگریای در ماده چهار ان.پی.تی باید دسترسی آزادانه به استفاده غیرنظامی را در راستای مذاکرات مقدماتی ان.پی.تی میان کشورهای هستهای و غیرهستهای تضمین کند.
این گزارش ادامه داد، در سال 2003 طرح محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی طرح معقولی را برای این هدف مبنی بر قرار گرفتن همه تولیدات و فنآوریهای مواد قابل استفاده در تسلیحات هستهای تحت کنترل بینالمللی ارایه کرد. این طرح اولین قدم به سوی تکمیل قطعنامه سال 1993 سازمان ملل برای معاهده توقف مواد شکافتپذیر است.
در ادامه این گزارش میخوانیم، طرح البرادعی تاکنون تنها توسط ایران در مصاحبهای با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در ماه فوریه پذیرفته شد. دولت بوش این طرح را نپذیرفته و تنها مانده است؛ در ماه فوریه سال 2004 کمیته خلع سلاح سازمان ملل این طرح را به رایگیری گذاشت، نتیجه 147 رای مثبت در مقابل رای منفی آمریکا و دو رای ممتنع انگلیس و رژیم صهیونیستی بود.
سال گذشته نتیجه رایگیری در نشست عمومی 179 رای مثبت، دو ممتنع (انگلیس و رژیم صهیونیستی) و باز هم رای منفی آمریکا بود.
در ادامه این مطلب چامسکی میخوانیم، راههایی برای کاهش و یا احتمالا پایان دادن به این بحران وجود دارد؛ اولین راه خاتمه دادن به تهدیدهای رژیم صهیونیستی و آمریکاست که ایران را به توسعه تسلیحات هستهای برای بازدارندگی تشویق میکند. قدم دوم، پیوستن به بقیه جهان برای پذیرش معاهده توقف مواد شکافتپذیر است. سومین قدم اجرا کردن ماده شش ان.پی.تی است که کشورهای هستهای را به تلاش برای حذف تسلیحات هستهای متعهد میکند.