«ایالات متحده در عراق مرتکب اشتباه شده است.» «راهکار ایالات متحده در جنگ عراق غلط بوده است.» این دو جمله سخنان کاندولیزا رایس و دونالد رامسفلد، وزرای خارجه و دفاع مستعفی آمریکاست. اما به راستی آمریکا در عراق مرتکب چه اشتباهاتی شده است.
جنگ با بهانه وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق آغاز شد اما با سرنگونی صدام، اثبات شد که رژیم گذشته عراق فاقد چنین سلاحهایی بوده است. اشتباه آمریکا در این زمینه مشروعیت جنگ را زیر سوال برد.
آمریکاییها پس از بحث سلاحهای کشتار جمعی، مدعی وابستگی صدام به القاعده و حادثه 11 سپتامبر شدند. اثبات نشدن این موضوع جایگاه دولت آمریکا را نزد افکار عمومی آمریکا تضعیف کرد و موجب کاهش حمایت عمومی از جنگ عراق شد.
دولتمردان آمریکایی معتقد بودند توان سیاسی و نظامی این کشور آنچنان قوی است که بدون شکل دادن به یک ائتلاف گسترده جهانی، امکان پیروزی در عراق وجود خواهد داشت و در عین حال آنان امیدوار بودند که با سرنگونی نظام دیکتاتوری حزب بعث، جهان سرانجام حقانیت آمریکا برای لشکرکشی به عراق را بپذیرد.
رامسفلد خلاف دیدگاه غالب ژنرالهای پنتاگون اعتقاد داشت که برای سرنگونی صدام، اعزام یک ارتش کوچک اما سریع کفایت میکند. در حالی که ژنرالها از اعزام حداقل 600 هزار نظامی به عراق حمایت میکردند.
سربازان آمریکایی در حالی وارد خاک عراق شدند که مقامات آمریکایی انتظار داشتند مردم عراق با حلقه گل از نیروهای خارجی استقبال کنند. در حالی که از دید مردم عراق سربازان آمریکایی گروهیی اشغالگر بودند و به همین دلیل به جای گل با گلوله از آنان استقبال کردند.
بلافاصله پس از سرنگونی صدام آمریکا ارتش عراق را منحل کرد به این امید که در دوران باثبات پس از جنگ، ارتش جدیدی ایجاد شود. در حالی که با انحلال ارتش عراق، از یک سو خلا قدرت این کشور را در خشونت غرق کرد و از سوی دیگر سربازان و افسران اخراجی را به اصلیترین گروههای مقاومت علیه آمریکاییهای تبدیل نمود.
آمریکاییها به بهانه بیثباتی و ناامنی در عراق، روند بازسازی را متوقف کردند در حالی که خلف وعده آنان برای ارتقا بخشیدن وضعیت معیشتی میلیونها عراقی، نارضایتی از حضور آمریکاییان را در عراق تشدید کرد. ضمن اینکه شبه نظامیان مسلح با استفاده از خیل بیکاران در عراق به سربازگیری از میان آنان پرداختند.
آمریکاییها یا نمیتوانند و یا نمیخواهند ناامنی را در عراق ریشهکن کنند. از یکسو ناامنیها موجب افزایش تلفات آمریکاییها شده است و از سوی دیگر ادامه ناامنیها میتواند ضرورت ادامه حضور آمریکا در عراق را توجیه کند.
آمریکا برای جلوگیری از تسلط شیعیان بر عراق، سیاست تحریک اهل تسنن و به کارگیری عوامل سابق بعث را در دستور کار خود قرار داد. در حالی که این روند همبستگی عراق را به مخاطره افکند و درگیریهای قومی را شدت بخشید. نتیجه این سیاست قرار گرفتن عراق در آستانه جنگ داخلی است.
سرانجام اینکه همچون آغاز جنگ، آمریکا از توجه به همکاریهای منطقهای از جمله استفاده از پتانسیلهای ایران و سوریه برای حل بحران عراق سر باز میزند.