تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۷۱۴۲۹

جستاری در عملکرد شوراهای شهرها


کمال‌الدین پیرموذن

از قدیم به ما یاد داده‌اند که اگر بخواهیم همه‌ چیز را دوباره و چندباره تجربه نکنیم باید تاریخ و گذشته را جدی‌تر بگیریم، همچنین به باور بسیاری از صاحبنظران و تاریخ‌شناسان: «بدون شناخت دیروز و امروز هرگز قادر نخواهیم بود فردایی بهتر برای خود و آبادتر برای ایران بسازیم.»

من هم به سهم خود باور دارم با ارزیابی عملکرد اعضای شوراهای موجود شهرها و با انتخاب آگاهانه افراد کارآمد، مفید و متخصص و نیز خلاق، پاک حساب و متعهد راستین در انتخابات پیش روی شوراهای شهر، می‌توان با جلب مشارکت موثر مردمی، شهرهای کشور را بهتر و زیباتر ساخت، چرا که اطلاع‌رسانی کامل و شفاف از عملکرد نهادها و اتفاقات جامعه و روشن‌سازی افکار عمومی از ارکان اصلی توسعه بوده و از حاشا کردن مشکل اگر قرار بود مشکلی حل شود، الان شهرهایی توسعه یافته و بی‌درد و مشکل داشتیم.

امروز با توجه به اینکه به اندازه کافی از محاسن شوراهای شهر و اعضای آن، دیگران و یا خود اعضا، اظهاراتی را بیان داشته‌اند، قصد کردم یک کمی هم از حقایق، هسته و به ویژه معایبش بنویسم، معتقدم سوء عملکرد، خطایا و حرکات برنامه اعضای شوراهای شهرها چوب لای چرخ توسعه شهرها بوده است.

علی‌رغم اینکه در مجموعه بسیاری از ما ایرانی‌ها علاقه چندانی به‌ رو‌به‌رو شدن با حقایقی که به هر دلیلی مطابق میل و سلیقه‌مان نباشد نداریم و در بهترین حالت با سکوت به آسانی از کنار آن می‌گذریم.

اول آنکه مبادله خدمات غیر‌رسمی و پنهانی میان برخی از اعضای شوراهای شهرها و پیمانکاران خاص و صدور مجوزهای اعطایی کارهای مشارکتی و پیمانی آنچنانی از ناحیه شوراهای شهر به آنان با انگیزه‌های انتفاع‌طلبانه فردی و برای کسب رانت به جزوی از زندگی شغلی بعضی از اعضای شوراهای شهر تبدیل شده است و با کمال تاسف شکل‌گیری شوراها به عوض تقلیل مفاسد، تقویت مفاسد مالی را نیز در پی داشته است. بعضی از افراد! مرغ را با پر و پوستش بالا کشیدند.

دوم آنکه براساس یک نظرسنجی علمی جدید معموله به توسط یکی از سازمان‌های تابعه وزارت کشور در چند شهر متوسط و بزرگ کشور، به جهت عدم رعایت سه شرط اساسی اصول تامین رضایت شهروندان توسط شوراهای شهرهای مورد نظر یعنی: 1- عدم رعایت اصول اخلاق 2- عدم رعایت عقلانیت و اصول علمی در برنامه‌ریزی شهری و 3- عدم رعایت عدالت اجتماعی و توزیع متعادل و مناسب خدمات شهری و عمرانی و... مشخص شده است که تنها حداکثر 20 درصد شهروندان آن شهرها از عملکرد شوراهای شهرها رضایت دارند، مشروعیت شوراهای شهر برای اینکه خدمات خوبی می‌دهند نیست بلکه نماینده خوبی هستند که البته در خصوص کارآمدی آنان نیز یک بیت شعر از زبان خودشان می‌آورم:

چنین کرده‌ایم و چنان کرده‌ایم

همه کارها با زبان کرده‌ایم

سوم آنکه در شهرها گاها سیاست‌زدگی شوراها ـ و نه سیاسی بودن ـ آنها را از پرداختن به امور اساسی مردم و شهرها باز داشته است، با همدلی، هم‌سویه و همفکری بیشتر، می‌توانستند تصمیمات سازنده بگیرند. در این چند سال خصیصه اصلی شوراهای شهر به عوض اعطای خدمات صادقانه به مردم، وارد شدن به جزئیات کم‌ارزش و گاها بی‌پایه و یا به ویژه جریانات سیاسی همچون انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی بوده است. در تمام کارها و خدمات شوراها هم، آن چیزی که بیش از هر‌چیز دیگر ملاک و هدف بوده و است تبلیغ فردی و تبلیغ سیاسی است و نه واقعیت و باطن آن خدمت.

چهارم آنکه برخی از اعضای شوراهای شهرها که غالبا چسبیده انقلاب هستند نه چکیده انقلاب، خویشتن را مرکز همه درستی‌ها و راستی‌ها می‌پندارند و با عوام فریبی، توجیه، تظاهر، دیگران را ناحق و غلط و نااهل شمرده و به جامعه معرفی می‌کنند. واضح است بسیاری از مسلمانان امروز عملا فاصله زیادی با اسلام دارند. لذا شایسته نیست هیچیک از اعمال فردی و اجتماعی آنان مورد استناد قرار گیرد. نمی‌شود که تا ابد هم خود را حق بدانیم و هم خود داور احقاق این حق باشیم.

