فرهاد فرجاد
گرجستان در 9 آوریل 1991، کمی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اعلام استقلال کرد. یک ماه بعد، «زویادگا مساخوردیا» به عنوان نخستین رئیسجمهور گرجستان مستقل انتخاب شد. اما کودتای خونینی که از 22 دسامبر 91 آغاز و تا 6 ژانویه 92 ادامه یافت، وی را از اریکه قدرت به پایین کشید. این کودتا که از سوی وابستگان گارد ملی و یک سازمان شبه نظامی موسوم به «مخدریونی» (با پشتیبانی ارتش سوریه) رهبری میشد، کشور را به سمت جنگی داخلی سوق داد. ناآرامیها تا سال 95 ادامه داشت و در این مدت ادوارد شواردنادزه پس از بازگشت به گرجستان و پیوستن به رهبران کودتا («کیتوانی» و «یوسلیانی»)، رهبری گروه سه نفره موسوم به «شورای کشوری» را برعهده گیرد.
در سال 95 شواردنادزه بهطور رسمی به عنوان رئیسجمهوری گرجستان انتخاب شد. انتخابات سال 2000 نیز نتیجهای مشابه داشت تا دومین دوره ریاست جمهوری او آغاز شود. همزمان، دو منطقه «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» به عرصه مناقشه و ستیز دولت با جداییطلبان مورد حمایت روسیه تبدیل شده بود.
در نتیجه این مناقشات داخلی، افزون بر 250 هزار گرجستانی قربانی پاکسازی قومی و هجمه جداییطلبان آبخازیا و دیگر شبهنظامیان شمال قفقاز (ازجمله چچن) شدند.
به دنبال ادعای مخالفان دولت و ناظران بینالمللی مبنی بر بروز تخلف در انتخابات پارلمانی دوم نوامبر 2003 و شکلگیری «انقلاب سرخ» به رهبری «میخائیل ساکاشویلی» «زوراب ژاواینا» و «نینوبور جانادزه» (رهبران اعضای پیشین حزب حاکم دولت)، شواردنادزه از قدرت کناره گرفت. سپس میخائیل ساکاشویلی با شعارهایی مبنی بر جبران آثار پاکسازیهای قومی و بازگشت آوارگان به موطن اصلی خود، فاتح انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 شد. انقلاب سرخ یکسری از اصلاحات را در راستای تحکیم توان نظامی و اقتصادی کشور به همراه داشت. اما ناآرامیهای داخلی تمامی نداشت. تلاش دولت برای بازیابی قدرت در جمهوری خودمختار آجاریا (جنوب غربی)، در اوایل سال 2004 به بالا گرفتن تنش و درگیری منجر شد.
موفقیت نسبی ساکاشویلی در آجاریا موجب شد تا او دامنه فشار خود را به دیگر مناطق خودمختار گرجستان نیز تسری دهد. اما نتیجه در اوستیای جنوبی موفقیتآمیز نبود.
از آن پس، ساکاشویلی تقویت نیروهای مسلح را جزو اولویتهای خود قرار داده و درهمین راستا، شمار نظامیان را به 26 هزار نفر افزایش داده است. از این شمار، پنج هزار نفر تحت تعلیم مستقیم نظامیان امریکایی قرار داشتهاند.
گرجستان همچنین تعدادی از نیروهای نظامی خود را با الحاق به نیروهای ائتلاف بینالمللی در عراق مستقر کرده است. گرجستان علاوهبر آنکه با همسایگان مستقیم خود شامل ارمنستان، آذربایجان و ترکیه روابط دوستانهای دارد، سطح تماس خود را با اوکراین بهشدت افزایش داده است. این کشور در تلاش است تا به عضویت کامل درآمده و دامنه قدرت بینالمللی خود را افزایش دهد. درحقیقت ساکاشویلی عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو را در برنامههای بلندمدت خود گنجانده است. وی از آنجا که میل ندارد گرجستان به عرصه تقابل روسیه و امریکا تبدیل شود روابط خود را با ایالات متحده نزدیکتر ساخته و درعینحال، از همکاریهای اقتصادی با روسیه نیز غافل نشده است. به لحاظ تاریخی، اقتصاد گرجستان همواره بر زراعت و گردشگری استوار بوده است، اما پس از فروپاشی شوروی در سال 91 و نیاز کشور به اتخاذ سیاستهای نوین اقتصادی، گرجستان به سمت کاپیتالیسم و اقتصاد بازار آزاد گام برداشت. ب
راساس گزارش بانکجهانی، گرجستان رتبه نخست اصلاحات اقتصادی را بین تمام کشورهای جهان داراست و در فهرست «آسانسازی تجارت» نیز رتبه سیوهفتم دنیا را به خود اختصاص داده است. با اینحال، فقر گرجستان در منابع انرژی باعث شده تا کشور را به شدت نیازمند واردات گاز و نفت کند. توسعه کریدورهای حملونقل در منطقه کلیدی دریای سیاه گزینهای است که میتواند گرجستان را در بلندمدت به افقهای نوین اقتصادی هدایت کند.