تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۱  ، 
کد خبر : ۷۱۴۹۸

تاملی بر اهمیت اکوپلیتیک (جغرافیای سیاسی محیط ‌زیست)

علی دلدار دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی مقدمه: آینده برای انسانیت از هر وقت دیگری در تاریخ هم روشن‌تر و هم تاریک‌تر است. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که به خاطر اینکه میان رسالت زوال و رسالت تکنولوژی گیر کرده است پوچ به نظر می‌آید. ما میلیاردها خرج می‌کنیم که یک عده انگشت‌شماری را به ماه برسانیم و تازه به اهمیت حفاظت تنوع زندگی بر روی این کره‌ آبی قشنگ که خانه ماست پی می‌بریم. در حالی که تکنولوژی بسیاری از مسائل را حل می‌کند، خود نیز مشکلات جدیدی به بار می‌آورد که برای حل آنان نیاز به تخصص‌های پیچیده‌ و تکنولوژی گرانتر است. در نتیجه، قسمت اعظم پول، منابع و انرژی و خلاقیت ما صرف رفع مشکلات می‌شود تا صرف شکوفا کردن روح انسانیت که با ارزش‌ترین منبع ماست. اما وجود بحران در عین ‌حال فرصتی است برای تغییر طرز فکر و عمل. علیرغم جدی بودن مسائل به هم پیوسته افزایش جمعیت، زوال منابع و آلودگی، بزرگترین چیزی که انسان و محیط ‌‌زیست را تهدید می‌کند جنگ است، به خصوص یک جنگ اتمی. باعث تاسف است که ببینیم پیشرفت ناچیزی در راه تخفیف مساله افراط بشر در از بین بردن منابع و تلاش نوع بشر در راه جلوگیری از جنگ تسیلحاتی به عمل آمده است. در طول سال گذشته هزینه‌های تسلیحاتی 170 برابر بیشتر از هزینه‌ همکاری‌های بین‌المللی برای صلح و توسعه و حفاظت از محیط‌ زیست می‌باشد و هر سال ملل بیشتری بر جمع تولیدکنندگان سلاح اتمی می‌پیوندند. در عین حال، این ایده که تکنولوژی باعث اولیه آلودگی و لطمه‌زدن به محیط ‌زیست است این ایده ساده‌گرایان است. تکنولوژی جدید همیشه اوقات زیان‌آور نیست بعد از جنگ جهانی فنونی نیز به کار گرفته شده‌اند که در جهت سودرسانی به محیط‌ زیست و منابع طبیعی می‌باشند. مقصر جلوه‌دادن تکنولوژی مشکلات آلودگی را حل نخواهد کرد. مشکل و هدف ما این نباید باشد که تکنولوژی را به دور بیاندازیم، بلکه باید تصمیم بگیریم که چگونه از آن محتاطانه و بشر دوستانه استفاده کنیم. «محکوم‌ کردن همه تکنولوژی به منزله این است که باغهایی را که به واسطه نمکزدایی آب دریا سبز شده‌اند، فراموش کرده‌ایم، در عین‌حال، به آمال قراردادن تکنولوژی به مثابه این است که هیروشیما را از یاد برده‌ایم. البته نشانه‌های امیدوارکننده‌ای در مورد مشکل جهانی محیط‌زیست و غیره وجود دارد. آیا رسیدن به جامعه انسان خاکی تا چند دهه دیگر هدف خوش‌باورانه‌ است؟ خوشبختانه جواب چنین سئوالی منفی است، نشانه‌هایی زیادی وجود دارد که نشان می‌دهند که ما می‌توانیم به چنین انتقالی موفق شویم. بیست سال قبل به گوش عده معدودی از متخصصین کلمات اکولوژی، آلودگی و محیط‌زیست رسیده بود. امروزه در میان ملل ثروتمند آگاهی حیرت‌انگیزی از این مسائل وجود دارد و گسترش این دانستنیها در میان ملل فقیر نیز روبه ازدیاد است. امروزه، بیش از 3000 سازمان در سطح جهانی به کارهای مربوط به محیط‌زیست می‌پردازند، اکثر ملل ثروتمند از قوانینی برای حفاظت هوا، آب، زمین و حیات‌وحش گذرانده‌اند. ملتها همچنین برای حل مشکلات جهانی محیط‌زیست به گرد هم آمده‌اند تا چاره برای این مشکل برگزینند.

«سیاره زمین ما یکی است اما جهان ما چنین نیست»

تاریخ بشر شاهد افزایش مداوم و اخیر بسیار شدید مقیاس وقوع حوادث زیست‌محیطی بوده است. از برخی جوانب امکان دارد که تاثیر بشر  بر محیط‌زیست، در مرحله‌ای نسبتاً اولیه از پیشرفت بشر جدی شده باشد، گرچه این مساله به اثبات نرسیده اما استدلال می‌شود. برای اولین بار در تاریخ بشر ممکن است ذخایر بعضی از منابع تجدیدناشدنی را به اتمام برساند. مثلا هیچکس نمی‌توانست تصور کند در دریای شمال دیگر ماهی وجود نداشته باشد.

با تمام این احوال این چیزی است که در شرف وقوع است. امروزه این احتمال وجود دارد که جهان به دلیل سموم، آلودگی یا مواد زاید صنعتی که جو را تخریب می‌کنند غیرقابل زیست شود همه اینها پرسشهای مهمی را مطرح می‌کنند، این پیامدها تا چه حد قابل جبران‌اند؟ چه فضایی برای حفظ‌ کردن مانده است؟ تصور کنید که جهان به دست بشر به چیزی تبدیل شود که دیگر نتواند طبیعی نامیده شود فرض کنید که آنچه ما آن را طبیعت می‌نامیم دیگر ناشی از طبیعت نباشد بلکه حاصل ترکیب آب و هوا و توپوگرافی، محیط اصلی و آثار تاریخ طولانی مداخله انسان باشد این محیط نمیه انسانی که به چی‌وجه طبیعی نیست چه خواهد بود. بنابراین امکان اداره محیط‌زیست وجود دارد. مساله این است که چگونه در قرن بیست‌ویکم چه کسی این کار خواهد کرد؟ کدام مرجع می‌تواند آن برنامه‌ریزی کند و به‌آن تحقق بخشد؟ چنین مراجعی در سطح محلی یا ملی و جهانی حکومتها و سازمانها وجو دارد. اگر برعهده هر کدام باشد مساله این است که تضمین هماهنگی در سطح بین‌المللی چگونه ممکن است؟ اگر سعادت جهان به پاسخ موثر بشریت به مسائل محیط‌زیست محیطی بستگی داشته باشد که خود به وجود آورده، پس ناچار نجات از این وضعیت برعهده سازمانهای غیردولتی یا حکومت جهانی است، زیرا سابقه بازیگران خودمختار در عهد سیاستگذاری محیط‌زیست محیطی، بسیار اندک است. برای روشن‌تر شدن مساله به اقدامی که زیر انجام گرفته توجه فرمایید.

در ژوئن 1995، شرکت شل در برابر تحریمهای اروپا که صلح سبز، آن را برای مخالفت با دور انداختن دکل نفتی کهنه در برنت اسپار Brentspar)) به قعر دریا سازماندهی کرده بود، تسلیم شد. شل بزرگترین شرکت اروپایی بود که در سال پیش از این تحریم، چهارمیلیارد پوند درآمد داشت. این شرکت مبارزه سختی را برای اعمال نفوذ انجام داده و حمایت دولت انگلستان را در مورد استراتژی خود برای تخلیه زباله در قعر دریا کسب کرده بود. با این همه شرکت شل در مواجهه با اعتراضاتی که صلح سبز سازمان داده و در حول‌و‌حوش حزب سبز دوباره رونق گرفته. آلمان شکل گرفته بود، مجبور شد تا نه تنها از طرحهای خود برای دکل نفتی برنت اسپار دست‌ بکشد، بلکه وادار شد تا رابطه خود با همپیمان موقت خویش، یعنی دولت انگلستان را نیز به مخاطره اندازد؛ دولتی که پس از عقب‌نشینی شرکت شل، منزوی شده و مضحک به نظر می‌رسید. این مبارزه، حمایت دولتهای اروپایی و به ویژه حمایت دولت آلمان و نیز حمایت سیاستمداران گوناگون اروپایی، سازمانهای مصرف‌کننده و گروههای مذهبی و آموزش را کسب کرد. این واقعه، خبر از پیروزی مبارزه مردمی و قدرت مصرف‌کننده می‌داد و اولین پیروزی بزرگ در بسیج افکار عمومی در سراسر اروپا بود یکی از سخنگویان دولت دانمارک اعلام کرد: «مردم با قلبهای خود در این باره سخن گفت و نه با مغزهای خود، اکنون بوم‌شناسی، حد اعلای درستی سیاسی است.

مصرف‌کنندگان امروز با طرز تفکری بسیار متمایز از والدین خود بار آمده‌اند، واکنشی که شاهد آن بوده‌ایم، به‌دلیل آموزش، فرهنگ و تربیت است.» (ویدال و ترینور، 1995) (vidal Traynor) تمامی مفسران برجسته به توافق رسیدند که واقعه‌ برنت اسپار، نمایانگر مرحله‌ای مهم در تکامل و پیشرفت سیاست سبز است و برای این که معلوم شود این مورد یک نقطه عطف بوده است، باید صبر کند.

رشته‌های بسیار متعدد و گوناگون و نیز منابع کارشناسی و دیدگاههای بسیار متفاوت، عمیقا به جنبه‌های مختلف سیاست محیط‌زیست پرداخته‌اند. این رشته‌های علمی، اکثر علوم طبیعی و علوم اجتماعی را در بر می‌گیرند.

از آنجا که زمینه مطالعاتی موضوع، مستلزم چنین فعالیت‌ شدیدی در رشته‌های مختلف است، کمک برخی رشته‌های خاص از جمله جغرافیدانان سیاسی نیاز بیشتر دارد باید به دقت مورد توجه قرار گیرد.

جغرافی‌دانان سیاسی از مسائلی همچون گرم‌شدن زمین و کاهش لایه اوزن مطلع خواهند شد لیکن در مورد واکنشها و فرآیندهای شیمیایی و فیزیکی که در حال وقوع است، وضع بدین منوال نیست.

نتیجه‌گیری

به ‌نظر می‌رسد که احتمالات پیش از آن که یک نظام سیاسی کاملا متفاوت استقرار یابد با بحران محیط‌زیست جهانی باید برخورد شود تا این‌حال تا این لحظه حکومت جهانی چیزی بیش از تصور بارقه نوری که از میان مه و غبار گذشته باشد نبوده است.

در واقع، مساله ما مساله محیط‌زیست نبوده، بکله مساله بشریت است، موفقیت چشمگیر انسان در مقایسه با حیوان بیشتر به دلیل خصیصه انعطاف‌پذیر او است تا مغز بزرگش و با انگشت تا شونده شصتش. همین خصیصه بود که به انسان اجازه داد تا سیاره زمین را از استوا تا عرضهای قطبی به استعمار خود در آورده و به هنگام پیشرفت و تکثیر خود جای سایر موجودات زنده را بگیرد. البته ما می‌دانیم که این مسائل چگونه به وجود آمده‌اند و چگونه باید آنها را حل کنیم اما ظاهرا نظامهای سیاسی ما توانایی خود را برای دادن پاسخی موثر از دست داده‌اند. حیات سیاسی چنان تحت فشار استبداد سیاست حزبی است که تمامی ضرب‌آهنگ بر طبق چهار یا پنج ‌سال دوره انتخاباتی نواخته می‌شود. هیچ رهبری جرات نمی‌کند تا نگران آن چیزی باشد که پس از انتخابات آینده رخ می‌دهد و یا تهدیدی بزرگتر از آنچه را که حزب رقیب مطرح کرده است، به رسمیت بشناسد.

اگر ما انطباق‌پذیری سیاسی را که لازمه نوسازی سیاره زمین است از دست بدهیم، آن گاه ما در حکم یک گونه زیست‌شناختی برتر، باید مورد تردید واقع شود. در این بین، مردم تسلیم استبداد متفاوتی شده‌اند، استبدادی که زیربنای جهان سوادگری را تشکیل داده و در دوران پوشالی تا چی سیم و اقتصاد ریگانی دوباره پاگرفت ارقام مربوط به تراز بازرگانی، شده است و همه باید وفاداری خود را به این پادشاه دیوانه نشان دهند و این عمل را با کارکردن و نگرانی درباره کار تا هنگامی که همه افکار درباره معنا و ارزش حیات در غبار ترس به فراموشی سپرده شود ادامه دهند و در این بین وقت به پایان رسد.

اگر قرار باشد که با چالشهای زیست‌محیطی قرن بیست‌ و یکم رو‌به‌رو شویم، باید بدانیم که در نهایت بقای انسان به ایجاد ساختارهای سیاسی فراملی و جهانی مورد نیاز بستگی دارد و در پایان چند جمله زیبا از دانشمندان بزرگ اشاره می‌شود.

«اگر ما کودکانمان را دوست داریم، باید کره‌‌زمین‌مان را دلسوزانه دوست بداریم و آن را متنوع و زیبا به آیندگان وانهیم تا در یک روز گرم بهاری در 1000 سال دیگر آنها بتوانند در دریایی از علفهای صلح را حس کنند، بتوانند ببینند که زنبوری به ملاقات گلی می‌آید، بتوانند آوای یک پرنده را در آسمان بشنوند و بتوانند خوشی را در زنده بودن دریابند» (هیوایلیتس (Hugh.H.litis

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات