تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۷۱۴۶۸

گذر از فضای دو قطبی


امیررضا موسوی‌نسب

اواخر سالهای 81 با سخن از حضور اصول‌گرایان با رویکردهای نوین عملی در عرصه سیاسی کشور مطرح شد. حضوری که به یکباره با استقبال بی‌نظیر مردمی روبرو شده و مناصب مسئولیت را یک به یک در اختیار گرفتند. حرکتی که از شوراهای شهر شروع شد و تا ریاست‌جمهوری به حضور کامل و تمام عیار اصول‌گرایان در صحنه سیاسی کشور انجامید.

اما بعد از این حضور: سخن از انشقاق و پدیدار شدن فروعات و سلایق مختلفی در سلایق مدیریتی و اقتصادی جنبش اصول‌گرایی به میان آمد. انشعاباتی که بسیاری از اصول‌گرایان و چهره‌های شاخص آن؛ به گلایه پرداختند و از آن با نام آفت جنبش اصول‌گرایی یاد کردند و واکنش‌های تندی را در ادبیات سیاسی کشور به نمایش گذاشتند.

اما سئوال این است آیا به راستی پدیداری گروه‌های مختلف اصول‌گرا در صحنه سیاسی کشور آفت است؟ آیا پدیداری فروعات مختلف حکایت از آفت این جنبش و خروج گروه یا گروه‌هایی از این جریان دارد؟ آیا حاکمیت سنتی احزاب خاص ضرورت دائمی است؟ به راستی کدام یک از پاسخ‌های این پرسش‌ها صحیح بوده و راه برون رفت کشور از وضعیت حاکمیت سنتی برخی از احزاب است؟ آیا این انشقاق موید این ادعا است که باید گروه‌های دیگر اصول‌گرا عملکرد خود را مطابق با رضایت الهی به اثبات برسانند؟

به نظر نگارنده؛ بعد از انتخابات سال 76 و دو قطبی شدن جامعه میان دو گزینه صفر و یک ؛ برخی از نخبگان و مدیران عالی کشور به تجارب ارزنده‌ای دست یافتند که نتایج این تجربه‌ها پاسخ‌های روشن و صحیح پرسش‌های فوق است.

آنچه که آفت کشور و صحنه سیاسی آن است: دو قطبی شدن جو سیاسی کشور بین سیاه و سپید است. این فضا سبب می‌شود تا جامعه مستعد التهابات سیاسی، کنش‌های عصبی و ارسال پیام‌های غلط برای خارج از کشور و تحلیلگران داخلی و خارجی شود. آثار سوء فضاء دو قطبی در کشور را می‌توان به شرح ذیل بیان کرد:

1_ استعداد جامعه برای التهابهای سیاسی

2_ حاکمیت ادبیات سفید یا سیاه به عنوان بر آیند کل جامعه

3_ پدیداری خود شیفتگی و انحصارگرایی

4_ ارسال پیام‌های غلط برای خارج از کشور

5_ و موارد متعدد دیگر

لذا با توجه به وضعیت ویژه‌ای که در همسایگان کشور به وجود آمده است؛ ضرورت دارد تا آرایش سیاسی کشور همواره برون داد آرمان‌های بلند و اصیل انقلاب محسوب شود. لذا به نظر می‌رسد یک تدبیر بسیار سازنده و عمیق و دقیق مبتنی بر عزت و مصلحت و محبوبیت و رضایت ملت در کشور؛ آرایش نوینی را برای کشور بوجود آورده است.

آنچه که در قبل نهی از کاربرد اصطلاحات چپ و راست در ادبیات سیاسی کشور؛ الگوی نوین محسوب می‌شد پایه‌های این ادبیات جدید است. خروج جامعه از فضای دو قطبی و پدیداری گروه‌های متعدد ولی در چارچوب اسلام و قانون و عاشق ولایت که از آن می‌توان با نام اصول‌گرا یاد کرد و پایداری این فضا را به راستی می‌توان برون داد واقعی جامعه ارزش‌های اصیل انقلاب برشمرد.

لذا نه تنها انشقاق در گروه‌های اصول‌گرا آفت نبوده بلکه خود موجب بالندگی و تعدیل گرایش‌ها و مواضع غیراصولی جریان‌های سنتی و یا دوم خردادی خواهد شد. پدیده مبارکی که نسیمی از آن در پیام حج از سوی مقام معظم رهبری_ مدظله‌العالی _ به روشنفکران و مردم مسلمان جهان ورزیده بود. تاکیدی که هرگز از به کار بردن نام اصول‌گرایی واهمه نداشته و با اصرار و هدف روشن در مقابل اتهامات بایستند و تاریخ جدیدی را در ادبیات سیاسی جهان رقم بزنند.

آنچه که امروز طلیعه مبارک آن در پدیدار شدن گروه‌های مختلف اصول‌گرا که قابلیت، جذب سلایق مختلف این جریان و مردم را در خود داشته باشد.

بنابراین برخی از سخنرانی‌های چهره‌های اصول‌گرا که خواستار اثبات عملکرد الهی گروه‌های دیگر اصول‌گرا است ناشی از عدم درک صحیح واقعیت موجود و تدبیر صحیح انجام شده است. تحلیل‌هایی که هنوز در فضای دو قطبی؛ سیر کرده و جامعه را سفید و سیاه می‌بینند خطری که متاسفانه در برخی از نخبگان نیز دیده می‌شود.

در مقابل آنچه که بعنوان آفت برای برخی از جریان‌های سیاسی دیگر اصول‌گرا می‌توان برشمرد خود شیفتگی نسبت به آراء مردم است. خطری که با درجات مختلف طیف‌های گوناگون این جریان را تهدید می‌کند و ممکن است با تاثر و سیر در فضای دو قطبی استدلالی بر حقانیت محسوب شود. خطری که لطمات سختی را در پی خواهد داشت.

از این رو به تمام جریان‌های سیاسی کشور بویژه اصول‌گرایان عرض می‌شود پدیداری این تفرق در احزاب امری پسندیده است و مزایای ذیل را در پی خواهد داشت:‌

1_ خروج جامعه از فضای دو قطبی و چند قطبی شدن جامعه در چارچوب اصول‌گرایی

2_ مستعد شدن جامعه برای تولید، حرکت و تعالی و دوری از التهاب‌های سیاسی

3_ خروج یک جریان اصول‌گرا به معنای نفی ارزشهای اسلامی نبوده و در پی آن سلیقه‌ای دیگر از اصول‌گرایی وجود دارد.

4_ تعدیل مواضع تند جریان‌های سنتی و دوم خردادی

5_ پایداری جامعه سیاسی در راه صحیح انقلاب و ولایت

6_ عدم ارسال پیام‌های غلط به خارج کشور

در نتیجه می‌توان دهه اخیر را دهه فرااصول‌گرایی سنتی با اصول‌گرایی نوین برشمرد. آنچه که در آینده‌ای نه چندان دور الگوی احزاب و کشورهای دیگر خواهد شد.

با توجه به این مطالب؛ درک موقعیت بی‌نظیر و تاریخی فعلی و حرکت بر طبق مبانی اصیل و دوری از کنش‌های متاثر از فضای دو قطبی خدای ناخواسته خدعه و فریب مردم از ضروری‌ترین مسائل برای نخبگان این جریان است. هر چند با بلوغ سیاسی منحصر به فرد ایران اسلامی مردم این موضوع را کاملا درک کرده و در انتخابات اخیر آن را به نمایش گذاشتند و چون گذشته جلوتر از احزاب و نخبگان عمل کردند. به امید روزی که آثار این بلوغ در احزاب و نخبگان نیز دیده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات