مسکو- خبرگزاری جمهوری اسلامی:
پانزده سال از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، یکی از دو ابرقدرت سابق جهان گذشت، حادثهای که رئیسجمهوری فعلی روسیه آنرا فاجعهای راهبردی در عصر حاضر نامید.
فروپاشی شوروی کشور مشهور به دیوارهای آهنین اما بین مردم و مقامات این امپراتوری و سایر نقاط جهان، با طیفی گسترده از واکنشها مواجه شد.
در تاریخ هشتم دسامبر 1991، سران جمهوریهای سوریه، اوکراین و بلاروس در اقامتگاه ویکسولی در جنگلهای حومه مینسک پایتخت بلاروس گردهم آمده و نابودی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل جامعه کشورهای مشترکالمنافع (همسود) را اعلام نمودند.
هر سه بنیانگذار این جامعه، اینک بازنشسته شده و جالب است که حتی خود آنها در درباره انگیزه اقدام آن روز اتفاقنظر ندارند.
بوریس یلتسین رئیسجمهوری وقت روسیه میگوید: از فروپاشی شوروی، متاثر است، اما این امپراتوری نیز مانند همه امپراتوریهای قبلی، محکوم به نابودی و تشکیل جامعه همسود نیز تنها راه اجتناب از کشمکشهای گسترده بود.
لئونید کرافچوک رئیسجمهوری وقت اوکراین معتقد است، این ایده در مسکو و هنگام ملاقات یلتسین بااستانیسلاو و شوشکویچ رئیس شورای عالی بلاروس مطرح شده بود و این دو همراه با میخاییل گورباچف، آخرین رئیسجمهوری شوروی، متن تصمیم جدید در مورد این امپراتوری را بررسی کرده بودند.
با این وجود رهبران و نمایندگان جمهوری باقی مانده شوروی سابق در عقد این توافق نقشی نداشتند.
سه جمهوری بالتیک یعنی لتونی، استونی و لیتوانی نیز در واقع یک سال قبل از آن از چارچوب حکومت مسکو خارج شده بودند.
اوکراین نیز چند روز قبل در دسامبر 1991 بدنبال یک رفراندم، استقلال خود را از مسکو اعلام کرده بود و این به سود کرافچوک رئیسجمهوری جدید بود که عدم تابعیت خود را از مسکو ثابت کند.
شوشکویچ رئیس پارلمان بلاروس میزبان اجلاس سه رهبر، میگوید: از اتحاد شوروی به هر شکل ناراضی بوده و تنها از این مساله نگران بود که بر اثر درگیری احتمالی و انبار شدن سلاحهای هستهای شوروی در بلاروس، این ملت کوچک نابود شوند.
اما یلتسین، حتی از زمان حضور در کمیته مرکزی حزب کمونیست در مسکو، با گورباچف بیشترین اختلافات را داشت و دیدار در ویسکولی برای وی مناسبترین فرصت تسویه حساب بود.
اما با وجود دیدگاههای متفاوت رهبران وقت اتحاد جماهیر شوروی، در واقع شرایط نامساعد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، اوضاع بینالمللی و نارضایتیهای مردمی از حکومت مرکزی مهمترین عامل فروپاشی شوروی بود.
تهاجم شوروی به افغانستان، واقعه اتمی چرنوبیل، افت شدید اقتصاد شوروی در شرایط کاهش بیسابقه بهای نفت تا بشکهای شش دلار، سقوط ارزش پول ملی (روبل) و نایاب شدن اجناس و کالاها در مغازهها و نافرمانی مردمی در سراسر کشور، فروپاشی شوروی را دامن زده بود.
صدها هزار نفر اعضای حزب کمونیست شوروی، این حزب را به عنوان رکن اساسی حکومت امپراتوری شوروی ترک کردند و دیگران پس از انتشار واقعیات حزب و کشور در رسانههای دوران اصلاحات حکومت گورباچف، به افشاگری دست زدند.
آنها حقیقتگو شده و به خاطر افشای جنایات استالین و رژیم وی از حزب کمونیست اخراج میشدند.
مردم ناراضی و عصیانزده در جمهوریهای شوروی سابق ناشی از دهها سال حکومت دیکتاتوری، موجی را علیه سردمداران شوروی براه انداخته بودند.
انقلابهای دمکراتیک، اروپای شرقی را نیز فراگرفت، دو آلمان متحد شده و پیمان دفاعی ورشو متلاشی شد.
بروز جنگ میان ارمنستان و آذربایجان بر سر قرهباغ، حوادث خونین در تفلیس و باکو به دست ارتش شوروی و کودتای 19 اوت 1991 در مسکو، عوامل دیگر موثر فروپاشی بزرگترین ابرقدرت شرق بود.
در جریان حوادث 19 اوت، کمونیستهای ناراضی از سیاستهای گورباچف که وی را عامل اصلاحات و فراهم ساختن مقدمات فروپاشی میدانستند در غیاب وی در مسکو، کودتا کردند.
اعتراض مردم اجازه نداد آنها بیش از سه روز روی کار بمانند، یلتسین و اطرافیان وی کودتاچیان را مجبور به تسلیم کرده و گورباچف به مسکو بازگشت.
اما وی پس از این حادثه نتوانست قدرت سابق خود را باز ستاند و در تاریخ 25 دسامبر نیز بطور رسمی استعفای خود را اعلام کرد.
در همین روز سران 11 جمهوری سابق شوروی (بجز گرجستان) در آلماتا پایتخت وقت قزاقستان به جامعه کشورهای همسود پیوستند.
گورباچف آخرین رئیسجمهوری شوروی در سال 1985 به قدرت رسیده بود و اصلاحات مورد نظر وی به فروپاشی منجر شد.
شعار اساسی وی برای شوروی سوسیالیسم با چهره انسانی بود و قصد داشت با دمکراسی، شفافیت و پرسترویکا (بازسازی)، ساختار حزب کمونیست را نیز در این جهت اصلاح کند.
مقاومت سرسختانه کمونیستها و محافظهکاران در مقابل این وضعیت، امواج ایجاد شده بر اثر این جریان و آزادی بیسابقه مطبوعات و تلویزیون باعث شد حزب کمونیست و گورباچف بزرگترین قربانیان باشند.
نقش آمریکا و غرب در حادثه فروپاشی شوروی، که با یکدیگر در حال گذراندن دوران جنگ سرد بودند را نباید از یاد برد گرچه آمریکا مدعی شد که مایل به فروپاشی شوروی نبود و این نگرانی بیشتر بخاطر ترس از آینده سلاحهای اتمی این امپراتوری بود.
در اوکراین و بلاروس نیز مقادیر قابل توجهی سلاح هستهای موجود بود و آمریکا تنها زمانی که این سلاحها به روسیه انتقال یافت و با یلتسین در مورد همزیستی به توافق رسید، اعلام نمود که شوروی بخاطر شکست در جنگ سرد به موجودیت خود پایان داد.
همه جمهوریهای شوروی پس از فروپاشی، دوران سختی را سپری کرده و میتوان گفت هیچیک از آنها حتی روسیه هنوز هم به سطح پیشرفت علمی و صنعتی خود در دوره شوروی بازنگشتند.
روسیه نیز اینک در مرزهای چند قرن پیش قرار گرفته و خود را بیشتر با امپراتوری شوروی- تزاری مقایسه میکند.
استفاده از آرم و پرچم تزاری و سرود ملی شوروی مؤید این امر است و میلیونها نفر از مردم روسیه نیز مایلند دستاوردهای شوروی سابق را به عنوان افتخارات خود به یاد آورند.
دولت مقتدر، پرواز یوری گاگارین به فضا پیشرفتهای پزشکی، علمی و آموزشی و مهدهای رایگان برای کودکان از جمله این رویاها هستند.
بخشی از مخالفان با فروپاشی شوروی نیز، فروپاشی اخلاقی گسترده و شیوع مصرفگرایی، خشونت متاثر از فیلمهای آمریکایی، اعتیاد و رشد مرگ و میر را سند ادعای خود میدانند.
به عقیده یک کارشناس روس، با وجود تجربه شکلگیری و فروپاشی شوروی، ظاهرا هنوز تاریخ آموزگار خوبی نیست.
اتفاق روی داده در مورد شوروی به سهولت میتواند در اتحادیه اروپا یا پیمان ناتو نیز رخ دهد چرا که همان کشورهایی وارد این دو شدهاند که خود قبلا به فروپاشی شوروی کمک کرده بودند.