روسیه و ایران دو کشوری که قبلاً در طول تاریخ خود به نام امپراتوری پرشیا و اتحاد جماهیر شوروی معروف بودهاند هر دو این کشورها انقلاب را تجربه کردهاند و این بار در چارچوب رقابتهای استراتژیک رقیب یکدیگر شدهاند. روابط روسیه با جمهوری اسلامی ایران در حال تغییر تدریجی است. در دههای که گذشت مشترکات اقتصادی و منافع تجاری جوی از همکاری متقابل را بین دو کشور به وجود آورده بود و به مرور زمان تا به امروز مسئله دیگری به نام انرژی هستهای و انتقال این فناوری از روسیه به ایران روند همکاری این دو کشور را جدیتر کرده است. میتوان گفت که ایران نقش بزرگی را در پیشبرد سیاستهای روسیه در نزدیکی هر چه بیشتر به منطقه آسیای جنوبی ایفا کرده ولی روسها دیگر نمیتوانند این مسئله را کتمان کنند که ایران هم اکنون به رقیب ژئوپولتیک آنان در منطقه تبدیل شده است و همکاری روسیه با ایران نیز در نوع خود یکی از عمدهترین مباحث مشترک مطرح شده بین سازمان ملل، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نهادهای جهانی بوده است.
در تاریخ روابط ایران و روسیه کشوقوسهای زیادی وجود داشته است. روسیه به کرات در طول دوره قاجار به ایران تجاوز کرده و بخشهایی از خاک ایران را به تصاحب خود درآورده است. سرزمین پرشیا (ایران باستان) در سال 1828 میلادی بخشهای اعظمی از خاک خود را در دستان روسیه سرخ دید و به طور کل منطقه قفقاز در تیول روسیه در آمد. یک قرن بعد در سال 1941 با حمله وسیع اتحاد شوروی سابق و پس از آن در سال 1945 بخشهای اعظمی از خاک آذربایجان ایران به تصرف روسیه درآمد و دولت وقت ایران طی دو قرارداد ترکمنچای و گلستان بخشی از خاک خود را به روسها داد. در میانه قرن گذشته آرام آرام نفوذ آمریکا به ایران ملموس شد و با کودتایی که با حمایت آمریکا انجام گرفت دولت دکتر مصدق در سال 1953 سرنگون شد. هنگامی که روسیه در سال 1979 مبادرت به اشغال افغانستان کرد ایران از ده ماه قبل دارای حکومت جمهوری اسلامی شده بود و سیاستهای شوروی در افغانستان مانع از ایجاد روابط مناسب بینالمللی میان مسکو و تهران میشد.
احیای رابطه
ایران در آن زمان نمیتوانست تهدید کننده هژمونی روسیه شود اما با توجه به قدرت فرهنگی و مشترکات ایران با جمهوریهای مشترکالمنافع روسیه نمیتوانست مانع از توسعه نفوذ ایران به این کشور شود. ایران به مرور توصیههایی را به روسیه در خصوص تجدید نظر در رفتار با استقلالطلبان مسلمان چچن کرد و در همان زمان روابط خوبی بین ایران و جنبش اسلامی ازبکستان و حزب التحریر برقرار شد. در دهه 1990 همکاری بین روسیه و ایران در جنوب قفقاز، آسیای مرکزی و افغانستان آغاز شد و سپس ایران و روسیه با اشتراک مساعی توانستند در منطقه قرهباغ آتشبس را بین قوای جمهوری آذربایجان و ارمنستان برقرار کنند و در خاموش کردن آتش جنگ داخلی در تاجیکستان هم همکاری خوبی با هم کردند. همکاری مسکو تهران به همین جا ختم نشد و این دو با کمک به احمدشاه مسعود نیروهای اتحاد شمال افغانستان را تجهیز کردند تا بتوانند به حکومت طالبان در افغانستان ضربه وارد کنند.
سقوط طالبان در افغانستان خبر خوبی برای ایران و روسیه بود و انهدام طالبان به معنای توفیق دو کشور در کم کردن از حملات تروریستی القاعده و جلوگیری از قاچاق مواد مخدر در مرزهای آنها بود. در دهه 90 میتوان همکاری دو کشور را در زمینههای تجاری ملموس دید حتی ایران در این زمان علاقه خود را به وارد کردن تکنولوژی فضایی روسیه نشان داد و همچنین تهران با خریداری وسایل مورد نیاز سازمان در پالایشگاههای نفت در حوزه انرژی همکاریهای خود با روسیه را آغاز کرد و در زمینه انتقال فناوری موشکهای بالستیک، برنامههای بیولوژیکی و شیمیایی، ادوات، هواپیما، هلیکوپتر، زیردریایی، تانک و سیستمهای دفاع موشکی فعالیتهای خود را با مسکو گسترش داد. روسیه در ادامه همکاریهای گسترده خود با ایران در زمینه هستهای نیاز قول مشارکت در ساخت و به پایان رساندن نیروگاه اتمی بوشهر را به ایران داده بود که این مسئله همچنان به عنوان یک موضوع بحثانگیز در محافل بینالمللی مورد ارزیابی قرار میگیرد و در واقع ایران در چرخه کامل سوخت هستهای خود میتواند از روسیه به عنوان یک شریک نام ببرد. (ارزش قرارداد روسیه با ایران درباره نیروگاه اتمی بوشهر رقمی بالغ بر 800 میلیون دلار اعلام شده که این قرار داد در سال 1995 بین دو کشور منعقد شد و گفته میشود هم اکنون در حدود 1500 دانشمند روسی در نیروگاه اتمی بوشهر مشغول به کارند.) مشارکت هستهای با ایران به هژمونی روسیه در منطقه کمک زیادی میکرد.
مشارکت متفاوت
فروپاشی اتحاد شوروی فرصت خوبی را برای توسعه همکاریها به ایران و روسیه داد و تهدیدها و منافع مشترک که بین دو کشور وجود داشت این دو را به یکدیگر نزدیکتر میکرد ضمن آنکه از هژمونی آمریکا در منطقه آسیای میانه و ماورای قفقاز هم میکاست. از نظر بسیاری از تحلیلگران سیاسی همکاری این دو کشور به معنای نفی جهان تک قطبی از سوی آمریکا بود و در شرایط امروزی که محمود احمدینژاد ریاستجمهوری ایران را به عهده دارد ایران به عنوان یک کشور مدعی و رقیب در کنار روسیه قد علم کرده و به گونهای میرود تا توازن قوا را در منطقه به نفع خود تغییر دهد و شاید از همین رو باشد که روسیه در چند ماه اخیر موضعگیری محافظهکارانهای نسبت به فعالیتهای هستهای ایران اتخاذ کرده و جهت سیاسی خود را مقداری در راستای سیاستهای آمریکا و سه کشور بزرگ اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) قرار داده است. در حال حاضر روسیه نفوذ مختصری در ایران دارد و ارائه طرح مسکو به ایران درباره غنیسازی اورانیوم در خاک روسیه که برای مدتی ایران دربارهاش فکر میکرد از علائم همین نفوذ است اما همانطور که گفته شد میتوان پیشبینی کرد که قدرتمند شدن ایران شاید در آینده دو کشور را به سوی یارگیریهای جدید سوق دهد.