رسول سناییراد
1- در همانحال که آمریکاییها، لفاظی و ضربآهنگ جنگ روانی خود را شدت میبخشیدند، برخی خبرگزاریها به برگزاری سمیناری از سوی مرکز مطالعات بینالمللی دانشگاه MIT اشاره داشتند که قرار بود در آن ضمن بررسی آموزههای انقلاب مخملین در بلوک شرق و علل عدم کارآیی آن در فروپاشی انقلاب اسلامی، به نقش فدرالیته در پیشبرد دمکراسی!؟ در ایران نیز پراخته شود. جالب اینکه ظاهراً قرار بود این موضوعات توسط گروهی آمریکایی در کنار 15 نفر مدعوین ایرانی مورد بررسی قرار بگیرد که گرچه برخی با اطلاع از اهداف شوم بیگانگان از پذیرش دعوت خودداری نمودند، اما برخی دیگر مثل عبدالله مومنی از اعضای افراطی دفتر تحکیم و هاشم آغاجری از افراد منسوب به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در حین خروج از کشور برای شرکت در این نشست، با ممانعت مأموران مواجه و از سفر بازداشته شدند.
2- همچنین در خبر دیگری آمده بود که یک گروه ویژه در وزارت خارجه آمریکا با حضور تعدادی از دستاندرکاران سابق احزاب و روزنامههای زنجیرهای دوم خردادی به بررسی راههای براندازی نظام جمهوری اسلامی میپردازند که در آن تعدادی از کارشناسان خاورمیانهای این وزارتخانه نیز حضور دارند. اسامی پنج نفر ایرانی خارجهنشین عبارت بودند از سعید رضوی فقیه و حسین باستانی (اعضای سابق دفتر تحکیم و شورای سردبیری ارگان حزب مشارکت)، علی افشاری و اکبر عطری (اعضای سابق دفتر تحکیم) و محسن سازگارا (فعال سیاسی و از چهرههای منتسب به ملی ـ مذهبیها).
این گروه قبلاً نیز با نظارت الیزابت چنی، دختر بزرگ دیک چنی معاون رئیسجمهور آمریکا فعالیت میکردهاند.
3- علاوه بر موارد فوق مدتی است برخی از فعالان در عرصه روزنامهنگاری و خبرنگاری نیز از سوی محافل خارجی دعوت شده و ظاهراً دورهها یا کارگاههای آموزشی ویژهای را پشتسر میگذرانند که اهداف دعوتکنندگان و محتوای آموزههای تحویلی به آنان محل تردید و ابهام است.
4- افزایش کمک به فعالیتهای رسانهای و فرهنگی گروههای اپوزیسیون ایرانی نیز از جمله اقداماتی است که در سال گذشته کنگره آمریکا مجوز آن را صادر کرده و انتظار میرود در سال آینده نیز تکرار شود و به دو برابر برسد.
مجموعه خبرهای فوق حاکی از حرکتی سازماندهی شده برای جهتدهی و فعال نمودن شبکههای رسانهای، روشنفکری و فعالان سیاسی در راستای اهداف مداخلهجویانه آمریکا است که متاسفانه همزمان با تشدید جنگ روانی علیه کشورمان، آنان را به عنوان ستون پنجم و پیادهنظام خویش در عرصه فرهنگی و تبلیغی مورد استفاده قرار میدهد.
اعلام این قبیل اخبار و افشاء آن از سوی عوامل و رسانهها نیز بخشی از اقدامات تبلیغی بیگانه است که همراهی بخشی از عوامل شبهروشنفکری و رسانهای ایرانی را با اهداف براندازانه آمریکا به نمایش گذارد و ماهیت این قبیل افراد نیز از قبل شناخته شده و روشن بوده است، اما آنچه مهم است اینکه برخی از این عوامل هنوز با برخی احزاب و جریانات سیاسی درون نظام در ارتباط بوده و گاهی به بهانههای واهی در کنگرههای حزبی مورد تجلیل و حمایت نیز قرار گرفته و میگیرند. به نظر میرسد افشاء واقعیتها، ایجاب مینماید این قبیل احزاب و جریانات تکلیف خویش را نسبت به این جریان وابسته و خائن به مردم روشن ساخته و ادامه حرکت چنین چهرههای لو رفتهای را در سایه و حاشیه امن احزاب داخلی ندهند.
حال که دشمن با سازماندهی ناتوی فرهنگی به تهاجم علیه منافع ملی و مصالح کشورمان رو آورده این قبیل اشخاص نقش ستون پنجم و پیادهنظام دشمن را برعهده گرفتهاند که پوشش ایرانی و زبان فارسی آنان نباید بر ماهیت وابستگی و خیانتآمیزشان سایه تردید اندازد.