تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۷۱۴۴۱
تعامل ایران و روسیه در گفتگو با دکتر مهدی سنایی استاد دانشگاه

همکاری‌های عملگرایانه

مقدمه: روابط ایران ـ روسیه از دیرباز همواره با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بوده است. حضور روسها در مقاطع مختلف تاریخی پیش از انقلاب، بیشتر معطوف به نادیده ‌گرفتن منافع ملی ایران بوده که این موضوع ذهنیت منفی تاریخی در بین ایرانیان از این کشور همسایه ایجاد کرده است. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، شرایط جدیدی فرا روی روابط تهران ـ مسکو قرار گرفت که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 91 میلادی و از بین رفتن فضای دوقطبی، عملا نوعی واقع‌گرایی بر این روابط حاکم شده است. «جام‌جم» در گفتگو با دکتر مهدی سنایی که مسئولیت رایزنی فرهنگی ایران در روسیه و قزاقستان را در سالهای گذشته در کارنامه دارد و هم‌اینک نیز موسسه مطالعات فرهنگی سیاسی آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه با عنوان ایراس را مدیریت می‌کند، به بررسی سیاست تهران در تعامل با مسکو پرداخته است.

* شعار اصلی قانون اساسی و در واقع دستگاه دیپلماسی انقلاب، شعار نه شرقی، نه غربی، بوده است. به نظر شما در تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران، تعامل با کشورهای آسیای مرکزی و روسیه را در چند مرحله یا دوره می‌توان در نظر گرفت؟

** طبیعتا اوایل انقلاب با توجه به همان رویکرد و با توجه به قانون اساسی ما، نگاه نه‌ شرقی، نه ‌غربی حاکم بود. به‌ طوری‌ که در سیاست‌های جمهوری اسلامی هنوز هم این نگاه حفظ شده است، یعنی تلاشی که به منظور اتخاذ سیاست‌های مستقل در این عرصه صورت می‌گیرد، در ‌واقع دنباله همان سیاست نه شرقی، نه غربی است. منتهی دوره وقوع انقلاب اسلامی در ایران، دوره جنگ سرد بود. جهان به دو بلوک تقسیم می‌شد؛ بلوک شرق و بلوک غرب که هر کدام کلونی و متحدان خاص خودشان را داشتند. جمهوری اسلامی وابستگی به هر یک از طرفین را نفی و سیاست مستقل را انتخاب می‌کرد. به اعتقاد اینجانب، این مساله به موضوعی نظری و معنایی در شکل‌گیری انقلاب اسلامی بر‌می‌گردد. ممکن است دوره‌های مختلف شکل گرفته، این تعامل به تناسب تغییراتی که در صحنه بین‌المللی رخ داده، شکلهای مختلفی پیدا کرده باشند؛ اما این نکته حایز اهمیت می‌شود که این سیاست حفظ شده است، یعنی ویژگی اصلی ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی، حفظ استقلال و اتخاذ سیاست‌های متناسب بر‌ مبنای تعبیری است که ما برپایه 2 رویکرد اسلامی و ایران، از منافع ملی داریم. به اعتقاد من، حتی گفتگوی تمدنها نیز که آقای خاتمی مطرح کرد، به شکلی ادامه همین موضوع است. یعنی خواسته اصلی گفتگوی تمدنها نیز این است که باید فرهنگهای مختلف در صحنه بین‌المللی شناسایی شوند و به گفتگو بنشینند. برای هیچ تمدنی نمی‌توان هژمونی قائل شد. چنان‌ که برای هیچ ‌قدرتی سیاسی، نمی‌توان هژمونی قائل شد یعنی در واقع نه‌ شرقی، نه ‌غربی، پذیرفتن نفی هژمونی شرق و غرب محسوب می‌شد و توازن هژمونی در دنیا برقرار بود.

* اگر بخواهیم یک دوره تاریخی برای روابط با روسیه در نظر بگیریم، به چه مقاطعی باید اشاره کنیم؟

** می‌توان گفت در رابطه با روسیه، ما پس از انقلاب اسلامی شاهد 2 برهه هستیم. دوره قبل از فروپاشی و پس از فروپاشی. در دوره اول سیاست ما نه‌ شرقی و نه‌ غربی بود. روسیه نیز ملاحظاتی داشت. هم با ایران همکاری می‌کرد و هم در واقع از طرفی روابطی با دشمن ایران داشت که در جنگ بود. روسیه با عراق رابطه گرمی داشت و سلاح به آنها می‌فروخت. همزمان به ایران هم اسلحه می‌فروخت؛ اما با توجه به این که یکی از ۲ قطب ابر‌قدرت دنیا بود که جوهر انقلاب اسلامی آن را نفی می‌کرد، طبیعتا روابط صمیمانه‌ای برقرار نبود. به همین‌ دلیل عصر فروپاشی شوروی، زمان آب ‌شدن یخها در روابط ایران و روسیه بود.

دوران ایران و روسیه پیش از شوروی شاید خاطرات تلخی هم همراه خود داشته باشند، خاطراتی از دخالتهای فراوان و بیجای روسیه که در امور داخلی ایران رخ داده، خاطره‌ نهایی غائله جمهوری آذربایجان پس از پایان جنگ ‌جهانی دوم، خاطره حمایت از حزب توده در ایران و غیره. در دوره شوروی هم که سایه سنگین کمونیست و ترس و وحشتی که برای مردم و روشنفکران ایرانی ایجاد می‌کرد، امکان برقراری رابطه گرم بین 2 کشور را از میان می‌برد و روابط با حساسیت متقابل همراه بود. به طور‌ کلی، حکومت ایران در بلوک مقابل شوروی قرار داشت، اما فروپاشی شوروی در واقع یک نقطه عطف تاریخی در روابط ایران و روسیه به شمار می‌رود. ایران و روسیه از حالت رقیب به دشمن خارج شده و تبدیل به 2 همکار شدند. در رابطه با ایران می‌توان گفت تحولات تدریجی رخ داده است. به مرور زمان از دهه 90 و پس از آن یعنی از 1991 به بعد که شوروی وجود نداشت، باور به همکاری با روسیه هم در ایران افزایش یافته است. روسیه در سال‌های اول بعد از فروپاشی، سیاست نگاه به غرب داشت و در واقع بیشتر اولویت سیاست خارجی روسیه در دوره‌ای که کوزیروف، وزیر خارجه روسیه بود، اختصاص به عضویت در اتحادیه اروپایی، همکاری با آمریکا و حتی عضویت در ناتو داشت و نهایتا همه ‌چیز در همکاری با غرب و اروپا و آمریکا خلاصه می‌شد.

* اگر ما روسیه را به عنوان مرکز ثقل منطقه آسیای مرکزی قفقاز در نظر بگیریم، چه توانمندی‌هایی برای تقویت روابط دوجانبه هست و چه موضوعاتی باعث واگرایی این روابط می‌شود؟

** در واقع ایران در دوره پس از فروپاشی شوروی، در روابط با جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز ملاحظه روسیه را کرده است. یعنی تلاش کرده روابط با روسیه و این جمهوری‌ها شکلی پیدا نکند که نگرانی در روسیه ایجاد کند. به دلیل اهمیتی که برای روابط با روسیه قائل بوده‌ایم، ملاحظات این کشور را رعایت کرده‌ایم منتها در واقع یکی از حوزه‌های عمده اشتراک نظر 2 کشور بحث مخالفت مشترکشان با هژمونی قدرتهای بیگانه، در منطقه است و همین‌‌طور هژمونی آمریکا در منطقه و گسترش ناتو به حوزه آسیای مرکزی، قفقاز و خزر. این فصل مشترک دیدگاه ایران و روسیه در حوزه سیاسی‌ ـ امنیتی است و نگرانی‌های مشترکی هم در گسترش ناتو و گسترش حضور و نفوذ آمریکا در منطقه دارند. این روابط تا حدودی هم در حوزه سازمان همکاری‌های اقتصادی شانگهای تجلی پیدا کرده است.

همین‌‌طور حساسیتی که نسبت به حوزه خزر وجود دارد. علایق روسیه برای همکاری با جهان اسلام با توجه به نقش ایران در جهان اسلام خود یک زمینه همکاری را ایجاد می‌کند. زمینه‌هایی واگرایی، زمینه‌هایی است که می‌توانند امکان همکاری را هم فراهم کنند. البته یک زمینه اصلی واگرایی میان 2 کشور عدم اعتمادی است که بعضا وجود دارد و این‌که بعضی از تفاهمات به سرانجام نمی‌رسد و بعضا سران دو کشور و یا دست‌اندرکاران نگران این می‌شود که شاید طرف مقابل اراده لازم برای انجام کار ندارد.

این بی‌اعتمادی و شاید بتوان گفت جو روانی که نسبت به همدیگر در بعضی موارد حاکم است، یکی از نقاطی است که می‌تواند عامل واگرایی باشد. اخیرا بحث انرژی در منطقه مطرح است که من فکر می‌کنم این یک موضوع حساس در روابط ایران و روسیه است که جمهوری اسلامی ایران هم باید با حساسیت ویژه‌ای آن را به کمک دستگاه دیپلماسی و دستگاه‌های دیگر دنبال کند. چرا‌ که روسیه به بسیاری از متحدان سابق خود و جمهوری‌های همکارش انرژی ارزان تحویل می‌داده و حالا مایل نیست روند گذشته را در پیش بگیرد، با این‌ که به هر‌ حال از تفاوتی که در تعرفه‌ها و نرخها ایجاد می‌کند، به عنوان یک اهرم نیز بهره می‌برد و از طریق آن جمهوری‌ها را تحت فشار قرار ‌داده، نتیجتا جوی را ایجاد می‌کند که بعضی از آنان از جمله ارمنستان و گرجستان یا حتی آذربایجان مایل هستند که بخشی از انرژی مورد نیاز را از ایران تامین کنند و حتی اروپا که از جهت گاز بسیار وابسته به روسیه است، می‌تواند به یکی از مشتریان جدی ایران تبدیل شود و از برخی خطوط گاز ایران استفاده کند.

 این امر می‌تواند ایران را تبدیل به یک رقیب جدی برای روسیه کند که البته ممکن است روسیه در خصوص این مساله حساسیت نشان دهد، ایران هم به ‌طور طبیعی نمی‌تواند منافع خود را در نظر نگیرد و باید تلاش کند که صدور انرژی را به کشورهای همسایه افزایش دهد. این موضوع بسیار مهمی است که ایران و روسیه بتوانند در چنین شرایطی مسائل را بدرستی مدیریت کنند و نگذارند که تبدیل به یک گام واگرایی شود، بلکه باید یک موضوع همکاری باشد.

* به نظر می‌آید قدرتهای بزرگ در مباحث کلان و در واقع در اهداف کلان بین‌المللی خود داری یک اتفاق نظر هستند که اگر این فرض را درست بگیریم، تاثیر روابط مسکو ـ واشنگتن در روابط تهران ‌ـ مسکو در این قالب چگونه است؟ با توجه به آن تخاصم ایدئولوژیکی که میان ایران و آمریکا وجود دارد.

** واقعیت این است که ما مشکلات اساسی با آمریکا داریم و با ساختار بین‌الملل هم بعضا حرفهای جدی داریم در حالی که روسیه چنین مشکلاتی را ندارد. یعنی روسیه اولا با این ساختار موجود بین‌المللی مبتنی بر نظام سرمایه‌داری و لیبرالیسم که در قرون 17 میلادی به بعد شکل گرفت، مشکلی ندارد و با ساختارهای موجود بین‌المللی هم مشکلی ندارد، یعنی روسیه می‌خواهد سازمان ملل باشد و تقویت شود و به همین ‌طریق کارها حل و فصل شود. پس این نکته مهمی است که روسیه مشکل اساسی با ساختار نظام بین‌المللی موجود ندارد؛ اما جمهوری اسلامی ایران دارد.

پس آمریکا می‌تواند یک شریک برای روسیه باشد کما این‌ که پس از 11 سپتامبر یک ترورسیم شکل گرفت و با دوستی ویژه بین پوتین و بوش همراه شد. رفت‌وآمدهایی صورت گرفت که در مقابل آن تعاملاتی هم صورت گرفت. روسیه از حضور نیروهای آمریکایی در آسیای مرکزی چشم پوشید و بسیاری موارد دیگر. منتها از طرفی دیگر روان‌شناسی حکومت در روسیه یک روانشناسی اوراسیایی است و به همین دلیل روسیه همیشه مورد انتقاد کشورهای اروپایی و آمریکایی در مورد نقض حقوق بشر قرار دارد و از طرفی دیگر هم روسیه از گسترش هژمونی آمریکا نگرانی دارد و اعتقاد لازم را به آمریکا ندارد.

رفتارهایی که آمریکا در مقابل روسیه دارد همه نشان می‌دهند به روسیه اعتماد کافی ندارد بخصوص در بهار گذشته، سخنرانی دیک چنی در بالتیک که سخت روسیه را مورد حمله قرار داد و شیوه حکومتداری پوتین را زیر سوال برد، باعث شد برای اولین بار نوعی جنگ سرد در روابط روسیه و آمریکا پدیدار شود. با توجه به‌ این ‌که یک بی‌اعتمادی نسبی هم وجود دارد و از طرفی هم روسیه یک نوع استحکام داخلی پیدا کرده، در دوره‌های پوتین مایل به عرض اندام بیشتر در سطح بین‌المللی است و مواضع مستقلی را در این عرصه اتخاذ می‌کند. به مشارکت فعال‌تر و حل و فصل مسائل دیگر ملل تمایل دارد، در جهان اسلام فعالیت جدی‌تری در حال صورت دادن است. به طور مثال، رهبر حماس را به مسکو دعوت می‌کند و با این کارها می‌خواهد بگوید که دارای حوزه مستقلی در سیاست خارجی است. اینها همه نقطه‌های واگرایی روسیه در رابطه با آمریکا است.

* روابط تهران ـ مسکو تا چه اندازه معطوف به عضویت روسیه در شورای امنیت است؟

** در مجموع، روابط 2 کشور حائز اهمیت است. منتها دارای خاستگاه‌های متفاوت است. طبیعتا حضور روسیه در شورای امنیت مهم است و ایران هم روی این حضور حساب کرده است. به هرحال، همکاری ایران و روسیه می‌تواند مشکلات متعددی در منطقه و دنیا را حل کند، این یک نیاز متقابل است. مثلا از طرفی ایران در منطقه در حوزه فعالیت جهان اسلام می‌تواند کمک شایانی برای روسیه باشد؛ اما این مساله از یک ظرفینی برخوردار است.

* چشم‌انداز روابط ایران و روسیه در آینده چگونه خواهد بود؟

**ایران و روسیه همکاری‌های خوبی بویژه در زمینه هسته‌ای با یکدیگر در سالهای گذشته داشته‌اند و این مبتنی است بر مناسبات و حسن تفاهمی که میان 2 کشور وجود دارد.

روسیه به عنوان عضوی از گروه 1+5 در شورای امنیت همواره حامی ایران بوده است و ایران نیز روی این حمایت و مقاومت آن در برابر فشارهای آمریکا حساب می‌کند.

ما باید همه‌جانبه، روابط خود را با روسیه گسترش دهیم روسیه هم همسایه بزرگ ایران است و هم از توانایی بالایی در منطقه و جهان برخوردار است و از طرف دیگر، رشد روسیه در جهت منافع ملی ایران است، طبیعتا رفت‌وآمدهایی که در‌ این خصوص میان مقامات دو کشور صورت گرفته و می‌گیرد، می‌تواند در گسترش و ارتقای همکاری‌ها مفید و تاثیرگذار باشد. مسلما برای روسیه مهم است نیروگاه بوشهر که به کمک آنها ایجاد شده است به سرانجام برسد. اگر روسیه این طرح را به اتمام نرساند، در جایگاه روسیه در عرصه بین‌المللی تاثیر منفی خواهد داشت و طرفهای دیگر هم در جامعه بین‌الملل به آن اعتماد نخواهند کرد.

مجموعا در معادله‌ای که حاصل آن مقاومت روسیه در مقابل آمریکاست، سرنوشت نیروگاه بوشهر تعیین خواهد شد؛ اما باز هم شرایط بین‌الملل و اوضاع پرونده هسته‌ای ایران ممکن است راه‌‌اندازی این نیروگاه را به تاخیر بیندازد. هرچه روسیه در عرصه‌های بین‌المللی از جمله در جهان اسلام قدرتمند‌تر ظاهر شود، بیشتر به نفع ایران خواهد بود. در عین ‌حال مسکو نمی‌تواند محبوبیت ایران و نفوذ آن در حل مسائل افغانستان، عراق، لبنان و حل مناقشه فلسطین اسرائیل را نادیده بگیرد.

روسیه از توانایی و امکانات بسیاری برخوردار است؛ ولی اگر ایران را از دست بدهد، ممکن است مواضع خود در خاور نزدیک را نیز از دست بدهد که آمریکا مدتهاست برنامه‌هایی با عنوان نظریه خاورمیانه بزرگ برای آنجا در سر می‌پروراند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات