((الحـمـد و شکرللّه ربالعالمین و الصّلاة و السّلام على خیر خلقه و اشرف بریته ابى القاسم محمد(ص) و على آله الطیّبین الطّاهرین الهدات المهدیین))
قال الحکیم: یا ایها النبى حرزالمومنین على القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ماءتین و ان یکن منکم ماءه یغلبوا الفاً من الذین کفروا بانهم قوم لا یفقهون.
خدا را شاکرم که توفیق داد در محفل نورانى فرهیختگان و مدیران عرصه آموزش عقیدتى و سنگر داران تعمیق باورهاى دینى در نهاد مقدس سپاه حضور پیدا کنم و با عرض تبریک فـرا رسـیـدن دوم اردیـبهشت سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بحثى که در خدمت شما دارم (نقش آموزش عقیدتى در معنویت) است.
در اواخـر قـرن بـیـستم بحث نبرد نامتقارن در ادبیات نظامى مطرح و بعد از طرح موضوع آرام آرام مـبـاحـث و تـعـریـف نـبـرد نـامـتـقـارن و کـارکـرد و اصول حاکم بر این نبرد ارائه شد. در تاریخ معاصر و سالیان اخیر این موضوع مقدارى وسعت و عمق بیشترى پیدا کرده و در مراکز علمى و آموزشى بحث نبرد نامتقارن مورد توجه فـوق العاده اى قرار گرفته است. ما مصادیق نبرد نامتقارن را در چند مقطع حساس از جمله دفاع مقدس و نبرد 33 روزه حزب اللّه در برابر ارتش صهیونیستى تجربه کرده ایم و ظـاهـراً نـبرد ما در آینده به طور قطع، نبرد نامتقارن خواهد بود. اینجا مى بایست مولفه هـایـى کـه در نـبـرد نامتقارن تاءثیرگذار هستند مورد ارزیابى قرار داده و نقش و جایگاه معنویت و رسالت آموزش عقیدتى در گسترش و تعمیق معنویت را مورد بحث قرار دهیم.
1. تعریف نبرد نامتقارن
نـبـرد نـامـتـقارن تعاریف متعددى دارد و یکى از آن تعاریف عبارتست از رویارویى دو قدرت نـاهـمـطـراز و غـیـر متوازن که طرف ضعیف تر ضمن اجتناب از مواجهه با نقاط قوّت طرف مـقـابـل با تکیه بر عوامل قوّت خود نقاط ضعف دشمن را مورد حمله قرار دهد. در این تعریف چند عنصر تعبیه شده است.
برخوردار نیست ولى از یک نقاط قوت دیگرى برخوردار است. طرف برتر در عین داشتن قـدرت داراى نـقـاط ضـعـف خـاصـى اسـت. شناسایى نقاط قوت و ضعف دشمن و شناسایى امکانات قابل افزایش جبهه خودى و تکیه بر آن امکانات و بهره گیرى از تکنیک و تاکتیک و مـسـائل مـخـتلف در این نبرد مجموعاً حاصل آن نبرد نامتقارن است. نمونه هاى زیادى را در گـذشـتـه و حـال داشـتـه ایم. در نبردهاى صدر اسلام کاملاً این را مشاهده مى کنیم که نوع تـاکـتـیـک هـا و تکنیکها و امکاناتى که در جبهه خودى بوده تقویت شده و زمینه پیروزى را علیرغم نابرابرى و ناهمطرازى فراهم کرده است.
2. مؤ لفه هاى نبرد نامتقارن
چه مؤ لفه هایى در نبرد نامتقارن تاءثیرگذار هستند؟ استراتژى، ابزار و تجهیزات، فـن آورى و نـیـروى انـسـانـى مـؤ لفـه هـاى مـهـمـى اسـت کـه در طـراحـى و شـکـل دهـى نـبـرد نـامـتـقـارن تـاءثـیـرگـذار هـسـتـنـد. در بـخـش نیروى انسانى چه عواملى تـاءثـیـرگذار است؟ مهارتها، ابزار و تجهیزات انفرادى و از جمله معنویت و انگیزه عالى براى جنگیدن یکى از مهمترین عوامل تاءثیرگذار در بخش نیروى انسانى است.
3. اصول حاکم در نبرد نامتقارن
اصولى که در نبرد نامتقارن مطرح مى کنند عبارتند از:
1. تـحـرک و واکـنـش سـریـع (سـرعـت عـمـل چـه در حـالت قبل از حمله دشمن یا در حین حمله یا بعد از حمله.)
2. خـوداتـکـایـى و اسـتـقـلال رزمـى (در سـطـح کـلان و تولید سخت افزارى یا در قلمرو اجرایى و محدود.)
3. قابلیت استمرار.
در جـبـهـه حـزب اللّه، روسـتـاى عـیـت الشـعـب چـنـدیـن بـار بـمـبـاران شـد و در طـول 22 روز مـحـاصره هیچ ارتباطى با این روستا نبود و حتى جبهه خودى نمى دانست که سـاکـنـیـن روسـتـا در چـه وضـعـى هـسـتـند و احتمال مى دادند که همگى کشته یا به اسارت گـرفته شده اند ولى بعد از 18 روز یک ارتباط ضعیفى برقرار شد و بعد از 22 روز ارتـش اسـرایـیـل بـا یـقـیـن بـه اینکه در این روستا جنبنده اى نیست وارد این روستا شد. اما رزمـنـدگـان حـزب اللّه از سـنـگرها بیرون آمده و با دشمن مقابله کردند. این نمونه اى از قابلیت استمرار است.
4. بومى سازى تسلیحات و تجهیزات.
5. چند منظوره بودن (یعنى اینکه یک نیرو چند نوع مهارت داشته باشد.)
امـروز وقـتـى سـپـاه سه فلشى است اگر بخواهد مفهوم نبرد نامتقارن در سپاه پیاده شود، بـایـد هـر پـاسـدارى سـه نـوع گـرایـش داشـتـه بـاشـد. درصـدى رسـتـه اول آنـهـا بـاید نظامى و جمعى رسته اصلى آنها فرهنگى و جمعى دیگر رسته آنها امنیتى بـاشـد. یـعنى هر فردى در شرایط انجام وظیفه اگر چه رسته اولش نظامى است، اما در شـرایـط مـقـتضى باید بتواند وارد رسته هاى امنیتى یا فرهنگى شود. همینطور در سایر موارد و گسترش یک به سه باید در تمام رسته هاى مجموعه سپاه تسرى یابد.
6. نظم و انضباط انقلابى و تبعیت از فرمانها تا حد نهایى.
7. توازن وحشت و عملیات روانى.
8. معنویت (مهمترین و زیربنایى ترین اصل نبرد نامتقارن است ).
مـعـمـولاً دوازده اصـل بـراى جـنـگ نـامـتـقـارن ذکـر مـى کـنـنـد. امـا یـکـى از اصـول مـهـم و اسـاسـى و زیـربـنـایـى حـاکـم بر نبرد نامتقارن بحث ((معنویت )) است که موضوع بحث حقیر است. معنویت ترکیبى از چند عنصر مهم است و باید به مؤ لفه هاى آن توجه شود.
اول : ایمان و بصیرت
تـدیـن، تـعـهـد و ایـمـان قوى و بینش و بصیرت نافذ از مؤ لفه هاى اصلى است. اگر بـخـواهـیـم در سـپـاه ایـن بـصـیـرت و ایـمان را تعریف کنیم با گرایش و انطباق آنان با آرمـانـهـاى نـظـام دیـنـى و اصـل ولایـت فـقـیـه را کـامـلاً بـشـنـاسـد و در یـک تـجـزیـه و تحلیل، تفکرات و جریانهاى خودى و غیرخودى با مواضع و عملکرد آنان را تشخیص دهد. این لازمه پاسدارى از انقلاب و دستاوردهاى آن است.
بنابراین بحث ایمان و بصیرت یکى از مؤ لفه هاى معنویت است.
دوم : ایجاد ظرفیت و انگیزه مقاومت در بدترین شرایط
باید در نیروى مکتبى، انقلابى سپاه و بسیج، ظرفیتى را ایجاد و انگیزه اى را به وجود بیاوریم که فرد در سخت ترین شرایط بتواند مقاومت کند. یعنى این فرد آن قدر آگاهى و ایـمـان و اعـتـقـادش قـوى بـاشـد کـه در سـخـت تـریـن شـرایـط مـتـزلزل و نـلغـزد. شـمـا صـحـنـه فـشـار و شـکـنـجـه روى بـلال حـبـشـى، سـمـیـه و یـاسـر را در تـاریـخ شـنـیـده و در فـیـلم مـحـمـد رسول اللّه (ص ) مشاهده کرده اید. المومن کالجبل الراسخ.
موحد چه در پاى ریزى زرش
و گر تیغ هندى نهى بر سرش
هراس و امیدش نباشد ز کس
همین است معناى توحید و بس
امـروز بـا یـک وضـعـیـت بـسـیار پیچیده اى در دنیا مواجه هستیم. وقتى یک نیروى مکتبى در عرصه جهاد فعالیت مى کند امکان لو رفتن و دستگیرى آن هم وجود دارد. رزمنده باید داراى یـک ایـمـان و بـاورى بـاشـد که بتواند در سخت ترین شرایط خود را حفظ کند. یعنى یک اسـتـحـکام لازم در وجود و شخصیت هر پاسدار و بسیجى باید باشد تا در برابر زلزله 10 ریـشـتـرى مـقـاومـت کـنـد. چه سازه هایى لازم است که بتواند با ده درجه ریشتر زلزله مقاومت کند و از پاى درنیاید. ما باید خود را براى این عرصه آماده کنیم.
کارکرد معنویت و بصیرت هم در جبهه نظامى است و هم در جهاد اکبر، یعنى تسلط بر نفس و دشـمـن درونـى کـه قوى ترین دشمن است. پیامبر اسلام (ص) از آن به جهاد اکبر یاد مى کند. جهاد اکبر از جهاد اصغر که همان نبردهاى بیرونى است به جهت اینکه نفس خیلى قوى اسـت و داراى عـده و عـده مـى بـاشد به مراتب نامتقارن تر است. به تعبیر روایات هیچگاه نابود شدنى نیست و وقتى انسان زنده است همراه انسان است.
ایـمـان و بـاورهـاى دیـنـى بـاید در پاسداران آنچنان تقویت شود تا در برابر هر دشمن قوى تر بتواند بایستد و مقاومت کند.
سوم : تقویت روحیه جهادى و شهادتطلبى
یک نیروى انقلابى و مکتبى وقتى جبهه حق و باطل را شناخت درک مى کند اگر کشته شود در راه حـق اسـت و بـه مـراتـب عـالى از شـهـادت در راه خـدا نائل مى شود و اگر دشمن را هم نابود کند فوزى عظیم نصیبش مى شود. اما صرف شناخت کـافـى نـیـسـت. تـقـویـت روحـیـه شـهـادت طـلبـى و جـهـاد عـامـل اسـاسـى پـایـدارى اسـت. در عـیـن حـال کـه جـبـهـه را مـى شـنـاسـد و حـق و بـاطـل را تـشـخـیـص مـى دهـد نـبـایـد لغزش داشته باشد و در پیمودن این راه هراسى به دل راه دهـد، ولو ایـنـکـه در آسـتـانـه شـهـادت قـرار گـیـرد و از مـرگ استقبال کند.
ـ معنویت و نقش آن نسبت به دیگر عوامل چیست؟
ـ چگونه وزن و نقش معنویت را در موقعیتها به دست آوریم؟
ـ چـگـونـه مـى تـوانیم نقش معنویت را در پیروزى ها، نقص آن را در شکست ها ملموس و عینى کنیم؟
یـکـى از رسـالتـهـاى حـوزه نـمـایـنـدگـى ولى فـقـیـه در سـپـاه در حـال حـاضـر هـمـیـن اسـت. ولى مـتـاءسـفـانـه جایگاه و نقش معنویت در نبردها، کاملاً مشهود و تئوریزه بشود.
براى رسیدن به این هدف چهار مرجع و منبع در پیش روى ما قرار دارد.
1. مراجعه به قرآن
قـرآن بـه عـنـوان مـنـبـع بـسـیـار غـنـى و عـمـیـق، مـنـبـع اصیل و قطعى از نظر سند براى رسیدن به این نتیجه مى باشد.
مـا دو نـوع مـسـتـنـدات در قـرآن داریـم یـک دسـتـه آیاتى که نقش معنویت را بر پیروزى و افـزایش توان نیروهاى جبهه حق بیان مى کند. و دسته دوم، آیاتى که اشاره به امدادهاى غـیـبـى و عـنـایـات ذات بـارى تعالى براى رزمندگان در صدر اسلام دارد. آیه اى که در ابتدا تلاوت شد با صراحت نبرد نامتقارن را بیان و یکى از مولفه هاى تاءثیرگذار در نـبـرد نـامتقارن را تبیین مى کند و مى فرماید: ((إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مـِائَتـَیـْنِ)) تـوان شـمـا بـا تـوان دشـمـن از جـهـت نـیـروى انـسانى، تجهیزات و سرزمین نـاهـمـطـراز اسـت. و اصـولاً هـیـچ بـرابـرى از نـظـر ظـاهـر بـیـن جـبـهـه حـق و باطل در صدر اسلام و جنگهاى پیامبر نبوده است. قرآن کریم یک راهکار نشان مى دهد و مى فرماید: شما در نبرد نامتقارن هستید و باید به مولفه ها توجه کنید: اگر شما 20 نفر باشید و سه عنصر ایمان، بصیرت و صبر را در نیروى رزمنده تعبیه کنید توان شما یک بـه ده مـى شـود و بـر دویـسـت نـفر فائق مى آیند. این همان نبرد نامتقاران است که توازن جبهه حق را برترى مى بخشد.
مـقـام مـعـظـم رهـبـرى تعبیرى دارند و مى فرمودند: ما از نظر تکنولوژى با دشمن فاصله زیـادى داریـم ولى مـولفـه هـایـى در اخـتـیار داریم که اگر روى آنها تکیه کنیم با آنها بـرابـر مى شویم و چه بسا در بعضى مقاطع شرایط برترى داشته باشیم. هر چند ما در مـقـابـل نـاوها و موشکهاى کروز آمریکا تکنولوژى مورد نیاز را نداریم ولى باید قهرا به آن عواملى که داریم تکیه کنیم. و آنچه که ما داریم ولى دشمن از آن محروم است عنصر مـعـنـویـت است و باید روى آنچه که دشمن ندارد تکیه کنیم. بنابراین بر اساس این آیه شـریـفـه بـایـد روى مـعـنـویـت سـرمایه عظیمى گذاشته شود. در آیه دیگر مى فرماید: ((بـَلى إِنْ تـَصـْبـِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمـَلائِکَةِ مُسَوِّمینَ)) این عامل، فوق نرم افزارى است و مرحله تکاملى معنوى را بیان مى کند و چـیـزى کـه در اثـر معنویت حاصل مى شود یک مرحله اش افزایش توان یک به ده است. و مرحله دوم دستیابى به امداد غیبى است. در اینجا توان بسیار مضاعف مى شود.
سـیـد حـسـن نـصـراللّه در بـیـانـى گـفـتـه اسـت : در جـبـهـه لبـنـان نـبـرد بـا اسـرائیـل داراى تـفـاوت 80 بـرابـرى بـود. یعنى 1 به 80 و دشمن 80 برابر، از جهت نـیـروى انـسـانـى و امـکـانـات هـوایـى بـرتـرى داشـت کـه در چـنـیـن شرایطى توجه به اصول نبرد نامتقارن و از جمله آن اصل معنویت تفاوت بسیار زیاد دو جبهه را متوازن و زمینه پـیـروزى جـبهه حق را فراهم کرد. نبرد نامتقارن 33 روز مقاومت حزب اللّه لبنان با دشمن صهیونیستى دنیایى از تجربیات، ارزشها را در خود داشت، که امید است تمام آن لحظات و نـکـات را ثـبـت کـرده بـاشند و قابل انتقال باشد تا دیگران بتوانند از این تجربیات گرانسنگ در نبردهاى نامتقارن استفاده کنند.
قرآن کریم در آیه اى مى فرماید: ((اْلا نَ خَفَّفَ اللّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فیکُمْ ضَعْفاً)) اگر مـعـنویت کاهش پیدا کرد چه مى شود؟ تاءثیر فیزیکى و محسوس دارد. اگر معنویت کم شد نـسـبـت 1 بـه 10 مى شود 1 به 2 کاهش پیدا کرده و توان کم مى شود و تاثیر عنصرى مـعـنـویـت را در کـاهـش تـوان جـبـهـه حـق بـا کـمـیـت مـحـسـوس در قـالب فـرمـول بـیـان مـى کـنـد و زمینه را براى دست اندرکاران و سیاستگزاران در تعیین وزن و جـایـگـاه مـعـنـویـت فـراهـم مـى سـازد. قـرآن بـحـث جالب و شیرینى دارد که مى تواند در تئوریزه کردن نقش معنویت موثر و مفید باشد.
2. نبردهاى صدر اسلام
دومین منبع قابل بررسى نبردهاى صدر اسلام است، در صدر اسلام جنگ ها و غزوات زیادى پیش آمد که در بسیارى از آنها پیروزى با جبهه اسلام بود.
آیـا ایـن نـبـردها متقارن بود یا نامتقارن و چه عواملى باعث شد که پیامبر در نبردها پیروز شود؟
دلیـل اصلى وارد شدن ضربه به لشکر اسلام در جنگ احد کاهش معنویت بود. چونکه آنها تـارک نـمـاز نـشـدنـد، از خط نبى مکرم اسلام خارج نشدند. بلکه فقط آن سنگر و سلسله مراتبى را که پیامبر فرموده بود این فرمان را اجرا کنید و این سنگر را حفظ کنید آن معبر ورودى و خـروجـى را نـگـهدارید، ولى آن عده که مسئولیت حفاظت آن معبر را برعهده داشتند، وقـتـى دیدند جبهه باطل عقب نشینى کرده و غنایم جنگى را بجاى گذاشتند، گفتند: سهم ما چـه مـى شـود، در هـمـیـن شـرایـط حـسـاس بود که معنویت کاهش پیدا کرد و علاقه به دنیا جایگزین شد.
کـاهـش مـعـنـویـت در روحـیـه یـک رزمـنـده در هـنـگـام مـبـارزه یـعـنـى غافل شدن از مسئولیت سنگین و توجه داشتن به ظواهر دنیا مى باشد و آن اینکه در وسط کار یک مرتبه یادش مى افتد که سهم ما از این غنائم چه مى شود؟ آن وقت بود که جبهه حق ضربه سنگینى خورد.
بـا یـک بـررسى اجمالى آمار مقایسه اى سه جنگ صدر اسلام متوجه خواهید شد که وضعیت جبهه حق و باطل چگونه بوده است.
1. جنگ بدر لشکر اسلام 313 نفر، لشکر کفر 1000 نفر
2. جنگ احد لشکر اسلام 700 نفر لشکر کفر 3000 نفر
3. جنگ خندق لشکر اسلام 3000 نفر لشکر کفر ده هزار نفر
بـه اضـافـه تجهیزات و امکاناتى که دشمن در اختیار داشته، اما در همه نبردها پیروزى بـا جـبـهـه اسـلام بـوده است. با مقدارى تفاوتها و یا در بعضى جاها فراز و فرودهایى وجود داشته است. اینها نمونه هایى از تاریخچه نبردهاى نامتقارن و مؤ لفه هایى که در آن تاءثیرگذار است مى باشد.
حـضـرت عـلى(ع) مـى فـرمـایـد: ((فـلمـا راءاللّه صـدقـنـا انـزل على عدونا الکبت علینا النصر)) وقتى خداوند صداقت، راستگویى و امانتدارى ما را در پاى بندى به راه دید نکبت و شکست را بر دشمن ما و پیروزى و نصرت را براى جبهه ما مقرر فرمود.
3. دوران هشت سال دفاع مقدس
مـنـبـع سـوم کـه قـابـل بهره بردارى است دفاع مقدس است. در دفاع مقدس چه عاملى باعث پیروزى جبهه حق شد؟ در حالى که نبرد رزمندگان اسلام با دشمن کاملاً نامتقارن بود. یک طـرف آمـریـکا و شوروى سابق و صدام و در طرف دیگر یک کشورى که هیچ یک از معادلات اصـلى را بـراى یـک نـبـرد نـامـتـقـارن در اخـتـیـار نـداشـت امـا در عـیـن حال در نهایت منجر به پیروزى شد.
4. نبرد مقاومت حزباللّه لبنان
نـبـرد سـى و سـه روزه مـقـاومـت حـزب اللّه لبـنـان بـا اسـرائیـل مـى تـوانـد تـجربه بسیار خوبى براى تبیین و تثبیت نقش و جایگاه معنویت در سپاه باشد. و مادامیکه جایگاه و نقش معنویت در معادلات سپاه تبیین نگردد و جایگاه آن ملموس و محسوس نشود جایگاه آموزش عقیدتى ارتقاء پیدا نکرده و مربى آموزش عقیدتى سیاسى ارزش خودش را پیدا نمى کند.
تـا وقـتـى کـه نقش و فلسفه وجودى مربیان عقیدتى و معلمین و مدیران و این حرکت چیست؟ بیان نشود، ارزش قائل نمى شوند.
مـشـکـل ایـن اسـت کـه دیـگـران نـمـى دانـنـد نـقـش مـربـى عـقـیـدتـى، مـعـلم و یـک مسئول چیست؟
روایـت اسـت کـه عـبـدالرحـمـن بـن سـلمـى به فرزند امام حسین(ع) سوره حمد را مى آموزد. حـضـرت نـیـز در مـقـابـل تـعـلیـم فـرزنـد خـود یـک پـارچـه گـران قـیـمـت، پـول نـقـدى بـه عـنوان هدیه دادند و همچنین دهان معلم را پر از دُرّ کردند. اطرافیان تعجب کردند که چگونه امام این مقدار هدیه و وجه نقد به این فرد مى بخشد. فرمود: هدیه من با کـار معلم قابل مقایسه نیست. فرمود: عطاى من کجا و اقدام معلم کجا؟ آموزش سوره حمد کجا و مـبـاحـث احکام و اخلاق کجا؟ هر کدام جاى خود را دارد لذا باید تلاش کرد جایگاه معنویت را بالا برده تا جایى که آموزش عقیدتى جایگاه خودش را پیدا کند.
نمایندگى ولى فقیه در سپاه باشد، که یکى از اهداف آن تئوریزه و تعیین وزن و جایگاه معنویت در معادلات و نبردهاى نامتقارن و پیروزیها خواهدبود.
نقش و جایگاه معنویت، عوامل موثر در معنویت در قرآن، نقش معنویت در پیروزى و شکست ها، امـدادهـاى غـیبى در قرآن نیاز به پژوهش هایى دارد. و بنده معتقدم معنویت به هیچ عنوان با تـکـنـولوژى، تجهیزات، مهارتها قابل مقایسه نیست. البته آنها را هم نادیده نمى توان گـرفـت. ولى نـقـش مـعنویت در کنار آنها قابل مقایسه نیست، از این رو باید به موضوع معنویت توجه تام و تمام داشته باشیم، به ویژه با توجه به تاکیدات مکرر مقام معظم رهـبـرى (مـدظـله العـالى) در شـرف یـابـى فرماندهان سخن اصلى معظم له روى موضوع معنویت تکیه و نکات مهمى را مورد تاکید قرار دادند. ایشان فرمودند: شما آن روز که هیچ چـیـز نـداشـتـیـد حـتـى سـلاح آر پـى چى ولى براى دفاع از انقلاب اسلامى توانستید در بـرابـر دشـمن بایستید و آن چیزى که شما را در برابر دشمن با آن همه امکانات پیروز کرد معنویت بود.
امـروز آنـچـه مـا داریـم و بـا دشمن همطراز نیست و توان ما را افزایش مى دهد عنصر معنویت است. در فرایند تحقق معنویت، آموزش فراگیر نخستین مرحله است و با اجراى آموزش دانش و مـعـرفـت دیـنـى فـرد افـزایـش مـى یـابـد و وقـتـى دانـش عـقـیـدتـى او عـمـق پـیـدا کـرد تبدیل مى شود به ایمان و در جان فرد نفوذ کرده و در کلام او بروز مى کند و بعد هم در اعضا و جوارح او متجلى مى گردد و افراد این گونه مومن و متدین مى شوند.
یکى از کارهاى خوبى که سال هاى اخیر به آن توجه شده است موضوع تداوم آموزش است. شـایـد نـظـام آمـوزش فـعـلى در اجـرا نتواند میزان ویتامینى که لازم هست در هر پاسدارى تـزریـق کـنـد ولى طرحى است که در قالب تداوم و فراگیر کردن آموزش در دستور کار قرار دارد. و در همین رابطه نیروى دریایى، زمینى، هوایى، نیروى مقاومت و قدس اقدامات مـفـیـدى بـه عـمـل آورده انـد و بعضى از نیروها نیز خیلى جلوتر هم هستند و مراکز آموزشى خـوبـى را در مـشـهـد و قـم و تـهـران پـیـش بـیـنـى کـردند و حجم بالایى از نیروها را در طـول سـال در ایـن مـراکـز تـحـت پـوشـش آمـوزشـهـاى عـقـیـدتـى قرار مى دهند و بسیار هم تاءثیرگذار بوده است و من هم به این امر مهم عنایت و اهتمام دارم و باید تلاش کنیم تا ان شاءاللّه موضوع جامه عمل بپوشد.