*چرا خبرگزاری دانشجویان ایران هشت سال پیش تاسیس شد؟
**برای توضیح این مطلب باید برگردیم به زمانی که ایسنا تاسیس شد که چه مقطعی است؟ نقش دانشجویان و دانشگاهها در آن مقطع چیست. بیتردید دانشگاهها، نخبگان و دانشجویان نقش تعیینکنندهای در شکلگیری و استمرار اصلاحات در ایران داشتند. مقطعی که ایسنا شکل گرفت، مقطعی بود که دانشگاهها تعیینکنندهترین مقطع تاریخی خودشان را پشتسر میگذاشتند. از یک طرف دیگر جامعه ما به شدت در عطش اطلاعات میسوخت. فضای رسانهای آن موقع ایران، فضای خاصی بود و نمیتوانست عطش اطلاعاتی جامعه ایرانی را سیراب کند. میتوانیم بگوییم آن موقع ما نوعی مونوپلی رسانهای در ایران داشتیم. مجموعه این دو عامل یعنی نیاز به اطلاعرسانی در کشور (نیاز به پاسخ به عطش اطلاعاتی در کشور) و نقش تعیینکننده دانشگاهها در فرآیند توسعه سیاسی و فرهنگی در کشور جهاد دانشگاهی را به این نتیجه رساند که میتواند با خبرگزاری دانشجویان ایران در این نقطه تاریخی ایفای مسوولیت و نقش کند.
میخواستیم با محوریت واحدهای جهاد دانشگاهی نشریهای به نام دانشگاه امروز را منتشر کنیم. در جستوجوی بهترین فرم رسانه بودیم. در برنامه سوم توسعه خبرگزاریهای خصوصی و غیردولتی پیشبینی شده بود. هر روز پیشنهاد جدیدی دریافت میکردیم یک روز عزیزی گفت چرا خبرگزاری نمیزنید؟ این پیشنهاد را با دکتر منتظری مطرح کردم، با روی باز استقبال کرد و مسوولیت کامل کار را با اختیار تام به من واگذار کرد.
*این پاسخدهی با وجود خبرگزاری رسمی ایرنا و واحد مرکزی خبر که کل فضای خبری رسمی ایران را در اختیار داشتند، چگونه ممکن شد؟
**مهمترین مساله این بود که در ابتدای امر شکلدهی یک خبرگزاری آن هم غیردولتی در ایران ممکن تلقی نمیشد. کسی آن را ممکن نمیدانست چون سابقه نداشت. من در خاطرم هست در ابتدای کار وقتی خدمت برخی دستاندرکاران رسانهای ایران میرفتم و در مورد جوانب امر مشورت میکردم، در خیلی مواقع با پاسخهای جدی و مناسبی مواجه نمیشدم. در برخی مواقع هم که تشویق میکردند، حس میکردم که ته دلشان به ما میخندند که چند تا جوان که سابقه چندانی در نظام رسانهای ایران ندارند، میخواهند خبرگزاری تاسیس کنند. این ممکن تلقی نمیشد. این مهمترین مساله ما بود.
*مشکلات مالی هم حتما داشتید.
**در ابتدای امر جهاد دانشگاهی به عنوان بانیکار، حامی و پشتیبانی بود. آن موقع حدود 15 میلیون تومان بودجه برای راهاندازی خبرگزاری ایسنا در اختیار من قرار گرفت. ما توانستیم تعداد محدودی کامپیوتر خریداری کنیم. قراردادی را برای طراحی نرمافزار خبرگزاری ببندیم و یک تجهیزات حداقلی را مهیا کنیم. از عزیزانی که خواستیم با ما همکاری کنند، خواسته شد که با ما داوطلبانه همکاری کنند و بعدا هم تا حدود چهارماه هیچ حقوقی به آنها پرداخت نشد. در ادامه کار کمیسیون فرهنگی مجلس ششم، پیشنهادی را به دولت برای کمک به این خبرگزاری به عنوان یک فعالیت فرهنگی داد که یادم هست حدود 300 میلیون تومان بودجه در اختیار ایسنا قرار گرفت که کمک بسیار موثری در ادامه فعالیت این خبرگزاری بود که بعدها هر سال رقمی به آن افزوده شد و الان ردیف بودجه جداگانه دارد.
*پس ایسنا یک خبرگزاری وابسته به دولت محسوب میشود. از دولت پشتیبانی میشود.
**خب من نمیتوانم منکر این مساله شوم که این کمکها به نوعی تاثیرگذار است، اما ما باید این ظرفیتها را توسعه دهیم که این کمکها توسعه پیدا کند، بدون اینکه آن مدیونیت به حداقل برسد.
*همین کمکها باعث نمیشود که دولت (هر دولتی) بگوید حالا که من به ایسنا کمک میکنم، پس میتوانم، حق دارم مثل خبرگزاری ایرنا، مدیرعامل خبرگزاری ایسنا را هم عوض کنم که به سلیقه من عمل کند؟
**در رابطه با ایرنا همینطور است. من چند ماه پیش نامهای را به مدیرعامل جدید ایرنا نوشتم در مورد نقشی که ایرنا میتواند در ایران ایفا کند که متاسفانه در شرایط فعلی نمیتواند. در آنجا بحثی که من مورد توجه قرار دادم، موضوع دخالت در تغییر مدیر ایرنا و نوع تغییر است. من اساسا با اینکه با امضای یک وزیر، مدیر خبرگزاری ملی کشور عوض شود، درست نمیدانم و معتقدم در نظام قانونگذاری کشور این موضوع باید تجدیدنظر شود. وقتی سطح مدیر خبرگزاری ملی در حدی است که با امضای یک وزیر عوض شود، آن خبرگزاری هیچ وقت نمیتواند نقش ملی ایفا کند. آنجا هم گفتم که در موضوع خبرگزاری دولتی هم نباید به این مفهوم باشد که صرفا یک جریان یکسویه خبری از سمت دولت به مردم برقرار شود. باید یک وظایف جدیتر و جامعتری را برای خبرگزاری ملی خودمان ببینیم. همه دولتها خبرگزاریهایی را دارند، اما در همه دولتها با خبرگزاری دولتی خودشان اینگونه برخورد نمیشود.
*شما پایهای را در ایسنا گذاشتید که مدیرعامل از طرف دولت تعیین نشود؟
**اولا ما باید به ساختار جهاد دانشگاهی توجه کنیم. خبرگزاری دانشجویان، برآمده از جهاد دانشگاهی است. ما باید جهاد دانشگاهی را تحسین بکنیم به خاطر این فرصتی که در اختیار دانشجویان کشور قرار داد. جهاد دانشگاهی یک نهاد دولتی نیست. عزل و نصبها در جهاد دانشگاهی از نوع عزل و نصبها در دولت نیست و شاید همین نوع مالکیت رسانه در ایران باعث شده باشد که خبرگزاری دانشجویان ایران از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشد یعنی با واسطه جهاد دانشگاهی متصل به دولت است. جهاد دانشگاهی زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و شورای عالی انقلاب فرهنگی زیرمجموعه دولت نیست. همین مساله به جهاد دانشگاهی آزادی عمل بیشتری داده و به طبع آن ایسنا نسبت به یک خبرگزاری دولتی آزادی عمل بیشتری دارد.
*اما آقای منتظری با دستور رئیسجمهور (رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی) از جهاد دانشگاهی رفتند؟
**نه، رئیس جهاد دانشگاهی توسط هیات امنا انتخاب و بعد از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم رئیس شورا منصوب میشود. پس موضوع از جنس سایر انتصابات دولتی نیست.
*اما دولت (رئیس جمهور) میتواند تاثیر بگذارد.
**قطعا دولت سهم تعیین کنندهای در این زمینه دارد، من این را انکار نمیکنم. اما عرض کردم، در موضوع رسانه حتی اگر خبرگزاری دولتی باشد، مداخلاتی در رسانه که منجر به نقض استقلال تحریر رسانه شود را قبول ندارم، چه برسد که رسانه مستقیما زیر نظر دولت نباشد. به نظر من قانون مطبوعات ما باید معیار عمل باشد و اگر قانون میگوید هیچکس حق ندارد در محتوای رسانه دخالت کند، این مربوط به همه است و دولت اولین کسی است که باید این قانون را رعایت کند. نه اینکه دولت ما برای تامین نظر خود در محتوای رسانه با اعمال فشار، تغییر عوامل رسانه را چاره کار بدانند.
*الان خیلیها نگران هستند که آقای نادعلیزاده برکنار شود.
**من هم نگران همین مساله هستم.
*برای انتخاب آقای نادعلیزاده در ایسنا اجماع به وجود آمده بود؟
**زمانی که بنا شد من ایسنا را ترک کنم، از دوستان در جهاد دانشگاهی (آقای منتظری) خواستم که برمبنای تقاضای دوستان ایسنا انجام شود و کسی مسوولیت را قبول کند که در ایسنا کار کرده باشد. پایه خوبی در ایسنا گذاشته شد که تنها کسی میتواند در ایسنا فعالیت کند که مدتی خبرنگار افتخاری بوده باشد. سپس ترقی کند. هیچکس در ایسنا نمیتواند دبیر یا سردبیر و مدیرعامل شود مگر اینکه روزی خبرنگار بوده باشد. این در ایسنا عمل شده و به عنوان یک منطق کاری پذیرفته شده و من معتقدم این برای رسانه بسیار مفید است.
در آن مقطع مجموعه دوستان ایسنا در جلساتی که بود، مجموعا به این نتیجه رسیدند که آقای نادعلیزاده بالاترین مقبولیت و استانداردهای لازم را برای کسب این مسوولیت دارد و معتقدم که ایشان در یک سال گذشته موفق عمل کرده و توانست با شرایطی که در کشور وجود دارد، کیان این رسانه را حفظ کند و نفوذ این رسانه را استمرار ببخشد با همکاری خبرنگاران، دبیران و سردبیران ایسنا.
*یکسری فشارها الان به ایسنا هست که بدنه کمی معتدلتر شود. آن زمان هم حتما شما با این فشارها روبهرو بودید.
**ایسنا ویژگیهای خاص خودش را دارد و طبیعتا در جامعهای که رسانه از منزلت مطلوب خودش برخوردار نیست یا در شرایطی که قانونهای حمایتی از رسانه در ایران کافی نیست، قبول کنید که کار رسانه در ایران بسیار دشوار است. طبیعی است که ما هم با این مشکل دستوپنجه نرم میکردیم. خاصه اینکه هر چه حوزه نفوذ این رسانه بیشتر و عمیقتر و گستره عمل وسیعتر باشد، بیشتر با این فشارها روبهرو است. ایسنا در شرایطی به فعالیت خودش ادامه داد که بیش از 100 روزنامه و نشریه در ایران توقیف شد. به شعار ایسنا توجه کردهاید؟ «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود».
*فشارها از جانب دولت آقای خاتمی هم بود؟
**موارد فراوانی در دوران مسوولیتم در ایسنا، تحت فشار قرار گرفتم؛ حتی از جانب برخی وزرای دولت آقای خاتمی که چند روز پیش، این موضوع را به ایشان گفتم. رویکرد ایسنا اساسا جنجالی نبود و همیشه سعی میکردیم با گفتوگوهای منطقی کار را به نتیجه مطلوب برسانیم و این طور هم میشد. خیلی از وزرا قانع نمیشدند و از طرق مختلف فشار میآوردند. اما ما زیربار نمیرفتیم. منصف باشم فشارهای دولتی در مقایسه با بخشهای دیگر حداقل بود. بالاخره اختلافنظر با گروهها و احزاب یا دستگاهها و مجموعههای دیگر در مواردی پیش میآمد. در مواردی همکارانم و خودم از برخورد فیزیکی نیز مصون نبودهایم. به شکلی که در یکی از وقایع کوی دانشگاه، برخورد فیزیکی با من صورت گرفت، اما ایسنا وارد جنجال رسانهای نشد و حق رسانه را از آن مسیر دنبال نکرد بلکه از طریق برقراری دیالوگهای منطقی دنبال کرد و کار به جایی رسید که فرمانده نیروی انتظامی کشور سه جا رسما از مدیریت ایسنا عذرخواهی کرد. اتفاقی که در خیلی جاها نیفتاده است. در احضار دادگاهها هم روال پرهیز از جنجال بود.
*اما بسیاری درک ما را از رسانه ندارند، پس فشارهایی وارد میکنند.
**درکی که برخی نهادهای امنیتی و قضایی از کارکرد رسانه داشتند، طبیعتا با درک ما تفاوت پیدا میکرد و در آن جاها هم میتوانید فرض بگیرید که فشارهایی متحمل میشدیم. اما با این حال ایسنا هرگز کارکرد خودش را معطل یا تحتتاثیر فشارها قرار نمیداد. ما در حقیقت ضمن اینکه در حال تاسیس خبرگزاری بودیم و یک بخش از اندیشه خود را متوجه تاسیس آن با قابلیتهای بسیار بالا میکردیم، از یک طرف هم باید نهادهای اجرایی، قضایی و امنیتی کشور را نسبت به کارکردهای رسانه قانع میکردیم. من همیشه اعتقاد داشتهام که در دل انقلاب. باید قبول کنیم که ایسنا به سهم خودش نقش تعیینکنندهای در توسعه نظام رسانهای و ارتقای فرهنگ رسانه در ایران داشت و دارد. ایسنا در زمان خود توانست جریان اخبار داخلی را بر مبنای منابع خبری داخلی تغییر دهد به این معنی که در گام اول مردم ما برای آگاهی از اخبار غیررسمی کشور خودشان به رسانههای خارجی نیاز نداشته باشند، در گام دوم نگاه رسانههای دنیا به سمت اخبار ایسنا به عنوان منبع معتبر اخبار ایران جلب و باعث شد اخبار مربوط به وقایع داخلی ایران با منبع یک رسانه ایرانی در جهان منتشر شود و به نوعی شعار «ایران به روایت ایران» محقق شد.
*شما از جریان یکسویه خبری انتقاد کردید. تلاشهای ایسنا در این مورد چه بود؟
**ما در مطالعاتی که نسبت به نظام رسانهای ایران داشتیم، متوجه شدیم که جریان رسانهای ایران یک ارتباط یکسویه از دولت به مردم را برقرار میکند. ما تلاش کردیم یک ارتباط سهوجهی برقرار کنیم؛ ارتباطی بین سه وجه نظام، نخبگان و مردم. ایسنا تلاش کرد در نقطه ثقل این سه وجهی قرار بگیرد. دیگر جریان خبر، یکسویه نبود. ایسنا دیدگاههای مردم را به نظام و نیازهای نظام را به مردم منتقل میکرد و با بازکردن دریچه رسانهای برای نخبگان، در خصوص پرسشهای نظام از آنها پاسخ میطلبید. نقدهای نخبگان و مردم را به اطلاع نظام میرساند. این گردش خبری یک فضای جدید اطلاعرسانی و مشارکت چندجانبه را شکل داد و همین کار، فضای جدید را به گونهای به جامعه عرضه کرد که هم فرهنگ رسانه را ارتقا داد و هم مصونیتی نسبی برای رسانه به ارمغان آورد.
*داخل پرانتز بگویم؛ مصونیتی که شما میگویید هیچگاه وجود ندارد. شما از تحمل فشارها گفتید. الان در بدنه ایسنا آن قدرت تحمل را میبینید؟ فشارهایی که خودتان نگرانش هستید.