یا علی دربدر بودن شرط نیست

ای برادر نهروان در پیش روست

متاسفانه یکی از خسارت‌های غلط سیاسی جو جامعه ما، همین است که در داوری، دچار گونه‌ای پیش‌داوری می‌شویم و مدام می‌کوشیم چنانکه می‌خواهیم ببینیم یا دوست داریم ببینیم، اشخاص و پدیده‌ها را ببینیم و نه آنچنان که واقعیت نشان می‌دهد.

پنجم آنکه خود‌خواهی، خودمحوری، برتری‌جویی و همه‌چیز ذاتی شوراهای شهر، باعث شده حتی ایران پیچیده‌ترین معضلات شهری شامل صاحبنظر و متخصص مرتبط با مدیریت شهری انتخاب نکنند و اگر هم به ندرت مشاوری گرفتند در حقیقت دنبال آن هستند که تاییدشان کنند نه راهنمایی.

ششم آنکه از خصلت‌های منفی دیگری که بدون پروا می‌توان به بسیاری از اعضای شوراها نسبت داد، یکی هم حسادت و حسدورزی است. از پیشرفت دیگران نه تنها خیلی خوشحال نمی‌شوند بلکه در بسیاری از مواقع حالت حزن و اندوه به بزرگواران دست می‌دهد. بهترین راه، اداره کار اعضای شورای بی‌لیاقت در این است که برای بهتر جلوه‌گر شدن قدشان، هرکس بلند قدتر از آنان است یا از شهر، شورا و شهرداری فراری‌اش دهند یا به همان اندازه از قدش کم کنند.

هفتم آنکه، کم‌وبیش همه به بی‌برنامگی اعضای شورا وقوف داریم و اطلاع داریم که شوراهای شهر برای کمتر کاری است که برنامه‌ای مدون و درازمدت داشته باشند. اشکال کار بیشتر اعضای شوراها در این است که وقتی عضو شورا شدند، تصمیم‌گیر شدند، دیگر نه حرف کسی را گوش می‌کنند و نه حاضرند کارشان را آن قدر ساده نشان دهند که خدای ناکرده به حرمتشان لطمه بخورد!

هشتم آنکه در نبود مدیریت واحد شهری، شوراهای شهر صرفا توصیه‌گر شده‌اند و با جایگزینی رابطه و اطرافیان به جای ضابطه و شایسته‌سالاری، تلاش و نشاط را از شهرداری‌ها گرفته‌اند.

نهم آنکه تعریف و تمجیدهای بیهوده از بعضی از اعضای شوراهای شهر، بنیان بسیاری چیزها را نابود کرده، برای آنانی که تمرین سازندگی را نکرده و آمادگی و سواد لازم را برای کار ندارند توقع کفایت و لیاقت تصدی منصب دولتی و یا نمایندگی مجلس شورای اسلامی به ارمغان آورده است. عادت آنان به تعریف و تمجید در جامعه باعث ایجاد حساسیت بی‌جا و مشکل‌ساز به هرگونه انتقاد سازنده را به دنبال داشته است و به ویژه با صدها حیله با اخذ زمین و... روحیه پول دوستی، تجمل‌گرایی و دنیا‌طلبی را در آنان زنده و ایجاد نموده تا آن افراد از متمکنین ریشه‌دار جوامع شهری کم نیاورند.

وجدان بیدار و گروهی جوامع شهری اگر اندکی به حرکت در بیاید بسیاری از مسائل و مشکلات شوراهای شهر از صحنه زندگی شهری محو خواهد شد. من مدعی نیستم شورا اکسیری است که هر مسی را می‌تواند زر کند، مدعی آنم که راه اصیل مردم‌سالاری و تحقق مشارکت موثر و واقعی مردم به منظور توسعه پرشتاب و پایدار شهرها در گرو انتخاب کاندیداهای متخصص، متعهد راستین، کارآمد، خلاق، پاک حساب منعطف و دلسوز بوده و از این طریق است که می‌توان مسیر و زمان‌ گذار از یک جامعه بسته سنتی به یک جامعه مدرن شهری را کوتاه و کم کرد و پیامدهای منفی آن را هم اندک و کم‌هزینه کرد.

درست است که نظام انتخاباتی کشور و ساختار جمعیتی شهرهای آن، نظام و ساختاری است که به عوض منجر شدن به انتخاب نخبه‌ترین افراد مردم، انتخاب معتمدین را عموما در پی دارد و الزاما معتمدین مردم، بهترین افراد برای اداره حکومت و جامعه نیستند لکن انتخابات پیشاپیش شوراها، مهم‌ترین و عمده‌ترین وسیله است که مردم از طریق آن نسبت به برکناری آنانی که راه پیشرفت و توسعه شهرها را به بن‌بست کشانده و از اعتماد مردم سوء استفاده کرده‌اند می‌توانند موفق شوند.

نتیجه غالب انتخابات چیزی جز، جابجایی قدرت از عده‌ای به عده دیگر نیست. کلیه قدرت‌های سیاسی و اجتماعی از مردم سرچشمه می‌گیرد و به خود نیاییم باز هم غافلگیر می‌شویم.

ما به فرهنگی بسیار غنی متکی هستیم. در جایی نشسته‌ایم که زمانی بزرگ‌مردانی در آنجا بوده‌اند که با اعمال خود دنیا را تکان داده‌اند. در شان مدنیت درخشان زادگاه و وطن خویش اعضای شورا انتخاب می‌کنیم تا بتوانند به آسانی سرمایه اجتماعی شهرها را جهت توسعه و آبادانی شهرها بسیج نمایند. اگر اعتقاد داشته باشیم که حقوقمان به محل زندگی‌مان ارتباطی ندارد، موجودیت حقوقمان را هم به مخاطره می‌اندازیم.

زمین شوره‌زار هرگز سنبل برنیارد

اگرچه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات