عبدالله کشاورز
توافق دو روز پیش «نبیه بری» و «سعد حریری» یک پیروزی بزرگ سیاسی برای حزبالله لبنان به حساب میآید چرا که با این توافق مقاومت لبنان به بیشتر آن چیزی که طی حدود 100 روز اعتراض خیابانی طلب میکرد، دست یافته است.
براساس توافق نبیه بری رئیس مجلس و نماینده مخالفان دولت کنونی لبنان و سعدالدین حریری عضو فراکسیون اکثریت مجلس و نماینده مخالفان مقاومت، گروههای هوادار دولت فؤاد سینیوره متعهد شدند که 1- 11 کرسی از 30 کرسی را به مخالفان دولت واگذار کنند (و عملا بپذیرند که هیچ مصوبهای که حزبالله با آن موافق نباشد در هیات دولت مطرح و اجرا نشود). 2- در مورد دادگاه رسیدگیکننده به ترور رفیق حریری نظرات مخالفان دولت را لحاظ کنند و عملا اختیارات این دادگاه را تعدیل نمایند به گونهای که به تضعیف مقاومت لبنان نیانجامد. 3- انتخابات زودهنگام برای تعیین نمایندگان جدید و به تبع آن دولت جدید برگزار شود. البته در مقابل نماینده حزبالله و نیروهای مرتبط با آن پذیرفت که وزرای مخالف دولت از حق استعفا استفاده نکنند و خواستههای خود را به انتخابات زودهنگام محدود نمایند. این در واقع دربرگیرنده عمدهترین خواستههای مقاومت میباشد.
در همان حال روزنامه لبنانی «السفیر» دیروز نوشت: کاخ سفید به نبیه بری رئیس مجلس و فؤاد سینیوره نخستوزیر لبنان اعلام کرده که با تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان براساس 19 وزیر برای موافقان و 11 وزیر برای مخالفان دولت موافقت کند یک منبع آمریکایی هم گفت «ویلتمن» سفیر آمریکا در لبنان به بری گفته است ما از اول هم(!) مخالفتی با دادن 11 وزیر به مخالفان دولت نداشتهایم و در ضمن با تعدیل طرح دادگاه بینالمللی رسیدگی به ترور حریری هم مخالفتی نداریم به شرط آنکه این طرح بیمحتوا نشود(!)
اما جدای از اینکه موافقت یا مخالفت آمریکا طی 5 - 4 سال گذشته هیچگاه تاثیر تعیینکنندهای در صحنه سیاسی لبنان نداشته است ولی اعلام موافقت آمریکا با انطباق دادگاه حریری با دیدگاه حزبالله و نیز دست برداشتن از مخالفت با سپردن 11 وزارتخانه به نیروهای مرتبط با حزبالله حکایت از آن میکند که همه سنگرهای مقابل حزبالله در لبنان فرو پاشیدهاند و طرف آمریکایی هم علیرغم لجاجت فراوان ناچار شده است دستان خود را به علامت تسلیم بالا ببرد.
تحولات جاری لبنان چند نکته درخور توجه دیگر هم دارد:
1- توافق دو جانبه سعد حریری با نبیه بری در حالی صورت گرفت که سمیر جعجع سرکرده گروه شبهنظامی «قوات لبنانی» و ولید جنبلاط رئیس دروزی حزب سوسیالیست ترقیخواه با لحنهای تند با هرگونه کوتاه آمدن در برابر حزبالله مخالفت کرده بودند و مسئولان احزاب همپیمان خود ـ از جمله حزب المستقبل حریری ـ را به خیانت و پیمانشکنی متهم کردند و وقتی از تغییر دادن مسیر مایوس گردیدند راهی آمریکا شدند ولی وقتی ویلتمن به آنچه حزبالله میخواهد اذعان مینماید، مشخص میشود که دروزها و فالانژها ـ علیرغم سروصدای زیاد ـ هیچ جایگاهی در تصمیمات مهم ندارند و موافقت و مخالفتشان از قیمتی برخوردار نیست مسلماً وضع موجود بین گروههای 14 مارس از شکاف جدی خبر میدهد و این ضربه سنگینی است که راه را برای تحقق خواستههای دیگر حزبالله ـ که تشکیل دولت وحدت ملی و کنار رفتن فواد سینیوره از نخستوزیری از جمله آنهاست ـ هموار میکند با این وصف حجتالاسلام سیدحسن نصرالله بدون آنکه گلولهای شلیک کند به پیروزیهای مهمی دست یافته است.
2- حل بحران سیاسی لبنان در درون جامعه لبنان و نه بیرون مرزها نشان داد که در درون جامعه سیاسی لبنان ظرفیت لازم برای حل مسایل وجود دارد و لذا همانگونه که دکتر احمدینژاد رئیسجمهور اسلامی ایران در سفر اخیر خود به عربستان به «ملک عبدالله» یادآور شد، کشورهای دوست فقط باید اراده لبنانیها و راهحلهای آنان را حمایت کنند نه اینکه به جای آنان تصمیم بگیرند. به هر حال انعقاد توافق در داخل لبنان علیرغم آن صورت گرفت که بعضی از کشورهای منطقه علاقهمند بودند صحنه به گونهای چیده شود که این توافق به حساب سیاستورزی خردمندانه آنان گذاشته شود نه مدیریت خوب نیروهای داخلی. طبعاً حالا که ماجرا به موافقت گروه 14 مارس با خواستههای حزبالله و نیروهای مرتبط با آن منجر شده است لبنانیها میتوانند به نیروهای درونی خود در بحرانها تکیه کنند و دریابند که آنان نه فقط میتوانند یک جنگ را تا مقصد پیروزی اداره کنند بلکه میتوانند با روشی مسالمتآمیز مشکلات داخلی ـ علیرغم پیچیدگی لبنان به دلیل چند پارچه بودن آن و فقدان یک قوم که دارای اکثریت جمعیتی باشد ـ را پشت سر بگذارند.
3- البته آنچه اتفاق افتاده است با تشکیل «دولت وحدت ملی» که سیدحسن نصرالله در مراسمی که مهرماه بمناسبت پیروزی مقاومت در جنگ 33 روزه در حومه جنوبی بیروت گفت فاصله دارد. این چیزی است که فعلاً محقق نشده و ادعای آمریکاییها و شرکای داخلی آن در لبنان مبنی بر اینکه واگذاری 11 وزارتخانه به نیروهای مقاومت تحقق دولت وحدت ملی است، واقعیت ندارد ولی فرمولی که در توافق میان «بری» و «حریری» وجود دارد تحقق آن را در چشمانداز نزدیک قرار داده است چرا که انتخابات زودرس پارلمانی توافق شده است و این چیزی است که حتماً ترکیب کنونی مجلس و دولت را بطور اساسی دگرگون و با ایدهآلهای حزبالله و گروههای مرتبط با آن هماهنگ مینماید.
4- تن دادن گروههای 14 مارس و نیروهای خارجی مرتبط با آن ـ از جمله آمریکا و عربستان ـ به تعدیل طرح دادگاه حریری در حالی صورت میگیرد که نیروهای مقاومت همچنان «حفظ سلاح حزبالله» را خط قرمز خود اعلام کردهاند و گامی از آن کوتاه نیامدهاند و نبیه بری اجازه نداده است حتی بحثی درباره ریاست جمهوری امیل لحود صورت گیرد و به حریری یادآور شده که متحدان او اجازه طرح هیچ موضوعی در مجلس که به تصویب رئیسجمهور نرسیده باشد را نمیدهند.
5- بطور معمول گروه المستقبل و نیروهای مرتبط با آن و نیز کشورهای خارجی تلاش خواهند کرد که توافق موجود میان موافقان و مخالفان دولت را براساس طرح عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب و یا طرحهای دیگر عربی معرفی کنند ولی این واقعیت ندارد چرا که آنچه سعد حریری پای آن را امضاء کرده با طرح عمرو موسی و طرحهای مشابه تفاوتهای اصولی دارد. در واقع باید بدون تردید گفت آنچه گروه 14 مارس به آن تن داده اکثریت همان چیزهایی است که سیدحسن نصرالله در اعلانهای عمومی مطالبه کرده است.