قاسم روانبخش
از محوریترین شعارهای آقای احمدینژاد در انتخابات نهم، عدالتطلبی و توزیع عادلانه ثروتهای ملی بود، که در یک سال گذشته با اختصاص بودجههای استانی و انجام سفرهای دورهای توانسته است تا حدود زیادی در این زمینه موفق باشد ولی برخی بنا به دلایلی همواره سعی کردهاند این محوریترین شعار را زیر سؤال برند و از عدالتطلبی به توزیع فقر تعبیر نمایند. آقای هاشمی رفسنجانی در سخنرانی خود در جمع حزب اعتماد ملی میگوید: «تعادل و اعتدال همراه هم هستند، محور اعتدال حق است و انسان باید ابتدا حق را تشخیص دهد و به هر دلیلی انحراف از حق خطاست.» وی میافزاید: «کسانی که طرفدار ریاضت هستند و میخواهند فقر را بین مردم توزیع کنند، به مردم خیانت میکنند.»(1) به دنبال این اظهارات، آقای خاتمی رئیسجمهور سابق نیز طی مصاحبهای که با شبکه خارجی جامجم انجام شد، اظهار داشت: «به احمدینژاد گفتم که اگر برای استحکام پایههای کشور تلاش نکنیم، عدالت هم به توزیع فقر منجر خواهد شد.»(2)
پس از این گفتهها، روزنامهها و سایتهای وابسته به جریان اصلاحطلبی که گویا برای تهاجم به شعار عدالتطلبی، مجوز لازم را دریافت کردهاند، به بمباران این شعار محوری پرداختند. روزنامه اعتماد ملی نوشت: «یکسال پس از روی کار آمدن دولت نهم، هاشمی رفسنجانی در سخنانی، مهمترین شعار دولت نهم را به نقد کشید و توزیعکنندگان فقر را به باد انتقاد گرفت. وی گفت: اعتدال در به دست آوردن و مصرف کردن بسیار معنی پیدا میکند، کسانی که میخواهند فقر را در بین مردم تزریق کنند، به اسلام خیانت میکنند.»
دبیرکل سازمان نامشروع مجاهدین نیز با تأیید مواضع آقایان هاشمی و خاتمی دربارۀ چگونگی توزیع فقر در جامعه اظهار داشت: «اینکه دولت با کمکهای مستقیم سعی در توانمند ساختن برخی از اقشار جامعه دارد. مسألۀ فقر را حل نمیکند بلکه به توزیع فقر منجر میشود.» وی تصریح کرد که موضوع فقر تنها از طریق تولید بیشتر و افزایش واحدهای تولیدی حل خواهد شد. سلامتی با ارائه آماری از وضعیت فقر در ایران گفت: «ده درصد خانوارهای ایرانی تحت پوشش نهادهای حمایتی دولتی هستند که از این میان دو تا سه درصد، از فقر شدید و گرسنگی رنج میبرند. اختلاف 17 برابری دهک بالای درآمدی با دهک پایین در ایران در حالی است که این شاخص در کشورهای همسایه کمتر از ده برابر است. براساس نتایج یک تحقیق، خانوارهای تهرانی نیازمند 395 هزار تومان در ماه هستند تا از فقر مطلق خارج شوند اما دولت نهم آن میکند که خود میخواهد و عدالتگستری ادعایی دولت در محدودهای تبلیغاتی باقی مانده است.»
در حاشیه اظهارات فوق، شایسته است بررسی شود چه کسانی فقر و چه کسانی ثروت را توزیع میکند؟
1- در همان روزهای آغاز به کار دولت نهم و پیش از آغاز بازی، کسانی کارت قرمز را به احمدینژاد نشان دادند و مهمترین شعار ایشان یعنی عدالتطلبی را توزیع فقر خواندند که با واکنش شدید مقام معظم رهبری روبهرو شد. معظمله در دیدار با هیأت دولت در تاریخ 8/6/84 فرمودند: «بعضیها میگویند عدالت یعنی توزیع فقر، نخیر. کسانی که بحث عدالت را میکنند، به هیچوجه منظورشان توزیع فقر نیست، بلکه توزیع عادلانه امکانات موجود است. آنهایی که میگویند عدالت توزیع فقر است، مغز و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید تا آنچه تقسیم میشود ثروت باشد. دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت همان چیزی میشود که امروز در کشورهای سرمایهداری مشاهده میکنیم. در غنیترین کشور عالم یعنی آمریکا کسانی هستند که از گرسنگی از سرما و گرما میمیرند... کسانی هستند که در آرزوی یک آپارتمان سه چهار اتاقه سالهای سال تلاش میکنند و چون به جایی نمیرسند، میروند خیانت میکنند تا به این امکانات برسند... وقتی دنبال تولید ثروت رفتن از نگاه عدالتمحور جدا باشد، به این جاها میرسد که در جامعهای کسانی که زرنگتر و باهوشترند یک شبه به ثروتهای کلان و انبوه میرسند. تعدادی هم در زندگیهای بسیار سخت و دشوار به سر میبرند. عدالت یعنی امکاناتی که در کشور هست عادلانه و عاقلانه تقسیم کنیم و سعی کنیم همین امکانات را بیشتر کنیم تا به همه بیشتر برسد نه اینکه به قشر خاص و به دسته خاصی بیشتر برسد. این وظیفه از وظایف دولت اسلامی بود که شما شعارش را دادید، خیلی هم خوب کردید، دنبالش هم باشید؛ متعهد به این هم باشید و این اساس کار شماست.»
آقای دکتر احمدینژاد در یک سال اخیر بهرغم فشارهای اعضای باند مافیای ثروت و قدرت، تاحدود زیادی توانسته امکانات کشور را از انحصار قدرت اختاپوسی خارج سازد ولی در این مبارزه با چالشهای فراوانی از جمله اتهام توزیع فقر روبهرو شد که به بعضی از آنها اشاره کرده است: «برخی نورچشمیها در سالهای گذشته وامهای هزار میلیارد تومانی میگرفتند و این وامها را نیز بر نمیگردانند. وقتی دولت میگوید میخواهد تسهیلات بانکی را به صورت عادلانه در اختیار مردم قرار دهد تا زندگی مردم راه بیفتد، عدهای میآیند و داد میزنند فلانی میخواهد فقر را توزیع کند و در ارتباط با توزیع عادلانه امکانات مخالفت میکنند. آیا شما با دادن وامهای چند میلیارد تومانی میخواستید ثروت را در جامعه توزیع کنید؟ دولت اگر هزینهها را در اختیار برخی نورچشمیها قرار دهد، میگویند توزیع ثروت کرده ولی اگر بخواهد ثروت ملی را در اختیار عموم قرار دهد، میگویند توزیع فقر کرده است!»
2- نتایج سیاستهای 16 ساله توزیع ثروت دولتهای سازندگی و اصلاحات، همان آماری است که آقای سلامتی به آن اشاره کرد و سخنگوی حزب کارگزاران نیز به آن اذعان دارد که «هنوز متأسفانه یک و نیم میلیون نفر زیر خط فقر مطلق و چند میلیون نفر زیر خط فقر نسبی هستند.»(3)
آیا جز این است که این همه فقر و تنگدستی، محصول دولتهای سازندگی و اصلاحات است؟! مگر دولت عدالتخواه احمدینژاد میتواند طی یک سال کاری، با آن همه سنگاندازیهای صاحبان زر و زور و ثروت، پدیدۀ شوم فقر را از کشور بزداید؟!
3- بهترین راه برای زدون چهرۀ فقر از کشور و حل معضل مربوط به وجود یک و نیم میلیون نفر زیر خط فقر مطلق و میلیونها نفر زیر خط فقر نسبی این است که دولت، اموال به یغما رفته ملت را ـ که در انحصار خانوادههای صد فامیل قرار گرفته ـ پس بگیرد و در اختیار خانوادههای محروم و زیر خط فقر قرار دهد، تا آنها هم بتوانند زندگی آبرومندانهای داشته باشند. البته اینگونه اقدامات از نظر برخی افراد و گروهها، توزیع فقر است چرا که با این سیاست، ثروت آنها کاهش مییابد و یا دستکم دیگر افزایش نخواهد یافت!
4- آیا ایجاد کاخهای مجلل و بالا بردن برجهای بلند در تهران و برخی مراکز استانها و تقسیم شهرها به بالای شهر و پایین شهر، از دستاوردهای سیاستهای «توزیع ثروت» ادعایی نیست؟! آیا توسعه برخی استانهای مرفه از جمله تهران و پیشرفت آنها در مقابل محروم نگهداشتن استانهایی چون ایلام، لرستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و... نتیجه اعمال سیاستهای تفکر اقتصادی آن هم از نوع لیبرالیستی غربی نیست؟
5- از نظر صاحبان تفکر اقتصادی لیبرالیستی، اختصاص دو درصد از درآمد نفت به ده استان محروم بهویژه نفتی، توزیع فقر محسوب میشود! و کمک مستقیم به خانوادههای تهیدست کمیته امداد و بهزیستی، تأمین بیمه روستائیان و خانوادههای سربازان که از افتخارات دولت نهم به شمار میآید، توزیع فقر است، چرا که همین مقدار توزیع امکانات موجب کاستن از امکانات صاحبان ثروت و قدرت خواهد شد! از نظر طرفداران این نظریه اقتصادی، توزیع بودجههای ملی در نقاط محروم که طی سفرهای استانی صورت میگیرد، توزیع فقر محسوب میشود!
6- از دیدگاه صاحبان این تفکر، عملکرد امیرالمؤمنین(ع) مبنی بر کمک مستقیم به محرومان و بردن نان و آذوقه به در خانوادههای فقیر و توزیع مساوی بیتالمال میان مردم هم در راستای توزیع فقر است و حضرت میبایست به جای این کمکهای مستقیم به تولید بیشتر ثروت میپرداخت!
7- به آقای احمدینژاد توصیه میکنیم در مقابل این سنگاندازیها ذرهای تردید به خود راه ندهد؛ چرا که او هم پشتیبانی ملت را دارد و هم حمایتهای بیدریغ رهبری معظم انقلاب را.