تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۷۱۵۵۶
سوابق، علل تشکیل و احتمالات آینده

دولت وحدت ملی فلسطین


با گذشت چندماه از تشکیل دولت فلسطین به رهبری حماس، تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت همۀ احزاب و گروه‌های فلسطینی جهت برون‌رفت از بحران کنونی که در همه ابعاد گریبانگیر دولت و ملت فلسطین شده است در صدر اخبار، فعالیت‌ها و اظهارات مقامات سیاسی و رسانه‌ها قرار گرفته است.

سوابق طرح مساله دولت وحدت ملی

سال 2005 شاهد حضور جدی حماس در عرصۀ سیاسی بود. جنبش حماس پیش‌بینی می‌کرد که پس از تشکیل دولت با چالش‌های عدیده‌ای مواجه شود، لذا سعی کرد تا دولتی را با مشارکت همۀ گروههای فلسطینی تشکیل دهد، ولی از همان ابتدا مشکلاتی در مسیر حرکت آن پدیدار شد.

اولین مشکل حماس، ناکامی در تشکیل دولت ائتلافی بود. این جنبش در 25 ژانویه 2006 در انتخابات شورای قانونگذاری پیروز شد و کابینۀ خود را حدوداً 2 ماه بعد و با ترکیبی از اعضای حماس و چند کاندیدای مستقل تشکیل داد، ولی با این شرایط، دولت تحت رهبری حماس مجبور شد به تنهایی با مشکلات داخلی و خارجی مواجه شود.

دلایل ناکامی دولت حماس جهت تشکیل دولت ائتلافی را می‌توان به شرح زیر عنوان کرد:

الف- عوامل داخلی

مواضع قاطع فتح و حماس در رابطه با اصول شناخته شدۀ خود عمدۀ اختلاف فتح و حماس بر سر اصولی بود که هر یک از طرفین به عنوان دلایل وجودی خود معرفی می‌کردند.

جنبش فتح بر این عقیده بود که حماس اگرچه در به رسمیت نشناختن اسرائیل مختار است. ولی باید ساف را به عنوان نماینده مشروع ملت فلسطین و توافقنامه‌های امضا شده آن با اسرائیل را بپذیرد، ولی جنبش حماس مصرانه این موضوعات را رد می‌کرد.

ب- فشارهای خارجی

یکی دیگر از عوامل عدم‌دستیابی به ائتلاف، تهدید آمریکا مبنی بر درج نام وزرای حماس در لیست تروریسم و نیز تهدید اسرائیل در خصوص ترور اسماعیل هنیه و اعضای کابینه وی بود. ساف نیز از این بیم داشت که با مشارکت در کابینۀ تحت رهبری حماس کمک‌های مالی به آن قطع شود.

دلایل طرح مجدد مساله تشکیل دولت وحدت ملی

«الف- مشکلات حماس در ابعاد مختلف»

1-‌ بعد اقتصادی

از آنجا که اقتصاد نوار غزه به علت محدودیت منابع مالی و غذایی، یک اقتصاد وابسته محسوب می‌شود و کمک‌های خارجی منبع اصلی تأمین بودجۀ تشکیلات خودگردان محسوب شده و نقش به سزایی در زندگی مردم فلسطین دارد، بنابراین قطع کمکهای خارجی عامل فشار تعیین‌کننده‌ای به حساب می‌آید.

1-1-‌ قطع کمک‌های مالی به دولت فلسطین

با پیروزی حماس در انتخابات، کمیته چهارجانبه 2 الی 3 ماه به حماس فرصت داد تا اسرائیل را به رسمیت بشناسد و خشونت را کنار بگذارد، در غیر این صورت کمک‌های مالی مجامع بین‌المللی به فلسطین قطع خواهد شد.

پس از مخالفت حماس با این موضوع، کمک‌های بین‌المللی به تشکیلات خودگردان قطع شد.

1-2-‌ بلوکه کردن درآمدهای مالیاتی

س از روی کار آمدن حماس، ‌اسرائیل از تحویل مالیات‌های حاصل از واردات کالا به این جنبش خودداری کرد و این امر باعث شد بخش مهمی از بودجۀ تشکیلات خودگردان تأمین نشود.

1-3-‌ خودداری از انجام پروژه‌های خارجی در غزه

با روی کار آمدن دولت حماس، آمریکا به عنوان یکی از کشورهای کمک‌کننده به فلسطین اعلام کرد که اجرای برخی از پروژه‌ها را به حالت تعلیق درآورده است.

1-4-‌ فشار بر بانکها و جلوگیری از ورود نقدینگی به فلسطین.

پس از پیروزی حماس در انتخابات اگرچه کشورهایی مثل ایران، قطر و عربستان قصد اعطای کمک مالی به فلسطین را داشتند، ولی به دلیل فشارها و ایجاد محدودیت برای بانک‌ها از ورود این مبالغ به  فلسطین جلوگیری شد.

1-1-5-‌ جلوگیری از صادرات و واردات محصولات و کالاها

اسرائیل با بستن گذرگاه‌های کارنی، رفح و کرم شالوم ضمن ایجاد محدویت برای تردد مسافران از واردات و صادرات کالاها نیز جلوگیری می‌کند.

۲-‌ بعد اجتماعی

مشکلات اجتماعی هر کشور پیامد مشکلات اقتصادی کلان آن است، زیرا چالش‌های اجتماعی عموماً معلول نارسایی‌های موجود در بودجه به شمار رفته و رفع آنها نیز نیازمند سقف خاصی از اعتبارات است.

2-1-‌ مشکلات معیشتی

اگرچه فقر پدیده نوظهوری در میان جامعۀ فلسطینی محسوب نمی‌شود، ولی پس از تحریم اقتصادی دولت تحت رهبری حماس، این پدیده شاهد رشد بی‌سابقه‌ای بود، به طوری که طبق آمار منتشر شده 65 درصد فلسطینی‌ها در حال حاضر زیر خط فقر زندگی می‌کنند. عدم پرداخت به موقع حقوق کارمندان و مشکلات مربوط به آن موجب برگزاری اعتصاب‌های گسترده از جمله در میان صنف معلمان و بهداشت و درمان شده است.

2-2- ‌کاهش امکانات رفاهی

بحران بنزین و گاز در مناطقی از غزه، حمله به نیروگاه‌های تولید برق و قطع برق بیمارستانها باعث کاهش امکانات رفاهی پس از تشکیل دولت حماس گردید.

2-3-‌ ناامنی

اگرچه ناامنی از دیرباز اوضاع فلسطین را تحت‌الشعاع قرار داده است و جنبش حماس سعی داشت تا با آن مبارزه کند و آن را کاهش دهد، ولی عملاً نتوانست پیشرفت خاصی را در این زمینه حاصل کند، در حالی که تا قبل از عقب‌نشینی اسرائیل از نوار غزه در سال 2005، 45 نفر کشته و 461 تن مجروح شدند، پس از عقب‌نشینی، 174 نفر از جمله 37 کودک طی ناآرامی‌های غزه کشته و هزار و 195 تن، از جمله 165 کودک مجروح شدند.

3-‌ بعد سیاسی

3-1- عرصۀ داخلی

با به قدرت رسیدن حماس، ‌رقابتهای نه چندان سازنده میان دولت حماس و محمود عباس و عدم‌پذیرش عزل و نصب‌های انجام گرفته توسط رئیس تشکیلات از سوی حماس و جنگ تبلیغاتی گسترده فتح و حماس باعث تزلزل اوضاع داخلی فلسطین شد.

3-2-‌ اقدامات اسرائیل

دستگیری 8 وزیر و 37 نمایندۀ شورای قانونگذاری توسط اسرائیل در راستای کاهش اثرگذاری حماس در زمینه‌های مختلف انجام گرفت و اجرای طرح عقب‌نشینی یکجانبه از کرانه باختری و طرح الحاق، با شدت بیشتری دنبال شد و حتی مذاکرات با محمود عباس نیز قطع گردید.

3-3-‌ عرصۀ عربی

کشورهای عربی دولت حماس را برای به رسمیت شناختن اسرائیل، ساف و توافقنامه‌های گذشته تحت فشار قرار دادند و کشورهای مصر و اردن نیز استقبال چندانی از این دولت به عمل نیاوردند. نقطه اوج فشارهای عربی بر حماس، درخواست از این جنبش برای پدیرش طرح صلح عربی است که در آن عقب‌نشینی همه جانبۀ اسرائیل از اراضی اشغالی 67 و تشکیل دولت فلسطین در این مناطق در ازای به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی کشورهای عربی مطرح شده است.

3-4-‌ عرصه بین‌المللی

با توجه به اینکه حماس از سوی بسیاری از کشورهای غربی به عنوان یک سازمان تروریستی قلمداد می‌شود روی کار آمدن آن موحب اعمال فشار بر حماس برای به رسمیت شناختن اسرائیل شد و تلاش کردند تا آن را در انزوای سیاسی قرار دهند و روابط دیپلماتیک خود را با آن قطع کردند. علاوه بر این به هیات‌ها و مقامات حماس نیز اجازۀ حضور در همایش‌ها و اجلاس‌های برگزار شده در خاک این کشورها داده نشد.

4-‌ بعد نظامی

خشونت نظامی اسرائیل یکی دیگر از مشکلات دولت حماس محسوب می‌شود. این مساله بعد از به اسارت گرفتن گیلاد شالیت ابعاد تازه‌تری به خود گرفت. ترور گسترده رهبران مقاومت با مشارکت عوامل مزدور و جاسوس اسرائیل شدت گرفت تا جایی که گروه‌های مختلف خواهان رسیدگی جدی به این مساله شدند.

«ب- تعدیل مواضع و نگرش‌های جدید حماس»

حماس پس از مواجه شدن با مشکلات ذکر شده با نگرش‌های جدیدی سعی کرد قدرت خود را با دیگران تقسیم کند و به این نکته پی برد که تداوم این وضعیت علاوه بر این‌که ممکن است باعث وقوع جنگ داخلی شود، ایدئولوژی مقاومت را نیز به شکست خواهد کشاند. بنابراین حماس با تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی سعی دارد به جای اینکه یکباره مواضع سیاسی خود را در عرصۀ داخلی و منطقه‌ای و جهانی مطرح کند، در یک مسیر آرام گام نهد.

«ج- تلاش فتح برای مطرح کردن مجدد خود در عرصۀ فلسطین»

جنبش فتح که تا پیش از این انتخابات قدرت شمارۀ یک در عرصۀ سیاسی فلسطین محسوب می‌شد اکنون پس از گذشت چندین ماه از تشکیل دولت توسط حماس نگران آن است که اگر فعالیت حماس در جایگاه ادارهکننده دولت و شورای قانونگذاری تداوم یابد امکان حذف تأثیرگذاری فتح وجود دارد. اکنون فتح تلاش می‌کند با توجه به مشکلات فراوان موجود پیش روی حماس امتیاز بیشتری از حماس گرفته و با پا نهادن به عرصه دولت، خود را به عنوان عامل نجات برای مردم فسلطین معرفی کند.

«د- جنگ لبنان»

تلاش لبنانی‌ها برای کاهش تعارضات و اختلافات داخلی باعث شد تا فلسطینی‌ها نیز خواستار نزدیک شدن دیدگاهها و از بین بردن اختلافات در جهت ممانعت از به خطر افتادن موجودیت فلسطین شوند.

احتمالات مطرح شده پیرامون دولت وحدت ملی و پیامدهای آن

الف- تشکیل دولت وحدت ملی

با توجه به اینکه همه طرفهای تأثیرگذار در عرصۀ فلسطین خواستار تشکیل دولت وحدت ملی هستند گزینۀ تشکیل دولت وحدت ملی محتمل‌تر است. در صورتی که دولت وحدت ملی مورد قبول بین‌الملل تشکیل شود احتمال لغو محاصره، از سرگیری کمک دولتهای بزرگ، از بین رفتن مشکلات اقتصادی، اعتصابات و بهبود وضعیت معیشت مردم وجود دارد و از طریق محول کردن مذاکرات به جنبش فتح، احتمال مسترد شدن درآمدهای مالیاتی نیز موجود است، اما نباید انتظار داشت که دولت وحدت ملی بتواند همه مشکلات و موانع را از سر راه بردارد.

ب- عدم تشکیل دولت وحدت ملی

در صورتی که دولت وحدت ملی تشکیل نگردد محاصره کماکان تداوم خواهد داشت و اعتصابها از گستردگی بیشتری برخوردار خواهد شد که اگر این‌گونه شود احتمالاً محمود عباس، دولت را منحل اعلام کرده و اعلام انتخابات زودرس خواهد کرد. در این رابطه نباید از نقش منفی کشورهای خارجی و گروههای داخلی غافل بود. همچنین امکان دارد حماس پس از رویارویی با این مشکلات تصمیم به خروج از صحنه سیاست را اتخاذ کند و دوباره به روند مقاومت مسلحانه بازگردد که البته با توجه به رویکردهای حماس، این گزینه بعید به نظر می‌رسد.

نتیجه‌گیری:

تشکیل دولت وحدت ملی به عنوان راهکاری برای برون‌رفت از بحران فلسطین برای جنبش حماس و همه طرفهای حاضر در صحنه داخلی فلسطین اهمیت به سزایی دارد. مشکلات حماس در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی باعث ایجاد تعدیل‌های هرچند اندک در مواضع آن شد. جنبش فتح نیز با هدف بهره‌برداری از شرایط و کسب امتیاز از حماس وارد صحنۀ تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی شد. اگرچه تشکیل دولت وحدت ملی بعید نیست، ولی میزان کارآمدی آن در رفع محاصره به میزان مقبولیت آن در سطح بین‌المللی وابسته است و نمی‌توان این دولت را حلال تمام مشکلات فلسطین دانست، بلکه در خوش‌بینانه‌ترین حالات فقط قادر خواهد بود بخشی از مشکلات داخلی فلسطین را حل کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات