تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۷۱۴۸۵

همه مردان آمریکا


علیرضا بوالی

سه یار اصلی آمریکا در فشار به ایران برای جلوگیری از دستیابی به فناوری هسته‌ای در چه وضعی قرار دارند؟

فرانسه: فرانسه امسال با سال‌های پیش تفاوت اساسی دارد. دو ویپلن، وزیر خارجه شاعر دولت قبلی حالا نخست‌وزیر شده. مردم فرانسه اعتقاد دارند که قدمش برای آن‌ها نحس بوده، چون تقریباً با آغاز کار دولت او بود که شورش‌ها شروع شد. تبعیض نژادی بالاخره کار دست حاکمیت داد، طوری که صبر حومه‌نشینان لبریز شد و هزاران ماشین در آتش خشم کسانی که می‌گفتند فرانسوی‌ها فقط شهر‌نشین‌ها نیستند سوخت و مردم البته به جز پیرترها برای اولین بار طعم حکومت نظامی را چشیدند. البته برای دولت شهرنشین‌ها کم از حومه‌نشین‌ها دردسر نداشتند. تظاهرات و اعتصابات متعدد در اعتراض به قوانین جدید دولتمردان، کشور را هر چند یک بار به بحران فرو می‌برد و به این‌ها اضافه کنید اعتراضات گسترده مسلمانان به ممنوعیت حجاب که از چند سال پیش آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد.

اما وقایع چند ماهه اخیر نشان داده است که حاکمان فرانسوی راه‌‌حل این بی‌سر و سامانی داخلی را در خارج یافته‌اند. قدرتنمایی یا این که «ما هنوز هم اولیم» از لابه‌لای مواضع و تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی آن‌ها خودش را فریاد می‌زند؛ دووپلین که این روزها به نظر می‌رسد قریحه شاعری‌‌اش را هم از دست داده برای اظهار وجود فرانسه مساله چالش هسته‌ای ایران و غرب را بهترین فرصت دیده بی‌محابا و برای اولین بار می‌گوید که فعالیت ظاهراً صلح‌آمیز ایران پوششی است برای فعالیت‌های نظامی. همزمان شیراک، باز هم برای اولین بار می‌گوید که ما از بمب اتمی در مقابل دشمنانمان استفاده خواهیم کرد، حرف‌هایی که حتی همتای آمریکای‌اش بوش از گفتنش ابا دارد.

در حوزه‌های دیگر نیز گرفتن مواضع تند تبدیل به تنها سیاست راهبردی فرانسویان شده. در ماجرای اهانت روزنامه‌ها به پیامبر اسلام(ص) سارکوزی وزیر کشور می‌گوید این اهانت را به سانسور ترجیح می‌دهد و در بحران لبنان حمایت فرانسه برای برکناری لحود از ریاست‌ جمهوری افشا شده. به هر حال مسابقه موضع‌گیری شدید بین دولتمردان فرانسوی همچنان ادامه دارد اما این‌ که آن‌ها بالاخره موفق خواهند شد با حرف روی واقعیت را بپوشانند، در آینده‌ای نزدیک مشخص خواهد شد.

آلمان: چند ماهی می‌شود که آلمان دیگر جزو مردان آمریکا به حساب می‌آید. انگلا مرکل اولین زن صدراعظم ژرمن‌ها حالا بعد از مارگارت تاچر تبدیل به دومین زن مهم متحد آمریکا شده است و البته باز زمزمه‌هایی که از میان سیاستمداران آلمانی کم و بیش به گوش می‌رسد در مقایسه با تاچر انگلیسی زیاد نباید روی هوش او حساب باز کرد.

مرکل خیلی زود برگ‌هایش را رو کرد. هنوز به طور کامل در صندلی صدارت‌ اعظمی جلوس نکرده بود که ترجیح داد در اولین مسافرت‌های خارجی‌اش به آمریکا و اسراییل برود. در اسراییل به گونه‌ای حرف زد که گویا تامین امنیت اسراییل وظیفه اول دولت آلمان است و در آمریکا طوری به آن‌ها دست رفاقت داد که خیال بوش را برای چند سالی که او مسوول کشور آلمان است راحت کرد. به‌ نظر آگاهان سیاسی در مسایل بین‌المللی او ساده‌ترین راه را انتخاب کرده است. راهی که ساده‌اش می‌شود «پشت آمریکا حرکت کن تا ضرری نبینی» البته این مسیری است که چند سالی می‌شود انگلیس در آن قدم گذاشته با این تفاوت که انگلیسی‌ها زیرکانه قدم برمی‌دارند و آن‌طور که تا به حال مشخص شده است آلمان زمان مرکل با چشمان بسته. حداقل در عرصه مسایل هسته‌ای ‌ایران این موضوع کاملاً روشن شده است. اظهارنظرهای مرکل و برخی دولتمردان آلمانی در همین چند ماه نشان می‌دهد که آن‌ها نه دولت نظام ایران را که کل ملت ایران را نشانه رفته‌اند. مساله‌ای که حتی رژیم صهیونیستی با تمام تندروی‌اش از آن حذر دارد. جملاتی مانند این که ایرانیان لیاقت دستیابی به انرژی هسته‌ای را ندارند بیشتر از آن که نشان‌دهنده شجاعت و یا جسارت مرکل باشد از بی‌خبری او در عرصه بین‌المللی خبر می‌دهد.

انگلیس: انگلیس سعی فراوانی می‌کند انگلیس بماند. این شاید مناسب‌ترین عبارت باشد برای تحلیل رفتار انگلیسی‌ها در این چند ساله.

سال‌هاست در بین افکار عمومی دنیا «انگلیس» واژه ناقصی شده  که تا در کنار آمریکا آرام نگیرد کامل نمی‌شود. سیاست همراهی با آمریکا برای انگلیسی‌ها گویا فقط در قانون اساسی آنها نیامده وگرنه برای حاکمان سیاستی شده است با پوست و گوشت آن‌ها آمیخته که اوج آن در همین جنگ عراق به منصه ظهور رسید. وقتی دیگر یاران اصلی، آمریکا را تنها گذاشتند این انگلیسی‌ها بودند که وفادار ماندند و التبه مزد وفاداریشان را هم با تقدیم بصره و نفت جنوب عراق از آمریکا گرفتند.

انگلیس منافعش را خوب می‌داند و برای رسیدن به این منافع حاضر است تا حد یکی از ایالت‌های آمریکا پایین بیاید و این از خصوصیات انگلیسی‌ها است که برای رسیدن به آنچه که می‌خواهند حتی پست‌ترین راه‌ها را هم امتحان می‌کنند. در مساله هسته‌ای ایران اما به نظر می‌رسد انگلیس بدش نمی‌آید بعد از مدت‌ها از زیر سایه آمریکا بیرون بیاید و اندکی هم شده خودش افسار امور را به دست بگیرد. آخرین تلاش‌های انگلیس برای تاثیرگذاری در چالش هسته‌ای ایران و غرب به اجلاس کشورهای شورای امنیت در لندن مربوط می‌شود که در نوع خود ظاهراً شدیدترین بیانیه بر ضدایران بوده است. به هر صورت تلاش‌های انگلیس در زمانی که آمریکا هم ناچاراً نمی‌تواند مستقیماً با ایران در ارتباط باشد برای این که حداقل در این ماجرا دوباره بعد از سا‌ل‌ها طعم نقش اولی را بچشد ادامه دارد اما به نظر می‌رسد انگلیس برای از سایه درآمدن مساله مناسبی را انتخاب نکرده چون با مقاومت ایران بعید نیست همان نقش قبلی خود را هم از دست بدهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات