یک استاد حقوق دانشگاه نیویورک و عضو علیالبدل شورای روابط خارجی آمریکا از دولت بوش خواست تا باب مذاکره را با ایران و حتی دولت فلسطینی تحت رهبری حماس، بگشاید.
نوآ فلدمن در مقالهای با عنوان چرا گفتوگو نکنیم؟ که در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رساند، نوشت؛ بهترین ابزاری که آمریکا در قبال ایران و حماس در دست دارد، دیپلماسی است.
وی در مقاله خود با مرور حملات اخیر اسرائیل به فلسطین با هدف تضعیف دولت تحت رهبری حماس نوشته است: پس از این بمبارانهای بیهدف، هماکنون فصل مذاکرات است. ایران نیز که در فصل تابستان به تمامی تهدیدات برای مورد بمباران قرار گرفتن بیتوجهی کرده بود، تمایل دارد در مورد برنامه هستهای خود با کشورهای چین، روسیه، انگلیس، فرانسه و آلمان گفتوگو کند که البته غایب بزرگ این مذاکرات، آمریکا است. این استاد آمریکایی نوشت؛ ما تمامی این مذکرات را تأیید میکنیم، ولی سیاست رسمی و اصلی ما سکوت شده است. پس هدف از مذاکره چیست، بخصوص وقتی که دیگران از جانب ما حرف میزنند؟ اگر سیاست هنر مصالحه است، پس گفتوگو نیز قطعاً یکی از شیوههای آن است.
فلدمن افزود: هرچند ممکن است چشمانداز دستیابی به مصالحه با برخی طرفها، عمیقترین اصول ما را نقض کند، ما نباید بر این باور باشیم که تنها زمان مناسب برای گوش دادن به حرف آنها، زمانی است که میخواهند تسلیم شوند.
نویسنده مقاله نیویورک تایمز اشاره کرد؛ افراطگراها نیز از همین منظر به ما نگاه میکنند، آنها نیز از ما بیزار هستند و معتقدند که تنها زمانی مذاکره با ما برای آنها مفید است که بخواهند در مورد انحطاط ما، در صورت گوش نکردن به درخواستهای آنها حرف بزنند، لذا با توجه به اصل آنها مبنی بر عدم تمایل به مصالحه، دلیل زیادی برای مذاکره با آنها وجود ندارد.
استاد دانشگاه نیویورک گفت؛ گفتوگو حتی میتواند باعث افشای اطلاعاتی همچون پیششرطها، نقاط کور و اعتقادات طرف مقابل شود. البته در پایان، اکثر مذاکرات موفقیتآمیز بر اساس فرضیههای مختلفی شکل میگیرند، زیرا تحت شرایطی خاص، انگیزههایی که باعث پیشبرد انسانها و حکومتها میشود، میتواند تغییر کند.
فلدمن افزود؛ در صورتی که از دیپلماسی به درستی استفاده شود، میتوان انگیزههای جدیدی را خلق کرد و به مدد آن، منافع اصولی کشورها و البته رفتار آنها را تغییر داد.
وقتی ما به دیپلماسی اعتماد میکنیم، دلیل آن فقط این نیست که به ما کمک میکند انسانیت مشترک در دیگران را ببینیم، بلکه هدف از آن این است که وقتی دو طرف با یکدیگر گفتوگو میکنند، این مذاکرات ممکن است باعث یادآوری عمق دشمنیهای مشترک آنها و آن دلایلی شود که چرا آنها قصد داشتند از زور در قبال طرف دیگر استفاده کنند.
این استاد آمریکایی نوشته است؛ البته این را نباید فراموش کرد که دیپلماسی تا زمانی ضروری است که استفاده مستقیم از زور با محدودیتهایی مواجه باشد. پس از 11 سپتامبر، اکثر مردم آمریکا حوصله مذاکره با دشمنان در خاورمیانه را نداشتند و سیاستهای دولت بوش برای تهاجم و حملات پیشگیرانه نیز نشانگر همین مسأله بود! اما حال که ما مجددا از محدودیتهای خود آگاه شدهایم، بار دیگر شاهد آن هستیم که به سمت میز مذاکره پیش میرویم.
به نوشته وی؛ خودداری آمریکا از مذاکره با حماس، هزینههای جدی به همراه داشته است. این مسأله باعث شده که بسیاری اینگونه تصور کنند که تعهد ما به دمکراسی در خاورمیانه در بهترین شرایط، جزیی است و حتی باعث شده این تصور ایجاد شود که آمریکا هیچ اهمیتی به درگیری اسرائیل و فلسطینیان نمیدهد و این مسأله خود باعث تشدید خشونتها شده است.
فلدمن افزود؛ در مورد مسأله ایران نیز مشکل اینجا است که ما در یک زمان، هم میخواهیم ایران برای پایان دادن به هرج و مرج در عراق کمک کند و هم میخواهیم ایران را از دستیابی به برنامه هستهای باز داریم. آمریکا از یکسو تمایل دارد با رهبران ایران در مورد عراق گفتوگو کند، ولی حاضر نیست با آنها در مورد برنامه هستهای صحبت کند.
وی نوشته است: بهتر است این مسأله را به خاطر بیاوریم که وقتی آمریکا مذاکرات با کره شمالی را آغاز کرد، آن کشور پیش از آن، فعالیتهای هستهای خود را به اتمام رسانده بود، بنابراین بهتر است مذاکرات با ایران را هماکنون آغاز کنیم.
این استاد دانشگاه نیویورک افزود؛ به صورت خلاصه باید گفت که ما به یک پیشرفت غیرمنتظره احتیاج داریم که یا به مسأله فلسطین و اسرائیل کمک کند، یا وضعیت عراق و یا هر دو، که برای رسیدن به این وضعیت نیز ما به دیپلماتهای بدجنستری احتیاج داریم.
این دیپلمات میتواند تونی بلر باشد، اگر بخواهد کاری را انجام دهد که بیل کلینتون در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود، نتوانست یا ملک زیدالحسین از اردن که زمانی نامزد سمت دبیرکلی سازمان ملل متحد بود. فلدمن مقاله خود را با این جمله به پایان برد که در عصر ایدئولوژی، ممکن است دیپلماسی به نظر ضعیف و کسلکننده باشد، ولی گاهی دیپلماسی تنها چیزی است که ما در اختیار داریم.