بسماللهالرحمنالرحیم
در آستانه سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام، و با توجه به اینکه در روزهای پایانی سالی قرار داریم که به ابتکار رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای «سال پیامبر اعظم» نامگذاری شده، مناسب است از عملکردهای مربوط به این نامگذاری یک ارزیابی اجمالی داشته باشیم.
مزین شدن امسال به نام مبارک «پیامبر اعظم» اهدافی داشت که شاید مهمترین آنها پررنگتر ساختن حضور معنوی آنحضرت در جامعه اسلامی، تحکیم وحدت امت اسلامی، جاری شدن سیره نبوی در رفتارها و گفتارها و در نهایت، ارتقاء شاخصههای اسلامی بویژه عزت و اقتدار مسلمانان و مقاومت آنان در برابر زیادهطلبیها و باجخواهیهای دشمنان بود.
بیتردید نفس این نامگذاری به حضور معنوی پیامبر گرامی اسلام در جامعه و زمینهسازی برای تحقق سایر اهداف کمک کرد. مطرح شدن احادیث و سیره نبوی، برگزاری گردهمائیهای مربوط به تعالیم حیاتبخش رسولالله و تشریح ابعاد وجودی آنحضرت، از جمله اقدامات مثبت و مفیدی بودند که در این سال صورت گرفتند. کتابهای زیادی در موضوعات مختلف مربوط به حیات و رسالت پیامبر گرامی اسلام در سال جاری چاپ و منتشر شدند و مقالات زیادی نیز نگارش یافتند.
در اینکه اینها اقدامات مفیدی هستند و تأثیر زیادی نیز در معرفی پیامبر اکرم خواهند داشت، تردیدی وجود ندارد. با اینحال، جای این سئوال مهم باقی میماند که آیا در سال «پیامبر اعظم» تحولی عملی در تعاملات و مناسبات اجتماعی، سیاسی و بویژه اخلاقی ما پدید آمده است؟ و آیا در جهت تحکیم وحدت، قدمی به جلو رفتهایم یا نه؟
قبل از پاسخ دادن به این سئوال مهم، لازم است این واقعیت را مورد توجه قرار دهیم که در سال جاری بیش از هر زمان دیگری چشمهای نگران دشمنان اسلام، همه چیز را در جامعه بزرگ اسلامی زیر نظر داشت. دشمن برای جلوگیری از تحقق وحدت امت اسلامی هرچه میتوانست انجام داد و سنگهای بزرگی بر سر این راه انداخت . این، امری طبیعی است زیرا از دشمن انتظاری جز این نمیتوان داشت. آنچه کارساز است و اثرگذار، تلاشی است که خود ما برای تحقق اهدافی که در نظر گرفتهایم انجام میدهیم. ما اگر بخواهیم دشمن را از سرزمینهائی که از مسلمانان اشغال کرده اخراج کنیم، اگر بخواهیم به سلطه دشمن بر کشورهای اسلامی پایان بدهیم و اگر بخواهیم دشمن را از طمعورزیهایش نسبت به امت اسلامی پشیمان نمائیم، راهی جز تحقق سیره عملی پیامبر گرامی اسلام در تعاملات اجتماعی و سیاسی و اخلاقی خود نداریم. وحدت امت اسلامی نیز در صورتی تحقق خواهد یافت که ما، که خود را پرچمدار و منادی این وحدت میدانیم، در داخل خودمان وحدت داشته باشیم.
واقعیت اینست که در سال 1385 شعارهای خوبی داده شده، حرفهای خوبی زده شده، مقالات خوبی انتشار یافته و در یک کلام باید گفت در عالم الفاظ کارهای زیادی به مناسبت سال «پیامبر اعظم» صورت گرفته ولی در میدان عمل نه تنها پیشرفتی وجود نداشت بلکه عقبگردهائی نیز داشتیم. در زمینه تحکیم وحدت در داخل کشور که سکوی پرش بهسوی تحقق وحدت امت اسلامی است، نمره کسانی که باید گامهای عملی در این زمینه برمیداشتند صفر است.
رمز موفقیت پیامبر گرامی اسلام، اخلاق کریمانه ایشان بود، همان واقعیتی که خدای متعال در قرآن کریم خطاب به آنحضرت میفرماید «وانک لعلی خلق عظیم». مسئولان ما برای برطرف شدن کدورتهای فیمابین خودشان و جلوگیری از بداخلاقیهای عناصر فتنهانگیزی که با زبان و قلم بیمهار خود به بیحرمتیها دامن میزنند، کاری نکردند.
حکومت اسلامی در زمینه حفظ حرمت آحاد مردم مسئولیت دارد. به این مسئولیت نه تنها عمل نشده بلکه افراد بداخلاق و بددهن و بدقلمی که جز گسترش بیحرمتی هنری ندارند مورد حمایت و تشویق هم قرار گرفتهاند. عجیب اینکه این بیحرمتی توسط کسانی صورت میگیرد که داعیهدار پیروی از ولایت فقیه هستند و حتی با تظاهر به حمایت از ولایت فقیه و حرکت در این خط مرتکب چنین اقدامات خلافی میشوند. این در حالی است که شخص رهبری در همین سال، که خودشان آنرا «سال پیامبر اعظم» نامیدهاند، بارها همه را به وحدت و حفظ حرمتها و رعایت اخلاق و آداب انتقاد دعوت کردند و روشهای تخریبی را بشدت محکوم نمودند.
متأسفانه، علیرغم این تذکرها و هشدارها، حجم تخریبهای سازمانیافته و بداخلاقیها و بددهنیهای برنامهریزی شده بسیار بالا بود و همین اقدامات مانع بزرگی بر سر راه تحکیم وحدت در داخل شد. این، تلاش مرموزی بود که در سطح رسانههای مکتوب و بویژه الکترونیکی بشدت رواج داشت و در سطح محافل سیاسی بیتابلو نیز دنبال شد. این اقدامات تخریبی، که در سطوحی از مسئولان یا وابستگان به مسئولان صورت میگیرد، برای بدنه جامعه نیز نقش الگوسازی ایفا میکند و یا لااقل راه را بر تأثیر تلاشهائی که افراد دلسوز برای تحکیم وحدت بعمل میآورند میبندد و زمینه را برای گسست مهیا میسازد. طبعاً هنگامی که ما نتوانیم در درون خود وحدت بوجود بیاوریم، نمیتوانیم منادی وحدت در جهان اسلام باشیم و در برابر باجخواهیهای دشمنان بایستیم.
چشمها را نمیتوان بر روی این واقعیتهای تلخ بست، اگر هم ببندیم وسیلهای برای جلوگیری از نفوذ آنها به قلبها و ذهنها وجود ندارد. پس چه بهتر که واقعیتها را به زبان و قلم بیاوریم و هماوا با آنچه در دل داریم بگوئیم و بنویسیم: ای عقلای قوم، ظاهر و باطن یکی کنید و برای تحقق تعالیم حیاتبخش پیامبر رحمت و وحدت که اسوه کرامت و اخلاق بود، زمان بیشتری بگذارید و قاطعانه با بداخلاقیها مبارزه کنید و جامعه را از قلمها و زبانهای بداخلاق و عناصر بدقلم و بددهن تطهیر نمائید.