رهبر جناح دمکرات آمریکا در مجلس سنا روز گذشته ضمن توصیف جنگ عراق به عنوان بدترین و بزرگترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا، اعتراف کرد این جنگ به مراتب بدتر از جنگ ویتنام است. این، صریحترین اعتراف یکی از مقامات بلندپایه آمریکایی نسبت به گرفتار شدن این کشور در باتلاقی فراتر از ویتنام، بر اثر سیاستهای احمقانه جرج بوش و همفکران جاهطلب وی در کاخ سفید است.
واقعیت این است آمریکائیها از این موضوع که عراق، کابوس ویتنام را برای آنها زنده کند بسیار وحشت داشتهاند و با اعترافات و اظهارات اخیر سیاستمداران ارشد این کشور، اکنون این کابوس در حال تعبیر شدن است.
در این رابطه چند روز قبل هفتهنامه آمریکایی نیوزویک با اذعان به تبدیل شدن جنگ عراق به وضعیتی مشابه جنگ ویتنام در دهه 1350، هشدار داد وحشتی که در اثر تحولات عراق به وجود آمده ممکن است شکست فضاحتبار ویتنام را بار دیگر برای آمریکا تکرار کند.
این نشریه اعتراف کرد روح ویتنام بار دیگر بر صحنه سیاسی آمریکا سایه افکنده است و پس از سه دهه، فاجعه بار دیگر در حال رخ دادن است.
این هفتهنامه تصریح کرد بسیاری از مردم آمریکا که شاهد شکست دولت خود در جنگ ویتنام بودند دیگر نمیتوانند شکست دیگری را تحمل کنند و به همین علت است که باید به بوش و مشاوران و همحزبیهای او تفهیم کنند جنگ عراق، از دست رفته است و او باید به این واقعیت گردن نهد و در سیاستهای خود تجدید نظر کند.
با وجودی که تندروهای آمریکا و حامیان رویکرد جنگطلبانه کاخ سفید به مسالهی عراق هرگونه شباهت میان جنگ عراق و ویتنام را رد میکنند، اما تحولات جاری آمریکا در آستانه چهارمین سال اشغال نظامی عراق، وجوه تشابه میان این دو جنگ را به شدت افزایش میدهد.
گرچه «جرج بوش» رئیسجمهوری آمریکا در نطق سالانهاش در برابر کنگره این کشور خواستار اعطای فرصتی برای موفقیتآمیز بودن راهبرد به اصطلاح جدیدش در عراق شد، اما جمهوریخواهان نیز با پیوستن به دمکراتهای کنگره درصدد مخالفت با برنامه بوش در زمینه اعزام نیروی بیشتر به عراق برآمدند. مخالفت مجلس نمایندگان آمریکا با طرح بوش برای اعزام سربازان جدید به عراق، بیانگر گسترش مخالفتهای جدی داخلی با سیاستهای جنگی بوش است.
کنگره آمریکا براساس قانون این کشور اختیارات محدودی در زمینه اعلام جنگ و تعیین سطح هزینههای آن دارد ولی با وجود دشوار بودن این روند، کنگره آمریکا در مورد جنگ ویتنام موفقیتآمیز عمل کرد. کنگره آمریکا 9 سال پس از آن که به «لیندون جانسون» رئیسجمهوری وقت آمریکا اجازه راهاندازی جنگ ویتنام را داد، در سال 1352 بودجه باقیمانده برای عملیات جنگی در جنوب شرق آسیا را قطع کرد.
قطعنامه اخیر نمایندگان آمریکا با طرح بوش نیز اگرچه الزامآور نیست، اما نشانهای پررنگ و قدرتمند از سوی کنگره تحت کنترل دمکراتها دال بر مخالفت با راهبرد جنگی بوش است. برخی از قانونگذاران آمریکا حتی قانونی شدیداللحنتر را که در واقع قطع هزینههای جنگ را به دنبال دارد، پیشنهاد دادهاند.
نکته قابل توجه این است که هر دو جنگ عراق و ویتنام با فریب افکار عمومی این کشور و کسب موافقت اولیه آنها آغاز شد و در هر دو مورد، تداوم جنگ موجب کاهش حامیان آن شد. درخواست جانسون و نیکسون برای افزایش نیروهای اعزامی به ویتنام، تحت عنوان زمینهسازی برای کسب پیروزی و به تبع آن، تلاش در جهت افزایش فعالیت نیروهای ویتنام جنوبی و کاهش اقدامات نظامیان آمریکایی، مطرح شد و این روند مشابه برنامه بوش در عراق است.
بوش پیش از اعترافهای اخیرش به اشتباه بودن اقداماتش، همواره خوشبین و شادکام بود. مقامات دولت جانسون و نیکسون نیز اینگونه بودند. جانسون منتقدان جنگ ویتنام را بزدل میخواند. بوش و معاونش «دیک چنی» نیز دمکراتها را متهم کردهاند که نسنجیده عمل میکنند و توان تشخیص اوضاع را ندارند.
به همانگونه که عراق به عنوان جبهه اصلی در به اصطلاح «مبارزه جهانی با تروریسم» به تصویر کشیده شده است، ویتنام نیز به عنوان محور اصلی در جریان «مبارزه جهانی با کمونیسم» معرفی شد.
اکنون طبق آمار رسمی، هزینههای جنگ عراق از مرز 660 میلیارد دلار گذشته و هزینه جنگ ویتنام را پشت سر گذاشته است، این در حالی است که برخی اقتصاددانان هزینههای واقعی جنگ عراق را حداقل پنج برابر آمار اعلام شده دانستهاند.
جنگ ویتنام بین سالهای 1344 تا 1354 نزدیک به 662 میلیارد دلار هزینه داشت. این آماری است که از سوی کارشناسان کنگره آمریکا اعلام شده است. با این حساب هزینه آنچه «مبارزه با تروریسم» خوانده میشود و از سال 1380 با حمله آمریکا به افغانستان و سپس عراق آغاز شد و تاکنون ادامه دارد، از این مرز بسیار فراتر رفته است.
بعد تلفات انسانی جنگ عراق نیز به سرعت در حال افزایش است و همه روزه مردم آمریکا شاهد تشییع جنازه سربازان و نظامیان این کشور هستند که قربانی جاهطلبی بوش و متحدین افراطی وی شدهاند.
شرایط جاری، همه اجزای وارد شدن آمریکا به وضعیت دوران جنگ ویتنام را داراست. این سیاست، یکبار دیگر جنگافروزان حاکم بر آمریکا را مجبور خواهد ساخت با سرشکستگی و بیاعتباری ذلتبارتر از جنگ ویتنام، عراق و منطقه را ترک کنند. این سرنوشت همه زورگویان و مستکبران است که گستاخانه خود را قیم جهان معرفی میکنند و برای خود، حق مداخله در سراسر جهان را قائل هستند.