علی تتماج
هر چند که آمریکا در نهایت توانست قطعنامه 1718 را برضد کره شمالی به تصویب رساند اما صفبندی کشورها در شورای امنیت به چالش بزرگ برای این کشور مبدل گردید که روند پایان نظام یکجانبهگرایانه آمریکا را تکمیلتر نمود.
با آزمایش هستهای کره شمالی که به تشدید بحران در شرق آسیا انجامید، دولتمردان آمریکا تلاش گستردهای را آغاز نمودند تا با تصویب قطعنامهای شدیداللحن به قدرتنمایی در برابر این کشور و جامعه جهانی بپردازند. بهرغم آنکه آمریکاییها در اقدامات تبلیغاتی به بزرگنمایی تهدیدات کره شمالی پرداختند تا به اجماعی جهانی برای تصویب قطعنامه خود دست یابند اما بار دیگر در شورای امنیت با مخالفت شدید چین و روسیه مواجه گردیدند. مواضع این کشورها در نهایت سبب شد تا آمریکا وادار به تعدیل قطعنامه و حذف بندهای جنگطلبانه گردد. براساس قطعنامه 1718 شورای امنیت برخی تحریمهای اقتصادی و مبادلاتی بر کره شمالی اعمال گردید اما سیاست سختگریرانه که راه نظامی را هموار میساخت از آن حذف گردیده است. با عنایت به تحولات عرصه بینالملل و سیاست چین و روسیه، دلایل مخالفت آنها با خواستههای آمریکا که پس از صفبندی آنها در پرونده هستهای ایران و بحران لبنان، از مهمترین تقابلهای طرفین محسوب میگردد، از چند زاویه قابل تامل و بررسی میباشد.
1- از سیاستهای چین و روسیه در سالهای اخیر رویارویی با نظام تکقطبی و بعضاً اتحاد میان اروپا و آمریکا میباشد. در این راستا این کشورها با توسعه مناسبات دوجانبه، تشکیل اتحادیههای منطقهای نظیر شانگهای، صفبندی در برابر خواستههای آمریکا در شورای امنیت و رد خواستههای این کشور فعالیتهای بسیاری انجام دادهاند. (نمونه بارز این تقابل را میتوان در پرونده هستهای ایران مشاهده کرد که به نوعی ارتقای جایگاه جهانی چین و روسیه را در پی داشته است). لذا عملکرد آنها در برابر کره شمالی را میتوان گامی دیگر برای اجرای این طرح دانست که بر تشدید اختلافات طرفین دامن خواهد زد.
2- آنچه در عرصه بینالملل مشهود است، بینتیجه بودن سیاست تحریم و اعمال قوانین تنبیهی برای برقراری صلح و ثبات در عرصه بینالملل میباشد. اولا بهرغم اجرای سیاستهای تنبیهی برای بسیاری از کشورهای آفریقایی همچنان جنگ و بحران در آنها ادامه دارد و تاثیری بر برقراری ثبات در این کشورها نداشته است ثانیا تجربه دیگر اعمال تحریم برپایی جنگ عراق و افغانستان میباشد که هزاران نفر را به کام زیادهطلبیهای آمریکا و غرب برده است. (این کشورها در حالی به عراق و افغانستان لشکرکشی نمودند که پیش از آن سالها به اعمال تحریم چین و روسیه مخالف سیاستهای تنبیهی شدیداللحن میباشند بلکه جامعه جهانی نیز با آن مخالف است. بنابراین سیاست روسیه و چین در شورای امنیت مورد مقبولیت جامعه جهانی میباشد که مسلما در مناسبات آینده آنها با سایر کشورها تاثیرگذار خواهد بود. (جهانیان دلیل گرایش کره شمالی به آزمایش هستهای را سیاست جنگطلبانه آمریکا دانسته که این کشور به این سمت سوق داده و استمرار آن را گرایش بیشتر کره به امور هستهای میدانند که آمریکا باعث آن میگردد).
3- آمریکاییها که پس از جنگ جهانی دوم به بهانه برقراری امنیت جهانی و جلوگیری از بحران منطقهای توانستند مجوز حضور نظامی در شرق آسیا را کسب نمایند (کره جنوبی و ژاپن) در سالهای اخیر برای حفظ موقعیت خود با چالشهای بسیاری مواجه میباشند. گسترش تفکر استقلالخواهانه و ضدآمریکایی در منطقه بویژه ژاپن و کره جنوبی، تلاش کشورهای شرق آسیا به اتحاد منطقهای و کاهش مداخلات خارجی، آینده نظامی این کشور را در شرق آسیا تحتالشعاع قرار داده است. در مقطع کنونی کشورهای منطقه اعمال تنبیهی آمریکا علیه کره شمالی را بهانهای جدید برای تمدید حضور و تقویت نیروهای نظامی آمریکا در منطقه میدانند که تحدیدی بزرگ برای امنیت این کشورها و منطقه ارزیابی میگردد. آمریکا بر آن است تا با استقرار پایگاههای جدید در ژاپن و کره جنوبی، استقرار ناو هستهای و سکوهای موشکانداز پاتریوت در ژاپن به تثبیت جایگاه خود در منطقه دست یابد. در حالی که چین و روسیه با مخالفت و تعدیل نمودن قطعنامه این کشور در شورای امنیت برای عدمتحقق این اهداف تلاش کردهاند. به عبارتی دیگر مخالفت چین و روسیه را میتوان تلاشی برای کاهش نفوذ آمریکا در شرق آسیا برای جلوگیری از ایجاد رقابت تسلیحاتی و بحران امنیتی در منطقه دانست.
در نهایت میتوان گفت که هرچند آمریکا در نهایت توانست قطعنامه 1718 را به تصویب رساند اما تاخیر چند روزه در اجرای این مهم و تعدیل بسیاری از خواستههای آن در قطعنامه مذکور، بیانگر شکستی دیگر برای آمریکا در عرصه بینالملل میباشد که میتواند استمرار این ناکامیها را در پی داشته باشد. در همین حال صفبندیها در شورای امنیت میتواند اولا هشداری جدی به آمریکا و سیاستهای خصمانه آن علیه ایران باشد که آن را وادار به تغییر سیاستهای خصمانه و همسویی با خواستههای جامعه جهانی در قبال ایران نماید ثانیاً این ناکامی تاثیر مستقیم بر انتخابات میاندورهای آمریکا خواهد داشت که بیش از گذشته موقعیت جمهوریخواهان را متزلزل میسازد هرچند که آنها با تصویب قطعنامه شدیداللحن تلاش داشتند تا از آن برای تبلیغات انتخاباتی بهرهبرداری کنند اما این سیاست با مخالفتهای چین و روسیه و طولانی شدن زمان تصویب قطعنامه (آن هم با تعدیل بسیار) با شکست مواجه گردید که زوال بیشتر جرج بوش را در پی خواهد داشت.