تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۶  ، 
کد خبر : ۷۱۵۳۱

عاقبت صدام؛ عبرت‌ها و راهبردها

مهدی شیرین‌پور مقدمه: سینمای تاریخ چه بس فیلم‌های متنوع و مختلفی را به نمایش می‌گذارد ولی چه تاسف که تماشاچیان، عبرت‌های لازم را نمی‌گیرند! همان که مولایمان علی(ع) فرمود: ما اکثر العبر، واقل الاعتبار، چه بسیارند عبرتها و چه اندک‌اند عبرت گرفتن‌ها، بالاخره، صدام؛ دیکتاتور خون‌آشام عراق، یکی دیگر از جنایتکاران تاریخ بشری به دار مجازات آویخته شد. این مکافات عمل؛ خبر خوشایندی برای هزاران قلب دردمند و مجروح ایرانی و عراقی بود که طرف حساب او به شمار می‌آمدند. ولی به طور خاص، خانواده‌های معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران و رزمندگان ملت سلحشور ایران باید به حقانیت راه و مسلک خود ببالند و از این حیث، مسرور و خرسند باشند. صدام به دو طناب استکبار گرفتار شد. بار اول با تحریک و حمایت آمریکا به ایران انقلابی حمله‌ور شد و نیز ملت عراق را به خاک و خون کشید، که این در واقع؛ با طناب پوسیده آمریکا به ته چاه، رفتن بود! و بار دوم، جبر زمانه چنان عرصه را بر آمریکا تنگ کرد که لزوما می‌بایست صدام را به طناب ضخیم مجازات بیاویزد! چه کسی به فریادش رسید؟ مردم عراق که به جشن و پایکوبی پرداختند، قدرت‌های حامی ‌او نیز که این سرنوشت را نتیجه عملکرد خودش می‌دانند! آیا نمی‌شد صدام، سرنوشتی بهتر از این برای خود و ملت‌اش رقم می‌زد؟ قطعا می‌شد. اما چگونه؟ اگر صدام به سه عامل کلیدی «خدا»، «عقل»، «مردم» توجه داشت، مطیع خدا می‌شد که قدرت مطلق است، عقل خدایی را به کار می‌گرفت، حمایت و پشتیبانی آحاد مردم را جلب می‌کرد که حقیقتا صاحب اصلی قدرت و حکومت‌اند؛ استراتژی‌ای که امام خمینی(ره) در ایران به کار گرفت و انقلاب عظیم آزادیبخش اسلامی ‌را بنیان نهاد و خویش را تا همیشه تاریخ، شهره جهان کرد. ولی صدام فلک‌زده از سرنوشت شوم همتایش در ایران؛ یعنی محمدرضا پهلوی نیز عبرتی نگرفت. امید است که برخی از حکام مرتجع عرب و شیوخ مرعوب منطقه، از خواب سنگین غفلت بیدار شده و از سرنوشت صدام، درس و عبرت‌های لازم را بگیرند. بدون‌شک، سرنوشت صدام از پدیده‌های عبرت‌آموز دنیای معاصر است و عاقبت صدام، درس‌ها و عبرتهای زیادی می‌تواند برای منطقه، جهان و تاریخ داشته باشد. که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1- از بین رفتن حکومت‌های مبتنی بر ظلم و هلاکت حاکمان ظالم

حضرت امام خمینی(ره) در سال 1359 راجع به صدام می‌فرماید: «من از اولی که این شخص (صدام حسین) روی کار آمد، گفتم به اشخاص که این آدم خطرناکی است.  برای این که در حال جنون است، اعصاب این آدم درست کار نمی‌کند و حالا ثابت شد این معنی.»[1:289]

و حضرت امام در خصوص آینده عراق نوید پیروزی می‌دهد:

انشأالله خداوند تبارک و تعالی به شما (ملت عراق) قدرت بدهد که این شخص کثیف (صدام) را از مملکت خودتان دور کنید، خداوند با شماست و شما پیروز هستید و این حکومت رفتنی است انشأالله»[1:255]

1«صدام حسین، از اول وقتی که روی کار آمد، من تنبه دادم که این دیوانه است، این عقلش درست کار نمی‌کند، لذا با دیوانگی عمل می‌کند و خودش را به هلاکت می‌رساند.»[1:255]

بنابراین، هلاکت صدام و نابودی حکومت بعث عراق، بار دیگر عمق بصیرت سیاسی امام خمینی(ره) را به تصویر کشید.

2ـ سود نبردن از سرمایه‌گذاری علیه انقلاب اسلامی‌

تاکنون هیچ‌کس از سرمایه‌گذاری علیه انقلاب اسلامی ایران، سودی نبرده است. صدام و رژیمش به زباله‌دان تاریخ فرستاده شدند. کویت و شیوخ بی‌افتخار عرب و شاه حسین اردنی و حسن مراکشی و حسنی مبارک مصری و شاه فهد و برادرانش، همگی شکست را در ذائقه‌شان چشیدند.

اتحاد جماهیر شوروی به موزه‌های تاریخ سپرده شد در حالی که صدام به قرارداد همکاری 25ساله با مسکو افتخار می‌کرد و با کمک میگ‌های روسی و موشک‌های اسکاد، از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. از یوگسلاوی بعنوان مسئول مستقیم تعمیر و نگهداری و تامین سلاحهای سنگین عراق، به جز یک ویرانه در قلب اروپا باقی نماند. میراژها و سوپراتانداردهای فرانسوی، بازار فروش خود را از دست دادند و فرانسه هنوز هم مطالباتی بابت آن جنگ‌افزارهای فوق مدرن دارد که بایستی آنرا به فراموشی بسپارد!

آن دسته از مطبوعات و رنگین‌نامه‌ها و رسانه‌های عربی که از صدام، «سردار قادسیه» ساخته بودند و او را «فخر عرب» معرفی می‌کردند، امروز علیه او قلم می‌زنند تا بدنامی‌های دیروزشان از ذهن و خاطره ملتها زدوده شود. حتی آمریکا و انگلیس هم که سعی داشتند با پیشدستی در اقدام علیه صدام، آبروئی کسب کنند و پرچمدار دمکراسی در خاورمیانه معرفی شوند، امروزه به جز ناکامی‌ و شکست و کابوس، نصیبی نبرده‌اند. آمریکا و انگلیس در دوران جنگ 8 ساله تمامی ‌توان و ظرفیت اطلاعاتی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژی نظامی‌ خود را در خدمت ماشین جنگی صدام قرار داده بودند تا بلکه صدام در این جنگ به پیروزی برسد. این آمریکا و اروپا بودند که با تجهیز صدام به سلاحهای شیمیایی سعی داشتند با پدیده انقلاب اسلامی به مقابله برخیزند و انقلاب را در نطفه خفه کنند ولی نتوانستند. اکنون پس از گذشت یک ربع قرن از آن روزها، از صدام به جز یک «بدنامی مطلق» و از رژیم بعث عراق به جز یک رسوائی تاریخی، چیزی باقی نمانده و حامیان آنها از آن همه سرمایه‌گذاری بدفرجام، هیچ سودی نبردند.[2:1]

3ـ شکست اهداف و ماموریت‌های صدام

تمامی ‌اهداف و ماموریت‌های صدام با شکست مواجه گردید و این تجربه‌ای ارزشمند برای دنیای معاصر است که دریابند حتی می‌توان در برابر جنایتکاری همچون صدام هم ایستاد و اهدافش را ناکام ساخت. فراموش نکنیم که صدام از جانب آمریکا ماموریت داشت انقلاب اسلامی ‌را به شکست بکشاند و تهران را ظرف 3 روز، فتح کند. رژیم‌های مرعوب عرب در این زمینه بیش از 90 میلیارد دلار برای تقویت ماشین جنگی صدام سرمایه‌گذاری کردند. البته صدام به تمامی ‌دستورات دیکته شده از واشنگتن عمل کرد ولی هرچه بیشتر تلاش می‌کرد، کمتر نتیجه می‌گرفت و سرانجام با اشغال کویت و حملات موشکی به عربستان، زهر خود را به جان حامیان خود ریخت.[2:1]

قابل ذکر است که حضرت امام خمینی (ره) خطاب به کشورهای عربی قبلا گفته بود: صدام. سگ‌هاری است که اگر قدرت پیدا کند به شما نیز رحم نمی‌کند.

4- رسوائی صدام

رسوائی صدام به خاطر آن همه جنایت و کشتار، حتی از مرگش نیز اهمیت بیشتری دارد. ماهیت صدام و رژیم خونریزش به قدری آشکار شده است که حتی حامیان دیروزش برای سرپوش گذاشتن بر همکاریهای جنایتکارانه خودشان سعی می‌کنند از او فاصله بگیرند و حتی علیه او وارد عمل شوند تا بلکه بتوانند افکار عمومی‌ جهان را در این زمینه منحرف سازند و خود را پرچمدار مبارزه با دیکتاتوری صدام، معرفی کنند. این که بوش کوچک در نخستین روزهای پس از سقوط صدام اعتراف کرد که دنیای بدون صدام دنیای بهتری خواهد بود، دقیقا از همین تلاش واشنگتن حکایت می‌کند که آمریکا می‌خواست و هنوز هم می‌خواهد خود را دشمن صدام معرفی کند و حال آن که همه می‌دانند صدام مزدور سازمان جاسوسی سیا بوده است.  

5ـ پیروزی «حقانیت» و «مظلومیت» بر دشمن ظالم

صدام و اربابانش برای نابودی انقلاب اسلامی ‌وارد عمل شدند ولی مظلومیت انقلاب اسلامی، تاثیرات منطقه‌ای و جهانی خود را با خود به همراه داشت و باعث شد که امروزه دنیای اسلام از وجود نهضت جهانی اسلام و بیداری اسلامی ‌احساس سربلندی و افتخار کند.

از معصوم(ع) روایت است که می‌فرماید «لایزال یوید هذا الدین بالرجل الفاجر» تا دنیا برپاست، دین اسلام توسط خطاهای عناصر فاجر و بدکاره، و آگاهی مردم بر اثر مشاهده آن دشمنان کینه‌توز، مورد تائید قرار می‌گیرد.

بیداری اسلامی ‌در دنیای امروز را بایستی نمود عینی این کلام معصوم(ع) بدانیم که باعث احیای دین در عصر حاکمیت کفر و الحاد شده است. این مظلومیت پیروان انقلاب اسلامی ‌بود که پرونده نکبت‌بار مارکسیسم را بست و این خونهای به ناحق ریخته شهدای مظلوم ما بود که جبهه کفر و الحاد را در موضع انفعالی قرار داد. این یک سنت الهی است که پیروان جبهه حق حتی اگر از توان چندانی برخوردار نباشند. به برکت حقانیت و مظلومیتشان به پیروزی خواهند رسید. انقلاب اسلامی ‌نیز با الهام از فرهنگ عاشورایی به پیروزی رسید و راه بقای خود را هموار کرد و دشمنان این انقلاب نیز علیرغم بهره‌مندی از تمامی ‌امکانات و سرمایه‌ها، هرگز از آن همه سرمایه‌گذاری علیه این انقلاب، بهره‌ای نبرده و نخواهند برد و این یک سنت الهی است.[2:2]

6ـ سرنوشت مشترک و محتوم مستبدین

اعدام صدام ـ دیکتاتور قرن، تحقق سنت و وعده الهی به مومنان و صالحان بود. سرنوشت او با ذلت و خواری و فلاکت و اعدام در این دنیا به پایان رسید، همان‌طور که «هیتلر»، «استالین»، «رضا شاه» و «محمدرضا شاه» معدوم نیز چنین شدند و این سنت الهی است که باید تمامی‌ حاکمان به آن معتقد باشند.[2:3]

پرهیز از دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی

شاید بتوان صدام را مصداق این مثل عامیانه دانست که گفته‌اند «فیل؛ مرده و زنده‌اش یک قیمت دارد»، به نظر می‌رسد آمریکا نه فقط از صدام در زمان حیات، بلکه از مرده‌اش نیز برای پیشبرد اهداف شوم خود در منطقه استفاده می‌کند. کسانی که اخبار منطقه را پیگیری می‌کنند به راحتی خط پررنگ تحرکات آمریکا و هم‌پیمانانش در القاء خطر ایران شیعی در بین اعراب و مسلمانان را مشاهده می‌کنند و سناریوی تبلیغات حواشی اعدام صدام، که کارگردانی آن را آمریکا و انگلیس در دست داشتند را باید در همین راستا ارزیابی کرد که ضرورت هوشیاری همه مسلمانان و به‌خصوص دولت‌های منطقه برای خنثی‌سازی این توطئه را ایجاب می‌کند.

این نکته قابل تامل است که آمریکائی‌ها از میان همه اتهامات صدام فقط به کشتار 147 نفر از شیعیان دجیل پرداخته و حکم اعدام صرفا به همین علت صادر شده است!

مستمسک اصلی حکام و دولت‌های عرب در تبلیغات و اعلام مواضع در خصوص این رویداد، انتخاب زمان اجرای حکم اعدام است. آنان می‌گویند اعدام صدام در ماه ذی‌الحجه و خصوصا عید قربان، حرمت‌شکنی و جریحه‌دار کردن احساسات مسلمانان بود. از یاد نبریم که «عید الاضحی» بزرگترین عید اهل سنت است و می‌توان درک کرد که انتخاب این سوژه برای تبلیغات هماهنگ و هدایت شده از سوی دولت‌های غربی چه تاثیری می‌تواند بر اذهان ملتها بگذارد، جالب است که سفیر آمریکا در عراق (خلیل‌زاد) هم ادعا کرده است که از «نورالمالکی» نخست‌وزیر خواسته است که اجرای حکم را برای چند روز به تعویق بیفکند که با مخالفت او روبرو شده است! آقای سفیر روشن نمی‌کند که چرا اسیر خود را ساعاتی قبل از اعدام و دقیقا در همان روز عید قربان تحویل عراقی‌ها داده‌اند و چرا برای انجام مهم خودشان چند روز درنگ نکرده‌اند. مگر عراقی‌ها می‌توانستند صدام را از زندان آمریکائی‌ها بیرون کشیده و به پای چوبه دار ببرند. به نظر می‌رسد آمریکائی‌ها برای این لحظه کاملا آماده بوده و تدارک وسیعی دیده بودند. پوشاندن لباس مرتب (پالتو، پیراهن سفید) محاسن مرتب، تحویل به مقامات عراقی چند ساعت قبل از اعدام و در روز عید قربان، گرفتن قرآن در دست و... همگی حکایت از برنامه‌ریزی ژنرالهای اشغالگر آمریکائی برای این رویداد دارد، تا شاید از این رهگذر بتوانند از آخرین لحظات عمر جلاد عراق نیز برای اهداف خود استفاده نمایند، از مقامات عراقی انتظار می‌رفت و تدبیر هم این بود که حداقل این ملاحظات مدنظر آنان قرار گرفته و برای این اقدام یک «برنامه عراقی» تدارک دیده می‌شد. به یقین این امر می‌توانست در خنثی‌سازی طراحی آمریکا برای آنچه که امروز شاهد آن هستیم، موثر افتد. کدام عقل سلیمی‌ می‌تواند باور کند که «جلاد عراق» که با یک فرمان حداقل 5000 تن از زنان و کودکان حلبچه را در یک چشم به هم زدن با سلاحهای شیمیایی به فجیع‌ترین شکل ممکن قتل‌عام کرد، در آخرین لحظات ننگین خود قرآن بخواند و شهادتین بر زبان جاری نماید. واضح است، آمریکا می‌خواسته از مرده این فیل نیز همان استفاده را ببرد که از زنده آن طی 30 سال گذشته برد. گفته می‌شود فیلم کوتاهی که توسط دستگاه تلفن همراه (با کیفیت نازل) تهیه و به بیرون درز کرده است، توسط یکی از افسران و یا ماموران آمریکایی تهیه شده است. همچنین گفته می‌شود. عباراتی که توسط ماموران اجرای حکم گفته شده و رنگ و لعاب به شدت شیعی را القاء می‌کند «مونتاژ» شده و واقعیت ندارد، اگر این ادعا درست باشد ضروری است دولت عراق فیلم تهیه شده از صحنه اعدام توسط خود را در اختیار افکار عمومی ‌قرار دهد. «موفق الربیعی» مشاور امنیت ملی عراق گفته است تمام مراحل این رویداد از زمان تحویل صدام به دولت عراق تا آخرین لحظات اعدام، فیلمبرداری شده است، در کنار مساله «زمان اعدام» این فیلم نیز در حال حاضر، مهمترین دستاویز برای دامن زدن به تبلیغات منفی انتقام شیعی از دیکتاتور و جلاد عراق آن هم در روز عید قربان است که ضروری است هر چه سریعتر در جهت خنثی‌سازی آن دست به کار شد، زیرا دود آن به چشم امت اسلامی‌ می‌رود و اوج‌گیری آن در راستای استراتژی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در منطقه در دامن زدن به اختلافات شیعه ـ سنی است.[3:16]

علاوه بر این بوش نیز مدعی شده است که: «اعدام صدام می‌بایست محترمانه‌تر صورت می‌گرفت».[4:9]

در پی این نفاق‌افکنی و سناریوسازی سیاسی دشمنان برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان، رهبر معظم انقلاب در دیدار روز عید غدیر خود (18/10/85) خاطرنشان کردند: «دشمن می‌خواهد مساله غدیر را به زمینه‌ای برای برادرکشی و جنگ و خونریزی میان مسلمانان تبدیل کند و به کمتر از این هم راضی نمی‌شود، بنابراین شیعیان نباید کوچکترین اظهارنظر یا حرکتی انجام دهند که به این توطئه کمک کند، ضمن آن که برادران اهل سنت نیز باید هوشیار و مراقب سوءاستفاده دشمنان از تعصبات و احساسات مذهبی باشند.»[5:2]

8ـ دردسرساز بودن منافع غرب و آمریکا در منطقه

ناآرامی‌های منطقه، جنگها، اختلافات، سرنوشت صدام،... معلول استراتژی استکباری غرب در جهت حفظ منافع استعماری آنان ارزیابی می‌شود. کسینجر در 3 تیر 1361 طی مقاله‌ای نوشت: «اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس وجود نداشت و منافع غرب در منطقه، آن‌قدر که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نبود، در هر حال، با توجه به اهمیتی که توازن قوا در منطقه دارد به نفع ماست که هرچه زودتر در این منطقه آتش‌بس برقرار کرده و به تدریج به رژیم سازش‌کاری که در آینده احیانا جانشین رژیم انقلابی ایران می‌شود، نزدیک گردیم.»[6:25]

9ـ خسارت‌های ناشی از خلاء رهبران و نهادهای مذهبی حکومتی در عراق

سلسله تحولات سیاسی (کودتاها، درگیری‌ها، ...) قبل از صدام، 28 سال حکومت خونین و پرحادثه صدام، وضعیت آشفته و بحرانی عراق امروز، همه متاثر از خلاء وجود نهادهای نظارتی مذهبی در تاریخ سیاسی عراق است. علمای شیعی عراق در صف مقدم مبارزه با استعمار قرار داشته و در تاریخ عراق، شهدای گرانقدری نیز تقدیم کرده‌اند که بایستی به‌طور ویژه حق رهبری و نظارتشان در سرنوشت سیاسی عراق به عنوان دستاوردهای سیاسی و معنوی محفوظ بماند و بدیهی است که این هدایت و نظارت علمای اسلام، متضمن بقا و تداوم استقلال و موفقیت سیاسی، اجتماعی ملت عراق محسوب می‌شود است. به‌ویژه حضور آیت‌الله سیستانی که همچون دژی مستحکم موجب خنثی‌سازی توطئه‌های اشغالگران ـ شده و محور وحدت و انسجام نیروها و گروههای سیاسی در عراق به حساب می‌آید. رهبری و نظارت علما؛ در راستای حاکمیت «جمهوریت» و «اسلامیت» قطعا نخواهد گذاشت استبداد دیگری شکل بگیرد و با کنار زدن مردم، طاغوت و دیکتاتور دیگری همچون صدام در عرصه سیاسی عراق ظاهر شود و سرنوشت مردم به مخاطره بیفتد.

10ـ روشن شدن زوایای پنهان رویکرد کشورهای عربی منطقه نسبت به وضعیت سیاسی عراق

از ظواهر امر بر می‌آید که به دو دلیل، وضعیت فعلی سیاسی عراق باب طبع کشورهای عربی منطقه نیست اول: نارضایتی از به قدرت رسیدن شیعیان در عراق. دوم: ترس از استقرار دموکراسی در عراق.  

نظر مشاور سیاسی مجلس عالی انقلاب اسلامی ‌عراق در این خصوص قابل تامل است که می‌گوید: کشورهای عربی از حاکمیت دموکراسی در عراق می‌ترسند، زیرا نظام عربی وجود ندارد که دارای دموکراسی. تکثرگرایی و مردم‌سالاری باشد، همه آنها یا سلطنتی و پادشاهی و یا رئیس‌جمهور مادام‌العمر هستند.[7:6]

بدین‌ترتیب، روشن است که حکومت‌های عربی منطقه قبل از هر چیز، دغدغه حفظ حکومت خود را داشته و اشک تمساح برای اعدام صدام، بهانه‌ای بیش نیست.  

کشور و ملت عراق دوران سخت و دشواری را تجربه می‌کنند و در وضعیت بسیار حساس تاریخی خود قرار دارند و دولتمردان عراق در کنار ملت بحران‌زده خود، باید سرنوشت و مقدرات سیاسی کشور خود را رقم بزنند. کشوری که به شدت ملتهب و آبستن حوادث مختلف است، حوادثی متاثر از تعارضات منطقه‌ای و بین‌المللی و حضور اشغالگران که در کنار اختلافات داخلی خود اعم از قومی، نژادی و قبیله‌ای، مذهبی، تغییر و تحولات اساسی را در شطرنج سیاسی عراق با ابهام و مشکل مواجه ساخته است. بنابراین، رهبران مذهبی، نخبگان و خبرگان سیاسی، مبارزین، انقلابیون، ملت عراق و هیات حاکمه در این شرایط دشوار تاریخی، نقش و وظایف سنگینی را به عهده دارند که در این خصوص برخی از هشدارهای سیاسی تاثیرگذار به‌طور خلاصه عبارتند از:

1ـ حضور آگاهانه و هوشیارانه مردم در صحنه سیاسی کشور، توطئه‌ها را خنثی و پیروزی نهائی را تثبیت و تضمین خواهد کرد.

2ـ تبعیت لازم از رهبران مذهبی در راستای شکل‌گیری «وحدت کلمه» به عنوان رمز پایداری ملت و دولت.  

3ـ دولت عراق باید با مشارکت تمامی ‌اقشار و طیف‌های متکثر عراقی پروسه «آشتی ملی» را به منظور افزایش همگرائی و انسجام و وحدت ملی در اولویت کاری خود قرار دهد.

4ـ مراقبت لازم همه‌جانبه که بار دیگر، بعثی‌ها توسط آمریکا بر اریکه قدرت قرار نگیرند.

قرائن حکایت از این دارد که توطئه‌گران اشغالگر به اختلافات شیعه و سنی در عراق و منطقه دل بسته‌اند تا با ایجاد و استمرار ناامنی و ناآرامی، حضورشان را توجیه کرده و تداوم دهند، لذا باید از این امر به شدت اجتناب کرده و به آن دامن نزنند.

دولت عراق با استفاده از تجارب سیاسی ایران به‌ویژه در مراحل «دولت‌سازی» و «تثبیت نظام»، باید با تدبیر و هوشیاری سیاسی، دوراندیشی را لازمه موفقیت خود دانسته و از شیطنت‌ها و بازی‌های سیاسی اشغالگران، لحظه‌ای غفلت نکند.

7ـ جدیت دولت در برقراری امنیت و ثبات سیاسی عراق که با این امر، اشغالگران فرصت‌طلب، خلع سلاح شده و دیگر حربه و بهانه‌ای برای ماندن و ادامه اشغال نخواهند داشت.  

دولت‌های وابسته و مرعوب منطقه نیز باید ضمن عبرت‌گیری از سرنوشت صدام، با عقلانیت سیاسی، رویکرد و رفتارشان را منطبق با واقعیات سیاسی جهان و منطقه، تغییر جهت داده تا مقدرات مطلوب و خوشایندی را برای خود و ملت‌شان ترسیم کنند. و لازمه این تحول سیاسی در آغاز کار، حداقل منوط به این است که با چراغ سبز آمریکا، به ملت خویش پشت نکنند، هیبت پوشالی آمریکا، عقلشان را کور نکند، در شناخت دوست و دشمن؟ گمراه نشوند، واقع‌گرایی را پیشه کنند. که مسلما آمریکا در منطقه، گاوهای شیرده می‌خواهد، همان‌طور که رهبر معظم انقلاب در تاریخ 18/10/85 در هشداری به برخی از دولتهای عربی فرمودند: «دولتهای عربی مراقب باشند که در دام خطرناک آمریکا و انگلیس نیافتند.»[7:2]

حسب تجربه تاریخی، رمز موفقیت و ماندگاری حکام و رهبران کشورها در این است که با صداقت و خدمتگذاری به ملت خویش؛ موجب عزت و افتخارشان باشند و نه مایه ذلت، نکبت و نفرت که تحقیقا این شیوه عملکرد سیاسی، رمز مصونیت ملت و کشور است. به قول علی(ع)؛ الگوها و عبرت‌ها زیادند. به طور مثال، سیدحسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان، با درایت و عقل و تدبیر و صداقت و ایمان خود، توانست محبوبیت جهانی کسب کند و مایه سربلندی و عزت و افتخار جهان اسلام و کشورش باشد، اما در طرف مقابل نیز؛ صدام، بیش از چهار میلیون جمعیت کشورش را به خاک و خون کشید، منطقه را با چهار جنگ پیاپی به آشوب کشاند و حتی به نزدیکان و خاندانش نیز رحم نکرد. با آوردن قدرت‌های بزرگ استکباری به منطقه، استقلال و منافع کشورهای همسایه و همجوار را تهدید کرد و نهایتا با این سوابق سیاه، مایه ننگ و حقارت و بدبختی کشورهای منطقه و ملت خود شد، و سرانجام با سیه‌روزی و فلاکت تمام با لعن و نفرین ابدی به یزیدیان تاریخ، پیوست و در زباله‌دانی تاریخ جای گرفت. و حال جهان از این منظر، آینه عبرت است که هشدار و فریادش را باید شنید که ناصحانه می‌گوید:
من آن‌چه شرط بلاغ است با تو می‌گویم

                                                تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات