محمد البرادعی گفت: اشتباهات و کجفهمیهایی در قبال پرونده هستهیی ایران در تمام جهان و جهان عرب و اسلام وجود دارد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گفتوگو با روزنامهی الحیات، چاپ لندن درباره نگرانیاش درقبال زرداخانههای هستهیی پاکستان گفت: طبیعتا احساس نگرانی زیادی درخصوص زرادخانههای هستهیی پاکستان دارم و همچنین این نگرانی زمانی که از یک سال پیش پرونده هستهیی ایران را بررسی میکردم وجود داشت. من همواره نسبت به استفاده از زور هشدار دادهام و همیشه اعلام میکنم که ما فرصت زیادی برای در پیش گرفتن راه حل دیپلماتیک داریم.
وی ادامه داد: ما نباید قبل از استفاده از تمامی راهحلهای دیپلماتیک، به راه حل نظامی درخصوص مشکل ایران و یا هر مشکل دیگری فکر کنیم. راه حل نظامی آخرین گزینه است و ما از این راه حل فاصله زیادی داریم. همیشه درباره مساله ایران گفتهام که از آثار و پیامدهای هر جنگ جدیدی در خاورمیانه و جهان اسلام میترسم.
وی در ادامه تصریح کرد: اشتباهات و کجفهمیهایی در قبال پرونده هستهیی ایران در تمام جهان و جهان عرب و اسلام وجود دارد. پرونده ایران از اواسط دهه هشتاد زمانیکه ایران در معرض جنگ شیمیایی از سوی صدام قرار گرفت، شروع شد. در این جنگ یک یا دو میلیون نفر از دو طرف کشته شدند. ایران از دوره شاه برنامهی هستهیی برای استفاده در زمینهی انرژی داشته است.
وی ادامه داد: قراردادهایی زمان شاه با غرب وجود داشت که ارزش آن به 10 میلیون دلار میرسید. بعد از انقلاب در سال 1979 غرب صادرات هرگونه مواد یا نیروگاه هستهیی به ایران را به دلیل بیاعتمادی به انقلاب اسلامی متوقف کرد و ایران سعی کرد تا سالها پل همکاری با غرب را ایجاد کند اما نتوانست. لذا طرف ایرانی در سال 1985 به سراغ شبکه عبدالقدیر خان در پاکستان رفت و به این ترتیب برنامه هستهیی ایران و آنچه که از آن چرخه سوخت هستهیی یاد میشود در سال 1985 آغاز شد.
البرادعی افزود: ایران در آن زمان باید اخطار آژانس بینالمللی انرژی اتمی را گوش میداد چرا که جزوی از توافقنامهی منع گسترش سلاحهای هستهیی بود. ایران سرانجام به در پیش گرفتن راههای پنهانی متوسل شد چرا که نتوانست به فناوری هستهیی از طریق مشروع دست یابد. سرانجام برنامهی هستهیی ایران به شیوهای غیرشفاف و بدون اطلاع آژانس شکل گرفت و کمبود اعتماد ایجاد شد.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی تصریح کرد: طی چهار پنج سال گذشته برای بازنگری در فهم برنامهی هستهیی ایران از سال 1985 تا به حال تلاش کردیم و تا حدود زیادی هم موفق شدیم، اما همواره مسایل زیادی وجود دارد که ایران باید درباره آنها به شیوه همکاری شفاف و کامل به ما توضیح دهد. معتقدم که یکی دو ماه آینده برای این مساله بسیار سرنوشتساز است؛ چرا که ایران اخیرا تصمیم گرفته که در یک طرح کاری برای توضیح همه این مسایل با ما همکاری کند. اگر بتوانیم توضیح این مسایل را در طول دو ماه آینده داشته باشیم میتوانیم بگوییم که برنامه ایران در گذشته و حال تحت نظارت آژانس بوده و برای اهداف مسالمتآمیز است. این بخشی از مساله است. اما بخش دیگر آن نگرانی و ترس جهان غرب و بسیاری از ناظران است.
وی گفت: ترس از اینکه اگر ایران به تکنولوژی ویژه غنیسازی اورانیوم دست یابد، از آن در آینده برای خارج شدن از سیستم منع گسترش سلاح هستهیی و ساخت سلاح هستهیی استفاده خواهد کرد و به این ترتیب استراتژی حمله در منطقه خلیج (فارس) و خاورمیانه آغاز خواهد شد.
البرادعی در ادامه مشکل ایران را به دو بخش تقسیم کرد و عنوان داشت: مشکل ایران به دو بخش گذشته و حال تقسیم میشود. و این همان چیزی است که ما در آژانس انجام میدهیم. آژانس دستگاهی همانند رادار است و من میتوانم آنچه را که در گذشته و امروز میبینم، بگویم اما آنچه که در فردا و بعد از آن در ایران و یا هر کشوری هست، نمیبینم و نمیتوانم چیزی از آن بگویم چرا که این مساله به دولت و رفتارهای آن در آینده برمیگردد. بنابراین همواره میگویم که من تنها میتوانم گذشته و حال را بجویم نه آینده و نیتهای آن را. این مسالهای است که به اعتمادسازی برمیگردد. در اینجا اعتماد بین ایران و غرب به ویژه آمریکا از بین رفته است. وقتی به طرف ایرانی گوش میدهید میگوید غرب تحریمهای اقتصادی و ممنوعیت فراگیر را از زمان انقلاب بر آن تحمیل کرده است و این درست است.
وی افزود: تنها راه حل در این باره به نظر من اعتماد سازی در آینده است و این امر از طریق مذاکره ایجاد میشود چرا که این شورای امنیت است که تحریمها را تصویب میکند، اما شورا به تنهایی نمیتواند به راه حلی فراگیر برای این مشکل برسد. همانطور که میدانیم تحریمها در بیشتر اوقات مشکلات را حل نمیکنند بلکه خسارتهایی را به شهروندان بیگناه وارد میسازد و دولت خسارتی نمیبیند.
البرادعی در پاسخ به سوالی که گفته میشود ایران سه و یا پنج سال با سوخت بمب هستهیی فاصله دارد اظهار داشت: برای دستیابی به سلاح هستهیی باید دو مساله اساسی وجود داشته باشد یکی مواد هستهیی که در ساخت سلاح هستهیی به کار برده میشود که همان اورانیوم غنیشده یا پلوتونیم است. همانطور که در حال حاضر مشاهده میکنیم ایران قادر به دستیابی به ایران مواد تا زمانی که تحت نظارت آژانس است نیست. همچنین تا زمانی که ایران جزیی از معاهده منع گسترش تسلیحات هستهیی است نمیتواند به اندازه بیش از 5 درصد به غنیسازی اورانیوم بپردازد. این کشور نیازمند غنیسازی اورانیوم تا 90 درصد برای تولید سلاح هستهیی است. بنابراین این کشور ابتدا باید از نظام منع گسترش تسلیحات هستهیی خارج و بازرسان را نیز اخراج کند همانطور که کره شمالی اقدام به انجام آن کرده است.
وی افزود: درصورتی که چنین سناریویی ایجاد و ایران از معاهدهی ان.پی.تی خارج شود ایرانی که در حال حاضر دارای 3000 دستگاه سانتریفیوژ است به حداقل یک سال تا 18 ماه زمان نیاز دارد تا به ساخت مواد هستهیی مورد نیاز ساخت بمب هستهیی بپردازد. این تنها بخشی از مساله است و بعد از آن این کشور باید این مواد را به سلاح تبدیل کند که همان کوچک سازی این مواد برای ساخت بمب است و بعد از آن ساخت دستگاههای انفجاری است که این تا اندازه زیادی پیچیدگی دارد.
البرادعی ادامه داد: همچنین ایران باید وسایلی چون موشکهایی که قادر به حمل این بمبها باشند داشته باشد. میتوانم بر روی مواد هستهیی قضاوت داشته باشم؛ چرا که اختیارات من مربوط به نظارت بر آنها است. طبیعتا من صلاحیتی ندارم و نمیدانم که ایران در زمینه موشکهای دوربرد چه کارهایی انجام میدهد.
وی تصریح کرد: ما در آژانس بین المللی انرژی اتمی برنامهی فعالی برای ساخت سلاح هستهیی در ایران نمیبینیم. بر اساس آنچه که ما شاهد آن هستیم و از بازرسیهای متعدد به دست آمده چیزی در این باره در ایران دیده نشده است. همچنین تاسیسات زیرزمینی مربوط به غنیسازی اورانیوم را هم مشاهده نکردیم و دلایل و اطلاعاتی را هم از سوی دستگاههای اطلاعاتی مبنی بر اینکه در این کشور ساخت سلاح هستهیی صورت میپذیرد ندیدیم. من همواره اعلام میکنم که در اینجا مسایلی وجود دارد که ایران باید به حل آن بپردازد تا دیدگاهها بر ما مشخص شود. اما در عین حال نمیتوانم بگویم که ایران خطر فعلی و فوق العاده به شمار میرود و باید به فکر استفاده از راه حل نظامی برای آن بود.
به گزارش ایسنا، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی بیان داشت: شنیدن سخنانی در خصوص آتش سوزیهای هستهیی و جنگ جهانی سوم من را ناراحت میکند و گزارش نهادهای اطلاعاتی در خصوص ایران که اخیرا منتشر شده در حالی منتشر شد که عنصر سرعت را از پرونده هستهیی ایران بگیرد و به آن فرصتی برای شروع مذاکرات جدی برای حل مشکلات موجود از طریق مذاکره را فراهم کند.
وی ادامه داد: من نمیتوانم که پرونده ایران را از روند امنیت در خاورمیانه جدا کنم. ایران اعلام میکند که قصد دارد برای اهداف اقتصادی به فعالیتهای غنیسازی دست یابد و این نظر تنها 10 درصد است. اما کسی هم نمیتواند انکار کند که روند غنیسازی اورانیوم در حد خود بازدارندهای پنهان است.
البرادعی گفت: برای حل مشکل ایران باید به بررسی ریشههای مساله پرداخت نه ظواهر آن. من باید از خودم بپرسم که چرا ایران قصد دستیابی به فناوری هستهیی دارد. همچنین باید از خودم بپرسم که آیا این مساله با نظام امنیتی در منطقه هماهنگ است؟ تاثیر این مساله بر کشورهای همجوار در ارتباط آن با ایران در چیست؟
وی در ادامه در خصوص نگرانی در قبال حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به تاسیاست هستهیی ایران اظهار داشت: طبیعتا این نگرانی وجود دارد اسراییل نگرانیها و ترسهای زیادی نسبت به در اختیار گرفتن قدرت از سوی ایران دارد و دستیابی به برنامه هستهیی از سوی ایران برای اسراییل تهدیدی برای وجود آن به شمار میرود. چرا که برخی اظهار نظرها از سوی تهران کمکی به ایجاد فضای اعتمادسازی نمیکند. بلکه منجر به ترس و بحران بیشتر میشود اگر که اسراییل و هر کشور دیگری تاسیسات ایران را هدف قرار دهند این مساله مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه موجب پیچیدهتر شدن آن خواهد شد.
مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی ادامه داد: پیچیدهتر شدن این مساله به دلیل مسایل متعددی است از آن جمله آنکه تاسیسات هستهیی ایران هنوز کوچکند و هرگونه حملهای برنامه هستهیی این کشور را مدت یک یا دو سال تعطیل میکند و توافق کاملی را میان طیفهای ایرانی اعم از موافقان و مخالفان در ایران برای ساخت سلاح هستهیی در نزدیکترین ممکن ایجاد خواهد کرد. من همواره بین عشق به وطن و بیزاری از نظام مشخصی تفاوت قائلم و این مساله تاثیراتی را بر تمامی منطقه ایجاد خواهد کرد. به گونهای که تهران هم نفوذ بیشتری پیدا می کند. این کشور دست به سینه نخواهد ایستاد. همانطور که صحبتهایمان را شروع کردیم این کشور در پاکستان و کشورهای جهان اسلام تاثیراتی را خواهد داشت.
محمد البرادعی درخصوص شبکه عبدالقدیرخان اظهار داشت: این شبکه، شبکهای دارای طرفهای متعدد بوده که در بیش از 30 کشور وجود داشت و بسیاری از اعضای آن هم در آلمان، سوییس، ترکیه و آفریقای جنوبی پراکنده بودند. همچنین افراد آن از تابعیتهای متعددی چون خانوادههای سویسی، شرکتهای ترکیهای، گروههای آلمانی و شرکتهای مالزیایی بودند. این شبکه از جمله شبکههایی بود که بسیار پیچیده بود اما خان رییس شورای اداری آن به شمار میرفت.
وی ادامه داد: عبدالقدیر خان و شبکهاش طبیعتا به ایران و لیبی کمک کردند و در اینجا سخن بر سر آن است که این شبکه به کره شمالی هم تا اندازهای کمک کرد. بخش اعظم هدف این شبکه هم رسیدن به پول و سود بوده است.
البرادعی گفت: خان کشورها را به تکنولوژی، شناخت فناوری و یا حتی دستگاههای سانترفیوژ تجهیز میکرد. ما به طور مستقیم با خان برخورد نداشتیم چرا که او همانطور که میدانید پدر برنامهی هستهیی پاکستان بود و به رغم اینکه وی تحت حبس در خانه بود اما از محبوبیت مردمی زیادی برخوردار بود؛ ما اجازه گفتوگوی مستقیم با وی را نداشتیم اما پاکستان با ما همکاری کرد و ما از طریق دولت این کشور سوالات مورد نظر را برایش ارسال کرده و پاسخها را دریافت کردیم.
البرادعی تصریح کرد: پدر برنامهی هستهیی پاکستان همچنین اعتراف کرد که جزوی از شبکهی هستهیی بوده است. ما مصاحبههای زیادی با اکثر اعضای آن داشتهایم و بسیاری از آنها هم طبیعتا جزوی از عملیات تجاری بودند اما من تصور میکنم که خان اعتبار ایدئولوژیکی داشت.
مدیرکل آژانس بینآلمللی انرژی اتمی در پاسخ به این سوال که آیا ارتباطی بین این شبکه با طالبان و القاعده یافتید؟ گفت: نه، چیزی دراین باره ندیدیم؛ اما برخی دانشمندان پاکستانی از افغانستان بازدید کردند.
وی در ادامه خان را بزرگترین تاجر هستهیی در بخش خصوصی معرفی کرد.
البرادعی درخصوص ایران نیز بیان داشت: ایران دارای نسل بسیار پیشرفتهای از دانشمندان است که سطح دانش آنها بسیار بالا است. بسیاری از دانشمندان آن در خارج از این کشور درس خواندهاند. ایران کشوری دارای ساختار صنعتی است و من همواره میگویم هر کشوری که ساختار صنعتی پیشرفتهای دارد می تواند در صورت تمایل سلاح هستهیی بسازد. ایران هم ساختار صنعتی پیشرفتهای دارد.
وی دربارهی عراق و اینکه آیا این کشور در سال 1982 زمان حمله به نیروگاه اوسیراک دارای برنامهی هستهیی پیشرفته بوده، تصریح کرد: برنامهی هستهیی عراق از نیروگاههای تحقیقاتی تشکیل میشد. اما بیم آن میرفت که این نیروگاهها به توسعه و تولید پولوتونیوم برسد. این در واقع اخطاری در آینده به شمار میرفت. و به نظر من حمله به این نیروگاه صدام را بر آن داشت تا نیروگاههای بزرگتری را در زیرزمین ایجاد کند تا برنامهی هستهییاش را از سربگیرد و این آن چیزی است که من درباره ایران نسبت به آن هشدار میدهم.
البرادعی در خصوص دیدار با محمود احمدینژاد، رییس جمهور ایران نیز گفت: هنوز با وی ملاقات نکردهام اما به زودی به ایران سفر میکنم. با مسوولین ایرانی دیدار کردم. در اینجا بخشی فنی و دیپلماتیک وجود دارد که نمیتوانم آنها را از هم جدا کنم.
وی با اشاره به دیدار با آریل شارون و صحبت با وی درخصوص نگرانیهای شارون در قبال برنامهی هستهیی ایران بیان داشت: به شارون گفتم که راه حل تنها باید دیپلماتیک باشد. به رغم این که من نظر جامعه عرب را درباره شارون میدانستم اما سخنان وی در آن زمان به نظر من سخن مردی بود که به دنبال راه خروجی برای آینده میگشت. او دریافته بود که سیاست امنیتی اسراییل نیازمند بازنگری است؛ به ویژه بعد از حادثه 11 سبتامبر و پیدایش برنامهی هستهیی ایران. شارون اولین بار بعد از ملاقات با من اظهار داشت که آماده سخن گفتن درباره منطقه عاری از سلاح هستهیی در خاورمیانه است.
وی دربارهی زمان بازنشستگیاش اظهار داشت: دو مساله را پیشروی دارم یکی اینکه امیدوارم برنامهی هستهیی ایران را به ساحل امنی برسانم و دیگری اینکه هوشیاری جهان عرب را نسبت به ایجاد امنیتی که از روند صلح حمایت کند، بالا ببرم.
البرادعی گفت: ما در جهان عرب تنها از زمین در مقابل صلح صحبت میکنیم و اصلا از آنچه که نظام امنیتی در منطقه باید انجام دهد آنهم بعد از گذشته صد سال از نبود اعتماد و جنگ و ترس، سخن نمیگوییم. به نظر من باید اصراری مبنی بر عاری سازی منطقه از سلاح های کشتار جمعی وجود داشته باشد و تدابیری در خصوص اعتمادسازی انجام شود.
به گزارش ایسنا، وی با اشاره به قراردادهای 50 میلیون دلاری اسلحه از سوی کشورهای خاورمیانه با هدف رویارویی با خطر ایران بیان داشت: آنچه که امروز جهان عرب نیازمند آن است نظام دولتی توانمند، آموزش، پژوهشهای علمی و فناوری، اعطای حق زندگی در کمال آزادی و کرامت و صلح به شهروندان عرب است. باید از انسان شروع و به آن ختم کرد.
البرادعی همچنین نسبت به برنامه هستهیی سوریه ابراز بیاطلاعی کرد و گفت: ما اطلاعاتی در خصوص برنامه هستهیی سوریه نداریم . اگر چیزی در خصوص برنامه هستهیی وجود دارد اسراییل و آمریکا باید ما را از این مساله آگاه کنند تا از آن محل بازرسی کنیم. راه حل این نیست که ابتدا به کشوری حمله کنیم و بعد سوالات را مطرح کنیم. هر کشوری که اطلاعاتی از برنامهی هستهیی کشور دیگری دارد باید ابتدا آن را به آژانس اعلام کند. تا به حال هم اطلاعاتی درباره برنامه هستهیی سوریه وجود ندارد.