**قطعا آن موقع ایسنا تنها نبود و به تنهایی این مسائل را تحمل نمیکرد. در کنار برخی تفاوت نظرها، ایسنا در چتر حمایتی همان سهوجهی قرار داشت. همان نخبگانی که ایسنا سعی میکرد در جریان خبر مشارکت داشته باشند، همانها هم حامی رسانه بودند. مردمی که مخاطب ما بودند، حامی معنوی ما بودند و نظام قطعا حامی ایسنا بوده و به آن فرصت داده است. من در این موضوع تردید ندارم. ممکن است که عدهای در سطوح مختلف، با تنگنظریها، تحمل نمیکردند، اما کسانی هم بودند که حامی معنوی ایسنا بودهاند. من همیشه گفتهام که ایسنا مورد اعتماد و لطف رهبر معظم انقلاب بود. البته به این معنا نبود که کارهایی که ما میکردیم، مورد نقد نبود اما اعتماد، لطف و وسعتنظر رهبر بزرگوار را حس میکردیم. شخص آقای خاتمی هم که روشن است کاملا از ایسنا حمایت معنوی میکردند یا بیت حضرت امام خمینی و فرزند یادگار گرامی حضرت امام. دولت آقای خاتمی حمایت مادی داشت و مجلس و کمیسیون فرهنگی همیشه از ایسنا حمایت معنوی میکرد؛ نخبگان نیز همینطور. اما همه اینها، نافی این نبود که جدیترین انتقادات نسبت به حامیان ایسنا، روی خروجی ایسنا قرار نگیرد؛ جدیترین انتقادات به شخص آقای خاتمی و دولت ایشان. جدیترین انتقادات نسبت به پارلمان و تشکیلات قضایی یا انتقادات به نخبگان و احزاب. همیشه همه این را میدانستند که حمایتهای معنوی از ایسنا نافی برقراری جریان نقد و استقلال تحریری نباید باشد. در دوران مسوولیت من هیچکس به ایسنا دستور نمیداد و هیچکس نمیتوانست از ایسنا تقاضای نامرتبط کند. آیا کسی هست که بتواند بگوید ما فلان چیز را به ایسنا دیکته کردیم؟ امکان نداشت کسی بتواند استقلال تحریری ایسنا را بشکند. هر چه بود فهم و درکی بود که از آن وجوه سهگانه وجود داشت و البته این را هم بگویم سلامت مجموعه ایسنا مصونیت بالایی به آنها داده بود. ایسنا به لحاظ سیاسی و اقتصادی سالم بود. این مجموعه همه صداهای قانونی را پوشش میداد، اما در چنبره هیچ حزب و گروهی نمیگنجید.
*الان شما حمایتها را میبینید؟ حمایتها در دولت و مجلس.
**من از همه میخواهم این حمایت را داشته باشند. من از همه میخواهم این ظرفیت را داشته باشند. ایسنا یک سرمایه ملی است. الان فقط یک رسانه متعلق به جهاد دانشگاهی نیست. من در دیداری که با دوستان جهاد دانشگاهی داشتم گفتم وابستگی تشکیلاتی به جهاد دانشگاهی یک افتخار است، اما در عین حال ایسنا متعلق به ملت و سرمایه ملت است. همه باید به آن مسوولانه نگاه کنند. هیچکس نباید به خاطر پیشبرد منویات خودش این رسانه را تحت فشار قرار دهد.
*اما اکنون تحت فشار است.
**من میشنوم و فکر میکنم که به هر حال ایسنا از جانب برخی دوستان دولتی تحت فشار است. شکی در آن نیست. من فکر میکنم که دوستان باید در این مساله تجدیدنظر کنند. من این را در شأن دولت نمیدانم و این رویکرد را هم غلط میدانم و مفید فایده نمیدانم. اولا مشکلاتی که دولت با آن دست و پنجه نرم میکند، ناشی از رسانهها نیست. راهحلهای آن هم صرفا رسانهای نیست و اگر دوستان فرض میگیرند که در برخی موارد رسانهها راهحل مساله هستند، مربوط به آنجاهایی است که نظام رسانهای قوی دارند. من میگویم اگر صدا و سیما با آن وسعت و با آن شبکه وسیع و اگر ایرنا، ایران، کیهان و روزنامهها و خبرگزاریهای همسوی دیگر نتوانند مشکلات دولت را حل کنند، چگونه میخواهیم با یک ایسنا آن را حل کنیم؟ آیا با تغییر خط مشی ایسنا مشکلات حل میشود؟ این نگاه بلند و عمیق به مساله نیست! و نشان میدهد که تحلیل قوی از قضیه نداریم. اساساً این افتخار و منفعتی برای دولت نیست که با جریان نقاد سالم و نافذی مثل ایسنا اینگونه برخورد کند. حتی اگر به فرض محال، دولت تصور کند که متولی ایسناست. من میگویم که چنار امامزاده صالح را هم متولیاش نمیتواند قطع کند؛ چرا که میراث فرهنگی است. آنوقت با چه استدلالی عدهای میخواهند رسانهای مثل ایسنا را که میراث رسانهای کشور است، تحت فشار قرار دهند. درحالی که نه در شکلگیری این پدیده و نه اندیشه مولد آن، نقشی نداشتهاند و نه از دل اندیشه آنها میتوانسته چنین پدیدههایی شکل بگیرد.
یقین دارم که دوستان من در ایسنا به ارتقای امنیت و توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور فکر میکنند. آنها هم آرزو دارند در کشوری سربلندتر و مفتخرتر زندگی کنند. آنها هم اگر بتوانند کمکی کنند که مشکلات حل شود، دریغ نمیکنند. اما آیا راهحل مساله تحت فشار قرار دادن ایسناست؟
*به نظر شما ایسنا زیربار فشارها میرود؟
**من به روزی فکر میکنم که تغییر دولت، دیگر منجر به تغییر مدیران رسانهها نشود. تغییر مدیر ایسنا اگر تحت فشار دولت انجام شود، هرگز افتخاری برای دولت نیست. من به این فکر نمیکنم که بچههای ایسنا چه کار باید بکنند. من به این فکر میکنم که دوستان دولتی نباید اجازه دهند که به نام آنها چنین اتفاقی بیفتد. من تا آنجا که از جهاد دانشگاهی خبر دارم و دوستان جهادی خودم را میشناسم، به لطف خداوند وقوف کامل به اهمیت مساله و ضرورت صیانت از خطمشی، محتوا و ساختار این رسانه را دارند و تا آنجایی که حدس میزنم اگر استقلال عمل این دوستان به رسمیت شناخته شود، بعید است که به چنین نتیجهای برسند. پس باید از دوستان بیرونی خواهش کنیم که فشار خودشان را بردارند. من هیچ وقت از جانب جهاد دانشگاهی نگران نبوده و نیستم. جهاد دانشگاهی مولد این رسانه و اولین حافظ آن است. مدیریت فعلی جهاد تا آنجایی که میشناسم یک شخصت جهادی، مستقل و مومن به فعالیتهای جهاد دانشگاهی است. امیدوارم در شرایطی که از ایشان توقعات ناصوابی دارند، خودشان با کمک دیگران بتوانند این فرآیند را پشتسر بگذارند.
*و اگر چنین اتفاقی بیفتد؟
**من اخیرا گفتم ایسنا اگر از اسب بیفتد، از اصل نمیافتد. ایسنا یک فرهنگ است. ایسنا با عملکرد چندین ساله خود و با ارزشها و فلسفه خبری خود همراه با چندهزار خبرنگار افتخاری در کل کشور، دفاتر استانی و... تبدیل به فرهنگ شده، اما طبیعتا تاسفبرانگیز خواهد بود اگر ایسنا نتواند این فرهنگسازی خودش را با قوت و استمرار ادامه دهد.
*اگر اتفاقی که برای روزنامه ایران افتاد، ایسنا هم دچارش شد؟
**(سکوت میکند) تصور این مساله برای من خیلی سخت است. (سکوت) در مورد ایران نمیتوانم اظهارنظر خاصی کنم، خدا نکند برای ایسنا اتفاقی بیفتد، ولی اگر افتاد، فقط میتوانم افسوس بخورم. من نمیدانم چرا در کشور ما تا نهالی میخواهد سربلند کند، یک عده با تیشه، ریشهاش را میزنند؛ با هر توجیهی. هیچکس با توجیه نامقدس در این کشور کاری را انجام نمیدهد. همه برای کار خودشان توجیه مقدس میآورند. خدا رحمت کند دکتر شریعتی را، در بحث «مذهب علیه مذهب». میگفتند مگر میشود کسی در یک کشور مذهبی با استدلال کفر، منویات خودش را جلو ببرد؟ بنابراین همه لباس مذهب میپوشند؛ طبیعی است که در کشور ما، یا به نام مصلحت، خدمت، یا به نام هر موضوع منطقی و معقول دیگری، چنین اتفاق ناصوابی بیفتد. به هر حال این اتفاق ناصوابی است.
*شما از محل تحصیلتان مرخصی گرفتهاید، این مرخصی ربطی به آینده ایسنا دارد؟
**من قطعا فقط برای ایسنا آمدهام. من نگران بودم و آمدم که نگرانیهای خودم را به دوستانم در جهاد دانشگاهی منتقل کنم. آنها انسانهای فهیمی هستند و قطعا خودشان هم نسبت به این مساله نگرانی دارند. من نسبت به این مساله نگرانی دارم. امیدوارم این نگرانیها مورد توجه قرار بگیرد.
*چقدر موفق شدید؟
**به خداوند بزرگ امیدوارم. بعضی وقتها بیداری همه چیز است و من فکر میکنم این بیداری به وجود آمده است پس دیگر هر اتفاقی که بیفتد همه زوایای آن روشن است و هیچ چیز پنهان نیست. البته من نمیتوانم جوری حرف بزنم که انگار نگرانترین فرد، من هستم. من به عنوان یک فرد جهادی در دل جهاد این کار را انجام دادم. فکر میکنم که همه دستاندرکاران ایسنا و جهاد خودشان را نسبت به ایسنا مسئول میدانند و حتما آنها هم از طرقی که بایسته بوده تلاش کردهاند کاری بکنند.
البته این نکته را هم باید در نظر بگیریم که به هر حال در کشور ما میشود یک شبه یک ساختار درست کرد و یک شبه یک ساختار را به هم زد. ما این واقعیات را داشتهایم که میتواند به سر ایسنا هم بیاید. با درست و غلط آن کاری ندارم ولی در کشور ما از این اتفاقات زیاد افتاده. گذشته به من میگوید این گردنه هم قابل عبور است و هم خطرناک. هیچ چیز به این ترتیب، قابل پیشبینی نیست؛ در هرصورت من نگرانیهایم را در میان گذاشتهام. اما با هر نتیجهای، خدایی که ایسنا را آفریده، حتما فرهنگش را هم حفظ میکند.
*پیشبینیتان در مورد آینده ایسنا؟
**گذشته به من میگوید این گردنه قابل عبور است. اما هیچ چیز به این ترتیب قابل پیشیبینی نیست. خدایی که ایسنا را آفریده، حتما حفظش میکند. به دوستان جهادی خودم امیدوارم. من از بزرگان کشور میخواهم، خواهش میکنم که در این مورد عنایت کنند. من امیدوارم به عنایت در این مساله. برای نظام اسلامی ایران این خیلی پیشپا افتاده است که با این طرف و آن طرف شدن خبر سیاسی ایسنا، بخواهند چنین سرمایه بزرگ را دستخوش تغییر کنند. ما به چه چیز ایسنا افتخار نکنیم؟ از چه چیز ایسنا احساس شرمندگی کنیم؟
*کسی احساس شرمندگی میکند؟
**اگر احساس نمیکردند که اینقدر فشار نمیآوردند. اگر خدای نکرده کسی این فشارها را بپذیرد، باید شرمنده باشد.