صادق طباطبایی
امام همیشه مسایل و بحرانهای کشور را ابتدا با مردم در میان میگذاشت ایشان با اتکا به مردم و تشخیص میزان روحیه آنها و یا بهتر بگویم با آمادهسازی روحی جامعه، شیوهای را برای حل آن معضل اتخاذ میکردند. امروز بعضا مشاهده میشود زمانی که یک مشکل یا یک معضل به مرحله بحران نزدیک میشود و کم کم تمامی شئون زندگی جامعه را در برگرفته و به مراحل پیچیده میرسد و مردم از رسانههای خارجی خبرهایی میشنوند، آن وقت رسانههای خودی و غالبا ارگانهای نیمه رسمی و تریبونهای عمومی به طرح مساله میپردازند. در طرح و تبیین اندیشه امام بویژه برای نسل سوم، با نوعی تشتت و عدم هماهنگی و گاه تضاد مواجه هستیم اگر این روند عمومیت و تداوم یابد، ممکن است در آیندهای نه چندان دور، چیزی از اصول و مبانی اندیشه امام در اذهان جوانان جایی نداشته باشد. زیرا آنهایی که آگاه از افکار و اندیشههای امام هستند نه جایگاه در صدا و سیما و نه امکاناتی در تریبونهایی نظیر نماز جمعه و نه روزنامه و رسانه قابل اعتنایی دارند، اما در عوض آنانی که بیتفاوت نسبت به مبانی فکری و سیره عملی امام هستند و چه بسا خدای ناکرده در صدد تحریف اندیشههای ایشان هستند، انواع امکانات را در اختیار دارند.
امروزه با جریانهایی مواجه هستیم که عمدتا به دنبال کسب قدرت هستند؛ اما چون نمیتوانند یا نمیخواهند از راههای طبیعی و مشروع یعنی انتخابات و مراجعه به آرای مردم به آن برسند؛ از این رو اعلام میکنند برای تعیین نمایندگان یا نماینده مردم، راه بهتر از انتخابات وجود دارد. البته تا این جا ایرادی ندارد، هر کس مجاز و محق به بیان عقاید خود است؛ اما اشکال زمانی بروز میکند که این افراد مهمترین مانع پیش روی خود را صحبتها و اظهارات امام میبینند. لذا مجبور میشوند به تفسیرهایی نامربوط از کلام و بیان امام روی آورند و یا آن دسته از حرفهای صریح ایشان را که قابل تغییر و تفسیر و یا منطبق با نظرات خود نمیبینند؛ به مقتضات روز و شرایط حاکم بر آن دوران نسبت داده و نهایتا مصلحتآمیز و غیرالزامآور و عملی که از روی تاکتیک و به منظور اغفال دشمن؛ انجام شده معرفی کنند.
در شرایط فعلی تنها راه موثر و کارآمد برای مبارزه با جریانهای مخالف و بیگانه با اندیشههای سیاسی و اجتماعی و حتی مبانی روزنامه دولتی ایران شکل گرفت، اما ریشههای این حرکتها را باید در واقعیتهای اجتماعی و نیازها و خواستههای انباشته و پاسخ نیافته مردم جستجو کرد. حقوق شهروندی و تلاش برای به رسمیت شناخته شدن این حقوق نه تنها از سوی هموطنان آذری بلکه از سوی همه گروههای قومی و مذهبی و به عبارتی روشن خواست مشترک ایرانیان است. جنبشهای اجتماعی و سیاسی در ایران سالها است که درخواست این حقوق را به شکلهای گوناگون فریاد و بروز داده است. به دلیل بیتوجهی به اندیشمندان و صاحبنظران در حوزه مسایل اجتماعی سیاسی، فرهنگی و بهره نگرفتن از دانش و تجربه این گروهها و فرو کاستن این گونه مسایل پیچیده به شعارهای سطحی و به ظاهر ساده، بر پیچیدگیهای اجتماعی افزوده شده و راههای دشوار جایگزین راههای ساده میشود. باید با درس گرفتن از واقعیتها راهی مناسب برای برون رفتن از تنگناها جستجو کرد. تنها راه، فراهم کردن امکان مشارکت بیمانع مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی و رعایت قانون و پاسخگو شدن همه ارکان قدرت و حاکمیت است.
2_ برخی مطالبات و اعتراضها را به بیگانه نسبت دادن بیگانهترین سخنی است که به گوش میرسد. نمیتوان شرکت مردم در مراسم ملی و دولتی را قهرمانی مردم دانست و هم زمان اعتراض آنها به مواردی دیگر را سخن بیگانگان پنداشت. مردم ایران از هر قوم و مذهب در عین دفاع از یک پارچگی سرزمینی و پایداری در برابر هجوم بیگانگان و مقاومت در سختیها و پای فشردن برای استقلال و آزادی کشور خواستها و نیازهایی دارند که باید بتوانند به گوش مسوؤلان برسانند. آزادی مطبوعات؛ آزادی احزاب؛ و آزادی برگزاری تجمعها و راهپیماییها از سوی قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. کسانی که در برابر این امر قانونی مانع ایجاد میکنند بزرگترین آسیب رسانندگان به وحدت ملی هستند. به کارگیری ادبیات نادرست و خشن در برابر هر حرکتی از سوی هر کس که باشد پذیرفته نیست. تجربه نشان داده است که بزرگنمایی اشتباهات و به کارگیری زور در مناسبات اجتماعی به تولید و بازپروری چرخه خشونت تبدیل میشود. این پدیده سم مهلک مردمسالاری و دموکراسی است. روشن است که اندک کسانی نیز در پی استفاده نادرست از احساسات مردم بوده و برای انحراف خواستهها همه کوشش خود را به کار گیرند. بیتدبیری سبب میشود حقوق دیگران در برابر این اندک آسب بیشتری ببیند.
3_ هنگامی که روزنامهنگاری آنسان که خود میگوید ناخواسته سبب نگرانی گروهی از هموطنان شده است و خود پیشاپیش به پوزش نشسته است چرا راه بر جبران اشتباه و اصلاح خطا باز گذاشته نمیشود؟، بستن روزنامه و به زندان انداختن روزنامهنگار و بیکاری گروهی از شریفترین فرزندان میهن درمان دردی نیست که بروز کرده است. در این سالها بسیاری از روزنامهنگاران و دانشجویان قربانی عیش و عزا بودهاند پرسش این است که آیا باز هم بستنها و گرفتنها راه کار مناسبی است؟ هر چند به تجربه دریافتهایم که استفاده از این گونه اقدامات تنها به پنهان شدن دردهای پیدا منجر شده و درمان را دشوارتر میکند. نگاه امنیتی _ نظامی به پدیدههای اجتماعی راه را بر تحلیل درست رخدادها میبندد. هنگامی که نشریهای بسته میشود؛ نویسندهای قلم بر زمین میگذارد؛ کاریکاتوریستی تصویر نمیکشد و طنزپردازی دل سرد میشود؛ درد گرانتر و مشکل سنگینتر جلوه مینماید.
4_ آزادیخواهی، حقوق شهروندی؛ اجرای عدالت خواست مردم است. صدای آذربایجان صدای تهران، صدای تهران صدای کردستان و لرستان، صدای بلوچستان صدای کرمان و خوزستان؛ صدای یزد، اصفهان؛ خراسان؛ مازندران، صدای ترکمن صحرا. صدای گیلان صدای فارس است. این صدای واحد صدای یک پارچگی و همبستگی ایرانیان است. خواست مردم ایران یکی است. آنها آزاد زیستن، از نعمتهای مادی بهره بردن و از رفاه سهمی را داشتن حق خود میدانند. همین مردم انتخابات آزاد را که در قانون اساسی بر آن تاکید شده است حق خود به شمار میآورند و استفاده ابزاری از قانون را به رسمیت نمیشناسند. ایران ملک مشاع همه مردم ایران است. همه حق دارند در برابر قانون مساوی باشند، حق دارند که از دادرسی عادلانه بهره ببرند. حق دارند در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. این صدایی است که بایستی به درستی شنیده و به نیکی پاسخ داده شود. وحدت ملی در گرو شنیدن درست این خواست ایرانیان است.