دکتر بهرام امیراحمدیان
گرجستان دارای موقعیت ژئوپلتیک بسیار مهمی است که استقرار این کشور در بخش غربی قفقاز، ارتباط بین فضای مسدود قفقاز جنوبی، منطقه دریای خزر و آسیای مرکزی را با اروپا و جهان خارج برقرار میسازد. به همین جهت خط لوله باکو- تفلیس- جیحان، با گذر از دالان قفقاز و با عبور از قلمرو گرجستان، به سوی ترکیه و دریای مدیترانه کشیده شده است. اکنون گرجستان با به دست آوردن این اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قصد آن دارد که تمامی مسائل خود را در چارچوب این اهمیت مطرح و حل کند.
پس از روی کار آمدن ساکاشویلی، رئیسجمهوری جدید در سال 2003 که در پی جنبش مردمی با نافرمانیهای مدنی به انقلابی مخملین روی کار آمد، در سرلوحه شعارهای انقلابی، علاوه بر آزادیهای مدنی، پیوستن به ساختارهای یوروآتلانتیکی، پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو و خروج از محور روسیه و مهمتر از همه بازگرداندن تمامیت ارضی گرجستان و برقراری وحدت ملی را وعده داد. اگرچه بهبود اوضاع اقتصادی جزو اولویتهای نخست رئیسجمهوری و تیم همراه او بود (از جمله خانم بورجا نادزه رئیس پارلمان و زوراب ژواینا نخستوزیر) ولی به جهت ساختار اقتصادی نابسامان باقیمانده از دوره شوروی، بدون سرمایهگذاری خارجی امکان نوسازی و برپایی اقتصاد گرجستان وجود نداشت.
برخلاف وعدههای آمریکا برای کمک به انقلاب رزیا مخملی، هیچ کمک اقتصادی قابل توجهی برای بازسازی کشور و اقتصاد از جمله بخش صنعت، دریافت نشد و گرجستان همچنان با مشکلات اقتصادی قبلی یا شاید بیشتر، مواجه است. به همین سبب روی آوردن دولت گرجستان به ساختارهای نظامی، سیاسی و استراتژیک و مشارکت با غرب برای بیرون راندن روسیه از عرصه ژئوپلتیک قفقاز روی آورد که هم تسکین آلام دهههای متمادی ستم روسها باشد و هم اینکه از شر وجود آنان خلاص شود. روسیه از دوره جنگ سرد در چهار نقطه غربی (باتومی و سخومی یا گردائوتا)، جنوبی و هممرز با ترکیه (آخال کلاکی) و مرکزی (وازیانی در تفلیس) پایگاههای نظامی داشت. پس از استقلال گرجستان در سه نقطه جمهوری یکی در شمال (استان خودمختار اوستیای جنوبی)، دیگری در جنوبغربی (جمهوری خودمختارآجاریا- عمدتا مسلماننشین و هم مرز با ترکیه) و شمال غربی (جمهوری خودمختار آبخازیا) با بحران تجزیهطلبی روبهرو شد که در دو مورد این جداییطلبی همراه با جنگ و خونریزی به جدایی دو فاکتوری آنان از گرجستان منتهی شد (اوستیای جنوبی و آبخازیا) و در یک مورد، کشمکش بین دولت مرکزی و دولت محلی آجاریای مسلمان به رهبری آصلان آباشیدزه همچنان ادامه داشت ولی خشونت و درگیری مسلحانه روی نداده و این واحد سیاسی مستمر و به تنهایی خود را اداره میکرد. ساکاشویلی رئیسجمهوری موفق شد در همان ماههای اولیه زمامداری، با چراغ سبز روسیه مسئله را حل کند و بدون جنگ و خونریزی و با وساطت روسیه در انتقال آرام آباشیدزه به مسکو، آجاریا در ترکیب دولت مرکزی قرار گرفت. اما مسئله اوستیای جنوبی و آبخازیا همچنان لاینحل باقیماند. در سالهای اولیه استقلال که دو نقطه اوستیای جنوبی و آبخازیا درگیری مسلحانه پیش آمد، با ابتکار صلح روسیه و گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا آتشبس اعلام و بین مناطق جداییطلب و بقیه قلمرو گرجستان نیروهای حافظ صلح مستقر شدند.
این دو منطقه شورشی برخلاف آجاریا که با روسیه هممرز نبود، با روسیه هممرز هستند. دولت مرکزی گرجستان، روسیه را متهم به تامین تسلیحاتی وحمایت از این دو منطقه میکند و خواستار تغییر ترکیب نیروهای حافظ صلح است. رئیسجمهور گرجستان بارها به این مسئله اعتراض کرده است و از مجامع بینالمللی برای حل مسئله کمک خواسته است. اما اوستهای ساکن در اوستیای جنوبی که خواهان پیوستن به اوستیای شمالی در ترکیب فدراسیون روسیه در شمال قفقاز هستند، با گرجیها از نظر قومی و فرهنگی تجانس ندارند. آنان خود را از آلانهای ایرانی میدانند. بنابراین یا خواهان استقلال هستند (که در آیندهای نزدیک همهپرسی استقلال را برگزار خواهند کرد) یا پیوستن به اوستیای شمالی یا همان روسیه هستند. گفته میشود تعداد زیادی از آنها پاسپورت روسی دارند. تنشهای موجود بین دولت مرکزی و اوستیای جنوبی از ماهها پیش با حمله گرجستان به این منطقه و بمباران موضعی آغاز شده است. ایجاد تضییقات برای نیروهای روسی، اعتراضات دولت گرجستان به حضور نظامی روسیه و درخواست تخلیه پایگاههای نظامی و تعلل روسیه در آن، همه کاسه صبر گرجیها را لبریز کرده است.
برگزاری دومین دوره ریاست جمهوری آبخازیا در سال گذشته میلادی نیز از دیگر موضوعاتی است که دولت گرجستان را از دستیابی به شعارهای وحدت و تمامیت ارضی دور میسازد و اقتصاد نابسامان آن را به سوی اقتصاد سیاسی و نظامی سوق میدهد. دخالتهای روسیه بنا به ادعای گرجستان در آبخازیا بیشتر است و به کمکهای نظامی، اقتصادی و سیاسی منتهی شده است. صدور پاسپورت روسی به شهروندان آبخازیا ازجمله اعتراضات تفلیس به مسکو است که روابط را شکنندهتر میسازد.
اما روسیه که در مرزهای جنوبی خود با تحولات گسترش ناتو و از دست دادن همپیمانان قدیمی مواجه شده است، در این نقطه نفوذ خود را از دست میدهد. خط لوله باکو- جیحان و حضور آمریکا در مرزهای جنوبی بهشدت به نگرانیهای امنیت ملی روسیه دامن زده است.